بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,646

بررسي ارتباط زمان تجربه و ترس از خشونت خانگي با وقوع افسردگي در زنان-قسمت اول

  1391/6/17
خلاصه: مقدمه:خشونت يکي از دلايل جدي ناتواني و مرگ زنان محسوب مي‌شود که اغلب منجر به وضعيت نامطلوب سلامت،کيفيت پايين زندگي و استفاده‌ي بيشتر از خدمات بهداشتي-مراقبتي مي‌شود همچنين با پيامدهاي جسمي و رواني متعددي در ارتباط مي‌باشد.مطالعه‌ي حاضر با هدف‌ تعيين ارتباط زمان تجربه و ترس از خشونت خانگي با وقوع افسردگي در زنان مراجعه کننده به واحد بهداشت خانواده مراکز بهداشتي درماني‌ شهر تهران در سال 6831 طراحي و اجرا شد. روش‌ها:اين پژوهش يک مطالعه توصيفي-مقطعي بود که تعداد 118 نفر از زمان مراجعه‌کننده به روش نمونه‌گيري طبقه‌اي تصادفي انتخاب‌ شدند.ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه بود که از طريق مصاحبه تکميل گرديد؛براي تجزيه و تحليل اطلاعات از آمار توصيفي و استنباطي‌ شامل آزمون کاي دو،آزمون دقيق فيشر و رگرسيون لجستيک استفاده شد. يافته‌ها:شيوع افسردگي در جمعيت مورد مطالعه 73/1%(103 نفر)بود(افسردگي خفيف 82/7%،افسردگي متوسط 8/2%و افسردگي شديد 0/2%)،ميزان خشونت خانگي در سال گذشته و قبل از سال گذشته به ترتيب 88/3%(617 نفر)و 67/3%(495 نفر)بود همچنين ترس از خشونت خانگي توسط 55/7%(254 نفر)از واحدهاي مورد پژوهش گزارش شد.احتمال ايجاد علايم افسردگي در زناني که خشونت خانگي را در سال گذشته و قبل از سال گذشته تجربه کرده بودند به ترتيب(6/182-2/300 CI 59%،3/745- OR )و(3/921-1/284 CI 59%،2/351 - OR )بود همچنين اين ميزان در زناني که ترس از خشونت خانگي را گزارش کرده بودند(3/509-2/321 CI 59%،2/88- OR بود. نتيجه‌گيري:وقوع علايم افسردگي در ارتباط با نوع خشونت و نزديکي زماني تجربه‌ي خشونت خانگي مي‌باشد از سوي ديگر نه فقط تجربه‌ي‌ مستقيم خشونت خانگي بلکه ترس از خشونت خانگي نيز با علايم افسردگي مرتبط بود،بنابراين ترس از خشونت خانگي در کنار تجربه‌ي‌ خشونت خانگي بايد به‌عنوان عامل مهمي در ارزيابي اختلال افسردگي در زنان مدنظر قرار گيرد.

مقدمه


خشونت يک بلاي جهاني است که پيکر جامعه را تخريب مي‌کند و زندگي،سلامتي و شادابي افراد را تهديد مي‌نمايد.هر ساله بيش از 1/6 ميليون نفر در سراسر دنيا به علت خشونت به کام مرگ فرو مي‌روند تعداد بسياري نيز مجروح شده،دچار مشکلات جسمي،جنسي،توليد مثلي و رواني مي‌گردند1.براساس گزارش بانک جهاني،تجاوز و خشونت خانگي مسؤول 91%از کل بار بيماري در زنان 44-91 ساله‌ در کشورهاي صنعتي مي‌باشد.اين بدان معني است که در مورد زنان، يک سال از هر 5 سال زندگي سالم که به علت صدمه،بيماري يا مرگ پيش از موعد از دست مي‌رود به خشونت نسبت داده مي‌شود 2.خشونت عليه زنان و دختران تهديد جدي براي سلامتي و حقوق‌ انساني محسوب مي‌شود.همچنين مشکلي جهاني است که به وسعت‌ مرزهاي کشورها،طبقات اجتماعي،اقتصادي،فرهنگي،نژادي و قومي‌ گسترده شده است،ولي اين مسأله اغلب ناشناخته مانده و به‌عنوان‌ بخشي از امور عادي تلقي مي‌شود1.

خشونت عليه زنان به واسطه‌ي پيامدهاي اساسي بر بهداشت‌ باروري و سلامت جسمي و رواني زنان به‌عنوان مشکل بهداشت‌ عمومي شناخته شده است‌4.واقعيت اين است که بين زندگي پر استرس و ابتلا به بيماري‌ها رابطه‌ي نزديکي وجود دارد؛آسيب‌ها،ترس‌ و استرس مرتبط با خشونت خانگي مي‌تواند منجر به بروز مشکلاتي‌ از قبيل دردهاي مزمن،علايم سيستم عصبي مرکزي،علايم گوارشي، علايم قلبي،سرکوب ايمني(در نتيجه‌ي استرس مزمن)5همچنين‌ طيف گسترده‌اي از مشکلات ژنيکولوژيکي شامل بيماري‌هاي التهابي‌ لگن‌1،مقاربت دردناک،کاهش ميل جنسي،بيماري‌هاي مقاربتي، عفونت دستگاه ادراري،ايدز،آزردگي جنسي،خونريزي واژينال غير قابل توضيح،درد لگن،فيبروييد6،ناتواني در استفاده از روش‌ پيشگيري از بارداري،حاملگي ناخواسته‌7و در انتها مرگ زود هنگام‌ -در صورت عدم درمان-شود8.به اين ترتيب خشونت در حيطه‌ي‌ پزشکي به‌عنوان علت قابل پيشگيري ناخوشي‌2و مرگ و مير3مورد توجه قرار گرفته است‌9.

از جمله پيامدهاي رواني خشونت مي‌توان به افسردگي،خودکشي، اختلال استرسي بعد از تروما،سوء مصرف الکل،سوء مصرف مواد، اختلالات شخصيتي مرزي‌4،اختلالات اضطرابي،اختلالات تجزيه‌اي‌5، اختلالات جسماني کردن‌6و رفتارهاي خودآزاري اشاره کرد11 و 01.در واقع خشونت شريک جنسي به‌عنوان يک علت شايع اختلالات‌ روانپزشکي در زنان سنين باروري مطرح مي‌باشد21؛ Hegarty و همکاران در اين زمينه مي‌نويسند:«زنان افسردگي را حدود دو برابر بيشتر از مردان تجربه مي‌کنند.اين تفاوت ممکن است به علت فقر بيشتر،نقش‌هاي اجتماعي مختلف،تبعيض جنسي،حوادث نامطلوب‌ زندگي و خشونت و سوءاستفاده‌ي بيشتر از زنان باشد»31.اين در حالي است که افسردگي به علت شيوع بالاي آن در زنان،اثر عميق روي‌ عملکرد فرد و احتمال عود مجدد آن به‌عنوان يک مشکل بهداشتي‌ همگاني شناخته شده است‌41.

افسردگي به‌عنوان دومين علت منجر شونده به ناتواني در سراسر جهان در سال 0202 تخمين زده شده است،در مطالعه‌ي بار جهاني‌ بيماري‌ها،ناتواني حاصل از افسردگي اساسي معادل با ناتواني حاصل از کوري يا فلج گزارش شده است.به استثناي فشار خون بالا،افسردگي‌ اساسي در مراکز مراقبتي اوليه بيش از هر بيماري ديگري وجود دارد و نسبت به ديگر اختلالات شايع در اين مراکز،هزينه‌هاي بيشتري را به خود اختصاص مي‌دهد51؛صفرزاده ذکر مي‌کند:افسردگي همراه‌ با اضطراب شايع‌ترين شکايت روان شناختي در سيستم مراقبت‌هاي‌ اوليه مي‌باشد61.اين در حاليست که از هر 5 زن يک نفر در طول‌ زندگيش در معرض ابتلا به افسردگي باليني قرار دارد6. Dutton و همکاران معتقدند احتمال ايجاد افسردگي به همراه اختلال استرسي‌ بعد از تروما در زناني که پي‌درپي خشونت را در زندگي خود تجربه‌ کرده‌اند،افزايش مي‌يابد71؛ Csoboth و همکاران نيز در مطالعه‌ي‌ خود نشان دادند نه فقط تجربه‌ي مستقيم خشونت بلکه ترس از خشونت‌ نيز با علايم افسردگي شديد در ميان زنان جوان مرتبط مي‌باشد8. سازمان جهاني بهداشت کارکنان بهداشتي را براي بسياري از زناني که مورد سوءاستفاده قرار مي‌گيرند،مهم‌ترين و اغلب تنها نقطه‌ تماس با خدمات اجتماعي مي‌داند که ممکن است قادر به ارايه اطلاعات‌ و حمايت باشند.81،اين در حالي است که کارکنان بهداشتي در بخش زنان و مامايي به‌عنوان ارايه‌دهندگان خدمات بهداشتي اوليه، نخستين افرادي هستند که زنان در طول سال‌هاي باروري به آن‌ها مراجعه مي‌کنند91چرا که زنان اغلب به دليل دريافت مراقبت‌هاي‌ بهداشتي،دريافت خدمات تنظيم خانواده،مراقبت‌هاي دوران بارداري، مراقبت‌هاي پس از زايمان و انجام غربالگري‌هاي روتين به نزد پرسنل‌ مامايي شاغل در مراکز بهداشتي-درماني مراجعه مي‌کنند.باتوجه به‌ موارد ذکر شده در بالا و با عنايت به اين‌که تحقيقات کمي در اين‌ زمينه انجام شده است،مطالعه حاضر با هدف تعيين ارتباط زمان تجربه‌ و ترس از خشونت خانگي با وقوع افسردگي در زنان مراجعه کننده به‌ واحد بهداشت خانواده مراکز بهداشتي درماني شهر تهران در سال‌ 6831 طراحي و اجرا شد.

روش‌ها


اين پژوهش يک مطالعه توصيفي از نوع مقطعي بود که روي 118 نفر از زنان مراجعه‌کننده به واحد بهداشت خانواده مراکز بهداشتي‌ درماني شهر تهران انجام شد.زناني وارد مطالعه مي‌شدند که ايراني‌ بوده،ازدواج دايم داشته باشند،حداقل در طول يک سال گذشته با همسر خود زندگي کرده باشند،در طول سال گذشته دچار استرس‌ عاطفي(مانند فوت بستگان درجه اول)نشده باشند،وقت کافي جهت‌ انجام مصاحبه داشته و رضايت خود را براي شرکت در مطالعه اعلام‌ کرده باشند.

نمونه‌گيري به روش طبقه‌اي-تصادفي انجام شد،از آنجا که‌ عوامل متعددي همچون وضعيت اجتماعي اقتصادي مي‌تواند در شيوع‌ خشونت خانگي مؤثر باشد براي اينکه نمونه به دست آمده نماينده‌ي‌ جامعه مورد پژوهش(زنان مراجعه‌کننده به واحد بهداشت خانواده‌ مراکز بهداشتي درماني شهر تهران)باشد تهران به چهار منطقه‌ شمال،جنوب،شرق و غرب تقسيم شد و تعداد نمونه موردنياز به‌ طور مساوي از اين چهار منطقه به دست آمد؛لازم به ذکر است که‌ شيوه‌ي نمونه‌گيري در هر چهار منطقه مشابه بوده و در اين مورد تفاوتي بين مناطق چهارگانه وجود نداشته است به اين صورت که در هر منطقه ليست کليه مراکز بهداشتي درماني تحت پوشش به دست‌ آمد و تعدادي درمانگاه از طريق قرعه‌کشي انتخاب شدند سپس سهميه‌ آن منطقه به‌طور مساوي بين درمانگاه‌هاي انتخاب شده تقسيم شد و در هر درمانگاه تا تکميل سهميه موردنظر،افرادي که به آن درمانگاه‌ مراجعه مي‌کردند در صورتي که داراي خصوصيات واحدهاي مورد پژوهش بودند با آنها مصاحبه به عمل مي‌آمد.با استفاده از فرمول‌ آماري مناسب تعداد نمونه 108 نفر تعيين شد؛به دليل آن‌که در آن مقطع زماني امکان دسترسي به نمونه‌هاي واجد شرايط بيشتر بود تعداد کل نمونه‌ها 118 نفر شد و نهايتا بررسي‌هاي آماري روي 118 نفر صورت گرفت(از منطقه شمال 102 نفر،منطقه جنوب 502 نفر، منطقه شرق 202 نفر و منطقه غرب 302 نفر در پژوهش شرکت‌ کردند).

روش گردآوري داده‌ها مصاحبه و ابزار گردآوري داده‌ها پرسشنامه‌ بود.بدين منظور پژوهشگر اول و مصاحبه اوليه(شامل معرفي‌ خود،برقراري ارتباط دوستانه و ارايه توضيحاتي در مورد پژوهش)با زنان مراجعه کننده به واحد بهداشت خانواده مراکز بهداشتي درماني، در صورتي که فرد داراي مشخصات واحدهاي مورد پژوهش بود(اين‌ مشخصات در ابتداي بخش«روش بررسي»ذکر شده است)او را به‌ عنوان نمونه انتخاب مي‌نمودند و مصاحبه را در محيطي خصوصي و آرام انجام مي دادند.پرسشنامه باتوجه به اهداف در سه بخش عمده‌ تدوين شد؛بخش اول مشخصات دموگرافيک زن و همسر او،بخش‌ دوم تست افسردگي به‌[12 سؤال‌]جهت سنجش وضعيت افسردگي‌ و بخش سوم سؤالات مربوط به ارزيابي خشونت خانگي اعمال شده‌ توسط همسر در طي سال گذشته(خشونت عاطفي 35 سؤال،خشونت‌ جسمي 81 سؤال و خشونت جنسي 01 سؤال)بود که توسط مقياس‌ ليکرت پنج قسمتي(هرگز،به ندرت،گاهي،اغلب،هميشه)مورد سنجش قرار گرفت؛جهت سنجش خشونت قبل از سال گذشته و ترس از خشونت،در انتهاي سؤالات مربوط به غربالگري هرکدام از انواع خشونت سؤالات زيرا اضافه شدند:«آيا قبل از سال گذشته نيز رفتارهاي اشاره شده(مربوط به هرکدام از انواع خشونت)از سوي‌ همسرتان عليه شما رخ داده است؟»و«آيا تاکنون از اين‌که مورد خشونت(رفتارهاي اشاره شده در هرکدام از انواع خشونت)همسرتان‌ قرار بگيريد در خود احساس ترس کرده‌ايد؟».

جهت بررسي افسردگي از پرسشنامه افسردگي بک استفاده شد که روايي و پاياني آن در مطالعات ايراني به اثبات رسيده است همچنين‌ در همين مطالعات به منظور کاهش موارد مثبت کاذب تقسيم‌بندي‌ به صورت بدون علامت(51-0)،افسردگي خفيف(03-61)،افسردگي‌ متوسط(64-13)و افسردگي شديد(36-74)پيشنهاد شده است‌ 02که تقسيم‌بندي در مطالعه‌ي حاضر نيز به همين صورت بوده‌ است،با اين حال در محاسبات آماري افراد به دو صورت غير افسرده‌ (کسب نمره بک 51-0)و افسرده(کسب نمره بک 36-61)در نظر گرفته شدند.اعتبار علمي ابزار با روش روايي محتوا و پاياني آن با روش‌ بررسي ضريب آلفاي کرونباخ تأييد شد.

براي تجزيه‌و تحليل داده‌ها از آمار توصيفي(جداول توزيع‌ فراواني،ميانگين و انحراف معيار)و آمار استنباطي(آزمون کاي دو، آزمون دقيق فيشر و رگرسيون لجستيک)استفاده شد.براي تعيين‌ ميزان خشونت خانگي نسبت تعداد زنان خشونت ديده يعني کساني‌ که حداقل يک جواب مثبت به سؤالات مربوط به غربالگري خشونت‌ جسمي يا خشونت جنسي يا خشونت عاطفي داده بودند به کل جمعيت‌ مورد مطالعه يعني 118 نفر محاسبه گرديد؛به بيان ديگر افرادي که از پرسشنامه غربالگري خشونت نمره‌ي بالاتر از صفر را کسب کرده بودند خشونت ديده و افرادي که از پرسشنامه غربالگري خشونت نمره‌ي صفر را کسب کرده بودند(يعني هيچ نوعي از خشونت را تجربه نکرده بودند) خشونت نديده تلقي مي‌شدند.همچنين براي تعيين ميزان هرکدام‌ از انواع خشونت‌ها نسبت تعداد زنان خشونت ديده جسمي با جنسي‌ يا عاطفي يعني کساني که حداقل يک جواب مثبت به سؤالات مربوط به غربالگري هرکدام از انواع خشونت داده بودند-صرفنظر از تجربه‌ ساير خشونت‌ها-به کل جمعيت مورد مطالعه يعني 118 نفر محاسبه‌ گرديد.جهت بررسي اثر همزمان متغيرها بر شانس ابتلا به افسردگي‌ از مدل رگرسيون لجستيک و روش‌ Backward Wald استفاده‌ شد،تجزيه و تحليل آماري داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماري‌ SPSS ويرايش 11/5 انجام شد و P-Value کمتر از 0/50 از نظر آماري‌ معني دار در نظر گرفته شد.



نويسندگان: طاهر خاني،سکينه - مير محمد علي،ماندانا - کاظم نژاد،انوشيروان - اربابي،محمد







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان