بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,031

شخصيت حقوقي وقف-قسمت دوم

  1391/6/5
خلاصه: شخصيت حقوقي وقف-قسمت دوم

تعريف شخصيت حقوقي در قانون مدني‏


تعريف حقيقي مفاهيم، بويژه مفاهيم حقوقي و فقهي از جهات گوناگون دشوار است، با اين وصف جهت روشن شدن بحث ناگزير از تعريف مطلب مورد بحث هستيم هر چند به گونه‏ي شرح اسم باشد.
صاحب‏نظران در حقوق مدني از شخصيت حقوقي (2) تعريفهاي گوناگوني کرده‏اند از جمله:
شخص حقوقي عبارت است از دسته‏اي از افراد که داراي منافع و فعاليت مشترک هستند يا پاره‏اي از اموال که به هدف خاصي اختصاص داده شده است و قانون آنها را طرف حق مي‏شناسد و براي آنها شخصيت مستقلي قايل است مانند دولت، شهر، دانشگاه، شرکتهاي تجارتي، و موقوفات (3)
دکتر لنگرودي در اين باره مي‏نويسد:
شخص حقوقي: (مدني) عبارت است از گروهي از افراد انسان يا منفعتي از منافع عمومي که قوانين موضوعه، آن را در حکم شخص طبيعي و موضوع حقوق و تکاليف قرار داده باشد مانند شرکت تجاري و انجمن‏ها و دولت و شهرداري و صندوق (الف) و (ب) اداره‏ي تصفيه
(ماده‏ي 51 قانون تصفيه 1318 - 4 - 24) شخص حقوقي موضوع هر حق و تکليفي است جز آنچه که اختصاص به طبيعت انسان دارد (ماده‏ي 588 قانون تجارت) (4)
دکتر امامي در تعريف شخصيت حقوقي مي‏نويسد:
هر يک از افراد انسان در جامعه داراي شخصيت حقوقي مي‏باشد و مي‏تواند به وسيله‏ي آن داراي حق و تکليف گردد و آن را اجرا نمايد. اين قابليت از طرف خداوند به اعتبار طبيعت انساني، در او به وديعه گذاشته شده است... سلب شخصيت حقوقي از فرد انساني، مرگ حقوقي مي‏باشد هر فرد انسان بدون داشتن شخصيت حقوقي زنده شناخته نمي‏شود بنابراين اهليت تمتع تحت اختيار افراد انساني نيست تا بتوانند آن را سلب کنند (5)
وي در جاي ديگر مي‏نويسد:
در ميان روابط حقوقي که در جامعه موجود است حقوق و تعهداتي مشاهده مي‏شود که موضوع آن اشخاص طبيعي نيستند بلکه جمعيتها و مؤسساتي هستند که مانند اشخاص طبيعي دارايي دارند که آنها را اشخاص حقوقي اعتباري يا اخلاقي مي‏نامند... بعضي از حقوقيين برآنند که شخص حقوقي يک موجود حقوقي مي‏باشد و قانون از نظر منافع جامعه وجود آن را شناخته است و به او اجازه مي‏دهد که بتواند دارايي مخصوص داشته باشد و از منافع اختصاصي خود دفاع بنمايد و مانند اشخاص طبيعي داراي وجود حقوقي جداگانه باشد. بدين جهت هر شخص حقوقي داراي اراده‏ي مخصوص به خود مي‏باشد که مجزا از اراده‏ي افراد آن است و همچنين داراي يک فعاليت حقوقي خاصي است که غير از فعاليت افراد آن مي‏باشد. اشخاص حقوقي براي آنکه بتوانند از اراده‏ي خود استفاده کنند و فعاليت آنها بي‏اثر نماند بايد از حمايت قانون بهره‏مند گردند و آن شناسايي شخصيت حقوقي آنها از طرف قانون مي‏باشد (6)
تعريفهاي ديگري از شخصيت حقوقي در فقه موضوعي انجام پذيرفته است، علاقه‏مندان مي‏توانند به کتابهاي مربوطه از جمله المدخل الفقهي العام مراجعه کنند (7)

نقد و بررسي‏


بي‏شک هدف از اين تعريفها بيان برخي از مشخصات ممتاز و آثار و احکام شخصيت حقوقي است، نه تعريف دقيق همراه با جنس و فصل منطقي، تا نسبت به تمام افراد جامع و نسبت به همه افراد بيگانه مانع باشد. از اين‏رو اين تعاريف اين اشکال را که نسبت به افراد خودي فراگير و نسبت به افراد بيگانه مانع نيست بر نمي‏تابد. و به همين جهت با شمارش چند نکته‏ي قابل تأمل اين بخش را به پايان مي‏بريم. از جمله نکات مهم عبارتند از:
1.تکاليف و حقوق انسانها داير بر مدار شخصيت حقوقي آنهاست و حيوانات چون شخصيت حقوقي ندارند، داراي تکليف و حق نمي‏باشند.
2.شخصيت حقوقي موهبت الهي به انسانهاست و ديگران نمي‏توانند آن را از انسان سلب کنند.
3.قانون به لحاظ رعايت منافع اجتماع به شخصيت حقوقي اعتبار مي‏دهد و به او اجازه داده است تا صاحب مال و منافع شود و از آنها دفاع کند.
4.اراده‏ي شخصيت حقوقي، مجزا از اراده‏ي افراد آن است.
5.فعاليتهاي حقوقي شخصيت حقوقي، غير از فعاليت افراد آن است.
6.قوام و وجود شخصيت حقوقي، بستگي دارد به اينکه قانون آن را شناسايي کند و معتبر بداند.
7.افزون بر افراد حقيقي، جمعيتها و مؤسسات نيز از شخصيت حقوقي برخوردارند.
هر يک از اين مطالب جاي بحث و تحقيق دارد که در جاي ديگر بايد بدانها پرداخته شود.

ضابطه‏ي شخصيت حقوقي‏


بحث از شخص حقوقي اقتضا مي‏کند تا ضوابط و ملاکهاي فراگير و تأثيرگذار در آن ارائه شود از اين‏رو
بحث از ضابطه و معيار شخصيت حقوقي ضروري به نظر مي‏رسد. براي شخصيت حقوقي ضوابط گوناگوني ممکن است وجود داشته باشد که بحث تفصيلي آن در دانش حقوق مطرح است.
در اين بخش يکي از ملاکهاي شخصيت حقوقي، که از اهميت زيادي برخوردار است و عامل اساسي در تحقق شخص حقوقي به شمار مي‏آيد، مورد بحث قرار مي‏گيرد و آن عبارت است از قابليت و اهليت مالک شدن. بي‏گمان اين ملاک مهمترين بحث درباره‏ي شخصيت حقوقي نيز به شمار مي‏آيد؛ زيرا اگر چه افزون بر مالکيت شخصيت حقوقي آثار و احکام فقهي ديگري بر آن بار مي‏شود، وليکن در فقه، بيشتر اين اثر مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است، از اين‏رو بيشتر به آن پرداخته مي‏شود.

اهليت تملک شخص حقوقي‏


فقها قبول و يا رد شخصيت حقوقي را مبتني کرده‏اند بر اين بحث که آيا اهليت تملک از ويژگيهاي اشخاص حقيقي است و يا جز آنها، اشخاص حقوقي نيز مي‏توانند مالک شوند.
علامه مطهري در بحث مالکيت دولت مي‏فرمايد:
در مورد مالکيت دولت، در ميان فقها دو نظريه وجود دارد. يک نظريه اين است که دولت هم مثل فرد مي‏تواند مالک باشد، مي‏تواند ثروت داشته باشد و تمام احکامي که در شخص مالک هست در مورد دولت هم مي‏تواند وجود داشته باشد و به اصطلاح امروز دولت شخصيت حقوقي دارد. مرحوم آقاي بروجردي، مرحوم حاج آقا حسين قمي و بسياري از مراجع فعلي که شما از آنها تقليد مي‏کنيد عقيده‏شان همين است که در مالکيت هيچ فرقي نمي‏کند ميان شخصيت حقوقي و شخصيت حقيقي. و شخصيت حقوقي هم، مي‏خواهد دولت باشد و يا غير دولت... بعضي ديگر فتواشان اين است که ما شخصيت حقوقي نمي‏شناسيم فقط شخصيت حقيقي درست است... اينها معتقدند که دولت صلاحيت مالکيت ندارد و حتي اگر از راه مشروع هم، کاري بکند نمي‏تواند مالک بشود فقط شخص حقيقي مي‏تواند مالک باشد بنابراين نظريه اشکالات زيادي پيدا مي‏شود... اينها مي‏گويند اصلا دولت چيزي نيست پس هر مالي که در دست دولت است خودش مالک آن نيست و در واقع مال افراد ديگر است و چون افراد ديگر را ما نمي‏شناسيم مجهول المالک است آن وقت در سرمايه‏هاي دولتي مي‏آيند معامله‏ي مجهول المالک مي‏کنند... استدلالشان اين است که شما مي‏گوييد دولت يا هر مؤسسه‏ي عامي وجود حقيقي ندارد و چيزي که وجود حقيقي ندارد چطور مي‏تواند مالک باشد جواب اين است که خود مالکيت هم وجود حقيقي ندارد و يک امر اعتباري است. يک وقت ما مي‏خوايم يک امر حقيقي را براي يک امر اعتباري ثابت بکنيم و يک وقت مي‏خواهيم يک امر اعتباري را براي يک امر اعتباري ثابت بکنيم. دولت وجودش وجود اعتباري است مالکيت هم وجودش اعتباري است(8)
هدف از نقل اين کلمات بيان اين مطلب است که مهمترين اثر و حکم براي شخصيت حقوقي مالکيت مي‏باشد. و اما سخن برخي از فقها مبني بر اينکه چون دولت وجود حقيقي ندارد، پس مي‏تواند مالک شود، قابل بحث است. در هر صورت جهت روشن شدن اين معيار و ضابطه‏ي شخص حقوقي ناگزير از بحث ملک و مالکيت، هر چند به گونه اختصار هستيم.



نويسنده:محمد رحماني






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان