بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,728

«جنبش دفاع از حقوق زن» در گفتمان مقام معظم رهبري (مد ظله)

  1391/7/6
خلاصه: از جمله مسائل اساسي زن و خانواده، که به طور مشخص پرداختن به آنان مورد تأکيد مقام معظم رهبري قرار گرفته است، مسئله‌ي ارتقاي کيفيت برخورد زن و مرد در اخلاق اسلامى و قانون اسلامى و مسئله‌ي حجاب است که تحت عنوان مسائل اجتماعي و خانوادگي قابل پرداخت هستند.
زن در قاب اسلام
از جمله مسائل اساسي زن و خانواده، که به طور مشخص پرداختن به آنان مورد تأکيد مقام معظم رهبري قرار گرفته است، مسئله‌ي ارتقاي کيفيت برخورد زن و مرد در اخلاق اسلامى و قانون اسلامى و مسئله‌ي حجاب است که تحت عنوان مسائل اجتماعي و خانوادگي قابل پرداخت هستند.
 
گروه فرهنگي - اجتماعي برهان/ راحله کاردواني؛ مقام معظم رهبري (مد ظله) در بيانات متعددي در جمع گروه‌هايي از بانوان کشورمان، با عنايت به مسئله‌ي حقوق زن، به ترسيم اهداف و ويژگي‌هاي جنبش دفاع از حقوق زن در 2 ديدگاه اسلامي و غربي و بيان تفاوت‌هاي اين 2 رويکرد پرداخته‌اند و اهداف مورد تأييد و تأکيد براي جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي دفاع از حقوق زن را بيان داشته‌اند. در اين نوشتار برآنيم با رجوع به بيانات ايشان، چرايي و ضرورت دفاع از حقوق زن، مسائل اساسي زنان در جوامع، تفاوت‌هاي اهداف و ويژگي‌هاي جنبش‌هاي اسلامي و غربي در اين باره، آسيب‌شناسي اهداف غرب و در انتها مسائل پيش رو و مورد تأکيد جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي دفاع از حقوق زن را مطرح کنيم.
 
چرايي و ضرورت جنبش دفاع از حقوق زن
 
شايد براي بسياري از افراد جامعه اين سؤال اساسي وجود داشته باشد که «چرا و به دليل وجود کدام ضرورت مي‌بايست به مسئله‌ي زن و دفاع از حقوق وي توجه نمود؟»
 
مقام معظم رهبري در سخنان خود به اين موضوع به صورت‌هاي متفاوتي اشاره کرده‌اند؛ گاهي با اشاره به ظلم‌ها و ستم‌هاي تاريخي به زن و وجود نياز اساسي به جبران آن و گاهي با توجه به نقش بي‌بديل زن در اصلاح و پيشبرد اهداف خانواده و جامعه. در بيانات ايشان، مکرراً مسئله‌ي زن و ابعاد حرکت يا جنبش براي دفاع از حقوق زن مطرح شده است.
 
ايشان مسئله‌ي زن را در عصر حاضر با عنوان «بحران» ياد مي کنند: «مسئله‌ى زن ‌ـ‌که امروز در دنيا بايد به عنوان بحران زن آن را ناميد‌ـ يکى از اساسى‌ترين مسائلهر تمدنى، هر جامعه‌اى و هر کشورى است.» [1]ايشان در راستاي حل مسائل زنان، مطالبه‌ي نهضت و حرکتي اساسي را دارند:
 
«حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جوامع اسلامى و در جامعه‌ي ماحتماً بايد انجام گيرد؛ منتها بر مبناى اسلامى و با هدف اسلامى. يک عده نگويند که اين چه نهضتى است، اين چه حرکتى است؛ مگر زن در جامعه‌ي ما چه کم دارد؟ متأسفانه ممکناست بعضى اين گونه فکر کنند. اين ظاهربينى است. زن در همه‌ي جوامع ‌ـ‌از جمله درجامعه‌ي ما‌ـ گرفتار ستم و دچار کمبودهايى است که بر او تحميل مى‌شود؛ اما اين کمبود، کمبود آزادى به معناى بى‌بندوبارى نيست. اين کمبود، کمبود ميدان‌ها و فرصت‌ها براىعلم و معرفت و تربيت و اخلاق و پيشرفت و شکوفايى استعدادهاست. اين را بايد تأمين وجست‌وجو کرد. اين همان چيزى است که اسلام بر روى آن تکيه کرده است.» [2]
 
رهبري در بيان اهميت ويژه‌ي نقش زنان در اصلاح جامعه بيان داشته‌اند:
 
«اصلاح جامعه با اصلاح زنان است.» [3] همچنين ايشان در راستاي احقاق حقوق زن، به عنوان نيمي از نيروي تعيين‌کننده در پيشبرد اهداف جامعه، همه‌ي اقشار به ويژه بانوان را موظف به تلاش مي‌دانند:
 
«يک کشور اگر مى‌خواهد به معناىواقعى بازسازى کند، بايد بيشترين تکيه و بيشترين نگاه و توجهش به انسان و نيروىانسانى باشد. وقتى که صحبت از نيروى انسانى است، بايد توجه کنيم که نصف جمعيت کشورو نيمى از نيروى انسانى، بانوان کشورند. اگر بينش غلطى در مورد زن وجود داشته باشد، بازسازى به معناى حقيقى و در سطح وسيع آن، شدنى نيست. هم خودِ بانوان کشور بايد نسبت به موضوع زن از نظر اسلام، داراى آگاهى کافى و لازم باشند تا بتوانند بااتّکا به نظر والاى دين مقدس اسلام، از حقوق خود به طور کامل دفع کنند و هم همه‌ىافراد جامعه و مردان در کشور اسلامى بايد بدانند که نظر اسلام در مورد زن، حضور زندر عرصه‌هاى زندگى، فعاليت زنان، تحصيل زنان، کار و تلاش اجتماعى و سياسى واقتصادى و علمى زنان، نقش زن در خانواده و نقش زن در بيرون از خانوادهچيست.» [4]
 
مقام معظم رهبري، در جايي ديگر، اين مطالبه را اين گونه بيان داشته‌اند: «من از همين جا به دستگاه‌هاى تحقيقاتى، به پژوهشگاه‌ها،به دانشگاه‌ها، به حوزه‌هاى علميه و به صاحب‌نظران توصيه مي‌کنم و از آن‌ها مطالبهمي‌کنم که در اين زمينه کار کنند. مسئله، مسئله‌ى مهمى است. ما اگر در مسئله‌ى زن درکشورِ خودمان خوب کار کنيم، اين خدمت به جامعه‌ي زنان در همه‌ى دنياست؛ خدمت حقيقي است به مجموعه‌ى زنان در همه‌ى عالم.» [5]
 
همچنين ايشان کار در اين زمينه را تا کنون ناکافي دانسته‌اند و در اين باره بيان داشته‌اند:
 
«مسئله‌ى زن و خانواده، با همه‌ى کارى که شده است ‌ـ‌شما کرده‌ايد، ديگران کرده‌اند‌ـ همچنان يک مسئله‌ى مهم و قابل بحث و قابل توسّع در انديشه‌ورزىاست.» [6]
 
رهبر انقلاب کار در اين زمينه را نيازمند کار فرهنگي بزرگي مي‌دانند: «درباره‌ي مسئله‌ي زن، حقوق زن، رفع ستم از زنان و فراهم کردن زمينه‌هاى مناسب براى زنانِ کشورمان، لازم است کار فرهنگى بزرگى انجام گيرد.» [7]بنابراين در نظر رهبري انقلاب يکي از نيازهاي فرهنگي و تحقيقاتي جامعه‌ي امروز ما تفکر و فعاليت در زمينه‌ي حقوق زنان است.
 
مسائل اساسي زنان در جوامع
 
اساس مشکل درباره‌ي مسئله‌ي زن در جامعه، که توليد بحران در اين زمينه نموده، در ديدگاه مقام معظم رهبري، 2 چيز است: اول، نگاه غلط و بد فهميدن جايگاه و شأن زن در جامعه و دوم، بد فهميدن مسئله‌ي خانواده و بد عملکردن در رفتارهاى داخل خانواده. [8] 
 
در نظر رهبري انقلاب يکي از نيازهاي فرهنگي و تحقيقاتي جامعه‌ي امروز ما تفکر و فعاليت در زمينه‌ي حقوق زنان است.
 
ايشان در مورد مسئله‌ى اول، که جايگاهزن در جامعه است، اشکال را در نامعادله‌اي مي‌دانند که به تدريج به وجود آمده است که در آن، يک طرف ذى‌نفع و طرف ديگر مورد انتفاع است. ايشان طرفِ ذى‌نفع را مرد و طرفِ مورد انتفاع را زن مي‌دانند. ايشان جوامع غربي را عامل ايجاد و گسترش اين نامعادله در ميان تمامي جوامع مي‌دانند:
 
«اين [نامعادله] به طور آرام، با تدريج، با شيوه‌هاى گوناگون، با تبليغات مختلف، در طول ده‌ها سال ‌ـ‌که شايد به 100 سال، 150 سالبرسد که من دقيق نمي‌توانم بگويم و اين مسئله قابل تحقيق است‌ـ‌ در جوامع غربى دردرجه‌ى اول و بعد در جوامع ديگر جا افتاده [است].» [9]
 
رهبري (معظم له) در تعريف و چگونگي شکل‌گيري اين نامعادله‌ي اجتماعي در روابط زن و مرد بيان مي‌دارند:
 
«در شأن اجتماعى، زن را اين جورى معرفى کردند: زن به عنوان يک موجودى که مورد انتفاع مرد بايد قراربگيرد. لذا در فرهنگ غربى اگر زن بخواهد در جامعه نمود پيدا کند، شخصيت پيدا کند، حتماً بايد از جذابيت‌هاى جنسىِ خودش چيزى را ارائه بدهد. حتى در مجالس رسمى، نوعپوشش زن بايد جورى باشد که براى طرف ذى‌نفع و منتفع ‌ـ‌يعنى طرف مرد‌ـ چشم‌نواز باشد. به نظر من، بزرگ‌ترين ضربه، بزرگ‌ترين اهانت، بزرگ‌ترين حق‌کشى که در زمينه‌ي مسئله‌ي زن انجام گرفته همين است...» [10]
 
آنچه اين نامعادله را تقويت کرده است و هدف گسترش روزافزون آن را دنبال مي‌کند در بياناتي ديگر از رهبري مطرح شده است. ايشان مي‌فرمايند جنجال عليه ملل و جوامعي که خلاف اين نامعادله‌ي اجتماعي در روابط زن و مرد را قبول کرده‌اند يکي از ابزارهاي آن‌ها براي گسترش اين نامعادله است:
 
«اگر کسى خلاف اين را بگويد، عليه او جنجال مي‌کنند. فرض کنيم اگر در يک جامعه‌اى مسئله‌ي آرايش زنان و تبرّج زنان درمحيط‌هاى عمومى محکوم شود، جنجال بلند خواهد شد. اگر نقطه‌ي مقابل آن انجام بگيرد ‌ـ‌يعنى در يک جامعه‌اى عريانى زنان مطرح شود‌ـ هيچ سروصدايى در دنيا بلند نمي‌شود، اما وقتى پوشش زن، عدم تبرّج زن، آرايش نکردن زن در جامعه مطرح شود، دستگاه‌هاىمسلط تبليغاتى دنيا سر بلند مي‌کنند، جنجال مي‌کنند. اين نشان‌دهنده‌ي اين است که يکفرهنگى، يک سياستى، يک راهبردى وجود دارد که سال‌هاى متمادى است دنبال مي‌شود و پايه‌اش اين است که اين جايگاه، اين شأن، اين موقعيت غلط و اهانت‌آميز را براى زن تثبيت کنند و متأسفانه کرده‌اند.»[11]
 
از نظر مقام معظم رهبري، ابزار ديگري که مبلغان اين ديدگاه دنبال مي‌کنند تحريم و مبارزه با ارزش‌هايي چون «حجاب» است که به طور قطع به بر هم زدن و ورود خدشه در هدف مورد نظر آنان مي‌انجامد:
 
«شما مى‌بينيد در غرب با حجاب تدريجاً بهصورت علنى دارد مخالفت مي‌شود. عنوانى که براى اين مخالفت ذکر مي‌کنند اين است که مي‌گويند حجاب نماد يک حرکت مذهبى است؛ ما نمي‌خواهيم در جوامع ما ‌ـ‌که جوامع لائيک هستند‌ـ نمادهاى مذهبى مطرح شوند. به نظر من اين دروغ است؛ بحث مذهب و غيرمذهب نيست. بحث اين است که سياست راهبردىِ اساسىِ بنيانى غرب بر عرضه شدن و هرزه شدن زناست و حجاب مخالف آن است. حتى اگر چنانچه حجاب ناشى از يک انگيزه و ايمان ديني هم نباشد، با آن مخالفت مي‌کنند.» [12]
 
تبعات اين گونه مخالفت‌ها و تبليغات ويرانگر در جوامع بايد مورد توجه قرار گيرد، چرا که اين مسئله تبعات بسيار جانکاه خودش را در جوامع بشرى به وجود آورده است:
 
«سست شدن بنيان خانواده، آمار گريه‌آور و تأسف‌بار تجارت زنان، پديده‌ي کودکان نامشروع، پديده‌ي زندگى‌هاى مشترکى که بدون ازدواج انجام مي‌گيرد؛ يعنى در حقيقت نابود کردن کانون خانواده و محيط گرم و صميمىخانواده و برکات خانواده، محروم کردن بشر از اين برکات، اين‌ها همه ناشى از مشکل اول است.» [[13]]
 
در زمينه‌ي روابط اجتماعي زن و مرد، رهبري (معظم له) يکي از مصاديق ظلم به زن را محروم کردن وي از حقوق اجتماعي، مانند عدم ايجاد زمينه‌هاي تحصيل و فعاليت اجتماعي سالم، دانسته‌اند و در اين باره بيان داشته‌اند:
 
«اگر زن محيط امن و توأم با امنيتى براى درس خواندن، براى کار کردن، براى احياناً کسب درآمد و براى استراحت نداشته باشد، اين ظلم و ستمکارى است. هر کس که موجب اين ظلم شود بايد قانون و جامعه‌ي اسلامى با او مقابله کند. چنانچه نگذارند زن به تحصيلات صحيحو به علم و معرفت دست پيدا کند، اين ظلم است. اگر شرايط طورى باشد که زن فرصت پيدانکند به خاطر زيادى کار و فشار کارهاى گوناگون، به اخلاق خود، به دين خود و بهمعرفت خود برسد، اين ظلم است. اگر زن امکان پيدا نکند که از مايملک خود به طورمستقل و با اراده‌ي خود استفاده کند، اين ظلم است. اگر به زن در هنگام ازدواج، شوهرىتحميل شود ‌ـ‌يعنى خود او در انتخاب شوهر نقشى نداشته باشد و اراده و ميل او مورداعتنا قرار نگيرد‌ـ اين ظلم است. اگر زن ‌ـ‌چه آن وقتى که داخل خانه با خانواده زندگىمى‌کند و چه در صورتى که از شوهر جدا مى‌شود‌ـ نتواند از فرزند خود بهره‌ي عاطفى لازمرا ببرد، اين ظلم است. اگر زن استعدادى دارد ‌ـ‌مثلاً استعداد علمى دارد، استعدادبراى اختراعات و اکتشافات دارد، استعداد سياسى دارد، استعداد کارهاى اجتماعى دارد‌ـ اما نمى‌گذراند از اين استعداد استفاده کند و اين استعداد شکوفا شود، ظلم است.» [14]
 
رهبر انقلاب (مد ظله) پيرامون بخش دوم از مشکل زنان، يعني «تنظيم روابط زن و شوهر در درون خانواده»، که آن را معيوب‌ترين بخش مسئله‌ي زن در حال حاضر معرفي مي‌نمايند بيان داشته‌اند:
 
«اگر کسى بخواهد در زمينه‌ي مسائل زنان، زبان بهانتقاد باز کند، بيشترين نقطه‌نظر در اين بخش خواهد بود؛ يعنى به نظر من روابط زن وشوهر در درون خانواده، آن روابطى که مورد نظر اسلام و قرآن است، نيست! اين البته معلول عوامل فراوانى است و مخصوص ايران هم نيست. تقريباً در همه جاى دنيا چنين چيزهايى وجود دارد، منتها با تفاوت‌هايى.» [15]
 
ايشان روابط درون‌خانوادگي را در شکل خاصي از آن، مصداق ظلم به زن عنوان کرده‌اند و بيان داشته‌اند: «طبيعت الهىِ زن و مرد در محيط خانواده، طبيعتى است که براى زن و براىمرد رابطه‌اى في‌مابين به وجود مى‌آورد که آن رابطه، رابطه‌ي عشق و مهربانى است. اگر اين رابطه تغيير پيدا کرد، اگر مرد در خانه احساس مالکيت کرد،اگر به چشم استخدام و استثمار به زن نگاه کرد، اين ظلم است، که متأسفانه خيلى ازمردان اين ظلم را مى‌کنند.»[16]
 
در زمينه‌ي روابط اجتماعي زن و مرد، رهبري (معظم له) يکي از مصاديق ظلم به زن را محروم کردن وي از حقوق اجتماعي، مانند عدم ايجاد زمينه‌هاي تحصيل و فعاليت اجتماعي سالم، دانسته‌اند.
 
از جمله مسائل اساسي زن و خانواده، که به طور مشخص پرداختن به آنان مورد تأکيد مقام معظم رهبري قرار گرفته است، مسئله‌ي ارتقاي کيفيت برخورد زن و مرد در اخلاق اسلامى و قانون اسلامى و مسئله‌ي حجاب است که تحت عنوان مسائل اجتماعي و خانوادگي قابل پرداخت هستند.[17]
 
 
بنابراين مسائل اساسي زنان در عصر حاضر، در گفتمان مقام معظم رهبري، در 2 عرصه‌ي اجتماعي و خانوادگي مطرح شده است. ايشان مسئله‌ي اصلى زن را احساس آرامش و امنيت و احساس امکان بروز استعداد و مورد ستمقرار نگرفتن در جامعه و خانواده مي‌دانند و فعالان اين عرصه را دعوت به تلاش در اين زمينه‌ها مي‌کنند.
 
اهداف جنبش دفاع از حقوق زن در 2 ديدگاه اسلام و غرب
 
رهبر انقلاب با طرح 2 سؤال و بيان پاسخ آن‌ها، به ترسيم اهداف جنبش دفاع از حقوق زن مي‌پردازند. سؤال اول ايشان عبارت است از:
 
«ما که براى حقوق زنان يا براى فراهم کردن زمينه‌هاى تکامل و رفع ستم از زنان و درباره‌ي آنان صحبت مى‌کنيم، هدفمان چيست؟ هدف از اين تلاش‌ها، از اين نوشتن‌ها و گفتن‌ها و فعاليت‌هاى قانونى چيست؟» و سؤال دوم اينکه «براى اينکه در جامعه زن به جايگاه حقيقى خود نائلشود، ما چه شعارهايى را مى‌خواهيم مطرح کنيم و از چه وسايلى مى‌خواهيم استفاده کنيم؟ آيا آنچه ما امروز در ايران اسلامى مشاهده مى‌کنيم همان است که در کشورهاي غربي و کشورهايي که با فرهنگ غربي حرکت مي‌کنند وجود دارد؟» [18]
 
بنابراين شناخت اهداف و شعارها از مهم‌ترين پيش‌نيازهاي جنبش دفاع از حقوق زن به شمار مي‌رود. مقام معظم رهبري، در ترسيم اهداف جنبش، با تجزّي ميان 2 هدف متفاوت اسلامي و غيراسلامي، بيان داشته‌اند:
 
«براي تلاش فرهنگى و حقوقى در راه رسيدن زن به نقطه‌ي مطلوب، از لحاظ اجتماعى و از لحاظفردى، 2 گونه هدف مى‌شود تصوير کرد: يک هدف اين است که ما براى رسيدن زن به کمال وجودى خود تلاش کنيم، به مبارزه بپردازيم و بنويسيم و بگوييم؛ يعنى زن در جامعه، اولاً به حق انسانى و حقيقى خود برسد؛ ثانياً استعدادهاى او شکوفا شود و رشد حقيقى و انسانى پيدا کند و در نهايت به تکامل انسانى نائل گردد. زن در جامعه به صورت انسان کامل درآيد؛ انسانى که مى‌تواند به پيشرفت بشريت و جامعه‌ي خود کمک کند و در محدوده‌ي توانايي‌هاى خود، دنيا را به بهشت برين و زيبايى مبدل سازد. يک نوع هدف ديگر اين است که ما از اين گفتن و تلاش کردن و احياناً به مبارزه پرداختن بخواهيم يک نوع حالت تخاصم و جدايى و رقابت خصمانه ميان 2 جنس زن و مرد به وجود آوريم و دنيايى بر اساس رقابت بسازيم؛ کانّه در جامعه‌ي بشرى، مردان يک طرف قرار دارند، زنان هم در طرف ديگر و اين‌ها بر سر دستاوردى با هم نزاع مى‌کنند و زن مى‌خواهد در اين قسمت بر مرد غالب و فائق شود!» [19]
 
بنابراين رهبري در پاسخ به سؤال اول، 2 ديدگاه را در ترسيم هدف اصلي اين نهضت بيان مي‌کنند که به اذعان ايشان هدف اول، اسلامى و هدف دوم، کوته‌بينانه است و در تلاش‌هايى که در کشورهاى غربى مى‌شود، ردپاى هدف دوم بيشتر مشاهده مى‌شود.
 
در پاسخ به سؤال دوم نيز ايشان مطرح مي‌کنند:
 
«روش اسلامى ‌ـ‌يعنى آن چيزى که از مباحث اسلامى درباره‌ي زن و تعاريف اسلامى و معارف اسلامى مى‌شود فهميد‌ـ با آن چيزى که امروز در غرب وجود دارد متفاوت است.» [20]
 
 در واقع ايشان مي‌فرمايند شعارهاي متفاوتي در 2 ديدگاه اسلام و غرب در اين باره وجود دارد و بعضي حتي با يکديگر کاملاً متناقض‌اند و همين تفاوت در شعارها و اهداف 2 جنبش اسلامي و غربي است که به تبعات متفاوتي در جوامع مي‌انجامد.
 
شعار غرب در اين موضوع، در نظر مقام معظم رهبري (مد ظله) عبارت است از: «آنچه در غرب با عنوان شعار وجود دارد، در درجه‌ي اول آزادى زن است. آزادى معناى وسيعى را شامل مى‌شود؛ هم شامل آزادى از اسارت است، هم شامل آزادى از اخلاق ‌ـ‌چون اخلاق هم يک قيدوبند است‌ـ هم آزادى از نفوذ مبنى بر سوءاستفاده‌ي کارفرمايى است که زن را با مزد کمترى به کارگاه مى‌کشد و هم شامل آزادى از قوانينى است که زن را در مقابل شوهر، متعهّد مى‌کند.» [21]
 
اما سؤال اينجاست که آزادي مورد نظر غرب در دفاع از حقوق زن به چه معناست؟ در بيانات رهبري به اين سؤال اين گونه پاسخ داده شده است:
 
«متأسفانه در دنياى غرب، بيشتر متفاهم از اين آزادى، آزادى به معناى نادرست و مضرّ آن است؛ يعنى آزادى از قيدوبندهاى خانوادگى، آزادى از نفوذ مطلق مرد، آزادى از حتّى قيد ازدواج و تشکيل خانواده و پرورش فرزندان در آنجايى که هدفشهوانى زودگذرى در مقابل قرار گيرد، نه آزادى به معناى صحيح آن. لذا شما مى‌بينيد جزء حرف‌هايى که در دنياى غرب زده مى‌شود، مسئله‌ي آزادى سقط جنين است که اين نکته‌ي بسيار مهمى است و با اينکه ظاهر ساده و کوچکى دارد، اما باطن بسيار خطرناک و سهمگينى در اين سخن مضمر و مندرج است.» [22]
 
در طرح نظرات دين اسلام در اين باره نيز رهبري بيان داشته‌اند:
 
«اسلام طرفدار تکامل بشر است. براى اسلام، زن و مرد هيچ فرقىندارد. براى اسلام، جنس زن يا جنس مرد مطرح نيست؛ تکامل انسانى مطرح است. يک جا سخناز مرد گفته مى‌شود، يک جا سخن از زن. به يک مناسبت از زن تجليل مى‌شود، به يکمناسبت از مرد؛ چون 2 حصّه‌ي پيکره‌ي بشرند، 2 بخش وجود بشرى هستند. از لحاظ جنبه‌ي بشرى و جنبه‌ي الهى، هيچ تفاوتى با همديگر ندارند. لذا در قرآن آن وقتى که مى‌خواهدراجع به انسان‌هاى خوب يا انسان‌هاى بد مثل بزند، از زن مثل مى‌آورد: "وضرب اللَّه مثلاً للذين کفروا امرأه‌ي نوح و امرأه‌ي لوط" در مورد کسانى هم که مؤمن هستند، مثال مى‌زند: "امرأه‌ي فرعون" در هر 2 جا مثال و نمونه‌ي کامل راه خطا و راه صواب را از زن ذکر مى‌کند؛ يک جا هم راجع به مردان سخن مى‌گويد.» [23]
 
 
همچنين رهبري حکمت خلق جنسيت در انسان‌ها را مطرح مي‌کنند و بر اين اساس، وظايف جنبش دفاع از حقوق زن را با تأکيد بر شناخت طبيعت زن و مرد، اين گونه بيان مي‌دارند: «براى اسلام، جنس ‌ـ‌زن بودن و مرد بودن‌ـ مطرح نيست؛ تعالى و اخلاق بشرى مطرح است، بروز استعدادها مطرح است، انجام وظايفى که به هر کسى يا هر جنسى از جنس‌هاى بشرى متوجهاست، مطرح است، که براى اين بايد طبعاً طبيعت‌ها را شناخت.
 
اسلام طبيعت زن و طبيعت مرد را هم به خوبى مى‌شناسد. در اسلام آنچه که مطرح است عبارت است از تعادل؛ يعنىرعايت عدالت محض ميان افراد بشر، از جمله ميان جنس زن و جنس مرد. برابرى در حقوقمطرح است، اما در جايى ممکن است احکام زن با احکام مرد متفاوت باشد؛ همچنان که طبيعت زن با طبيعت مرد در بعضى از خصوصيات متفاوت است.
 
بنابراين بيشترين حقايق و بيشترين واقعيت‌هاى فطرت و طينت بشرى در مورد زن و مرد، در معارف اسلامى است. اگر ما امروز بخواهيم براى زنان کشورمان يک حرکت حقيقى و اساسىبکنيم تا زنان بتوانند به وضع مطلوب خودشان برسند، بايد به احکام اسلامى نظر داشته باشيم و از آن الهام بگيريم. براى ما روش را احکام اسلام معيّن مى‌کند. هر روش خردمندانه‌ي عقلايى را هم اسلام مى‌پسندد و قبول دارد. اگر تجربه‌اى در جايى باشد، مورد قبول است؛ اما تقليد نه. استفاده‌ي خردمندانه از تجربيات ديگران درست؛ اما تقليد، غلط [است].» [24]
 
عرصه‌ي ديگر زندگي زن، که عرصه‌ي حضور اجتماعي او است، در ديگاه اسلام با حدودي مشخص همراه شده است و بدون حدو‌مرز نمي‌باشد؛ يعني در جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي، زن به حضور مطلق و بي‌قيدوشرط در جامعه تشويق نمي‌شود و اين از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين جنبش است.
 
بر اساس اين بيانات، اسلام يک حد ميانه و بدون افراط و تفريط را در دفاع از زن ارائه مى‌دهد. نه به زن اجازه‌ي ظلم کردن مى‌دهد و نه طبيعت زن و مرد را ناديده مى‌گيرد. اين اعتدال نقطه‌ي اعتلاي زن در سايه‌ي احکام اسلام به شمار مي‌رود. از ديگر زواياي نگاه دين اسلام به زن مي‌توان به جامعيت نگاه اسلام در مورد زن و ارزش اصالت زن بودن وي در اين ديدگاه اشاره کرد.
 
در بيانات رهبري، اين ويژگي ديدگاه اسلام نيز مطرح و مورد تأکيد واقع شده است:
 
«ما بايد در مورد مسئله‌ي زن نگاه جامع داشته باشيم و اين نگاه جامع در اسلام هست. مسئله‌ي ارزش‌گذارى به اصالت زن، زن بودن، براى زن يک ارزش والاست؛ يک اصل است. به هيچ وجه تشبه به مردان براى زن ارزش به حساب نمى‌آيد؛ همچنان که براى مردها تشبه به زنان ارزش به حساب نمى‌آيد. هر کدام نقشى دارند، هر کدام جايى دارند، جايگاهى دارند و طبيعتى دارند و مقصودى از وضعيت خاص آن‌ها در آفرينش حکيمانه‌ي الهى مورد نظر بوده که اين مقصود بايد برآورده شود؛ اين مسئله مهم است.»[25]
 
آسيب‌شناسي اهداف جنبش غرب در دفاع از حقوق زن
 
مقام معظم رهبري در بخش‌هايي از بيانات خويش به تفصيل به آسيب‌شناسي اهداف غرب در دفاع از حقوق زن پرداخته‌اند. ايشان در يک نگاه کلي در اين زمينه بيان داشته‌اند: «در حقيقت، نهضت دفاع از زنان در غرب يک حرکت دستپاچه، يکحرکت بى‌منطق، يک حرکت مبتنى بر جهالت، بدون تکيه به سنت‌هاى الهى و بدون تکيه به فطرت و طينت زن و مرد بود که در نهايت به ضرر همه تمام شد؛ هم به ضرر زنان، هم به ضرر مردان و بيشتر به ضرر زنان. اين قابل تقليد نيست. اين فرهنگى نيست که در کشور اسلامى کسى به آن نگاه کند و بخواهد از آن چيزى ياد بگيرد؛ اين را بايد طرد کرد.» [26]]
 
در نظر ايشان نگاه عمومى به زن، که در فرهنگ غربى نهادينه شده، نگاه اهانت‌آميز، ابزارى و غلطى است:
 
«در نظر غرب، اينکه زن نبايد حجاب داشته باشد به علت آن است که آزاد باشد، زيرا غرب مي‌خواهد زن براى نوازش چشم مرد و بهره‌ورى نامشروع وي به شکل خاصى در جامعه ظاهر شود و اين بزرگ‌ترين اهانت به زن است؛ حالا ولو با چندين لفّاف تعارف‌آميز اين پوشانده شود و اسامي ديگري بر آن گذاشته شود.» [27] 
 
از آسيب‌هاي جدي جنبش غرب در دفاع از زن، در نظر رهبر انقلاب، کشاندن زن به وادي ابتلائات جنسي و برافروختن و دامن زدن به آتش زياده‌روى‌هاى جنسىِ بى‌قانون و بى‌نظم در جامعه، با آوردن وي به شکل متبرّج به عرصه‌ي اجتماع است:
 
«زن، به دليل لطافت و زيبايي طبيعي‌اش، به طور طبيعى با اندکى در پرده بودن همراه است. اين پرده را دريدن و آنچه را که بايد با نظم و قانون پيگيرى شود ‌ـ‌آن نياز غريزى انسانى، چه در زن و چه در مرد‌ـ بى‌قانون و بى‌نظم در جامعه رواج دادن، بزرگ‌ترين خيانتى است که در درجه‌ى اول به زن و در درجه‌ى بعد به همه‌ى بشريت ‌‌ـ‌زن و مرد‌ـ انجام گرفته؛ اين کار را سياست‌هاى غربى کرده‌اند.» [28]
 
در ديدگاه رهبري، آسيب ديگري که جنبش غرب بر زن تحميل کرده آن است که «هنر زن را به تقليدش از کارهاي مردانه مي‌داند، در حالي که زن يک کار زنانه دارد که ارزش آن از هر کار مردانه‌اى بيشتر است. افتخار براى زن اين است که يک زن باشد؛ يک زن کامل، يک مؤنث کامل. در مقام ارزش‌گذارى‌هاي والا اگر نگاه کنيم، اين ارزش ـ‌يک زن کامل بودن‌ـ از يک مرد کامل بودن کمتر که نيست، در مواردى قطعاً بالاتر و بيشتر هم هست. ما چرا اين را از دست بدهيم؟» [29]
 
بنابراين آسيب‌هاي جدي‌اي که در جنبش کنوني دفاع از حقوق زن در رويکرد غربي آن ديده مي‌شود، شتاب‌زدگي، دور بودن اهداف جنبش از مسير الهي، چشم‌پوشي از طبيعت و فطرت متفاوت زن و مرد، ترويج ابتذال‌ و تقليد از کارهاي مردانه است.
 
ترسيم اهداف و ويژگي‌هاي جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي دفاع از حقوق زن
 
مقام معظم رهبري در ترسيم کلي مسير جنبش‌ها و تحرکات اجتماعي و به طور خاص، جنبش دفاع از حقوق زن، شرط خردمندي و توجه به ويژگي‌هاي طبيعي را بيان داشته‌اند:
 
«در هر حرکت اجتماعى، آن وقتى حرکت درست خواهد بود و به نتايج درست خواهد رسيد که مبنى بر خرد و تأمل و تشخيص و مصلحتو مبتنى بر پايه‌هاى درست و عقلانى باشد. در هر حرکتى که به قصد احقاق حق زنان انجام مى‌گيرد، عيناً بايد همين معنا ملاحظه شود؛ يعنى بايد هر گونه حرکتى بر اساسيک بينش خردمندانه، مبتنى بر حقايق هستي‌ ‌ـ‌شناسايى طبيعت و فطرت زن و طبيعت و فطرتمرد، مسئوليت‌ها و مشاغل اختصاصى زن، مسئوليت‌ها و مشاغل اختصاصى مرد و آنچه مى‌تواند مشترک بين اين‌ها باشد‌ـ انجام گيرد و از روى انفعال و تقليد نباشد. اگر حرکت، حرکتى از روى انفعال و تقليد و تصميم کورکورانه و چشم‌بسته باشد، حتماً مضر خواهد بود.» [30]
 
پس از عنصر خردمندي، رهبر انقلاب در تعيين خط مشي جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي دفاع از حقوق زن، بر ارزش‌گذاري صحيح در عرصه‌هاي فردي و خانوادگي و اجتماعيِ تعاملات و مناسبات زن و مرد تأکيد دارند:
 
«اسلام در مقابل جاهليتى که به زن ظلم مى‌کرد، ايستادگى کرد؛ هم در ميدان معنويت و فکر و ارزش‌هاى انسانى، هم در ميدان حضور سياسى و هم از همه بالاتر در عرصه‌ي خانواده. زن و مرد ناگزير اجتماع کوچکى به نام خانواده دارند که اگر درجامعه‌اى ارزش‌گذارىِ درست صورت نگيرد، اولين نقطه‌اى که به زن ستم مى‌شود داخل خانواده است. در هر 3 عرصه اسلام ارزش‌گذارى کرده است.» [31]
 
در اين جنبش احترام به زن چنين تعريف مي‌شود:
 
«احترام به زن اين است که به زن فرصت داده بشود تا آن نيروها و استعدادهاى برجسته و عظيمى را که در درون هر انسانى خداى متعال به وديعه نهاده است ‌ـ‌از جمله زن و استعدادهايى که فقط در درون زنان وجود دارد‌ـ اين استعدادها در سطوح مختلف بروز کند؛ در سطح خانواده، در سطح جامعه، در سطح بين‌المللى، براى علم، براى دانش و معرفت و تحقيق، براى تربيت و سازندگى.»[32]
 
 
ايشان در طرح ديدگاه اسلام در مورد زندگى و شأن زنان، 3 بخش را تشريح نموده‌اند:
 
«اول، عرصه‌ي تکامل و رشد معنوى خودِ زن است. زن و مرد در اين بخش، هيچ تفاوتى در ميدان رشد و تکامل معنوى ندارند؛ يعنى مرد مى‌تواند به عالي‌ترين مقامات از لحاظ معنوى برسد؛ زن هم مى‌تواند به بالاترين مقامات از لحاظ معنوى برسد. لذا در قرآنهمه جا، مرد و زن در کنار هم قرار دارند. (احزاب، آيه‌ي 35) عرصه‌ى دوم، عرصه‌ي فعاليت‌هاى اجتماعى است؛ اعم از فعاليت اقتصادى، فعاليت سياسى، فعاليت اجتماعى به معناى خاص، فعاليت علمى، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه‌ي ميدان‌هاى زندگى در صحن جامعه. در اينجا هم ميان مرد و زن در اجازه‌ي فعاليت‌هاى متنوع، در همه‌ي ميدان‌ها، هيچ تفاوتى از نظر اسلام نيست. البته بعضى از کارها هست که باب زنان نيست؛ چون با ترکيب جسمانى آن‌ها تطبيق نمى‌کند. بعضى از کارها هم هست که باب مردان نيست؛ چون با وضع اخلاقى و جسمى آن‌ها تطبيق نمى‌کند. بخش سوم ‌ـ‌که آن هم بسيار مهم است‌ـ بخش خانواده است؛ نقش زن در خانواده يعنى زن به عنوان يک همسر يا يک مادر. اينجا واقعاً احکام اسلام به قدرى درخشان و افتخارآميز است که انسان وقتى احکام اسلام را مشاهده مى‌کند، احساس اعتزاز مى‌نمايد.» [33]
 
از ويژگي‌هاي ديدگاه اسلام در زمينه‌ي تبيين عرصه‌هاي زندگي زن، «عدم منافات فعاليت‌هاي زن در عرصه‌هاي متفاوت است.» رهبر معظم انقلاب، با طرح نمونه‌هايي از صدر اسلام، چنين مفهومي را مطرح داشته‌اند:
 
«در صدر اسلام، زن در ميدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان، حتى گاهى با نقاب، در ميدان جنگ و رزم‌هاىدشوار آن روز، شمشير هم مى‌زد! در عين حال در داخل خانه، فرزندان خود را هم در آغوش مى‌گرفت، تربيت اسلامى هم مى‌کرد، حجاب خود را هم حفظ مى‌کرد؛ چون اين‌ها منافاتى با هم ندارد.» [34]
 
در نظر رهبري، در مسئله‌ي زن آنچه در درجه‌ى اول اهميت قرار دارد مسئله‌ي «خانواده» است؛ نقش زن به عنوان عضوى از خانواده. به نظر ايشان، از همه‌ي نقش‌هايى که زن مي‌تواند ايفا کند اين مسئله اهميتش بيشتر است. ايشان، در مقابل افرادي که چنين تفکري را اسير و محبوس نمودن زن در خانه و بازداشتن از صحنه‌هاي زندگي و فعاليت مي‌دانند، بيان داشته‌اند:
 
«به هيچ وجه قصد ما اين نيست؛ اسلام هم اين را نخواسته. اسلام وقتى که ميگويد: "والمؤمنون و المؤمناتبعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر" يعنى مؤمنين و مؤمنات در حفظ مجموعه‌ي نظام اجتماعى و امر به معروف و نهى از منکر همه سهيم و شريک‌اند؛ زن را استثنا نکرده. ما هم نمي‌توانيم زن را استثنا کنيم. مسئوليت اداره‌ي جامعه‌ي اسلامى و پيشرفت جامعه‌ي اسلامى بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدام به نحوى بر حسب توانايى‌هاى خودشان.» [35
 
اما عنصر اصلي تشکيل خانواده در نظر رهبري، که مبيّن ديدگاه اسلام است، «زن» معرفي شده است:
 
«در واقع خانواده را زن به وجود مى‌آورد و اداره مى‌کند؛ اين را بدانيد. آن عنصر اصلىِ تشکيل خانواده زن است، نه مرد. بدون مرد ممکن است خانواده‌اى باشد؛ يعنى اگر فرض کنيم در خانواده‌اى مرد خانواده حضور نداشته باشد يا از دنيا رفته باشد، زن خانواده اگر عاقل و با تدبير و خانه‌دار باشد، خانواده را حفظ مى‌کند؛ اما اگر زن از خانواده‌اى گرفته شد، مرد نمى‌تواند خانواده را حفظ کند. بنابراين خانواده را زن حفظ مى‌کند.» [36]
 
ايشان در تبيين ديدگاه اسلام پيرامون حضور زن در عرصه‌ي خانواده، بيان داشته‌اند: «نظر اسلام در باب خانواده و جايگاه زن در خانواده نظر خيلى روشنى است. در اين ديدگاه، بر مبناي فرموده‌ي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله)، زن خانه بزرگ خانه است ‌ـ‌المرأه‌ي سيّده‌ي بيتها‌ـ جايگاه زن در خانواده همانى است که در گفتارهاى گوناگون ائمه (عليهم السلام) آمده: "المرأه‌ي ريحانه‌ي و ليست بقهرمانه‌ي" در تعبيرات عربى، قهرمان يعنى کارگزار، پادو، يک خدمتگزار محترم. مي‌فرمايد: در داخل خانه، زن قهرمانه نيست؛ ريحانه است، گلِ خانه است.
 
خطاب به مردان مي‌فرمايد: بهترين شما کسانى هستند که بهترين رفتارها را با همسرانشان دارند. اين‌ها نظرات اسلام است و از اين قبيل الى ماشاءالله وجود دارد. ولى در عين حال تحقق خواسته‌ي اسلام در خانواده يک امرى است که با اين بيانات تمامنمي‌شود، حل نمي‌شود؛ احتياج به پشتوانه‌ى قانونى، پشتوانه‌ى اجرايى و ضمانت اجرايىدارد.»[37]
 
مقام معظم رهبري، در تشريح عرصه‌ي خانوادگي حضور زن، بر موضوع «تربيت فرزند» به عنوان مهم‌ترين وظيفه‌ي زن در خانواده تأکيد دارند و مي‌فرمايند:
 
«زنانى که به خاطر فعاليت‌هاى خارج از خانواده، از آوردن فرزند استنکاف مى‌کنند، بر خلاف طبيعت بشرى و زنانه‌ي خود اقدام مى‌کنند. خداوند به اين راضى نيست. کسانى که فرزند و تربيت فرزند و شير دادن به بچه و در آغوش مهر و عطوفت بزرگ کردن فرزند را براى کارهايى که خيلى متوقفِ به وجود آن‌ها هم نيست، رها مى‌کنند، دچار اشتباه شده‌اند. بهترين روش تربيت فرزند انسان اين است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پيدا کند. زنانى که فرزند خود را از چنين موهبت الهى محروم مى‌کنند، اشتباه مى‌کنند؛ هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کرده‌اند. اسلام اين را اجازه نمى‌دهد.» [38] 
 
عرصه‌ي ديگر زندگي زن، که عرصه‌ي حضور اجتماعي او است، در ديگاه اسلام با حدودي مشخص همراه شده است و بدون حدو‌مرز نمي‌باشد؛ يعني در جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي، زن به حضور مطلق و بي‌قيدوشرط در جامعه تشويق نمي‌شود و اين از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين جنبش است. رهبري اين حدود را چنين بيان داشته‌اند:
 
«در عرصه‌ي اين فعاليت‌ها، اسلام حدودى را معيّن کرده است که اين حدود مربوط به زن و اجازه داشتن او براى فعاليت نيست؛ مربوط به اختلاط زن و مرد است که اسلام روى اين مسئله حساسيت دارد. اسلام معتقد است که مرد و زن بايد يک مرزبندى ميان خودشان در همه جا ‌ـ‌در خيابان، در اداره، در تجارتخانه‌ـ داشته باشند و هر دوي زن و مرد بايد اين حدود را رعايت کنند. اگر اين حساسيتِ اسلام نسبت به روابط و نوع اختلاط مرد و زن رعايت شود، همه‌ي کارهايى که مردان مى‌توانند در عرصه‌ي اجتماعى انجام دهند، زنان هم ‌ـ‌اگر قدرت جسمانى و شوق و فرصتش را داشته باشند‌ـ مى‌توانند انجام دهند. در اين راستا، اسلام براي امنيت اخلاقي زن و مرد در اجتماع، حجاب را معين نموده و عرياني و برهنگي زن را در جامعه تحريم کرده است.» [39]
 
بنابراين، در اين ديدگاه، با اصل و اساس فعاليت اجتماعي زن مخالفتي وجود ندارد، بلکه شکل و شرايط ويژه‌اي براي آن تعريف شده است. در نظر رهبري، «فعاليت زنان در عرصه‌ي اجتماع فعاليتى کاملاً مباح و روا و مطلوب و مجاز است که با حفظ حدود اسلامى، اين‌ها را انجام دهند و نيمى از نيروى فعال جامعه را به جامعه تقديم کنند.» [40]
 
از مهم‌ترين ارکان حضور اجتماعي زن در اسلام تأکيد بر استقلال مالي زن مي‌باشد که رهبري آن را اين گونه بيان داشته‌اند:
 
«در اسلام، زن مالک ثروت خود است. شوهرش راضى باشد يا نباشد؛ پدرش راضى باشد يا نباشد ‌ـ‌فرقى نمى‌کند‌ـ او مى‌تواند ثروت و مال و اندوخته‌ي خود را مصرف کند و ربطى به کس ديگرى ندارد. نظر اسلام اين است. در حمايت از استقلال اقتصادى زنان،دنيا 13 قرن از اسلام عقب است. اسلام اين را 13 قرن قبل گفته است، ولى در اروپا تازه 40‌ـ‌50 سال و در بعضى از کشورها کمتر از اين مدت است که شروع کرده‌اند به زن اجازه دهند که در مال و ملک خود دخل و تصرف کند!» [41] 
 
استقلال مالي زن در حقيقت پيش‌نياز و مقدمه‌ي حضور اجتماعي وي به شمار مي‌آيد و بر اساس بيانات رهبري در اين موضوع، مي‌بايست زمينه‌ي حضور مفيد و مؤثر زن بالأخص در زمينه‌ي فعاليت‌هاي اقتصادي فراهم شود.
 
وظيفه‌ي اصلي در جنبش دفاع از حقوق زن در جامعه‌ي کنوني ما با کيست؟
 
بر اساس بيانات رهبري (معظم له)، مهم‌ترين گروهي که بايد در اين زمينه فعال باشند خود بانوان کشور هستند:
 
«آن کسى که بيشتر بايد در مورد حقوق زن فعال باشد خود زنان جامعه‌ي ما هستند، چون آن کسى که بايد شأن اسلامى زن را بشناسد و از آن دفاع کند در درجه‌ى اول خودِ بانوان هستند. بايد بدانند که خدا و قرآن و اسلام درباره‌ي آن‌ها چه قضاوتى دارد، از آن‌ها چه مى‌خواهد، مسئوليت آن‌ها را چه چيزى معين مى‌کند و از آنچه که اسلام فرموده و خواسته، دفاع کنند و بخواهند. اگر نخواهند، کسانى که به هيچ ارزشى پايبند نيستند به خود اجازه خواهند داد که به زن ستم کنند.» [42]
 
ايشان وظيفه‌ي اساسي زنان در عصر حاضر را چنين ترسيم کرده‌اند:
 
«بدانيد امروز زنان کشور ما مسئوليت‌شان سنگين است. مسئوليت مضاعفى که امروز شما داريد همين است که نگاه غلط به مسئله‌ي زن و مرد را تصحيح کنيد. نگاهى که امروز دنياى غرب سعى مي‌کند در مسئله‌ي زن و مرد القا کند، نگاه غلطى است، نگاه باطلى است؛ اين به پايمال شدنارزش‌هاى بسيارى در جوامع بشرى منتهى خواهد شد.» [43] 
 
رهبري در بياني ديگر 2 مانع اساسي براي ظلم و ستم به گروه زنان در جامعه را اين گونه مطرح کرده‌اند:
 
«اگر در نظامى ارزش‌هاى معنوى حاکم نباشد، خدا در دل‌ها نباشد، مرد با تکيه بر قدرت جسمانى، راه خود را براى ظلم و تعدى به زن باز مى‌بيند. چيزى که مانع است 2 چيز است: يکى ملاحظه‌ي خدا و قانون و ايمان و امثال اين‌ها و يکى هم خودِ زن که حقوق انسانى و الهى خود را درست بشناسد و از آن دفاع کند و خود را به معناى حقيقى کلمه بطلبد.» [44]
 
به طور مشخص و کلي 3 زمينه‌ي کار در جنبش زنان در بيانات رهبري ترسيم شده است:
 
«ناحيه‌ي پيشرفت فرهنگى و بروز استعدادها، ناحيه‌ي اصلاح روابط خانوادگى، ناحيه‌ي اعلام و تبيين نظر اسلام در زمينه‌ي مسائل زنان از جهات حقوقى، از جهات اجتماعى و غيره.» [45]
 
به طور خاص، بر اساس بيانات رهبري، از مهم‌ترين عرصه‌هايي که کمبودهاي بسياري دارد و مي‌بايست در جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي دفاع از حقوق زن مورد توجه قرار گيرد عرصه‌ي خانواده است. ايشان تأکيد دارند:
 
«ما در محيط خانواده کمبودهاى زيادى داريم؛ احتياج دارد به پشتوانه‌ي قانونى، به تضمين قانونى، به تضمين اجرايى و اين بايد تحقق پيدا کند. اين مسئله از جمله‌ عرصه‌ها و ميدان‌هايى است که در داخل کشور کم کار شده و بايد کار شود.» [46]
 
ايشان در تأکيد بر اهميت کار در عرصه‌ي خانواده همچنين بيان داشته‌اند:
 
«مسئله‌ي مادرى، مسئله‌ي همسرى، مسئله‌ي خانه و خانواده، مسائل بسيار اساسى و حياتى است. در همه‌ى طرح‌هايى که ما داريم، بايستى خانواده مبنا باشد.» [47]
 
از ديگر کارهاى بسيار اساسى، که مقام معظم رهبري بر آن تأکيد داشته‌اند، باسواد وکتاب‌خوان کردن زنان است. ايشان بيان داشته‌اند:
 
«يک شيوه‌هاى ابتکارىپيدا کنيد، براى اينکه خانم‌هاى داخل خانه را کتاب‌خوان کنيد.» از جمله‌ى مسائل بسيار مهم ديگر در نظر ايشان، «آموختن روش‌هاى صحيح کار داخل خانه ‌ـ‌يعنى برخورد با همسر و برخورد با فرزندان‌ـ به زنان است.» [48
 
بنا بر بيانات ديگري از رهبر انقلاب، مهم‌ترين مسائلي که در عصر حاضر در جامعه‌ي ما مي‌بايست در رئوس اهداف جنبش دفاع از حقوق زن قرار گيرد عبارت است از:
 
اول، فکر رشد زنان از لحاظ معنوى و اخلاقى؛ بايستى يک فکر رايجدر ميان خودِ زنان باشد. خودِ بانوان بايد بيشتر به اين مسئله بينديشند. خودِ آن‌هابه معارف، به معلومات، به مطالعه و به مسائل اساسى زندگى رو کنند.
 
دوم، دفاع اخلاقي و قانوني از زن به خصوص در داخل خانواده است. اين کار با اصلاح قوانين ممکن است. بعضى از قوانين در برخورد با زن و با مرد احتياج به اصلاح دارد. بايد کسانى که اهل اين کارها هستند مطالعه کنند، بررسى کنند و آن قوانين را درست کنند.
 
سوم اين است که نظر اسلام در مورد حقوق زن و حقوق مرد بايد تبيين شود.
 
چهارم اين است که از بحث‌هاى انحرافى در اين زمينه‌ها بايد اجتناب شود.
 
پنجم، که يکى از مهم‌ترين مسئوليت‌هاي زنان امروز است، اين است که نقش زن از ديدگاه اسلام ترسيم، برجسته و روشن شود،
 
زيرا تربيت انسانى زن بزرگ‌ترين خدمت به جوامع انسانى و اسلامى است. ششم، اهميت دادن به عفاف در زن است. هر حرکتى کهبراى دفاع از زنان انجام مى‌گيرد بايد رکن اصلى آن رعايت عفاف زن باشد. هفتم، مسئله‌ي تعليم و تربيت بانوان است. و هشتم اينکه جامعه، هم ازلحاظ قانونى و هم از لحاظ اخلاقى، بايد با کسانى که تعدى به زن را حق خودشانمى‌دانند، برخورد سخت بکند؛ قانون هم بايد در اين زمينه مجازات‌هاى سختى را پيش‌بينىکند. [49]
 
نتيجه‌گيري
 
بر اساس بيانات مقام معظم رهبري، مسئله‌ي زن در جهان امروز يک «بحران» به شمار مي‌رود و به طور جدي در تمامي جوامع مي‌بايست به دنبال اصلاح وضعيت زنان و دفاع از حقوق همه‌جانبه‌ي آن‌ها بود. ايشان به ترسيم اهداف 2 جنبش متفاوت غربي و اسلامي در 2 زمينه‌ي اهداف و روش پرداخته‌اند و آسيب‌هاي جنبش دفاع از حقوق زن در رويکرد غربي را بيان داشته‌اند. همچنين ايشان به تفصيل اهداف و ويژگي‌هاي جنبش ايراني‌ـ‌اسلامي دفاع از حقوق زن و وظايف افراد جامعه در اين زمينه را بيان داشته‌اند که به تفکيک در اين نوشتار به آن‌ها اشاره شد. (*)
 
پي‌نوشت‌ها:
 
[[1 بيانات در ديدار جمعي از بانوان نخبه،1 خرداد 1390.
 
[[2 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376.
 
[[3  بيانات در ديدار بانوان به‌ مناسبت ميلاد حضرتفاطمه زهرا (سلام الله عليها)، 18 مهر 1377.
 
[[4 بيانات در اجتماع زنان خوزستان، 20 اسفند 1375.
 
[[5 بيانات در ديدار بانوان نخبه‌ در آستانه‌ى سالروز ميلاد حضرت زهرا (سلم الله عليها)، 13 تير 1386.
 
[[6 بيانات در ديدار جمعي از بانوان نخبه، 1 خرداد 1390.
 
[[7 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376.
 
[[8 بيانات در ديدار جمعي از بانوان نخبه، 1 خرداد 1390.
 
[[9 همان.
 
[[10 همان.
 
[[11 همان.
 
[[12 همان.
 
[[13 همان.
 
[[14 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376.
 
[[15 بيانات در ديدار بانوان به‌ مناسبت ميلاد حضرتفاطمه زهرا (سلام الله عليها)، 18 مهر 1377.
 
[[16 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376.
 
[[17 بيانات در ديدار بانوان نخبه‌ در آستانه‌ى سالروز ميلاد حضرت زهرا (سلام الله عليها)، 13 تير 1386
 
[[18 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376.
 
[[19 همان.
 
[[20 همان.
 
[[21 همان.
 
[[22 همان.
 
[[23 همان.
 
[[24 همان.
 
[[25 بيانات در ديدار بانوان نخبه‌ در آستانه‌ى سالروز ميلاد حضرت زهرا (سلام الله عليها)، 13 تير 1386.
 
[[26 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376.
 
[[27 بيانات در ديدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوه کشور، 27 آبان 1388.
 
[[28 بيانات در ديدار بانوان نخبه‌ در آستانه‌ى سالروز ميلاد حضرت زهرا (سلام الله عليها)، 13 تير 1386.
 
[[29 همان.
 
[[30 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376.
 
[[31 بيانات در ديدار جمع کثيرى از بانوان‌ به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (سلام الله عليها)، 30 شهريور 1379.
 
[[32 بيانات در ديدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوه کشور، 27 آبان 1388.
 
[[33 بيانات در اجتماع زنان خوزستان، 20 اسفند 1375.
 
[[34 همان.
 
[[35 بيانات در ديدار بانوان نخبه‌ در آستانه‌ى سالروز ميلاد حضرت زهرا (سلام الله عليها)، 13 تير 1386.
 
[[36 بيانات در اجتماع زنان خوزستان، 20 اسفند 1375.
 
[[37 بيانات در ديدار جمعي از بانوان نخبه، 1 خرداد 1390.
 
[[38 بيانات در اجتماع زنان خوزستان، 20 اسفند 1375.
 
[[39 همان.
 
[[40 همان.
 
[[41 همان.
 
[[42 همان.
 
[[43 بيانات در ديدار بانوان نخبه‌ در آستانه‌ى سالروز ميلاد حضرت زهرا (سلام الله عليها)، 13 تير 1386.
 
[[44 بيانات در اجتماع زنان خوزستان، 20 اسفند 1375.
 
[[45 بيانات رهبر انقلاب و سخنان بانوان در ديدار ويژه‌ي آن‌ها به‌ مناسبت ميلاد حضرتفاطمه زهرا (سلام الله عليها)، 18 مهر 1377.
 
[[46 بيانات در ديدار جمعي از بانوان نخبه، 1 خرداد 1390.
 
[[47 بيانات در ديدار اعضاى شوراى فرهنگى‌ـ‌اجتماعى زنان، 4 دي 1370.
 
[[48 همان.
 
[[49 بيانات در ديدار جمعي از زنان، 30 مهر 1376، و بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار شرکت‌کنندگان در اجلاس جهاني «زنان و بيدارى اسلامى»، 2 تير 1390.
 
*راحله کاردواني، کارشناس ارشد مطالعات زنان

تگ ها: اسلام حقوق رهبر زن 




برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان