بسم الله
 
EN

بازدیدها: 878

رقص آتش-قسمت شانزدهم

  1391/6/25
خلاصه: رقص آتش-قسمت شانزدهم
يکي از ويژگيهاي شغل وکالت پذيرا بودن از اقشارمختلف جامعه است واين امر تجربه وکيل را نسبت به شناخت انسانها افزايش مي دهد.شناخت نسبت به حالت رواني انسانها ، پايبندي آنان به ارزش ها و آلوده بودن به ضد ارزشها ، بسياري از اختلافات که منجر به طرح دعوي در دادگاه مي گردد ناشي از عدم رعايت ارزش هاي شناخته شده بشري است که نشات گرفته از تربيت انسانها يا غرايزآنان است پايبندي به توصيه هاي اخلاقي موجب تربيت ورعايت تکاليف ديني موجب کنترل غرايز است.

"دکترآلکسيس کارل" فيزيولوژيست وجراح و زيست شناس فرانسوي کتابي دارد بنام"انسان موجود ناشناخته" که سالها پيش به فارسي ترجمه شده است.مشاراليه  دراين کتاب به تشريح موضوع انسان پرداخته وبه موضوع اخير اشاره دارد.دوستي مي گفت : سالها قبل حادثه اي در زندگيم رخ داده بود که تاثيرات عميقي بر رويم گذاشت نتيجه يکي از اين تاثيرات اين بود که تصميم گرفتم دوست مناسبي براي خودم پيدا کنم.با توجه به ذوقيات وگرايشات وتوجهات مختلفي که داشتم کار بسيار سختي بود.نهايت به اين نتيجه رسيدم که هر انساني بواسطه ويژگي بارزي که دارد به آن ويژگي شناخته مي شود.يکي از جهت مالي متموّل است  و ثروتمند خوانده مي شود و داشتن مال هم بخودي خود امتياز است. يکي بواسطه مقام اجتماعي که در عرصه سياست يا علم دارد به آن ويژگي شناخته مي شود.يکي هنرمند است يکي ورزشکار است يکي ويژگي دين داشتن را دارد وغيره.

دقت که کردم ديدم ممکن است من به هر يک از اين افراد با ويژگي مخصوص بخودش کشش داشته باشم ولي يک نگراني نهفته در وجودم بود وآن اينکه چقدر وجه مشترک در انسانيت با هم داشته باشيم .پس گمشده خود را در انسان يافتم. 

دي شيخ با چراغ همي گشت گردشهر            کز ديو و دد ملولم وانسانم آرزوست 

 گفتم که يافت مي نشود گشته ايم ما           گفت آنکه يافت مي نشود آنم آرزوست

اينکه خودم چقدر از انسانيت بهره برده باشم نيزمسئله بود.بايد دقت مي کردم به اعمالم که چقدر با ارزشهاي شناخته شده منطبق است آيا به تعهداتم هرچند جزئي پايبندم ؟ آيا روزانه براي حفظ منافع دنيويم چقدر دروغ مي گويم ؟ آيا رعايت موازين شرعي واخلاقي را براي پولي که بواسطه کار کرد بدست مي آورم انجام مي دهم ؟ آيا اگرخطائي از دوستم ديدم چقدر حاضر به گذشت هستم؟ چقدرغيرمستند، قضاوت در مورد اعمال ديگران مي کنم  و آيا قضاوتم عادلانه است ؟ وده ها وصدها سوال ديگر!

پس لازم بود مدتي اعمال خود را زير نظرمي گرفتم.تنها يکروز دروغ گفتن خود را زير نظرگرفتم. شب از وحشت خوابم نبرد! مني که خود رابنا به گفته ديگران انسان صادقي مي دانستم در طول تنها يک روز بسيار دروغ گفته بودم!(آمده است که يکي از دعاهاي کورش کبير براي ملت اين بود :خدايا کشورم را از خشکسالي ودروغ محافظت فرما!)

جامعه از افراد ساخته مي شود وافراد هم در جامعه ساخته مي شوند.جامعه بيمار درحکم انسان بيمار است. همانطور که انسانها به بيماري هاي مختلفي مبتلا مي شوند جامعه هم به بيماري هاي متنوعي دچار مي شود.جرائم و ناهنجاريهاي جامعه واکنش بيماري جامعه است وهمانطور که از عمل پزشک اميد بهبودي بيمار مي رود، جامعه نياز به پزشک دارد. وکيل ، قاضي ، روحاني ، پليس ، فعال سياسي (سياستمداران)فعال اقتصادي، صاحبان قلم، صاحبان بيان، فعال درهرعرصه هنري خصوصا هنرهاي نمايشي،صاحبان رسانه ها،همه وهمه... بنابه ميزان حضورشان درجامعه وميزان تاثيرشان، در اخلاق وهنجارها وناهنجاريهاي جامعه مسئول بوده ودر حکم پزشک جامعه هستند.واگر هر يک از اينان خود مشکل داشته باشند نمي توان انتظار يک مدينه فا ضله داشت.

ميزان جرائم واختلافات که به دادگاه ها ارجاع مي شود رابطه مستقيم با خوراکي است که به جامعه داده ميشود.قوانين به تنهائي کار ساز نيست .قوانين ايده آلها هستند.تضمين حاکميت قانون ،پايبندي به اجراي قوانين رامي طلبد و جامعه اي پايبند قانون است که پزشکان حاذق وسالمي داشته باشد.

دردوره دانشکده حقوق، دکتر ناصرتکميل همايون استاد درس "فرهنگ ملي" امان بود جمله اي گفت که بعد از قريب سي سال هنوز در ذهنم هست "ارزشهاي برين جامعه هستند که به فعاليتهاي شخص حقانيت ميدهند"  





نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان