بسم الله
 
EN

بازدیدها: 914

آمار و واژگان زن در قرآن-قسمت دوم

  1391/7/3
خلاصه: آمار و واژگان زن در قرآن-قسمت دوم

مادر موسي


آيات مربوط به مادر حضرت موسي شامل آيات 37 تا 40 سورة «طه» (وَ لـَقـَد مَننـَّا عـَلـَيکَ... ثـُمّ جِئتَ عـَلي قـَدَ ر يا مـُوسي) و آيات 7 و 10 تا 13 سوره «قصص» (وَ أو حَينا إلي اُمّ مُوسي... وَ أصبَحَ فـُؤادُ اُمّ مُوسي... وَلکِنَّ أکثـَرَ هُم لا يعلَمُون) مي‌باشد. در آيات يادشده صحبت از وحي به مادر موسي(ع)  است.

اين وحي نه از نوع وحي ويژه پيامبران است که گـفتاري و رسالي باشـد (شوري:7) و نه از نوع وحي غريزي که شامل غير انسان مي‌شود (نحل:68)، بلکه به معناي اشاره پنهاني است که در آية 11 سورة «مريم» آمده (فَخَرَجَ عَلَي قَومِهِ مِنَ المِحرابِ...) يا الهام و سروش غيبي که در آية 7 سورة «قصص» به آن اشاره شده است. معناي اخير بيشتر مراد است، آن هم نه به معناي الهام عادي و ساده؛ چراکه داستان تولد و پرورش حضرت موسي نمادي از خواست الهي در غلبه مستضعفان بر مستکبران آمده است: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ‌ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا کَانُوا يَحْذَرُونَ.‌» (قصص:5-6)

جبايي اين وحي را نوعي القاي مأموريت در خواب ياد کرده است که معبّران آن را بر مادر موسي تعبير کرده‌اند. (کاشاني. [بي‌تا]، ج5، ص482/ طبرسي، 1354، ج18، ص161) يعني بر اساس اين وحي الهامي، مادر موسي مي‌بايست تا وقتي که خطري فرزندش را تهديد نمي‌کند او را شير دهد و پس از احساس خطر و ترس جاني بر او، فرزندش را در صندوقي قرار دهد و به دريا (يا رود نيل) بيندازد، و او چنين کرد.

الهام يادشده ايجاب مي‌کرد که مادر موسي با توجه به سياست اعلام‌شده و در حال اجراي فرعون در کشتن فرزندان پسر (يُذَبِّحُ أبناءَهُم وَ يَستَحيي نِساءَهُم)، نه تنها امر بارداري خود را از ديگران مکتوم دارد، بلکه مديريت اين مسئله را تا بدان‌جا پيش ببرد که پس از تولد فـرزند نيز کسي بر اين امر آگاه نگردد و بستر ظهور يک انسان رهايي‌بخش و آزادکننده جامعه از ستم فرعون را فراهم آورد. با توجه به جامعة مردسالار آن زمان و عدم ذکري از پدر موسي در آيات قرآن، منزلت مادر موسي در نزد خداوند براي ما بيشتر آشکار مي‌شود و تدبير و رازداري او را در اين مأموريت واگويه مي‌کند.

در سفر خروج تورات از نقش برخي قابله‌ها در نجات‌بخشي پسران و امتناع آنها از اجراي دستور فرعون سخن رفته است و از دو تن به نام‌هاي «شفرَه» و «فوعه» ياد مي‌کند (باب1، آيه16) که فرمان فرعون (به نهر انداختن هر پسر زاده‌شده و زنده نگه‌داشتن هر دختر) را اجرا نکردند، بلکه پسران را زنده نگاه داشتند. (باب1، آيات 16 تا 22) اين داده تورات بيانگر آن است که به آب‌اندازي پسران امر متعارفي پس از فرمان فرعون بوده است، اما تمهيدي که مادر موسي به فرمان الهي در افکندن موسي به دريا فراهم آورد، هم موجب جلب توجه به موسي و هم نجات‌بخشي وي گرديد.

مرحلة ديگر اقدام مادر موسي پس از تمهيدات لازم براي زايش موسي و شيردهي او، اقدام وي در چگونگي افکندن او به دريا پس از احساس خطر بر وجود فرزند و مراقبت از وي و تعقيبِ سرانجام او پس از افکندن در دريا بود. از اين‌رو، به خواهر موسي گفت که پي‌گير چگونگي سرانجام موسي پس از افکندن به دريا باشد و نهايت احتياط را به منظور جلوگيري از مطلع شدن مأموران فرعون بنمايد: «وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ.»(قصص:11) روايت تورات در چگونگي به دريا افکندن موسي به گونه‌اي ديگر است.

بنا به نوشتة تورات، مادر موسي دختر لاوي بوده است که به عقد يکي از فاميل‌هاي خود در آمد و چون موسي را زاييد و او را نيکو منظر ديد، وي را سه ماه پنهان داشت و چون بيش از آن نتوانست او را پنهان دارد، سبدي از ني ساخت و آن را قيراندود کرد تا آب داخل سبد نشود. سپس پسرش را در آن گذاشت و به کناره نهر در نيزار رها کرد و خواهر موسي از دور ايستاد تا بداند که او را چه مي‌شود. دختر فرعون براي آب‌تني به نهر فرود آمد و دو کنيزش به کنار نهر مي‌گشتند. ناگهان چشم دختر فرعون به سبد افتاد. پس يکي ازکنيزانش را فرستاد تا آن سبد را از آب بگيرد. تورات در ادامه از نقش دختر فرعون در نجات موسي ياد کرده است. (همان، باب دوم، آيات1 تا 10؛ باب ششم، آيات 16 تا 20)

آخرين مرحله اقدام مادر موسي، اعمال تدبيري رازآلود در تکفل امر فرزند و پرورش و بالش او بود. بر اين مهم در سورة «طه» با عبارت «يکفله» و در سورة «قصص» با کلمه «يکفلونه» تصريح شده است. از اين‌رو، مي‌بايست مادر موسي در امر شيردهي فرزند پس از برگرفته‌شدن او از دريا توسط مأموران فرعون و تحويل او به مادر موسي به عنوان دايه چنان عمل کند که شک اطرافيان و شخص فرعون را بر اينکه او مـادر موسي است برنينگيزد.

اين مرحله را نيز مادر موسي چنان به خوبي مديريت مي‌کند که خداوند باليده شدن حضرت موسي را در نزد مادر و تحت تکفل او به خود نسبت مي‌دهد (لِتُصنَعَ عَلي عَيني)؛ يعني تکفل مادر موسي چنان است که گويي موسي زير نظر مستقيم خـداونـد مي‌بالد و رشـد مي‌کنـد. بنا بر آيات قرآني، مادر موسي در مراحل بارداري، شيردهي قبل و بعد از افکندن به دريا (ارضعيه)، ساختن صندوقي که موسي را در آن قرار دهد و به دريا افکند (اَنِ اقْـذِفـِيهِ فِي التابوت) و به دريا افکندن فرزند و مراقبت در سرانجام او با نهايت درايت و رازداري عمل کرده است تا مشيت الهي در تحقـق وعده غلبه مستضعفان بر مستکبران صورت انجام پذيرد.

خواهر موسي


همان‌گونه که پيش‌تر بيان گرديد، آيات مربوط به خواهر موسي با آيات راجع به مادر موسي همپوشاني دارد. اين آيات شامل آيه 40 سورة «طه» (إذ تَمشي اُختـُکَ فـَتـَقـُول هَل أدُلـُّکـُم عَلي مَن يکفـُلـُه...) و آيات 11 و 12 سورة «قصص» (وَ قالـَت لِاُ ختِه قُصّيه فَبَصُرَت بِه عَـن جُنـُبٍ وَ هُم لا يشعـُرُون، وَ حَرَّمنا عـَلَيه المـَراضِعَ مِن قـَبلُ فـَقالـَت هَل أدُلـُّکـُم علي أهل بَيتٍ يکفـُلـُونَه لـَکـُم وَ هُم لـَه ناصِحُونَ) مي‌باشد.

نقش خواهر موسي در ادامه مأموريت مادرش بود. پس از آنکه مادر موسي از ترس در خطر افتادن فرزندش او را در صندوقي قرار داد و به دريا افکند، به خواهر موسي گفت که پي او را بگيرد (قصيه) و او دورادور، به نحوي که مأموران حکومتي متوجه مراقبت او از موسي نشوند، صندوق حامل موسي و پي‌گيري سرانجام او را در ديده داشت.مأموريت دوم خواهر موسي، راهبرد تکفل شيردهي موسي از طريق مادرش بـود تـا دلـواپسي مــادر زدوده شود و از غم فراق فرزند رهايي يابد: «کَيْ تَقَرَّ عَـينَها و لا تَحزَن.» (طه:40)



نويسنده: دکتر محمدمهدي مرادي خلج ؛ استاديار دانشگاه شيراز






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان