بسم الله
 
EN

بازدیدها: 896

نقد نگارشي يک راي-قسمت بيست و يكم

  1391/6/17
شنيده بودم كه از اوايل سال 83 طرحي را پيشنهاد كردهاند تا با اجراي آن در ميان قضات براي صدور آراء قوي و محكم رقابت ايجاد كنند و در همان حال نقاط قوت و ضعف آراء را بشناسند و آنگاه صادركنندگان آراء برگزيده را به نحوي تشويق كنند. از اين طرح به نام جشنوارة آراء، ياد شده است.

 من با آگاهي از جريان طرح علاقه مند شدم كه با چگونگي آن نيز آشنا شوم از اين روي متن طرح، به اضافه چندين پوشه پرحجم از آراء گزيده را ديدم و بررسي كردم و چون هدفهاي طرح را بر هدفهاي كاري كه ما به نام نقد نگارشي رأي در پيش گرفته ايم كم و بيش يكسو ديدم شما را نيز كه خواننده هميشگي اين صفحه هستيد در جريان بررسي خود قرار خواهم داد:

-1 انديشه برگزاري جشنوارهاي براي بزرگداشت صادركنندگان آراء نمونه و نو و در همان حال مستدل و منسجم، ستودني است چرا كه نگاهي از اين دست را تاكنون به شكل و شمايل آراء نداشتهايم، پس به اميد اينكه بتوان از اين راه به اعتلاي ادبي  حقوقي آراء كمك كرد، بايد از اجراي چنين طرحي پشتيباني كرد.

-2آرايي كه من آنها را ديدم و عموما برجسته و گزيده و نمونه توصيف شده بود بيشتر از استانهاي مازندران و اصفهان بود اما از ميان سيصد و چند رأيي كه از اين دو استان فرستاده شده بود رأيي كه نظر را بگيرد و نگاه را به خود خيره سازد و خواننده را به سوي خود بكشد ديده نشد، اين رايها انگار از خط توليد كارخانهاي گذشته باشند، همه داراي قالبي يكسان و ريختي كليشهاي و عبارتهايي تكراري بودند و صدالبته در محتوا نيز به گونهاي نبودند كه داراي درخششي ويژه باشند.

-3من براي اينكه نشان بدهم آراء گزيده محاكم ايران دست كم از نظر نگارشي چنگي به دل نميزنند به يكي دو رأي از يك دادگاه تجديدنظر اشاره ميكنم كه ظاهرا داوران طرح بيشتر مجذوب تركيبات مطنطن و عبارات قلمبه  سلمبه آن شدهاند اگر نه حسن ديگري در آنها ديده نميشود. در متن دو رأي ياد شده اين عبارتها و تركيبها جلب نظر ميكند:

صحابه دعوي، من حيث نتيجه، مانخن فيه، مبحوث عنه، فوقالاشاره، فعليهذا، مصدر چك، فرجه مقرره قانوني، معاني مذكوره، مقر و مذعن، اخيرالاشاره، الغاء قاعده، رعايت مسافت در احتساب مواعيد اعتراض!، با پذيرش اعتراض معترض رأي معترض عنه را نقض ...

ملاحظه ميكنيد كه به كار بردن تركيبهاي ثقيل كه ضرورتي هم در آوردن آنها ديده نميشود ظاهراً باعثِ گزيده انگاشتن رأي شده است. در همين دو راي، مثلا عبارت:(به شرح فوق السطور) را هم ميبينيم كه اصلا غلط است زيرا بالاي همه سطرها ديگر جايي براي شرح باقي نميماند به عبارت ديگر فرض جايي در صفحه كه بالاي سطور هم باشد بعيد است.

در همين دو رأي ما عبارتهاي(مشمول ميگردند و تلقي نگشتن) را هم داريم كه غلط است و بگذريم از اينكه از نظر نگارشي تركيب (آنشهرستان و بنحويكه)، در متن آراء البته درست نيست.

به هر حال بايد متوجه باشيم كه اگر يك قاضي در رأي خود به جاي اصحاب دعوا كه مصطلح است از عبارت نامانوس صحابة دعوي استفاده كند نه تنها هنر نكرده است بلكه به دليل صدور رواديد براي يك اجنبي مزاحم بايد توبيخ هم بشود.

4- من از شما ميپرسم، آيا سزاوار است، براي نوشتن آرايي از اين دست بيهنجار و آشفته و دلآشوب، جشن بگيريم، چه جشني؟




نويسنده:محمدرضا خسروي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان