بسم الله
 
EN

بازدیدها: 778

اتحاديه: هست ها و بايدها

  1391/6/9
خلاصه: اتحاديه: هست ها و بايدها
اورم بر اين است كه نام اتحاديه سراسري كانون هاي وكلاي دادگستري ايران پيش از آنكه به سبب جايگاه اين اتحاديه به عنوان بزرگترين تشكل غيردولتيِ مستقلِ ايران بر سرزبان ها باشد با نام رئيس چند سال اخير آن آقاي بهمن كشاورز در اذهان جاي گرفته، به گونه اي كه در تصور برخي معادله مقابل نقش بسته بود: اتحاديه مساوي كشاورز !

البته ايشان مقصر نيستند، عدم مشاركت سايرين موجب گرديده كه تراكم و بازتاب رسانه‌اي فعاليت هاي اتحاديه بيش از آنكه گوياي فعاليت هاي يك نهاد صنفي مقتدر باشد، گوياي انديشه هاي يك فرد باشد! از مصاحبه با مطبوعات چاپي و الكترونيكي گرفته تا نامه هاي ارسالي به كانون هاي عضو؛ همه و همه صرفاً يك نام را تداعي مي نمودند و آن هم رياست اتحاديه بود.

البته در آغاز بحث مي بايست اذعان نمايم كه نمي توان منكر كاركردها و فعاليت هاي مثبت و ارزنده رياست پيشين اتحاديه بود و در ابتداي بحث خود از ايشان سپاسگزاري مي نمايم كه در اين مدت قبول زحمت كرده و امور اتحاديه را در حد توان و حتي بيش از آن اداره نموده اند، لكن همواره به اين مهم اعتقاد راسخ داشته و دارم كه بهترين دوست هر شخص بهترين منتقد بي غرض اوست و از اين حيث به سبب دوستي با اتحاديه و علاقه‌اي كه به اين نهاد مردم نهاد دارم و خود را عضو كوچكي از آن مي دانم ايده هايي را كه در ذهن خود دارم مطرح مي كنم، شايد با صيقل انديشه دوستان به ابزاري كارآمد جهت بهبود وضعيت حرفه وكالت گردد!

نخست) اتحاديه : هست ها

همانطور كه در بادي كلام مطرح شد وضعيت فعلي اتحاديه به گونه‌اي است كه گويي اصولاً هيأت مديره اي براي اداره آن وجود ندارد و تمامي امور در يد شخص واحدي به نام رئيس اتحاديه است و تمامي اظهارنظرها و تصميم گيري ها با نظر مشاراليه است و ساير اعضاي هيأت رئيسه هيچ گونه اختياري در ابراز اراده كساني كه با رأي مستقيم و غيرمستقيم آنها انتخاب شده‌اند ندارند! به راستي اين نقصان ناشي از كدام عامل است؟ آيا ناشي از اقتدار رياست اتحاديه است؟ يا ناشي از ضعف ساير اعضاء؟ يا اينكه صرفاً از باب احترام و تواضع ايشان نسبت به رياست اتحاديه است؟

به نظر مي رسد اوضاع اتحاديه سراسري كانون هاي وكلاي دادگستري ايران به سبب مجموع عوامل فوق و نيز بي تفاوتي بسياري از اعضاء و علي الخصوص دوستان حاضر در شوراي اجرايي به حال كنوني درآمده و موجبات متكلم وحده شدن رياست آن را فراهم آورده بود. ايرادات مبنايي در شيوه كنوني اداري اتحاديه به گونه اي است كه پذيرش اداره آن به كيفيت حاضر در دوره جديد هيأت رئيسه از سوي بسياري مقبول نيست كه در بخش دوم تحت عنوان بايدها بدان اشاره خواهد شد. وجود يك حالت بي‌طرفانه! در ميان اعضاي هيأت رئيسه هاي پيشين كه عنان اداره امور را صرفاً به دست رياست اتحاديه داده بود موجبات بدل شدن وي به متكلم وحده را فراهم كرده بود كه اين امر نيز ناشي از مطالبي است كه پيشتر به صورت سوالي مطرح نموديم! بسياري از دوستان با توجه به فضاي دوستانه بسيار نزديك حاكم بر مجامع اداره كننده اتحاديه از باب احترام نيز كه شده گاهي مخالفتي نمي كردند و بسياري از امور اتحاديه بدون اظهارنظر كارشناسانه اعضاي و صرفاً با اعلام رأي موافق يا ندرتاً مخالف ايشان همراه بود به گونه اي كه يكبار حضور در جلسات اتحاديه اين مهم را به اثبات مي رساند و در واقع وضع اداره جلسات به گونه اي است كه كوچكترين شباهتي به انتظارات اوليه از آن ندارد. در عمل اعضاي اسكودا صرفاً ميهماناني هستند كه در جلسات حضور به هم مي رسانند و به تعبيري جلسات اتحاديه بزمي است و ديگر هيچ![*] حتي برگزاري جلسات شوراي اجرايي هزينه هاي سرسام آوري بر كانون ها تحميل مي كند چه رسد به همايش هايي كه به صورت شش ماهه برگزار مي شود و غالباً نيز به تكرار مكررات و مباحث بي حاصل در كنار ضيافت هاي غيرضرور و پر زرق و برق مي گذرد و اين در حالي است كه كانون ها براي تامين هزينه هاي خويش از حداقل ها هم چشم پوشي نمي كنند و چه بسيار كارآموزان و وكلاي جواني كه در پرداخت هزينه هاي تمديد سالانه دچار مشكل‌اند و هيچ فريادرسي ندارند. اين درحالي است كه كانون ها به بهانه ناتواني در تأمين منبع پرداخت ??سهم كانون از بيمه صندوق حمايت اين مبالغ را كه مي بايست به موجب قانون خود پرداخت كنند از اعضاي خويش مي ستانند! وا عجبا! كه اگر از بسياري ظاهربيني ها و اسراف ها پرهيز شود، اوضاع جامعه وكالت بسيار بهتر از اين وضع ناگوار فعلي خواهد بود.

دوم) اتحاديه: بايدها

حال كه از هست ها گفتيم، لازم است از بايدها نيز سخن به ميان آوريم. از خواست ها و آمال خويش براي آينده اتحاديه، به اين اميد كه روزي شاهد نهادي پويا و تأثيرگذار باشيم.

اولين مصاحبه اعضاي هيأت رئيسه جديد اتحاديه به صورت جمعي و با اظهارنظر غالب دوستان عضو بود كه جاي بسي اميدواري است و اميد آن مي رود كه اين روش ادامه داشته و نواب رئيس و بازرسان كانون نيز همواره احساس مسئوليت كرده پاسخگوي اعضاي جامعه وكالت باشند و صرفاً به حضور فيزيكي به نحو "من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است!" نباشند.

به راستي هدف غايي و فلسفه بنيادي اتحاديه سراسري كانون هاي وكلاي دادگستري چه بوده است؟ به نظر مي رسد كه هدف تشكيل نهادي است كه عهده دار امورات كانون هاي عضو در تعاملات اجتماعي، سياسي، رسانه اي، آموزشي و... باشد تا بلكه موجبات اتحاد و اقتدار هرچه بيشتر كانون هاي وكلاي دادگستري را فراهم آورد و به صورت متمركز به تبيين راهكارها و رفع محدوديت هاي پيش پاي اعضا بپردازد كه اين مهم تا حد زيادي همچنان در محدوده بايدها قرار گرفته است.

اين مهم كه اتحاديه مي بايست زمينه رشد و بالندگي جميع كانون ها را فراهم آورد و در ترسيم چهارچوب هاي مديريتي آنان، روش هاي اداره امورات كانون، چگونگي برگزاري دوره هاي كارآموزي و اختبار، تعامل با دادگستري هاي سطح كشور، آموزش جامعه وكالت، حمايت از صنف وكالت و... اقدام نمايد؛ لكن كداميك از اين موارد در حد معقول انجام پذيرفته و عملي گشته است؟

به جرأت مي توان گفت كه هيچ يك از موارد فوق در حد انتظار از سوي اتحاديه محقق نشده و اين مهم را مي توان منبعث از دو عامل دانست:

?- فقدان ضمانت اجراي واقعي براي پيروي كانون ها از تصميمات اتحاديه و به تعبيري نقش ارشادي داشتن اتحاديه و وجود الزامات اخلاقي صرف براي كانون ها؛

?- حضور اتحاديه در حواشي غيرضرور و فاصله گرفتن آن از وظايف اصلي آن و تبديل شدن آن به يك نهاد تشريفاتي و به تعبير نگارنده لوكس! كه بيشتر به درد ظريف كاري مي خورد تا انجام كارهاي بنيادين!

به راستي كه جامعه وكالت از تكرار مكرراتي كه بسياري و از جمله نگارنده سطور حاضر بارها و بارها آن را تكرار نموده اند خسته شده و نيازمند اندكي عمل است چرا كه "دو صد گفته چون نيم كردار نيست"

با اين وصف به نظر مي رسد كه اتحاديه كه نهادي برآمده از دل قانون نيست و صرفاً تشكيلاتي است كه با اراده كانون ها به وجود آمده، مي بايست در ساختار خويش بازنگري نمايد.

تعيين حداقل هاي سني براي حضور در اتحاديه و عضويت در شوراي اجرايي در حال حاضر چندان صحيح به نظر نمي رسد و به گونه اي است كه در حال حاضر با وضعيت پيري اتحاديه مواجه شده ايم به گونه اي كه اگر يكبار در جلسات اتحاديه يا شوراي اجرايي آن حضور داشته باشيد كاملاً اين ديدگاه را تصديق مي نمائيد. لذا به منظور پويايي هرچه بيشتر اتحاديه ضروري است تا امكانات حضور اعضاي جوان در اتحاديه و اركان آن فراهم شود.

از سوي ديگر تشكيل كميسيون هايي در اتحاديه اقدام موثري بود كه هرچند تا حد بسياري صرفاً عنوان هستند و عملاً اقدامي در راستاي اداره امورات كانون ها ندارند و البته به درد بي هويتي كه كميسيون هاي كانون ها نيز با آن مواجه هستند دچار هستند و از خود اختياري ندارند و صرفاً نظر مشورتي مي دهند كه آن هم غالباً بي اعتنا رها مي شود. با اين وصف اصل ايده خوب است و بسيار بهتر خواهد بود كه اگر كميسيون هاي بيشتر و تاثيرگذارتري تشكيل شوند و حيطه فعاليت هاي آنها نيز ترسيم شده و داراي حدود اختيارات باشند كه از پيش مشخص و با پشتوانه اجرايي باشد. به عنوان مثال كميسيون آموزش اگر به نحو فوق تشكيل شود و بر ساختار آموزشي وكلا در سرتاسر ايران نيز نظارت داشته باشد و در معرفي و ارائه اساتيد طراز اول كشور كه غالباً نيز عضو كانون هاي وكلا هستند اقدام نمايد و به صورت جامع و منسجم كميسيون هاي آموزش كانون ها را تحت حمايت خود قرار دهد به بهترين شكل موجبات بالندگي بيش از پيش جامعه وكالت را موجب خواهد شد.

سواي موارد فوق تبيين و تقويت جايگاه اتحاديه نيز در آينده جامعه وكالت نقش به سزايي خواهد داشت. موضع گيري هاي موازي از سوي كانون هاي عضو و علي الخصوص كانون مركز كه گاهاً همراه با اشتباهاتي است! از جمله اظهار نظر اخير كه با پاسخ وزير دادگستري مواجه گرديد! اظهارات اينچنيني كه تمامي جامعه وكالت را زير سوال مي برد و در اذهان مخاطبان ضعف بنيه علمي صنف وكيل را متبادر مي كند حال آنكه اين اظهارات صرفاً اظهار نظر دوستان هيأت مديره كانون مركز و يا صرفاً رئيس آن است و هيچ ارتباطي به سايرين ندارد. اما به هرحال اظهار نظرهايي از اين دست نبايد از سوي كانون هاي وكلا صورت پذيرد و مي بايست از سوي اتحاديه و پس از بررسي هاي لازم باشد تا هم فاقد ايرادات علمي باشد و هم از طريق مجراي اصلي اعلان نظر يا همانا اتحاديه صورت پذيرفته باشد.

با اين وصف به سبب پرهيز از اطاله كلام به همين مختصر بسنده كرده و اين گونه جمع بندي مي نمايم كه اميد است هيأت رئيسه جديد اتحاديه با انسجام فكري و عملي به اداره امورات اتحاديه بپردازند و از تك بُعدي شدن و تمركز امور بر رئيس اتحاديه دوري نمايند و از سوي ديگر با تقويت كميسيون هاي نوپا و گسترش آنها و نيز اعطاي اختيارات اجرايي به آنها موجبات تعالي روز افزون جامعه وكالت را فراهم آورند.

[*] تعبيري است از دوست بزرگوارم آقاي پرويز علي پناه



نويسنده: احسان زررخ





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان