بسم الله
 
EN

بازدیدها: 932

کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت بيست و چهارم

  1391/5/20
خلاصه: کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت بيست و چهارم

دوگونگى ها از لحاظ جسمى

مرد به طور متوسط درشت اندام تر است و زن کوچک اندام تر.مرد بلند قدتراست و زن کوتاه قدتر.مرد خشن تر است و زن ظريفتر.صداى مرد کلفت تر وخشن تر است و صداى زن نازکتر و لطيفتر.رشد بدنى زن سريعتر است و رشد بدنى مرد بطى ءتر.حتى گفته مى شود جنين دختر از جنين پسر سريعتر رشد مى کند.رشدعضلانى مرد و نيروى بدنى او از زن بيشتر است. مقاومت زن در مقابل بسيارى ازبيماريها از مقاومت مرد بيشتر است.زن زودتر از مرد به مرحله بلوغ مى رسد وزودتر از مرد هم از نظر توليد مثل از کار مى افتد.دختر زودتر از پسر به سخن مى آيد.مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است ولى با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموع بدن،مغز زن از مغز مرد بزرگتر است.ريه مرد قادر به تنفس هواى بيشترى از ريه زن است.ضربان قلب زن از ضربان قلب مرد سريعتر است.

از لحاظ روانى

ميل مرد به ورزش و شکار و کارهاى پر حرکت و جنبش بيش از زن است. احساسات مرد مبارزانه و جنگى و احساسات زن صلح جويانه و بزمى است.مردمتجاوزتر و غوغاگرتر است و زن آرامتر و ساکت تر.زن از توسل به خشونت درباره ديگران و درباره خود پرهيز مى کند و به همين دليل خودکشى زنان کمتر از مردان است.مردان در کيفيت خودکشى نيز از زنان خشن ترند.مردان به تفنگ،دار،پرتاب کردن خود از روى ساختمانهاى مرتفع متوسل مى شوند و زنان به قرص خواب آور وترياک و امثال اينها.
احساسات زن از مرد جوشانتر است.زن از مرد سريع الهيجان تر است،يعنى زن در مورد امورى که مورد علاقه يا ترسش هست زودتر و سريعتر تحت تاثيراحساسات خويش قرار مى گيرد،و مرد سرد مزاج تر از زن است.زن طبعا به زينت وزيور و جمال و آرايش و مدهاى مختلف علاقه زياد دارد بر خلاف مرد.احساسات زن بى ثبات تر از مرد است.زن از مرد محتاطتر،مذهبى تر،پرحرف تر و ترسوتر وتشريفاتى تر است.احساسات زن مادرانه است و اين احساسات از دوران کودکى دراو نمودار است.
علاقه زن به خانواده و توجه ناآگاهانه او به اهميت کانون خانوادگى بيش از مرد است.زن در علوم استدلالى و مسائل خشک عقلانى به پاى مردنمى رسد ولى در ادبيات،نقاشى و ساير مسائل-که با ذوق و احساسات مربوط است-دست کمى از مرد ندارد.مرد از زن بيشتر قدرت کتمان راز دارد و اسرارناراحت کننده را در درون خود حفظ مى کند و به همين دليل ابتلاى مردان به بيمارى ناشى از کتمان راز بيش از زنان است.زن از مرد رقيق القلب تر است و فورا به گريه واحيانا به غش متوسل مى شود.

از نظر احساسات[نسبت]به يکديگر

مرد بنده شهوت خويشتن است و زن در بند محبت مرد است.مرد زنى رادوست مى دارد که او را پسنديده و انتخاب کرده باشد و زن مردى را دوست مى داردکه ارزش او را درک کرده باشد و دوستى خود را قبلا اعلام کرده باشد.مردمى خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختيار بگيرد و زن مى خواهد دل مرد رامسخر کند و از راه دل او بر او مسلط شود.مرد مى خواهد از بالاى سر زن بر او مسلطشود و زن مى خواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ کند. مرد مى خواهد زن را بگيرد،زن مى خواهد او را بگيرند.زن از مرد شجاعت و دليرى مى خواهد و مرد از زن زيبايى و دلبرى.زن حمايت مرد را گرانبهاترين چيزها براى خود مى شمارد. زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود.شهوت مرد ابتدايى و تهاجمى است و شهوت زن انفعالى و تحريکى.

تفاوتهاى زن و مرد(2)

در شماره 90 مجله زن روز نظريه يک پروفسور روانشناس مشهور امريکايى به نام پروفسور ريک- که ساليان دراز به تفحص و جستجو در احوال زن و مردپرداخته و نتايجى به دست آورده و در کتاب بزرگى تفاوتهاى بى شمار زن و مرد رانوشته است-منعکس شد.
اين پروفسور مى گويد:دنياى مرد با دنياى زن بکلى فرق مى کند.اگر زن نمى تواند مانند مرد فکر کند يا عمل نمايد،از اين روست که دنياى آنها با هم فرق مى کند.
مى گويد:در تورات آمده است:«زن و مرد از يک گوشت به وجود آمده اند».
بلى،با وجودى که هر دو از يک گوشت به وجود آمده اند،جسمهاى متفاوت دارند واز نظر ترکيب بکلى با هم فرق مى کنند.علاوه بر اين،احساس اين دو موجودهيچ وقت مثل هم نخواهند بود و هيچ گاه يک جور در مقابل حوادث و اتفاقات عکس العمل نشان نمى دهند.زن و مرد بنا به مقتضيات جنسى رسمى خود به طورمتفاوت عمل مى کنند و درست مثل دو ستاره روى دو مدار مختلف حرکت مى کنند. آنها مى توانند همديگر را بفهمند و مکمل يکديگر باشند ولى هيچ گاه يکى نمى شوندو به همين دليل است که زن و مرد مى توانند با هم زندگى کنند،عاشق يکديگر بشوند و از صفات و اخلاق يکديگر خسته و ناراحت نشوند.
پروفسور ريک مقايسه هايى ميان روحيه زن و مرد به عمل آورده و تفاوتهايى به دست آورده است.از آن جمله مى گويد:
«براى مرد خسته کننده است که دائم نزد زنى که دوستش دارد بسر برد اما هيچ لذتى براى زن بالاتر از اين نيست که هميشه در کنار مرد مورد علاقه اش بسر برد.
مرد دلش مى خواهد هر روز به همان حالت هميشگى باقى بماند اما يک زن هميشه مى خواهد موجود تازه اى باشد و هر صبح با قيافه تازه ترى از بستر برخيزد.
بهترين جمله اى که يک مرد مى تواند به زنى بگويد اصطلاح «عزيزم تو را دوست دارم »است. زيباترين جمله اى که يک زن به مرد مورد علاقه اش مى گويد جمله «من به تو افتخار مى کنم »مى باشد.
اگر مردى در دوران زندگى اش با چندين معشوقه بسر برده باشد،به نظر زنان ديگرمردى جالب توجه مى آيد.مردها از زنى که بيش از يک مرد در زندگى اش وجودداشته باشد بدشان مى آيد.
مردها وقتى که پير مى شوند احساس بدبختى مى کنند،چون تکيه گاه خود يعنى کارشان را از دست مى دهند.زنهاى مسن احساس رضايت مى کنند،چون بهترين چيزها را از نظر خودشان دارا هستند:يک خانه و چندين نوه.
خوشبختى از نظر مردها به دست آوردن مقام و شخصيتى قابل احترام در ميان اجتماع است. خوشبختى براى يک زن يعنى به دست آوردن قلب يک مرد ونگاهدارى او براى تمام عمر.
يک مرد هميشه مى خواهد که زن مورد علاقه اش را به دين و مليت خود درآورد. براى يک زن همان قدر که تغيير دادن نام خانوادگى اش بعد از ازدواج آسان است،عوض کردن دين و مليت نيز به خاطر مردى که دوستش دارد آسان است.»




نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان