بسم الله
 
EN

بازدیدها: 945

بررسي دلايل دوري زنان از کانون خانواده / علت شناسي اشتغال زنان

  1391/6/8
خلاصه: جامعه ايراني متحول شده است و در جامعه امروز، هم به خاطر مسائل مهمي همچون تورم، گراني، عدم کفايت درآمد مردان و هم به خاطر دلايلي که ارتباط مستقيمي با شيوه زندگي خانوارهاي ايراني دارد، زنان و دختران نيز احساس مي کنند که بايد براي تامين نيازهاي موجود وارد بازار کار شوند.

دلايل اقتصادي


از آن جايي که کار و حرفه پيش از هر چيزي با مساله اي به نام دستمزد و درآمد ارتباط دارد، نخستين استدلال در بررسي دلايل روي آوردن زنان و دختران به کار و حرفه در خارج از خانه، بحث نياز اقتصادي مي باشد.جامعه ايراني متحول شده است و در جامعه امروز، هم به خاطر مسائل مهمي همچون تورم، گراني، عدم کفايت درآمد مردان و هم به خاطر دلايلي که ارتباط مستقيمي با شيوه زندگي خانوارهاي ايراني دارد، زنان و دختران نيز احساس مي کنند که بايد براي تامين نيازهاي موجود وارد بازار کار شوند.از آن جايي که موضوع تاثير سبک زندگي (l?festyle) نقش مهمي در تبيين چرايي اشتغال زنان دارد، لازم است از کنار اين موضوع به سادگي گذر نکنيم.

در گذشته اي نه چندان دور در کشور ما و حتي در شرايط کنوني ودر ميان طيف کثيري از خانواده هاي ايراني، در خانواده اي شش نفره، درآمد پدر خانواده – ولو با داشتن يک شغل ساده و درآمد پايين- کفاف زندگي را مي داد و همه افراد خانواده با عزت و آبرو زندگي مي کرند و با همين درآمد پايين گذشته از بحث تامين معيشت، مشارکت هاي ديني و اجتماعي هچون احسان و زکات و نيز سرگرمي و سفر نيز تامين مي شد، اندک اندک جهيزيه دختر يا دختران خانواده در گوشه اي جمع مي شد و خلاصه اين که زندگي افراد خانواده توام با آرامش و اطمينان خاطر سپري مي شد.

اما در جامعه امروز ما اين دسته از خانواده ها در اقليت هستند. اکنون نه تنها ديدن خانواده هاي داراي دو و يا سه فرزند به بالا دشوار است، بلکه به وفور مي بينيم که در خانواده هاي تک فرزند و بي فرزند نيز، مرد و زن خانواده هر دو از صبح تا شام کار مي کنند و بعضا ميزان رضايتمندي آنان نيز کمتر از خانواده هاي نسل گذشته است.به راستي چه اتفاق عجيبي روي داده است؟ آيا مي توان در حيطه اي غير از نگرش ديني و فلسفي و سبک و سياق زندگي، منطق روشني براي تببين و تشريح اين موقعيت پيدا کرد؟

1- قناعت و توکل: مي دانيم که مولاي پارسايان امام علي(ع) قناعت را بالاتر از هر گنجي دانسته اند و از اين گذشته همه پيشوايان ديني ما در خصوص نقش مهم توکل به خدا و اميد به اکتساب رزق و روزي حلال تاکيدات فراواني داشته اند.با اين وجود به نظر مي رسد امروزه نقش اين دو فضيلت ديني و اخلاقي بزرگ در زندگي بسياري از ما کمرنگ شده و ميل به تجملات و برخورداري از امکانات لوکس، از اميال و ولع هاي غريبي است که باعث شده زنان را نيز وادار کند تا در اين ماجرا نقشي داشته باشند.

بارها در محافل خانوادگي و اجتماعي ديده و شنيده ايم که بسياري از خانم ها فکر مي کنند که در صورت برخورداري از شغل خارج خانه و کسب درآمد، جايگاه اجتماعي، پرستيژ و کلاس شخصيتي آنان ارتقا خواهد يافت.
به عبارتي وقتي که خانم خانه به اين نتيجه مي رسد که همسرش با درآمد خود قادر به تامين معيشت و رفاه نيست، به جاي آن که قناعت پيشه کند، ترجيح مي دهد مستقيما وارد ميدان شود و در اين حيطه شخصا اقدام کند. جالب اينجاست که مدام در رسانه ملي ما و در مجموعه هاي داستاني تلويزيوني مدام شاهد اين هستيم که حتي خانواده هاي داراي درآمد متوسط و پايين تر از آن در حسرت رسيدن به سطحي از زندگي هستند که نمي توان اثر روشن و واضحي از قناعت در آن پيدا کرد.

2-سبک زندگي: قناعت و ساده زيستي ارتباط تنگاتنگي با هم دارند و در صورتي که ساده زيستي به عنوان يک الگوي برتر زندگي در جامعه اسلامي ايراني ما و در حوزه حداکثري، بر افراد و خانواده ها استيلا مي يافت، بسياري از زنان و دختران ايراني نيازي به کار خارج از خانه نداشتند.تبعيت از الگوهاي غربي در تامين وسايل و اثاث خانه و خانواده، حتي از خود غربي ها نيز فراتر رفته و اغلب خانواده ها فکر مند که به عنوان مثال نداشتن يک تلويزيون مدرن داراي صفحه 42 اينچي و نازک، نداشتن يخچال فريزر دو در سايد باي سايد، نداشتن مبلمان خارجي و گران قيمت و سوار شدن بر يک خودرو ارزان قيمت و مدل پايين، مصاديق روشن فقر وعقب ماندن از قافله رفاه است.

اين دو موضوع يعني سست شدن ميزان قناعت و توکل و به موازات آن تمايل به تجملات دست به دست هم داده تا تعاريف و تصورات غلط و موهومي از فقر و نياز اقتصادي در اذهان خانواده هاي ايراني به وجود بياورد و بسياري از زنان نيز درست به همين دليل وارد بازار کار شوند.اين در حالي است که در همين جامعه هم در شهرهاي کلان و کوچک و هم در جامعه روستايي، خانواده هاي بسياري وجود دارند که با وجود برخورداري از درآمدي پايين و خانه دار بودن خانم خانواده، حس فقر و نياز و عقب ماندگي اقتصادي برجسته نيست.

مسکن و نگراني از آينده: حال که به بيان استدلالات غلط و تبيين نيازهاي اقتصادي غيرواقعي منتج به اشتغال زنان پرداختيم، بهتر است روي ديگر سکه را نيز نگاه کنيم. واقعيت اين است که نمي توان اين قواعد را در مورد همه خانوارهاي داراي زن شاغل به کار بست و در ميان همسراني که هر دو شاغل هستند افرادي نيز وجود دارند که از سر نياز حقيقي تن به پذيرش اين شرايط داده اند.

همه مي دانيم که نظام بيمه و سلامت در کشور ما مشکلات و دست اندازهاي بسياري دارد و آن دسته از آفرادي که از لحاظ شخصيتي و فکري از آدم هاي آينده انديش، مضطرب و نگران به شمار مي آيند، نمي توانند مطمئن باشند که بدون يک پس انداز خوب توان عبور از همه گردنه ها را دارند.
به ويژه درميان خانواده هايي که داراي مسکن نبوده و مجبور به پرداخت اجاره بها هستند، شرايط به گونه اي است که درآمد مرد نمي تواند تامين کننده همه هزينه هاي خانوار باشد. به عبارتي موضوع مسکن يکي از عوامل بسيار مهم در سوق دادن بسياري از زنان به سوي بازار کار است و زن و مرد به اين باور و نتيجه مي رسند که درآمد يکي از آنان صرف تامين اجاره بها شده و ديگري نيز معيشت خانواده را تامين مي کند.

اين در حالي است که اگر مکانيسم معقول و اطمينان بخشي براي رفع اين نگراني بزرگ به وجود مي آمد و به عنوان مثال توليد و فروش خانه هاي اجاره به شرط تمليک در سطح ملي و بسيار گسترده صورت مي گرفت، اين امکان به وجود مي آمد که بسياري از خانواده ها تصميم بگيرند که صرفا به درآمد مردان اکتفا کنند.

غير از موضوع مسکن، مساله نگراني از آينده و تمايل به پس انداز نيز از مسائل مهمي است که در ميل به اشتغال زنان نقش مهمي دارد. بسياري از ما خوانده و شنيده ايم که در کشورهاي توسعه يافته، افراد تمايل افراط آميزي به پس انداز و مال اندوزي ندارند. اين در حالي است که در جامعه ما در ميان بسياري از خانواده ها نداشتن يک پس انداز خوب و کافي محلي براي نگراني و اضطراب دائمي است.

اين نگراني و اضطراب نسبتا فراگير، جداي از آن که ريشه در برخي مسائل تاريخي و فرهنگي مانند قحطي، خشکسالي، دوران جنگ و … دارد، ارتباط مستقيمي با سيستم بيمه و خدمات درماني، حمايتي و نظام بانکي ما نيز پيدا مي کند.همه مي دانيم که نظام بيمه و سلامت در کشور ما مشکلات و دست اندازهاي بسياري دارد و آن دسته از آفرادي که از لحاظ شخصيتي و فکري از آدم هاي آينده انديش، مضطرب و نگران به شمار مي آيند، نمي توانند مطمئن باشند که بدون يک پس انداز خوب توان عبور از همه گردنه ها را دارند.

گذشته از اين نظام بانکي کشور ما نيز به گونه اي طراحي نشده است که در مواقع لازم، به راحتي و با شرايطي سهل و آسان پولي در اختيار کسي بگذارد. در فضايي که تامين يک ميليون تومان تسهيلات قرض الحسنه نياز به تسليم شدن در برابر بروکراسي مستهلک کننده بانکي را دارد، مرد خانواده نمي تواند تضمين و اطمينان خاطري به همسر و فرزندان خود بدهد که در شرايط اضطراري قادر به تامين نيازهاي آنان و دفاع از نهاد خانواده خواهد بود.

قناعت و ساده زيستي ارتباط تنگاتنگي با هم دارند و در صورتي که ساده زيستي به عنوان يک الگوي برتر زندگي در جامعه اسلامي ايراني ما و در حوزه حداکثري، بر افراد و خانواده ها استيلا مي يافت، بسياري از زنان و دختران ايراني نيازي به کار خارج از خانه نداشتند.

اشتغال زنان و جايگاه اجتماعي


بارها در محافل خانوادگي و اجتماعي ديده و شنيده ايم که بسياري از خانم ها فکر مي کنند که در صورت برخورداري از شغل خارج خانه و کسب درآمد، جايگاه اجتماعي، پرستيژ و کلاس شخصيتي آنان ارتقا خواهد يافت. اين تصور موهوم و نادرست، گذشته از آن که جفايي بزرگ در حق ميليون ها زن و دختر خانه دار، فداکار و زحمتکش است، زمينه ساز بروز خطاها و شکل گيري باورهاي غلط ديگري نيز هست که بسياري از معيارهاي فرهنگي، اجتماعي و اخلاقي را تهديد مي کند.

چه کسي مي تواند استدلال کند که يک خانم تحويل دار بانک، يک خانم منشي، يک خانم فروشنده و يا خانم هايي که در حوزه طبابت و آموزش و توليد فعاليت مي کنند، به صرف برخورداري از شغل خارج از خانه بر زنان خانه دار ارجحيت و برتري دارند؟ به راستي پايه هاي اين استدلال چوبين را بايد بر کدام قواعد موهوم بگذاريم؟

به نظر مي رسد مبارزه و آگاه سازي دراين حوزه از تصورات غلط در خصوص ارتباط اشتغال زنان و جايگاه و ارج اجتماعي، از مسائلي است که نياز به فرهنگ سازي و برنامه سازي دارد و نهادهاي مسئول در اين زمينه و به ويژه رسانه ملي بايد تلاش کند تا با توليد و ارائه برنامه هاي معقول و سنجيده نه نتها راه را بر اين باور غلط ببندد بلکه با تشريح درست و منصفانه دشواري هاي زندگي زنان شاغل، فضايي فراهم کند که زنان خانه دار باور کنند که شاغل بودن مترادف باکلاس بودن و مورد تحسين و پذيرش جامعه قرار گرفتن نيست.



نويسنده: اميررضا ثابت





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان