بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,191

آثار فقهي، حقوقي فريب در ازدواج-قسمت اول

  1391/6/9
خلاصه: فريب در ازدواج (تدليس) به مفهوم اثبات صفات مطلوب يا رفع عيوب به صورت دروغين، از جمله عوامل فروپاشي نظام خانواده يا تيرگي روابط زوجين است. بدين لحاظ زن و مرد از فريب يكديگر نهي شده اند، علاوه بر آن، فريب داراي پيامدهاي حقوقي نيز مي‌باشد. راهي كه شارع مقدس براي جبران اين ضرر پيش بيني نموده، حق فسخ نكاح است. امروزه مردان به جهت آشنايي با اين حق به راحتي از آن بهره مي‌برند، ولي اغلب زنان به جهت عدم آشنايي با اين حق، زماني كه مورد تدليس واقع مي‌شوند، به طلاق روي آورده و از حقوق خود نيز مي گذرند. لذا در اين نوشتار به‌صورت اجمال، به تدليس و فريب در ازدواج از منظر فقه و حقوق پرداخته شده و در انتها چند پيشنهاد قانوني جهت پيشگيري از فريب در ازدواج ارائه گرديده است.
امروزه آسيب‌هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي سلامت جامعه را تهديد مي‌كند. هزينه اين تهديدات هر دو جنس زن و مرد را شامل مي‌شود، ولي گاه يكي از اين دو جنس بيشتر در معرض خطر قرار مي‌گيرد. از جمله اين آسيب ها مي‌توان به رواج فريب و تدليس در روابط افراد با يكديگر و در امر مهم ازدواج اشاره نمود. عدم صداقت هنگام انتخاب همسر كه منجر به فريب طرف مقابل در ازدواج مي‌شود، آثار و پيامدهاي حقوقي ويژه‎اي دارد كه با عنوان قانون «تخلف از شرط صفت» در قانون مدني مطرح است.

 ماده 1128 ق.م. بيـان مي‌دارد: «هرگاه در يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده، براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد متبايناً بر آن واقع شده باشد».

 

از آنجا كه متأسفانه تدليس در ازدواج از جانب دختران رو به افزايش است ونيز دختران ساده دل و زودباور، در تدليس خواستگاران خويش به شدت آسيب پذير هستند، آشنايي با قوانين مربوطه و تحليل آن ضروري مي‌نمايد.

قبل از بررسي اين ماده قانوني، ابتدا برخي از پرونده هاي موجود در دادگاهها كه موضوع آن به گونه‌اي مرتبط با اين ماده قانوني مي‌باشد، مطرح مي‌گردد. زيرا با رجوع به مواردي چند از مدعيان دادگاه، ضرورت اين آشنايي جدي‎تر مي‎شود، بعضي از آن موارد به شرح ذيل مي‌باشد:

ـ مردي كه سـواد انـدكي در حد خوانـدن و نوشتـن داشتـه و نيـز به واسـطه سـانحه‌اي كـه در كـودكي بـرايش اتـفاق افتـاده، گردنـش كج بـوده اسـت، بـه خواستگاري دختـري مي‌رود و در مراسـم خواستگاري خـود را ديپلمه معرفـي مي‌نمايد و گردن خود را بسته و وانمود مي‌كند كه موقتاً دچارگردن درد شده است، پس از ازدواج همسر او متوجه فريب شوهر شده، به دادگاه مراجعه نموده و تقاضاي فسخ نكاح مي‌كند.

- زني قبلاً ازدواج كرده و شش ماه زندگي زناشوئي داشته است، پس از طلاق، شناسنامه المثني گرفته و خود را دوشيزه معرفي مي‌نمايد، بعد از ازدواج، همسرش متوجه ازدواج قبلي زن مي‌شود. اما به دليل آنكه مهريه زن سنگين بوده و شوهر از نظر اقتصادي توان پرداخت آن را نداشته، از طلاق منصرف مي‌شود. اما به دليل برخورد غيرصادقانه همسرش، خشمگين بوده و بناي ناسازگاري با زن را گذاشته است، زن تحمل نكرده و از دادگاه تقاضاي طلاق كرده است.

- دختـري پـس از ازدواج متوجه شـده كه همسـرش او را فريـب داده و در خارج از كشور همسر دارد و اكنون مجهول المكان است و مدتي است كه نفقه پرداخته نكرده است.

- دختر داراي لكه‌اي قهوه اي رنگ بر روي پوست پا در پشت زانو است، همسرش بعد از ازدواج از ادامه زندگي با زن منصرف شده است، اما به دليل مهريه سنگين زن، توان طلاق و پرداخت مهريه را ندارد، به دادگاه مراجعه نموده و ادعاي تدليس زوجه را نموده و عنوان مي‌كند، همسرش داراي نقص زيبايي مي‌باشد و اين مطلب را به او نگفته است، بنابراين تقاضاي فسخ نكاح دارد.

- مردي كه معتاد به مشروب و ترياك بوده، خود را سالم وانمود كرده؛ پس از ازدواج زن متوجه شده و تقاضاي جدايي دارد.

- مردي به دادگاه مراجعه كرده و در تقاضاي فسخ نكاح ادعا مي‌كند، همسرش ازدواج قبلي خود را از او مخفي داشته است و در شناسنامه المثني او نيز، اثري از اين موضوع نبوده است، زن ادعا مي‌كند كه حقيقت را در گفتگوي خصوصي قبل از عقد با همسرش در ميان گذارده و شوهر با علم به اين موضوع اقدام به ازدواج با او نموده است، از زن دليل اين ادعا خواسته شده و زن قادر به اثبات آن نيست.

موارد ديگري نيز به روش مصاحبه استخراج شده كه عبارت است از:

- پسري به خواستگاري دختري آمد، پس از صحبت‌هاي مفصل دختر و پسر و خانواده‌هاي آن دو، مراسـم ازدواج انجام شـد. پـس از ازدواج، پسري به داماد مراجعه كـرده و اعلام مي‌كنـد كه قبلاً بـا همسـر او رابطه جنسي داشتـه است و دختر با مراجعه به پزشك، پرده بكارت خود را ترميم نموده است، در پيگيري شوهر از طريق مركز درماني مربوطه و بدست آوردن مداركي دال بر صحت اين مسئله، نهايتاً زن به رابطه جنسي قبلي خود (زنا) اعتراف مي‌نمايد. مرد اعلام مي‌دارد كه از زندگي با زني كه قبلاً با مردي رابطه جنسي داشته، متنفر است و سكوت همسرش در مراسم خواستگاري نسبت به اين مسئله، اين تصور را پيش آورده كه دختر باكره است؛ حالا از يك طرف چون مهريه دختر بسيار سنگين بوده و پسر توان پرداخت مهريه و طلاق زن را ندارد و از طرفي ديگر حاضر به ادامه زندگي با اين زن هم نيست.

- پسري در مورد نوع شغل و ميزان تحصيلات خود دروغ گفته، پس از عقد و اطلاع دختر از حقيقت، دختر ادعا مي‌كند كه اساساً پسر هم شأن او نيست و محال بوده كه با پسري كه داراي چنين شغل و تحصيلاتي باشد، ازدواج نمايد، چرا كه خودش داراي مدرك كارشناسي ارشد بوده و از خانواده‌اي ثروتمند و داراي موقعيت اجتماعي بالا مي‌باشد. علاوه بر آن حاضر به زندگي با مردي كه از ابتدا با فريب و نيرنگ زندگي را آغاز كرده، نيست.

- پسـري شـيفتة چشـمان آبـي و مـوي طلايـي دختـري شده و با او ازدواج مي‌نمايد. پس از ازدواج متوجه مي‌شود كه دختـر در ملاقات با او از لنـز رنگي استفاده مي‌كرده و موهاي خود را رنگ كرده بود، علاوه بر آن آرايش چهرة خود را چنان با مهارت انجام مي داده كه زيبايي چهره او طبيعي وانموده مي‌شده، پسر پس از اطلاع از واقعيت، مايل به ادامه زندگي با او نيست.

- پسري به خواستگاري دختري آمده و تفاوت مذهب خود را با مذهب دختر، اعلام نكرده است، پس از ازدواج، دختر متوجه شده و حاضر به ادامه زندگي با اين مرد نيست. (پسر ادعا مي‌كند كه گمان مي‌كردم در تحقيق از من و خانواده‌ام، متوجه اين امر خواهند شد و دختر ادعا مي‌كند كه چنان گرفتار عشق پسر بوده كه فرصت تحقيق را به مادرش نداده است).

- دختر و خانواده‌اش ابتلا به بيماري سرطان او را از پسر مخفي نموده‌اند و چون قادر به تأمين هزينة درمان دختر نبوده‌اند، سريعتر اقدام به ازدواج دختر كرده‌اند. داماد مدتي است كه دائماً در حال آمد و رفت و پرداخته هزينه سنگين درمان نوعروس مي‌باشد. از عدم صداقت دختر و خانواده‌اش در ابتداي ازدواج شكايت دارد و هزينه درمان نيز او را تحت فشار قرار داده است.

پس از بيان موارد فوق، مشخص مي‌شود، از يك سو عموماً زنان از حق فسخ خود هنگامي كه دچار فريب مي‎شوند مطلع نيستند؛ لذا علي‌رغم اثبات فريب از طرف همسر، تقاضاي طلاق مي‌دهند و از آنجا كه تقاضاي طلاق از جانب زن است، حكم به طلاق خلع داده مي‌شود، بنابراين زن علاوه بر بذل مهريه، نفقة معوقه خود را نيز بذل مي‌كند، در حالي كه اگر زن نسبت به حقوق خويش آگاهي داشت، تقاضاي فسخ نكاح مي‌كرد و از حقوق خويش برخوردار مي‌شد. از سوي ديگر برخي مردان با قوانين مربوط به فسخ نكاح و ماده 1128 ق.م. به خوبي آشنا هستند و جهت فرار از پرداخت نصف مهريه در جدايي قبل از ازدواج، مي‌كوشند تا اين جدايي را به صورت فسخ نكاح واقع سازند. از اين‎رو لازم اسـت، مواردي كه در شـرع و قانـون به عنـوان فريـب در ازدواج شـمرده مي‎شود، به صـورت شـفاف‎تر مطرح گردد، تـا هم آگاهي عمومي در اين زمينـه بالاتر رود و هم نارسائي‌هاي قانوني روشن گردد. 

تدليس


تدليس به چيزي اطلاق مي‌شود كه سبب ابهام امر بر فرد فريب خورده مي‌گردد.  اديان الهي همواره بر لزوم رعايت مسائل اخلاقي در روابط افراد، تأكيد ورزيده و مؤمنان را از تدليس و نيرنگ بازداشته‌اند. جهت آشنايي با تدليس چند نمونه از موارد آن در قرآن كريم كه مورد مذمت و نكوهش خداوند متعال قرار گرفته است بيان مي‎گردد:

- حيله‎ورزي برادران حضرت يوسف در جدايي بين پدر و فرزند؛ خداوند برادران حضرت يوسف را مورد سرزنش قرار مي‌دهد كه به واسطه حيله، بين پدر و فرزند جدايي افكندند.[1]

- نيرنگ همسر عزيز مصر؛ قرآن كريم نيرنگ همسر عزيز مصر را در مورد يوسف (ع) مورد نكوهش قرار مي‌دهد.[2]

- نـهي از طلاق مـكرر و رجـوع بـه زن با هدف زيـان رساندن؛[3] اگر مردي نيرنگ به كار برده و همسر خود را مكرر طلاق دهد و بدون قصد زندگي با زن، به او رجوع كند، مورد نكوهش قرار گرفته است. البته اين عمل را معمولاً بدين منظور انجام مي‌دهند تا از ازدواج زن با مرد ديگر جلوگيري نمايند.

- نهي از نيرنگ زنان مطلقه؛ حيله زنان مطلقه در كتمان بارداري نهي شده است.[4] اين امر توسط زنان چه بسا به اين دليل است كه مدت عده كوتاه گردد و بدين وسيله حق زوج در رجوع به زن از بين برود.يا شوهر از حق پدري فرزندش محروم گردد.

در روايات نيز اين مسئله مورد توجه قرار گرفته كه دو مورد ذكر مي‌گردد:

- پيامبر (ص) فرمودند: «ملعون من ضارّ مؤمناً او مكر به»،[5]«كسي كه به مؤمني ضرر رساند يا به او مكر ورزد مورد لعنت قرار مي‌گيرد».

حضرت علي (ع) نيز فرموده‌اند: «المكر بمن ائتمنك كفر»،[6]«مكر ورزيدن به كسي كه به تو اعتماد كرده است، كفر مي‌باشد».

آنچه در اين نوشتار مورد نظر است، تمام موارد تدليس اعم از اخلاقي، سياسي، تجاري و ... نيست، بلكه فقط تدليس از نظر فقه و حقوق، آن‌هم موردي كه موجب فسخ نكاح مي‎شود، مطمح نظر مي‎باشد.




نويسنده:زهرا آيت اللهي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان