بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,126

حقوق غير مالي زن درخانواده- قسمت سوم

  1391/6/11
خلاصه: حقوق غير مالي زن درخانواده- قسمت سوم
قسمت قبلي

جايگاه حمايت از حقوق غير مالي در اصول حاكم بر خانواده

 
يكي از عمده‌ترين شاخصه‌هاي كار‌آمدي يك نظام حقوقي، مباني و اصولي است كه انديشه‌هاي حقوقي آن نظام بر آن استوار گشته است. اصول حاكم بر خانواده در نظام قانونگذاري اسلام نيز مبين حمايتهاي اصولي از حيثيت مالي و شخصيت زن است كه به برخي از آنان در آيات قرآن كريم، اشاره مي‌كنيم:
الف – اصل سكونت و آرامش كه در آيه «لتسكنوا اليها» (روم،2) زوجيت و كانون گرم خانواده را منشأ و مولد اين سكونت معرفي مي‌نمايد كه در سايه صداقت، صفا و گذشت، هر يك از زوجين زمينه‌ساز طمأنينه و آرامش ديگري مي‌گردد.
ب – اصل مودت و رحمت كه در آيه «و جعل بينكم موده و رحمه» كه رشد عاطفي و عقلاني و نيز پايه‌هاي تكامل شخصيت اجتماعي از همين جا آغاز مي‌گردد. زن و شوهر با تعامل دوستانه و همكاري در جهت تعالي و تكامل دو سويه با وجود تفاوتهاي طبيعي و ذاتي، رحمت و مهرباني را براي خانواده و ديگران به بار مي‌آورند كه زمينه‌اي مناسب براي ارتباط مسؤولانه و ماندگار است و اين چيزي است كه نوگاماني كه در آغاز راهند، از آن الگو مي‌گيرند و در روابط آينده‌شان با جامعه بدان مي‌نگرند.
ج – اصل صلح و آشتي «و الصلح خير و احضرت الانفس الشح» (نساء،128) در اين آيه به صراحت مي‌فرمايد مصلحت خانواده بر تنگ نظري‌ها و بخل‌ورزي و خود محوري اولويت دارد و آشتي و دوستي و صفا در خانواده بهتر است.
د – اصل تفضل و گذشت كه قرآن در اين باره مي‌فرمايد: «و ان تعفوا اقرب للتقوي و لا تنسوا الفضل بينكم» (بقره،237). گذشت و بزرگ‌منشي و اغماض دريچه بركات است كه رعايت آن نه تنها متضمن مصالح خانواده است، بلكه حمايتي است براي رعايت حقوق غير مالي طرفين در قبال يكديگر.
هـ – اصل عدم ضيق و ضرر لا تضاروهن لتضيقوا عليهن (طلاق،5) «هرگز بر همسرانتان ضرر وارد نسازيد و آنان را در ضيق و فشار قرار ندهيد.»
 

جانبداري برتر از حقوق

 
با نگرش به تعاليم اسلامي در مي‌يابيم كه از زنان جانبداريهايي گسترده و اصولي شده است كه بسيار متعالي‌تر از حق قانوني آنان است. در اينجا به چند نمونه اشاره مي‌شود.
در قرآن وقتي از پدر و مادر سخن به ميان مي‌آيد، بر حقوق مادر تأكيد بيشتري مي‌شود و زحمات او را اينچنين بيان مي‌فرمايد: و وصينا الانسان بوالديه احساناً حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهراً‌حتي اذا بلغ اشده (احقاف،15) «ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش كرديم (ياد كند كه) مادر (نه ماه چگونه) با رنج و زحمت بار حمل كشيد و با درد و رنج وضع حمل نمود و سي ماه تمام مدت حمل و شيرخواري بود(كه تحمل رنج فراوان كرد) تا وقتي كه طفل به حد رشد رسيد…» همچنين در سوره لقمان پس از توصيه به رعايت حقوق والدين، درباره اهتمام در ارج نهادن و حرمت‌گذاري به مادر مي‌فرمايد: و وصينا الانسان بوالديه حملته امه و هنا علي وهن و فصاله في عامين ان اشكرلي و لوالديك الي المصير (لقمان،14) «ما به انسان سفارش كرديم كه در حق پدر و مادر نيكي كن. بخصوص به مادر كه چون بار حمل فرزند برداشته تا مدت دو سال كه طفل را از شير باز گرفته هر روز بر رنج و ناتوانيش بيفزوده بسيار نيكي و سپاسگزاري كن. نخست شكر من كه خالق و منعمم و آنگاه شكر پدر و مادر بجاي آور كه بازگشت خلق بسوي من (و پاداش و نيك و بد خلق با من) خواهد بود.»
در آيه‌اي ديگر خطاب به مردان در خصوص دفاع از حقوق مالي (مهريه) مي‌فرمايد حيثيت زن را براي تأمين اهداف خود هرگز مورد تعرض قرار ندهيد: فلا تأخذوا منه شيئاً أتأخذونه بهتاناً و اثماً مبيناً»(نساء،19) «پس از استيفاي مهر نبايد چيزي از آن را باز ستانيد و براي اين مقصود او را به گناه و تهمت محكوم ‌نماييد. اين عمل سراسر زشتي و گناه آشكار است.»
در جايي ديگر از پيامبر نقل است كه:‌هنگام اداي نماز نافله اگر پدرت تو صدا زد نماز را بر هم نزن اما اگر مادرت تو را صدا زد، آن را بر هم بزن (نوري، 1411 هـ ، ج 15، ص 181).
و يا سخن معروف ايشان كه «بهشت زير پاي مادران است» (همو، ص 180).
در حديث ديگري از پيامبر نقل شده كه فرمودند: «آنكه به بازار رود و ارمغاني بخرد و به خانه ببرد، در تقسيم از دختران آغاز كند» (حر عاملي، 1403 هـ ، ج 21، ص 514).
در اسلام به مساوات در همه زمينه‌هاي زندگي بخصوص در مورد فرزندان تاكيد شده است، ولي در اين كلام نبوي با ناديده گرفتن اين اصل از دختران جانبداري بيشتري شده است و برخورد عاطفي با دختران و شفقت و مهرباني با آنان مورد لحاظ قرار گرفته است.
امام رضا مي‌فرمايد: خداوند به زنان مهربانتر از مردان است و هر كس زني از خويشاوندان خود را شادمان كند، بي‌گمان خداوند در روز رستخيز او را شاد سازد(همو، ج 21، ص 367).
اين سخنان همگي روشنگر منزلت والاي مادري و زن بودن است و همگي نشانگر آن است كه حمايت از زن در اسلام بيش از حقوق وي مي‌باشد. اين ملاكها و معيارها با اين همه ظرافت و عظمت و اصالت، در هيچ مكتبي براي زن ارائه نشده است.
 

قوّاميت (رياست) مرد بر زن و محدوده آن

 
از عمده‌ترين موضوعاتي كه در حقوق غير مالي زن مطرح است، رياست مرد و حدود و اختيارات اوست. كساني كه در قلمرو باورهاي اسلامي، به مطالعه جايگاه زن و مرد در نظام خانواده و جامعه پرداخته و در نهايت به داوري روشن و صريحي دست يافته‌اند، يكي از مستندات ايشان يا آياتي كه ناگزير بوده‌اند بدان بپردازند آيه 34 سوره نساء است كه مي‌فرمايد:
«الرجال قوامون علي النساء  بما فضل الله بعضهم علي بعض و بما انفقوا من اموالهم…» اهميت اين موضوع بدين جهت است كه تاريخ در همه جاي جغرافياي انساني خود از دير باز تاكنون،‌خاطره‌هاي تلخي را از ستم‌ورزي مردان به زنان ياد دارد. همچنين جريان وضع و جعل روايات دروغين و اسرائيلي در نكوهش و كاستي زن و نيز راه‌يابي برداشت‌هاي نادرست از اين آيه و آيه‌هايي مانند آن به منابع ديني ما واقعيتي انكار ناپذير مي‌باشد كه همچون وصله‌اي بر دامن پاك اسلام وارد شده است. از همين رو بررسي دقيق و مفاهيم اين آيه در پرتو آيات ديگر قرآن و سياق پيرامون آن مبين حمايت اسلام از حقوق زن و برابري او با مرد است. برداشت‌هاي نادرست و بد‌فهمي‌ها، زمينه‌ساز اتهاماتي چون مرد سالارانه بودن و عادلانه نبودن، بر اسلام و قرآن شده است، همچنين گفته مي‌شود كه ناسازگاري قواميت مرد بر زن و تجويز ضرب كه در آيه به صراحت آمده با برابري حقوق زن و مرد و كرامت انساني زن ناسازگار مي‌باشد. در حاليكه با بررسي دقيق و همه جانبه كه شامل محورهاي چندي است،‌مي‌توان دريافت كه آنچه در آيه آمده نه تنها عليه حق و كرامت انساني زن نيست، بلكه در جهت پاسداشت و حمايت از حق وي است. 
اينجاست كه ارزيابي واژگان آيه و نيز مفاهيم مرتبط با فرهنگ قرآني ضروري مي‌نمايد.
بايد توجه داشت كه سيستم بياني قرآن ويژه خود قرآن است و چينش آيات از مبناي خاصي تبعيت مي‌كند و هر آيه با تمام آيات تعامل تبيين داشته به قرآن پژوه كمك مي‌كند تا جاذبه‌هاي سنتي ملي، قومي و فرآورده‌هاي فكري هر زمان، او را گرفتار تفسير غير منطقي و برخاسته از افكار خاص نكند. شايد بهمين دليل فخر رازي از اين سخن خداوند كه مي‌فرمايد: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون (ذاريات، 56) «جن و انس را نيافريدم جز براي بندگي خود» (خداوند فلسفه آفرينش زن و مرد را عبادت مي‌داند) غافل مانده و باعث شده با استناد به آيه «و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها» (روم،21) بيان دارد كه : به مقتضاي اين آيه زن براي عبادت و پذيرش تكاليف آفريده نشده است، زنان بدليل ناتواني و كم عقلي چون كودكانند و شايسته بود كه همچون آنان تكليف نداشته باشند، ولي خداوند آنان را مكلف نمود تا گوش به فرمان شوهر باشند و از عذاب خدا بترسند تا نعمت بر مردان به كمال خود رسد (فخر رازي، ج 25، ص 11). اينگونه انديشه تفسيري، همان نگاه ابزاري و جنس دومي به زن است و از سويي تقويت انگاره‌هاي فكري بر مبناي مردمداري و اختصاص كمالات به مرد است كه اين نگاه با مفاد و مصاديق و مضامين بسياري از نصوص منافات دارد.




نويسنده: زهرا توسلي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان