بسم الله
 
EN

بازدیدها: 642

احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت بيست و نهم

  1391/6/2
خلاصه: احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت بيست و نهم

  ه - حقوق مالى 

   قرآن كريم:
   1 - )وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى‏ بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّااكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَسْأَلُوا اللَّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍعَلِيماً(341)).
   "برتريهايى را كه خداوند براى بعضى از شما نسبت به بعضى ديگرقائل شده است هرگز آرزو نكنيد، مردان وزنان هر كدام بهره‏اى از كوششهاوتلاشها وموقعيت خود دارند، و)به جاى آرزو كردن اين گونه تفاوتها(از فضل خدا ولطف وكرم او تمنا كنيد، چون خداوند به همه چيزداناست."
   از اين آيه چنين به دست مى‏آيد كه زنان نيز همچون مردان مالك‏تلاش خويش هستند در حدود مالكيت مشروط ونسبى كه دين‏حنيف مشخص كرده است، ومردم در آن نسبت به يكديگر برترى‏مى‏يابند وبه رقابت در انجام امور خير مى‏پردازند. 
   2 - )لِلْرِجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلْنِسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ‏الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً(342)).
   "مردان از اموالى كه پدر ومادر ونزديكان به جاى مى‏گذارند سهمى‏دارند، وزنان نيز از آنچه پدر ومادر وخويشاوندان به جاى مى‏گذارندسهمى، خواه آن مال كم باشد يازياد، اين سهمى است تعيين شده ولازم‏الاداء."
   بدين ترتيب زن نيز همچون مرد در حدود احكام شرعى كه درمسأله ارث مقرر داشته است ارث مى‏برد واين چنين است كه زن‏شخصيت مالى مستقلى مى‏بايد. 
   3 - )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَ‏لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ‏فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى‏ أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً(343)).
   "اى افراد با ايمان! بر شما حلال نيست، كه از زنان از روى اكراه)وايجاد ناراحتى براى آنها( ارث ببريد، وآنها را تحت فشار قرار ندهيدبه خاطر اينكه قسمتى از آنچه را به آنها داده‏ايد )از مهر( تملك كنيدمگر اين كه عمل زشت آشكارى انجام دهند، وبا آنها بطور شايسته‏معاشرت كنيد واگر )به جهاتى( همسرانتان در نظر شما ناخوشايند باشند،اى بسا آنچه را نمى‏پسنديد خداوند در آن خير وبركت فراوانى قرار داده‏باشد."
   از بينشهاى اين آيه اين است كه: 
   الف - مالكيت زن با احكام شرع، حمايت مى‏شود، زيرا خداوندمؤمنان را باز مى دارد از اين كه در راه تلاش در به دست آوردن ارث‏زن، او را تحت فشار قرار دهند، ونبايد زن را وادارند تا همه ارث خودرا براى شوهر بگذارد وحال آن كه شوهر از ارث زن بهره‏اى مشخص‏دارد )شروع آيه با عبارت: اى كسانيكه ايمان آورده‏ايد، اين رامى‏رساند كه ما بعد از آن از شرايط ايمان است(.
   اين آيه به گونه ديگرى نيز تفسير شده است، چه زن در جاهليت‏همچون كالا به ارث برده مى‏شد، وفرزند بزرگتر جامه خود را برهمسر پدرش مى‏افكند واين زن بهره آن فرزند مى‏شد، در حالى كه‏خداوند سبحان باز مى‏دارد از اين كه زنى به نكاح آدمى در آيد كه قبلاًبه نكاح پدر درآمده است. 
   ب - وارد كردن فشار بر زن با بدرفتارى براى بخشيدن مهر خود دربرابر گرفتن طلاق وحتى اگر طلاقى هم در كار نباشد، جايز نيست.
   ج - به يك شرط مى‏توان بر زن، تنگ گرفت وآن در صورتى است‏كه آشكارا او گناه بزرگى را )مانند زنا( انجام دهد، ودر غير اين‏صورت مرد بايد با او خوش‏رفتارى نمايد، واين خوش‏رفتارى هم‏روزى او را، دربر مى‏گيرد هم پوشاك او را وهم خوراك او را متناسب‏با امكانات مرد وهماهنگ با شرايط زندگى در عرف جامعه. 
   در حديث شريفى از پيامبرصلى الله عليه وآله روايت شده است كه فرموده: 
   "درباره زنان تقوا پيشه كنيد، زيرا شما بر اساس امانت الهى آنها راستانده‏ايد، وبا كلمه الهى رابطه جنسى را با آنها حلال كرده‏ايد، وشمابر آنها حقى داريد واز حقوق شماست بر آنها كه كسى را جز شما دربسترتان راه ندهند، ودر كار نيك از شما سركشى نكنند، وهرگاه‏چنين كردند براى آنها خواهد بود نفقه و پوشاك با خوش‏رفتارى‏ومعروف."(344)
   د - هرگاه مردى به هر دليلى زنش را ناپسند بدارد )به دليل بداخلاقى زن يا مسن بودن او يا از ميان رفتن رنگ وروى وزيبايى او(بايد بر اين زن شكيبايى ورزد، چه بسا خداوند در اين زن براى او خيروبركت قرار مى‏دهد، بدين ترتيب شايسته نيست كه مرد در روابطخود با زن احساساتش را ملاك قرار دهد، بلكه زن شريك زندگى اوويار وى در فراخى وسختيهاست. 
   4 - )وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلاَتَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً * وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى‏بَعْضُكُمْ إِلَى‏ بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِيثَاقاً غَلِيظاً(345)).
   "واگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيدومال فراوانى )به عنوان مهر( به او پرداخته‏ايد، چيزى از آن را نگيريد،آيا براى باز پس گرفتن )مهر زنان( متوسل به تهمت وگناه مى‏شويد *وچگونه آن )مهر( را باز پس مى‏گيريد در حالى كه با يكديگر تماس‏وآميزش كامل داشته‏ايد، وهمسران شما پيمان محكمى به هنگام عقدازدواج از شما گرفته‏اند."
   حقايق زير را از اين آيه برمى گيريم: 
   الف - طلاق آخرين راه حلى است كه مرد مى‏تواند پس از اميدبخش نبودن همه راههاى ديگر بدان توسل جويد، ولى روا نيست به‏هنگام طلاق، مرد، مهرى را كه به زن پرداخته باز ستاند كه اين كاربهتان وگناهى است آشكار. 
   ب - دو دليل موجب مالكيت مهر از سوى زن است: دليل اول -عقد كه پيمانى است استوار وبايد بدان وفا كرد وبه موجب آن زن،مالك مهر مى‏شود. دليل دوم - دخول است كه موجب منجَّز شدن‏مالكيت مهر مى‏گردد، كه در آن بازگشتى نيست حتى در صورت‏طلاق.
   بدينسان دريافتيم كه زن خواه با ارث، يا كاسبى ودر آمد، يا مهر،مالك مى‏شود، چنان كه مالك حق نفقه وپوشاكى مى‏شود كه بايدشوهر براى او قائل شود، واينها برخى از حقوق مالى زن است. 

     3 - خانه اسلامى 

      الف - احكام و آداب زن‏


   1 - اسلام براى بزرگداشت زن، قوانينى را نهاده است كه پاكدامنى‏او را پاس مى‏دارد تا بازيچه‏اى در دست هوسرانان نگردد، واز همين‏روست كه پيامبر نهى كرده از اين كه زنى بر زين اسب نشيند ودرروايتى آمده است كه "پيامبرصلى الله عليه وآله نهى مى‏كرده است از اين كه فرجى‏بر سرجى سوار شود."(346)
   2 - پيامبر به شوهران دستور مى‏دهد اگر زن از آنها خواست به‏مكانهاى خودنمايى بروند بايد با او نافرمانى كنند.
   حضرت‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "كسى كه زنش را فرمان برد خداوند او رابه رو در آتش درافكند." سؤال شد: اين فرمانبرى كدام است؟فرمود: "اين كه زن از مرد بخواهد به حمامهاى عمومى يا جشنهاى‏عروسى يا عيد ديدنى يا مراسم نوحه‏خوانى بروند يا بخواهند جامه‏نازك بپوشند."(347)
   3 - پيامبرصلى الله عليه وآله به زنان دستور مى‏دهد در راه‏ها از دو طرف راه بروندتا از ديد چشمهاى خائن بدور بمانند. از حضرت‏صلى الله عليه وآله نقل شده است‏كه فرمود: "زنان حق ندارند در ميانه راه، راه بروند، وبهتر است ازكنار ديوار وگوشه راه حركت كنند."(348)
   4 - زنان از آشكار كردن زينت وزيبائيهاى خود نزد زنان ديگرى كه‏آنها را براى مردان توصيف مى‏كنند منع شده‏اند. از امام صادق عليه السلام‏روايت شده است كه فرمود: "زن را نزيبد كه نزد زنى يهودى يامسيحى زينت وزيبائيهاى خود را آشكار كند، زيرا آنها اين زنان رابراى شوهران خود توصيف مى‏كنند."(349)
   5 - براى پاسداشت زن از لغزش وانحراف، اسلام حرام كرده‏است زنى با مردى نامحرم خلوت كند. پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "كسى‏كه به خدا وروز واپسين ايمان دارد در محلى بيتوته نمى‏كند كه صداى‏تنفّس زنى كه محرم او نيست، به گوش رسد."(350)
   6 - اسلام دست دادن با زن بيگانه )نامحرم( را حرام دانسته است)مگر با واسطه پارچه‏اى( وحرام دانسته مردى زن نامحرمى را درآغوش گيرد يا به سينه بچسبناند. در حديثى از پيامبرصلى الله عليه وآله رسيده‏است "هر كه چشم خود را از حرام پر كند خداوند در روز رستاخيزچشم او را از آتش پر كند مگر آن كه توبه كند وباز گردد" ونيزپيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "هر كه با زنى دست دهد كه محرم او نيست به‏خشم الهى گرفتار آيد وهر كه همراه زن نامحرم گردد از طريق حرام، باشيطان در زنجيرى از آتش كشيده شود وهر دو به آتش درافكنده‏شوند."(351)
   7 - اسلام مانع از آن شده كه مردى با زنى نامحرم شوخى كند،پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "هر كه با زنى بگو بخند كند كه مالك)ومحرم( او نيست خداوند در برابر هر كلمه‏اى كه در دنيا گفته هزارسال حبسش كند."(352)
   8 - مردان از اين كه با شهوت به پشت زنان بنگرند منع شده‏اند.امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: "آيا كسانى كه به پشت زنان مى‏نگرند ازآن نمى‏هراسند كه ديگران به پشت زنا نشان بنگرند."(353)
   9 - پيامبر نهى كرده از اين كه به بيش از چهره ودو دست ودو پاى‏زن )آن هم بدون ترس از افتادن در حرام( نگريسته شود. در حديثى‏از امام صادق‏عليه السلام رسيده است كه راوى به ايشان عرض كرد:نگريستن به چه قسمتهايى از پيكر زن براى مرد نامحرم رواست؟فرمود: "چهره، دو دست ودو پا."(354) 
   10 - اگر مردى مى‏خواهد با زنى نامحرم دست دهد بايد پارچه‏اى‏ميان دست آنها حائل شود ودست زن را نفشرد. سماعه بن مهران‏مى‏گويد: از حضرت صادق‏عليه السلام درباره دست دادن با زن پرسيدم،امام‏عليه السلام فرمود: "حلال نيست مردى با زنى دست دهد مگر زنى كه‏ازدواج با او حرام است مانند خواهر، دختر، عمه، خاله، دخترخواهر ونظاير آن، واما زنى كه ازدواج با او حلال است، نبايد با اودست دهد مگر با واسطه پارچه‏اى ودست او را نفشارد."(355)
   11 - پيامبرصلى الله عليه وآله نهى كرده از اين كه مردى به ديدن زنى نامحرم رودمگر با اجازه خانواده آن زن، در حديث آمده است كه: "پيامبرصلى الله عليه وآله‏باز داشته از اين كه مردان به ديدن زنان بروند مگر با اجازه اولياءزنان."(356)
   12 - بوسيدن دختر كوچكى كه به شش سال رسيده باشد كراهت‏دارد، امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: "هرگاه دخترى به شش سال رسيدشايسته نيست او را ببوسى."(357)
   13 - بايد خوابگاه فرزندان را پس از ده سال از يكديگر جدا كردپيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: "خوابگاه پسر بچه وپسر بچه يا پسر بچه،ودختر بچه، يا دختر بچه ودختر بچه از ده سالگى جدا مى‏گردد."(358)
   14 - كراهت دارد مردى پيشاپيش به زنى نامحرم سلام كند، يا اورا به غذا تعارف كند. امير المؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايد: شما آغازگر سلام‏با زنان نباشيد، وآنها را به خوراك فرا نخوانيد كه پيامبرصلى الله عليه وآله‏مى‏فرمود: "زنان، ناتوانى هستند وعورت، پس ناتوانى آنها را باسكوت بپوشانيد وعوراتشان را در خانه پنهان داريد."(359)
   15 - اسلام مانع از آن شده است كه زنان ومردان در محافل‏عمومى باهم اختلاط يابند. روزى امام على‏عليه السلام براى اهل عراق‏خطبه كرد وآنها را از اختلاط با زنان باز داشت وفرمود: "اى مردم‏عراق شنيده‏ام كه زنان شما در راه مزاحم مردان مى‏شوند آيا شرم‏نمى‏كنيد؟."(360)
   وشايد از همين رو باشد كه اسلام اجازه نمى‏دهد زنان براى‏شركت در نماز عيد قربان وفطر از خانه خارج شوند، محمد بن شريح‏در اين باره از امام صادق‏عليه السلام پرسش كرد وامام‏عليه السلام فرمود: "خير،مگر پير زن، آن هم با نعلين."(361)
   16 - پيامبرصلى الله عليه وآله ناخوش مى‏داشت كه مردى در جاى زنى بنشيندپيش از آن كه جاى او سرد شود )واين كراهت به خاطر برانگيخته‏شدن غريزه جنسى مرد است از حرارت بدن زن(. پيامبرصلى الله عليه وآله‏مى‏فرمود: "اگر زنى در جايى نشست وسپس برخاست نبايد مرد درجاى او بنشيند تا وقتى كه جايگاه او سرد شود."(362)
   17 - در روايت شريفى امام محمد بن على الباقرعليه السلام احكام خاص‏زنان را بتفصيل بيان فرموده كه بخشى از آن را مى‏خوانيم :
   "زنان نبايد )با صداى بلند( اذان و اقامه بگويند، ونه به جمعه‏وجماعت حاضر شوند، ونه به ديدار بيمار روند، ونه تشييع جنازه‏كنند، ونه با صداى بلند تلبيه )درحج( گويند، ونه ميان صفا ومروه‏هروله كنند، ونه حجر الاسود را لمس كنند، ونه به كعبه داخل شوند،ونه )در حج( موهاى خود را بتراشند، بلكه مقدار كمى از موى خودرا تقصير كنند، ونه عهده‏دار قضا گردند، ونه امارت بر عهده گيرند،ونه با ايشان رايزنى شود، ونبايد جز به اضطرار حيوانى را ذبح كنندووضوى خود را بر خلاف مردان كه از ظاهر ذراع مى‏آغازند از باطن‏مى‏آغازند، وچنان مسح نمى‏كنند كه مردان بلكه براى نماز صبح‏ومغرب مقنعه را از موضع مسح سر برمى گيرند، ودر ساير نمازها برروى آن مسح مى‏كشند، زن دست خود را داخل مقنعه مى‏كندوسپس به مسح سر خود مى‏پردازد بدون آن كه مقنعه را از سر خودبرگيرد، وهرگاه به نماز ايستاد دو پاى خود را به يكديگر مى‏چسباند،ودو دستش را بر سينه‏اش مى‏گذارد، ودر ركوع دو دستش را بر دورانش مى‏نهد، وهنگام سجود به زمين مى‏چسبد، وهرگاه سر ازسجده برداشت مى‏نشيند وسپس قيام مى‏كند، وهرگاه براى تشهدنشست دو پاى خود را زير دو ران خود مى‏گذارد."(363)
   از اين حديث اين گونه پيداست كه حكمت اين آداب وسنن‏پاسدارى از كرامت زن است، تا وسيله‏اى براى برانگيختن شهوت،ولغزش وانحراف مردم نگردد، واز نگاه ناپاك محفوظ بماند. واللَّه‏العالم.




نويسنده:آيت الله محمد تقي مدرسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان