بسم الله
 
EN

بازدیدها: 918

ماهيت و حکم اخلاقي تجسّس - بخش اول

  1391/7/2
خلاصه: ماهيت و حکم اخلاقي تجسّس يکي از موضوعات مهم اخلاقي براي عموم مردم و به ويژه براي افرادي است که مقتضاي شغلي آنها در ارتباط با تجسّس است، مانند نيروهاي انتظامي، امنيتي، اطلاعاتي، روزنامه‌نگاران و اصحاب خبر. تجسّس در لغت به معناي، بررسي کردن، جست‌وجوکردن و کسب خبر است. تجسّس به تحقيق و تفحص در امور مخفي و پنهان ديگران که ماهيت شخصي و فردي دارد، گفته مي‌شود.

ماهيت و حکم اخلاقي تجسّس يکي از موضوعات مهم اخلاقي براي عموم مردم و به ويژه براي افرادي است که مقتضاي شغلي آنها در ارتباط با تجسّس است، مانند نيروهاي انتظامي، امنيتي، اطلاعاتي، روزنامه‌نگاران و اصحاب خبر. تجسّس در لغت به معناي، بررسي کردن، جست‌وجوکردن و کسب خبر است. تجسّس به تحقيق و تفحص در امور مخفي و پنهان ديگران که ماهيت شخصي و فردي دارد، گفته مي‌شود.

بنابراين، به کارگيري واژة تجسّس در تفحص از اموري که ماهيت ظاهر و آشکار دارند يا به تعبير ديگر، ماهيت اجتماعي و جمعي دارند، صحيح نيست. سه نوع تجسّس با احکام جداگانه وجود دارد: تجسّس در امور شخصي،‌ در امور اجتماعي و در امور دشمن. تجسّس در امور شخصي افراد به حکم عقل و صريح آيه «ولاتجسسوا» و روايات متعدد، جايز نيست.

تجسّس در امور اجتماعي که عبارت بهتر براي آن «بازرسي» و «نظارت» است، بنا بر دليل عقلي و برخي روايات، جايز و در برخي شرايط واجب است. اطلاع از شرايط جامعه، نيازها و مطالبات مردم و ايجاد عدالت اجتماعي که از مهم‌ترين وظايف حاکم است، و دستيابي به آنها تا حد زيادي به گزينش مسئولان و کارگزاران حکومتي متعهد، مؤمن و متخصص، وابسته است، نيازمند تحقيق و تفحص از عملکرد دستگاه‌ها و سازمان‌هاي اجتماعي است. تجسّس در مورد دشمنان حکومت و گردآوردن اطلاعات از آنها به حکم عقل و شرع جايز است. آية چهارم سورة منافقون، سيره پيامبر (ص)  و حضرت علي (ص)  بر جواز اين امر دلالت دارد.

کليدواژه‌ها: اخلاق، تجسّس، نظارت و بازرسي، امور شخصي و اجتماعي، جاسوسي.

مقدمه

يکي از موضوعات مهم اخلاقي در جوامع امروزي که برخي از افراد به منظور کنجکاوي و برخي به سبب اقتضاي شغلي خويش، مانند نيروهاي انتظامي، امنيتي و روزنامه‌نگاران و اصحاب خبررساني ناگزير از انجام آن هستند، تجسّس در امور ديگران است. يک مأمور امنيتي و اطلاعاتي که وظيفه دستيابي به اطلاعات شخصي و اجتماعي در مورد شخصيت‌ها، سازمان‌ها و دولت‌ها را دارد؛ روزنامه‌نگار يا گزارشگر اخبار فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي يا ورزشي که وظيفه اطلاع‌رساني در مورد افراد حقيقي و حقوقي مختلف را دارد، مجاز به تجسّس و کسب خبر در مورد چه اموري از اشخاص و نهادهاست؟ موارد غير مجاز تجسّس کدام است؟ اين نوشتار درصدد بررسي ماهيت تجسّس، انواع آن و حکم اخلاقي هر يک از انواع آن است.

معنا و ماهيت تجسس

«تجسس» در لغت به معناي «دست زدن، با دست لمس کردن، با دست معاينه کردن، بررسي کردن، جست‌وجو کردن، تحقيق کردن، جاسوسي کردن، کسب خبر و خبرجويي» به کار رفته و مجازاً به معناي «نگاه کردن از سرِ کنجکاوي براي شناسايي ديگران» است.1  اين واژه در فارسي به معناي «خبر جستن» است.2 

آنچه از تعريف‌هاي اهل لغت، فقها، علماي اخلاق و مفسّران در مورد ماهيت تجسّس برمي‌آيد، اين است که تجسّس به تحقيق و تفحص در امور مخفي و پنهان افراد براي کشف لغزش‌ها و وجوه تاريک زندگي آنها گفته مي‌شود؛ اموري که ذات و ماهيت آنها مخفي و غير ظاهر است. صاحب مجمع البحرين تجسّس را تفتيش از باطن امور و تتبع و جست‌وجوي خبر تعريف کرده که بيشتر در مورد شر به کار مي‌رود.3  برخي از فقها نيز آن را چنين تعريف کرده‌اند:تجسس بيشتر در کشف امور پنهاني استعمال مي‌شود که انسان‌ها راضي به کشف آن نمي‌باشند. جاسوس کسي است که امور نهاني مردم را بداند و پنهاني‌هاي مردم بيشتر نقاط ضعف و رفتارهاي ناپسند آنهاست که آشکارشدن هر يک از آنها موجب کوچکي و پستي آنان مي‌شود.4

مفسران ذيل آيه «وَلاتجسّسوا» (حجرات: 12) مراد از تجسّس را چنين بيان کرده‌اند: «تفتيشِ اسرار و امور مخفي مؤمنان و در جست‌وجوي عيب‌ها و لغزش‌هاي مردم بودن»5 ، «تتبع و تفحص از امور مخفي و مستور مردم براي اطلاع يافتن از آنها»6  و «جست‌وجو يا يافتن عيب برادر، به منظور اطلاع از اسرار او. تجسّس، يعني نگاه‌کردن به عيب برادر و پرسيدن از او براي اينکه بداني آيا اين عيب حق است يا باطل.»7  قرطبي نيز درباره معناي آية شريفه مي‌گويد:معناي آيه اين است که آنچه از مسلمانان بر شما ظاهر است، بگيريد و دربارة اسرار و عورات آنها جست‌وجو نکنيد؛ يعني هيچ يک از شما از عيب برادرش بعد از آنکه خداوند آن را پوشانده، فحص و جست‌وجو نکند تا بر او آشکار شود.8

بنابراين، تجسّس عنواني است که بر تحقيق و تفحص و کنجکاوي در امور مخفي و پنهان افراد اطلاق مي‌شود، نه مشاهده امور ظاهر و آشکار افراد که بر کسي مخفي نيست. نکته مهم در ماهيت و چيستي تجسّس اين است که تجسّس به تفحص در اموري گفته مي‌شود که از نظر ماهوي مخفي و پنهان هستند يا به تعبير ديگر، ماهيت شخصي و فردي دارند که اطلاع غير از آن، منوط به اجازه شخص مورد تجسّس است.

پس استفاده از واژة تجسّس براي تحقيق و تفحص از اموري که ماهيت ظاهر و آشکار دارند يا به تعبير ديگر، ماهيت اجتماعي و جمعي دارند، صحيح نيست. بر اين اساس، تحقيق و تفحص از عملکرد سازمان‌ها و نهادهاي دولتي و اجتماعي يا تحقيق درباره شئون و وظايف اجتماعي افراد، مثل تحقيق از شيوه تدريس يک استاد در کلاس درس، تجسّس شمرده نمي‌شود. به تعبير ديگر، تفحص از امور اجتماعي، تخصصاً از موضوع تجسّس خارج است.

واژه ديگر که مترادف تجسّس است، «تحسّس» است. «تحسّس» نيز مانند تجسّس، عبارت از خبر جستن و کنجکاوي کردن در اسرار است. البته برخي ميان مفهوم اين دو واژه، تفاوت قائل شده‌اند، از جمله گفته‌اند که تجسّس، جست‌وجو در باطن کارها و بيشتر به امور شر مربوط است، اما تحسس آگاهي جستن از ظواهر امور به واسطه حواس ظاهري است و کاربرد آن بيشتر در امور خير است. همچنين گفته شده است که آنکه تجسّس، جست‌وجو براي ديگري، و تحسس کاويدن براي خويش است يا اينکه تجسّس، تفحص و جست‌وجو از عورات و عيوب مردم است، ولي تحسس گوش‌دادن و شنيدن حديث قوم است.9

انواع تجسس

سه نوع تجسّس با احکام جداگانه را مي‌توان از هم بازشناخت: تجسّس امور شخصي،‌ امور اجتماعي و فعاليت‌‌هاي دشمن.

1. تجسّس در امور شخصي

مراد از امور شخصي، اموري است که به حوزه فردي و خانوادگي شخص مربوط مي‌شود، نه حوزة اجتماعي يا سياسي. «شخص» در اينجا در مقابل «اجتماع» است. در جوامع بشري و زندگي‌هاي اجتماعي گرچه هر فردي عضوي از جامعه است، ولي براي خود حوزة شخصي دارد که به مناسبات فردي او يا او و خانواده‌اش مربوط مي‌شود و از اطلاع ديگران، يعني غير خود و اهل خانواده‌اش، از آنها کراهت دارد.

فقها در بحث امر به معروف و نهي از منکر، مصاديقي از تجسّس در امور شخصي افراد را چنين بيان کرده‌اند: 1. استراق سمع و گوش ايستادن (مثلاً براي تشخيص غناء بودن آهنگي؛ 2. استشمام (مثل استشمام دهان شخصي براي کشف شرب خمر؛ 3. طلب بازرسي از لباس‌ها و آنچه در زير لباس مخفي کرده است؛ 4. سؤال از اسرار و عورات.10در منابع شيعي و اهل سنت، مواردي از تجسّس عمربن خطاب نقل شده است که يادآوري آنها براي شناخت موارد و مصاديق تجسّس حرام، مفيد است.

الف. نقل کرده‌اند که عمر شبي از کوچه‌اي عبور مي‌کند و صداي مرد و زني را از خانه‌اي مي‌شنود. وي از بالاي ديوار خانه بالا مي‌رود و مردي را به همراه زني شراب به دست در حياط خانه مي‌يابد. به مرد مي‌گويد: اي دشمن خدا! فکر مي‌کني خدا تو را در حالي که معصيت مي‌کني مستور خواهد داشت؟! مرد به عمر مي‌گويد: اي اميرمؤمنان! اگر من يک اشتباه کردم، تو سه اشتباه کردي. خداوند فرموده: «و لاتجسسوا»، ولي تو تجسّس کردي، و گفته: «آتُوا البُيُوتَ مِن ابوابِها» و تو از ديوار آمدي و فرموده است: «اذا دَخَلتُم بُيوتاً فَسَلِّمُوا» و تو سلام نکردي.11

ب. از ابي‌قلابه نقل شده است که به عمر خبر رسيد که ابومحجن ثقفي در خانه‌اش با اصحابش مشغول شرب خمر هستند. عمر راهي شد و وارد خانه ابومحجن شد، ولي در خانه‌اش جز يک مرد نيافت. ابومحجن به او گفت: اي اميرمؤمنان! اين کار بر تو حلال نيست و خداوند از تجسّس نهي کرده است.12

ج. روزي عمر فردي از اصحاب خود را در جمع آنها نيافت. به ابن‌عوف گفت: با ما به منزل او بيا. وقتي به منزل او رسيدند، درِ خانه باز بود. آن مرد با زنش نشسته بود و زنش در ظرفي برايش نوشيدني مي‌داد. عمر به ابن‌عوف گفت: پس اين مسئله او را از ما مشغول کرده بود. ابن‌عوف به عمر گفت: فکر مي‌کني در ظرف چه باشد؟ عمر گفت: مي‌ترسم اين کار تجسّس باشد. ابن‌عوف گفت: حتماً تجسّس است.13

2. تجسّس در امور اجتماعي

نوع ديگر تجسّس، تجسّس در امور اجتماعي و عمومي است. مراد از امور اجتماعي، مناسبات فرد با ديگر اعضاي جامعه با عنواني اجتماعي، مانند استاد، دانشجو، کارمند، ارباب رجوع، نانوا، ميوه فروش و بقال است. امور اجتماعي عبارت است از امور مربوط به مشاغل، اصناف، شرکت‌ها، سازمان‌ها، نهادها، کارکنان و دولتمردان و هر مجموعه‌اي که شأن اجتماعي دارد.

هدف از اين نوع تجسّس، کسب اطلاع از چگونگي عملکرد اجتماعي افراد، ‌نهادها و سازمان‌هاست تا طبق آن، راهکارهايي براي اصلاح امور اجتماعي مردم ارائه و از فعاليت مفسدان اجتماعي جلوگيري شود.برخي از فقها پس از بيان حکم اولي تجسّس که حرمت است، چهار مورد ذيل را از آن استثنا کرده‌اند:

1. زير نظر گرفتن کارگزاران و کارمندان دولتي و تجسّس اخبار آنان به منظور اطلاع از اينکه آيا آنان مسئوليت‌هاي خود را با امانت و درستکاري انجام مي‌دهند؛

2. زير نظر گرفتن تلاش‌ها و تحرکات نظامي دشمنان؛

3. زير نظر گرفتن تلاش‌ها و تحرکات مخالفان نظام اسلامي، منافقان، ‌احزاب سرّي داخليِ مخالف نظام اسلامي؛

4. کسب اخبار از اوضاع و احوال مردم و جريان‌هاي جامعه به منظور آگاهي از نيازها و کمبودهاي آنان و شکايت‌هايي که ممکن است داشته باشند.

به نظر مي‌رسد اين چهار قسم را مي‌توان در دو قسم خلاصه کرد، چراکه مورد اول و چهارم يکي هستند و به امور اجتماعي مربوط مي‌شوند، همچنانکه مورد دوم و سوم به تجسّس از دشمنان مربوطند؛ چه داخلي و چه خارجي، و چه بيگانه و چه هموطني که ايادي بيگانگان شده ا‌ست.از آنجا که پيش‌تر گفتيم «تجسس» اصطلاحي است که در مورد کشف امور مخفي و پنهاني به کار مي‌رود، به نظر مي‌رسد تجسّس در امور اجتماعي، جزء اقسام تجسّس نباشد و اصطلاح صحيح در مورد آن، «بازرسي» يا «نظارت» است، چون ماهيت کار کارکنان و نهادهاي اجتماعي، امر مخفي نيست و اساساً شأن آنها اجتماعي و در ارتباط با ديگران بوده و مشهود و آشکار است.

به عبارت ديگر، ماهيت عمل آنها اجتماعي و غير شخصي است گرچه ممکن است برخي از کارکنان که در کارشان خيانت مي‌کنند بخواهند اين عمل را مخفي کنند، ولي اين مخفي کردنِ امرِ آشکار و مشهود است، نه اينکه ماهيت عملشان شخصي و پنهاني باشد. بنابراين، به نظر مي‌رسد اين قسم، تخصصاً از موضوع تجسّس خارج است.

همچنين تجسّس درباره دشمنان نيز تخصصاً از موضوع تجسّس خارج است، زيرا اين نوع تجسّس نيز به اموري مربوط است که ماهيت اجتماعي‌ دارند. براي مثال، طرح‌ها و اعمالي که يک کشور در مورد کشور ديگر دارد، ماهيت بين‌المللي و اجتماعي دارد. البته اينکه آن کشور براي موفقيت در اهداف خود، بايد اين طرح‌ها و نقشه‌ها را از ديد ديگر کشورها و دشمنان خود مخفي بدارد،‌ باعث مخفي و شخصي شدن ماهيت عمل نمي‌شود. بنابراين، اين قسم نيز تخصصاً از موضوع تجسّس خارج است.

با وجود اين، لغت تجسّس، به طور مطلق در مورد کشف امور مخفي به کار مي‌رود؛ چه اموري که ذات و ماهيت شخصي، مخفي و پنهاني دارند و چه اموري که ماهيت اجتماعي‌ و عمومي دارند، ولي فاعل آنها درصدد مخفي‌کردن و پنهان‌داشتن آن است. عنوان مناسب براي تجسّس در امور اجتماعي و عمومي، «بازرسي» و «نظارت»، و براي تجسّس در امور دشمن، «کسب اطلاعات و خبر» است.

3. تجسّس در امور دشمنان

نوع ديگر تجسّس، تجسّس در امور دشمنان حکومت و ملت است؛ يعني گردآوردن اطلاعات درباره دشمنان و مخالفان نظام، از قبيل منافقان و جاسوسان و گروه‌هاي مخفي، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، براي اطلاع از فعاليت‌ها،‌ نقشه‌ها و طرح‌هاي عملياتي آنها تا بتوان در موقع مناسب، واکنش نشان داده، نقشه‌هاي آنها را نقش بر آب نموده و از ملت و ميهن خود دفاع کرد.اين نوع تجسّس، شامل اموري چون تعقيب و زير نظرگرفتن افراد مشکوک،‌ رفت و آمدها و ملاقات‌هاي آنان با افراد و گروه‌هاي مختلف و استراق سمع مي‌شود.

پي نوشت ها:

1 . آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر، ص85؛ فخرالدين الطريحي، مجمع البحرين، ج4 ص57.

2 . علي اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ذيل واژه.

3 . همان.

4 . جعفر سبحاني، مباني حکومت اسلامي، ص638.

5 . فضل‌بن حسن طبرسي، مجمع البيان، ج5، ص 137.

6 . سيدمحمدحسين ‌طباطبايي،‌ الميزان، ج 18،‌ ص 323.

7 . ابن جرير طبري، جامع البيان، ج 26 ص 175.

8 . محمدبن احمد قرطبي، الجامع لاحکام القرآن، ج 16 ص 332.

9 . فخرالدين الطريحي، مجمع البحرين، ج4 ص57، ذيل ماده «جسّ».

10 . فيض کاشاني، التحفة السنية (مخطوط)، ص 201.

11 . محمد طاهر قمي شيرازي، کتاب الأربعين، ص 549

12 . محمدباقر مجلسي، بحار الأنوار، ج30، ص 662 .

13 . جلال الدين سيوطي، الدر المنثور، ج 6، ص 93.

تگ ها: اخلاق تجسس 




برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان