بسم الله
 
EN

بازدیدها: 655

اخلاق در قرآن-قسمت سي ام

  1391/5/20
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت سي ام

تاثير معاشرت در تحليلهاي منطقي

مي گويند: بهترين دليل بر امکان چيزي وقوع آن است؛ در موضوع مورد بحث، مشاهده نمونه هاي عيني که معاشرت با بدان سرچشمه انواع انحرافات اخلاقي مي شود، و معاشرت با نيکان در پاکسازي روح و جان انسان اثر مي گذارد، بهترين دليل براي بحث مورد نظر است.
اين تشبيه قديمي، که اخلاق زشت و بد همانند بيماريهاي واگيردار است، که بسرعت به نزديکان و همنشينان سرايت مي کند، تشبيه صحيح گويايي است، مخصوصا در مواردي که بر اثر کمي سن و سال يا کمي معلومات و يا سستي ايمان و اعتقاد مذهبي، زمينه هاي روحي براي پذيرش اخلاق ديگران آماده است، معاشرت اين گونه افراد با افراد آلوده سم مهلک و کشنده اي است.
بسيار ديده شده است که سرنوشت افراد خوب و بد، بر اثر معاشرتها بکلي دگرگون شده، و مسير زندگاني آنها تغيير يافته است؛ و اين امر دلائل مختلفي از نظر رواني دارد:

1- از جمله مسائلي که روانکاوان در مطالعات خود به آن رسيده اند وجود روح محاکات در انسانها است؛ يعني، افراد، آگاهانه يا ناآگاه، آنچه را در دوستان و نزديکان خود مي بينند، حکايت مي کنند؛ افراد شاد بطور ناآگاه شادي در اطرافيان خود مي پاشند و «افسرده دل افسرده کند انجمني را» .
افراد مايوس، دوستان خود را مايوس، و افراد بدبين، همنشينان خود را بدبين بار مي آورند، و همين امر سبب مي شود که دوستان با سرعت در يکديگر تاثير بگذارند.

2- مشاهده بدي و زشتي و تکرار آن، از قبح آن مي کاهد و کم کم به صورت يک امر عادي در مي آيد؛ و مي دانيم يکي از عوامل مؤثر در ترک گناه و زشتيها، احساس قبح آن است.

3- تاثير تلقين در انسانها غير قابل انکار است؛ و دوستان بد همنشينان خود را معمولا زير بمباران تلقينات مي گيرند و همين امر سبب مي شود که گاه بدترين اعمال در نظر آنان، تزيين يابد و حس تشخيص را بکلي دگرگون سازد.

4- معاشرت با بدان، حس بدبيني را در انسان، تشديد مي کند و سبب مي شود که نسبت به همه کس بدبين باشد، و اين بدبيني يکي از عوامل سقوط در پرتگاه گناه و فساد اخلاق است. در حديثي از اميرمؤمنان علي عليه السلام مي خوانيم: «مجالسة الاشرار تورث سوء الظن بالاخيار؛ همنشيني با بدان موجب بدبيني به نيکان مي شود. » (20)
حتي در حديثي، معاشرت با بدان سبب مرگ دلها شمرده شده، پيامبراکرم صلي الله عليه و آله در اين حديث مي فرمايد: «اربع يمتن القلب... ومجالسة الموتي؛ فقيل له يارسول الله وما الموتي؟ قال صلي الله عليه و آله: کل غني مسرف؛ چهار چيز است که قلب انسان را مي ميراند... از جمله همنشيني مردگان است، عرض شد: منظور از مردگان کيست اي رسول خدا! فرمود: هر ثروتمند اسرافکاري است. » (21)
روشني اين موضوع، يعني سرايت حسن و قبح اخلاقي از دوستان به يکديگر سبب شده که شعرا و ادبا، نيز در اشعار خود هر کدام به نوعي درباره اين مطلب داد سخن بدهند.
در يک جا مي خوانيم:
کم نشين با بدان که صحبت بد* گر چه پاکي، تو را پليد کند
آفتاب ار چه روشن است آن را* پاره اي ابر ناپديد کند
در جاي ديگر آمده است:
با بدان کم نشين که بدماني* خو پذير است نفس انساني
و نيز گفته اند:
صحبت نيک را زدست مده * که و مه به شود زصحبت به
اشعار در اين زمينه بسيار فراوان است و اين بحث را با شعر معروفي از سعدي که با تکرار هرگز کهنه نشده است پايان مي دهيم:
گلي خوشبوي در حمام روزي * رسيد از دست محبوبي به دستم
بدو گفتم که مشکي يا عبيري* که از بوي دل آويز تو مستم
بگفتا من گلي ناچيز بودم * وليکن مدتي با گل نشستم
کمال همنشين در من اثر کرد* وگرنه من همان خاکم که هستم

--------------------------
20- صفات الشيعه صدوق، طبق نقل بحار، ج 71، صفحه 197
21- خصال (مطابق نقل بحار، ج 71، ص 195) 



نويسنده:ناصر مکارم شيرازي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان