بسم الله
 
EN

بازدیدها: 868

رقص آتش-قسمت پانزدهم

  1391/6/2
خلاصه: رقص آتش (تأملات يک وکيل دادگستري)

انديشمندان ناقض استقلال وکلا مي خواهند قانون جامع وکالت بنويسند


 
درقسمت چهارم صحبت از انرژي هسته اي واستفاده نامطلوب ازآن شد. بد نيست که گفته شود پنجمين کشوري که اتمي شد کشور چين بود.مائو رهبر کمونيست کشورچين به خروشچف صدر هيات رئيسه اتحاد کمونيستي جماهير شوروي سابق اصرار مي کرد که تکنولوژي انرژي اتمي را در اختيار چين بگذارد و خروشچف خودداري ميکرد و دليل مي آورد که مائو کسي است که گفته است:" اگر لازم شود دوسوم دنيا را از بين ببريم تا يک سوم آن کمونيست شوند بايد اين کار را بکنيم" انرژي اتمي دادن دست چنين شخصي برابر است با نابودي کره زمين ! ! !

ما مي گوئيم استقلال خوب است يا بد؟ مي گويند خوب است! مي گوئيم در چهار چوب قوانين موضوعه اگر وکيل استقلال نداشته باشد يا مزدور است يا محجور! ما که مزد بگير شما نيستيم و به انسان محجورهم نمي توان وکالت داد ! مي گويند حالا با طرح جامع وکالت يک کاريش مي کنيم !  دولت يک طرح مي دهد ! مجلس يک طرح مي دهد ! قوه قضائيه يک طرح مي دهد ! به کانون مي گويند شما هم يک طرح بدهيد! طرح هاي متعدد با ديدگاه هاي متفاوت خوب است .به شرطي که طرح اصلي قبلا در ذهن تصويب کنندگان تصويب نشده باشد. هميشه گفته ام بيايند در يک محيط سالم فکري با وکلا نشست داشته باشند .حالت رئيس و مرئوسي وتشريفاتي نباشد .مگر جز اين است که ما هم مصلحت مملکت را مي خواهيم؟

اگر بخواهم نقض استقلال وکلا را بعد ازانقلاب تا کنون ذکر نمايم سخن به درازا کشيده خواهد شد و حالاهمان انديشمندان ناقض استقلال وکلا مي خواهند قانون جامع وکالت براي وکلا بنويسند! همين قدر گفته شود در دوره انتخابات سال هشتاد وهشت(دوره بيست وششم) بسياري از وکلاي نامزد هيئت مديره حتي اکثريت اعضاي وقت هيئت مديره که در بين آنها نماينده سابق مجلس وعضو حقوقدان سابق شوراي نگهبان وجود داشت توسط دادگاه عالي انتظامي قضات رد صلاحيت شدند.که بعضي از نامزدها اعتراض کردند وصلاحيتشان تائيد شد ولي خويشتن داري  بعضي از آنان مانع اعتراضشان شد.دادگاه عالي انتظامي قضات چه سنخيتي براي دادن صلاحيت وکلا براي عضويت درهيئت مديره دارد نمي دانم؟ !
 
آيا جز اين است که در بسياري مواقع سليقه معيار دادن صلاحيت است؟ مگر اينکه فکر کنيم از تائيد صلاحيت شدگان بعدي يکسري تعهدات اخلاقي گرفته شده که در فلان موضع گيري تجديد نظر کنند!( آنطور که شنيدم نبوده است) قاعده کلي اين است که صلاحيت وکلا براي نامزدي هيئت مديره توسط دادسراي کانون وکلا با لحاظ استعلاماتي که انجام مي گيرد صورت پذيرد. اگر مملکت قانون دارد و ملاک قانون است هر وکيلي تخطي از قانون کرد وفق قانون با او رفتار شود .کانون وکلا که يک نهاد سياسي نيست که صلاحيت سياسي نامزد انتخابات هيئت مديره اش بايد مورد تائيد سياسي قرار گيرد.مملکت را هم که مي شناسيم.تا دستمان زير سنگ است مطيعيم! وقتي بي نياز شديم روي واقعي خودمان را نشان مي دهيم. خودشان مي دانند چه مي گويم مسئولين محترم را مي گويم.

بعد از انقلاب سرکردگان گروه ها در غرب کشور جمع شده بودند و کلمه خودمختاري را به دهان بعضي از هموطنان خوب ما انداخته بودند (از نزديک شاهد بودم) که بحمدالله با درايت مشکل حل شد وحالا ما مورد اتهام قرار گرفته ايم که شما خود مختاري مي خواهيد! استقلا لي که ما مي گوئيم اينست که وکيل در موضع دفاع تحت تاثيرفشار بيروني خارج از قدرت او قرار نگيرد! ويا همانطور که شان يک نظامي،شان يک نفر روحاني ،شان قاضي دادگستري،اقتضا دارد که مراجع قضائي خاصي در رابطه با وظايف خاصشان اظهار نظر کند شان يک وکيل دادگستري اقتضا دارد که مرجع قضائي خاصي در رابطه با وظايف خاصش اظهارنظر کند! چه حقي دارند مراجع قضائي عمومي وکيل را از وکالت محروم کنند؟مي گويند تفسير ما از محروميت از حقوق اجتماعي مقتضاي چنين امري است! آيا معقول است که يک قاضي دادگستري در يک مرجع قضائي عمومي از شغلش محروم شود؟ آيا معقول است يک نفر روحاني در يک مرجع قضائي عمومي محکوم به خلع لباس شود؟  اين موضوع چه ربطي با خود مختاري دارد؟ حالا اگر وکيلي خارج از ضوابط ، در امر قضا وارد شد قانون تکليف او را روشن کند. معلوم است اينها بهانه است !بهانه است که چرا شما زير چتر ما نمي رويد! انديشه مستقلي داريد!هرچه ما مي گوئيم گوش به فرمان نيستيد! آقا اشکال در جاي ديگريست !چون بنايم بر اين است که در چهار چوب مسائل صنفي سخن بگويم نمي توانم خيلي مسائل را باز کنم.سي ودوسال است بر سر ما کوبيده اند آنوقت انتظار دارند بگوئيم بله ارباب ! بله آقا! خواستند وکلا را با استاني کردن کانون ها متفرق کنند! وحدت وکلا با تشکيل اتحاديه بيشتر شد! تعداد وکلا را با طرق مختلف افزايش دادند بدون اينکه اشتغال ايجاد کنند.وکلايا سختي را تحمل کرده ومي کنند يا به مشاغل ديگر روي آوردند! کي وکلا از شما محبت ديدند که بخواهند آنطور که شما مي خواهيد تمايلي ازخود نشان دهند؟ بپذيريد که وکلا از سطح هوشي بالائي برخوردارند و مسئله به اين سادگي حل نمي شود. آمدند بحث تعامل را پيش کشيدند وعده اي از وکلا هم به ظاهر همراهي کردند.ما گفتيم مگر خداي ناکرده با شما تقابل داشته ايم که حالا بخواهيم تعامل کنيم؟ ومضافا، تعامل شمائي که همه ي قدرت را در دست داريد با وکيلي که بجز توسل به قانون که آنهم نوشته خودتان است چيزي در اختيار ندارد چه معنائي مي تواند داشته باشد؟آيا جز اين است که دعوت به تعامل چيزي جز پذيرش ذلت نيست؟مسلمان شيعه وذلت؟ ايراني وذلت؟ ايراني جماعت به شهادت تاريخ سر خم کرده است ولي هيچگاه شکسته نشده که پس از گذر طوفان دوباره قد راست کرده است ! آمدند چند وکيلي را به اتهام امنيتي دستگير کردند گفتند شما وکلا اين قبيل افراد هستيد.بگذريم از اينکه در اين قبيل مسائل هم وکلا نسبت به اصناف ديگر کمترين ها را دارند.ولي ما مي گوئيم بافرض صحت حساب چند نفر را به پاي چند هزار نفر ننويسيد.

هميشه فکر کرده ام در دستگاه قضا، ما وکلا حکم فرزند نا تني اي را داريم که نان خوردمان حکم خاري را دارد که يک سرش به چشم ديگرا ن ويک سرش به گلوي خود ما فرو مي رود.

روزي براي انجام تکاليف کارآموزي جهت مطالعه پرونده اي به دادگاهي مراجعه کردم که قاضي آن همکلاسي دوران دانشگاهم بود وآن زمان سلام و عليکي با هم داشتيم و حالابا محاکمه شخصيتي معروف، به شهرت وجايگاهي رسيده بود، با تفاخر نگاهي به من کرد وگفت:ما صبح تا شب اينجا زحمت مي کشيم وشما وکلا گوني ،گوني پول روي هم انباشته مي کنيد. به جائي رسيده بود که اگر با اسم وعنوان فاخر ، نامش را  نمي بردي کارمندانش انتظار داشتند استغفار بگوئيم ! من فرو دستي هيچکس را دوست ندارم .اگر چه به نا حق بالانشين شده باشد ولي متاسفم که بگويم همين همکلاسي سابق به جائي رسيد که بردن نامش براي آشنايان قبلي اش ننگ شده بود ! انصاف چيز خوبي است!





نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان