بسم الله
 
EN

بازدیدها: 794

نظام حقوق زن در اسلام-قسمت ششم

  1391/6/5
خلاصه: نظام حقوق زن در اسلام-گزيده اي از مجموعه آثار شهيد مطهري(جلد19)-قسمت ششم
قسمت قبلي

بخش اول: خواستگاري و نامزدي

من سخن خود را درباره چهل ماده پيشنهادي از همان نقطه آغاز مي کنم که دراين پيشنهادها آغاز شده است. در اين پيشنهادها به ترتيب «قانون مدني» اول ازخواستگاري و نامزدي بحث به ميان آمده است.
نظر به اينکه قوانين مربوط به خواستگاري و نامزدي که در قانون مدني آمده است قوانين مستقيم اسلامي نيست يعني نص و دستور صريحي از خود اسلام دراغلب اينها نرسيده است و قانون مدني آنچه در اين زمينه گفته طبق استنباطي است که از قواعد کلي اسلامي کرده است، ما خود را مکلف به دفاع از قانون مدني نمي دانيم ووارد بحث در جزئيات نظريات پيشنهاد کننده نمي شويم، با اينکه پيشنهاد کننده مرتکب اشتباهات عظيمي شده است و حتي از درک مفهوم صحيح آن چند ماده ساده عاجز بوده است. اما از دو مطلب در اينجا نمي توانيم صرف نظر کنيم.

آيا خواستگاري مرد از زن اهانت به زن است؟

1. پيشنهاد کننده مي گويد:
«قانونگذار ما حتي در اين چند ماده کذايي (مربوط به خواستگاري و نامزدي) هم اين نکته ارتجاعي و غير انساني را فراموش نکرده است که مرد اصل است و زن فرع. در تعقيب فکر مزبور ماده 1034 را که اولين ماده قانون در کتاب نکاح وطلاق است به نحو زير تنظيم نموده است:
ماده 1034 - از هر زني که خالي از موانع نکاح باشد مي توان خواستگاري نمود. به طوري که ملاحظه مي شود به موجب ماده مزبور با اينکه هيچ گونه حکم و الزامي بيان نشده است، ازدواج به معني «زن گرفتن» براي مرد مطرح شده و او به عنوان مشتري و خريدار تلقي گرديده و در مقابل، زن نوعي کالا وانمود شده است. اين قبيل تعبيرات در قوانين اجتماعي اثر رواني بسيار بد و ناگوار ايجاد مي کند ومخصوصا تعبيرات مزبور در قانون ازدواج بر روي رابطه زن و مرد اثر مي گذارد وبه مرد ژست آقايي و مالکيت و به زن وضع مملوکي و بندگي مي بخشد.»
به دنبال اين ملاحظه دقيق رواني! موادي که خود پيشنهاد کننده تحت عنوان «خواستگاري» ذکر مي کند، براي اينکه خواستگاري جنبه يکطرفه و حالت «زن گرفتن» به خود نگيرد، خواستگاري را هم وظيفه زنان دانسته و هم وظيفه مردان، تا درازدواج تنها «زن گرفتن» صدق نکند، «مرد گرفتن» هم صدق کند يا لااقل نه زن گرفتن صدق کند و نه مرد گرفتن. اگر بگوييم زن گرفتن، يا اگر هميشه مردان را موظف کنيم که به خواستگاري زنان بروند، حيثيت زن را پايين آورده و آن را به صورت کالاي خريدني درآورده ايم!

غريزه مرد طلب و نياز است و غريزه زن جلوه و ناز

اتفاقا يکي از اشتباهات بزرگ همين است. همين اشتباه سبب پيشنهاد الغاء مهر ونفقه شده است و ما در جاي خود مشروحا درباره مهر و نفقه بحث خواهيم کرد.
اينکه از قديم الايام مردان به عنوان خواستگاري نزد زن مي رفته اند و از آنهاتقاضاي همسري مي کرده اند، از بزرگترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است. طبيعت، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرارداده است. اين يکي از تدابير حکيمانه و شاهکارهاي خلقت است که در غريزه مردنياز و طلب و در غريزه زن ناز و جلوه قرار داده است. ضعف جسماني زن را در مقابل نيرومندي جسماني مرد، با اين وسيله جبران کرده است.
خلاف حيثيت و احترام زن است که به دنبال مرد بدود. براي مرد قابل تحمل است که از زني خواستگاري کند و جواب رد بشنود و آنگاه از زن ديگري خواستگاري کندو جواب رد بشنود تا بالاخره زني رضايت خود را به همسري با او اعلام کند، اما براي زن که مي خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر درآورد تابر سراسر وجود او حکومت کند، قابل تحمل و موافق غريزه نيست که مردي را به همسري خود دعوت کند و احيانا جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري برود.
به عقيده ويليام جيمز فيلسوف معروف امريکايي، حيا و خودداري ظريفانه زن غريزه يست بلکه دختران حوا در طول تاريخ دريافتند که عزت و احترامشان به اين است که به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند؛ زنان اين درسها را در طول تاريخ دريافتند و به دختران خود ياد دادند.
اختصاص به جنس بشر ندارد، حيوانات ديگر نيز همين طورند؛ همواره اين ماموريت به جنس نر داده شده است که خود را دلباخته و نيازمند به جنس ماده نشان بدهد. ماموريتي که به جنس ماده داده شده اين است که با پرداختن به زيبايي و لطف وبا خودداري و استغناء ظريفانه، دل جنس خشن را هر چه بيشتر شکار کند و او را ازمجراي حساس قلب خودش و به اراده و اختيار خودش در خدمت خود بگمارد.



نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان