بسم الله
 
EN

بازدیدها: 807

خاطرات واقعي يک حقوقدان(15)شأن بازنشسته و نزول شأن او

  1391/5/14
خلاصه: خاطرات واقعي يک حقوقدان --- شأن بازنشسته و نزول شأن او
امروز صبح اولين پرونده مورد رسيدگي شعبه، مربوط به شکايت هاي متعدد و متقابل دو خانم از يکديگر بود. بعد از تفهيم اتهام به يکي از آنان و صدور قرار تأمين از نوع کفالت براي وي، نامبرده خانمي که کارمند بازنشسته يکي از بانک هاي کشور بود، را به عنوان کفيل معرفي نمود. شخص کفيل که خانم بسيار محترمي بود، مدارک بازنشتگي مربوطه شامل ...
حکم بازنشستگي، کارت ملي، فيش حقوقي و  تقاضاي خود، اعلام آمادگي نمود. محتوي حکم بازنشستگي وي چنين بود:

«سرکار خانم زهره..
به موجب اين حکم از تاريخ 13/6/78 به افتخار بازنشستگي نائل مي شويد. اميد است پس از سالها تلاش مستمر، در دوران بازنشستگي ايام خوش و قرين توفيق داشته باشيد.
بانک..»

با ديدن اين حکم، خاطرات متعددي برق آسا از ذهنم عبور کرد. از جمله اين که:
• در زماني که در دادسراي ناحيه 4 تهران خدمت مي کردم، احدي از همکاران قضايي ما پس ا سال ها قضاوت بازشسته شد. اما تجليلي از وي به عمل نيامد. سرپرست وقت ناحيه، در يکي از نشست هاي هفتگي -که در آن زمان دوشنبه صبح ها برگزار مي شد- در نقد عدم تجليل قوه از پرسنل بازشسته سخناني عنوان کرد که از بيان آن به جهت عدم ارتباط موضوعي با مطلب حاضر خودداري مي شود.

• در چند سال قبل در يکي از اماکن توريستي تهران با تبعه نيوزيلندي مواجهه شدم و گپي خودماني با هم داشتم. از جمله اين که هرينه سفر را از کجا تهيه مي کنيد؟ نامبرده در پاسخ بيان داشت شرکتي که در آن خدمت مي کردم، پس از بازنشستگي هزينه چند سفر خارجي را به عنوان جبران بخشي از زحمات چندين ساله ما در شرکت علاوه بر پرداخت حقوق مربوطه هديه داد تا هم موجب رضايت مندي ما شود و هم مايه دلگرمي کارکنان فعلي که در آينده آنان نيز از اين خدمات بهره مند خواهند شد.

• به کرات هم خود شاهد بوده و  هم از ديگران شنيده ام که بازنشستگي اکثريت کارمندان آغاز مشکلات تأمين کسري بودجه زندگي و اشتغال به مشاغلي چون رانندگي و کارگري و ...است.
پس کجاي بازنشستگي افتخار است؟ آيا افتخار است يا اشتغال؟؟؟!!!

لذا از خانم کفيل دو پرسش زير را پرسيدم:
1) آيا به نظر شما بازنشستگي افتخار است؟
2) اگر افتخار است از منظر کارمند بازنشتسه است يا اداره متبوع وي؟

خانم با نگاه بسيار پر معني به من و با کشيدن آه جانسوز بيان کرد، چرا اين سئوالات را پرسيديد، آيا مي خواهيد بازنشسته شويد؟
در پاسخ آنچه به شرح فوق به ذهنم رسيده بود را بيان کردم. سپس خام مزبور در پاسخ عنوان نمودند:

به عنوان قاعده کلي در پاسخ سئوال اول شما بايد بگويم که بستگي به کارمند دارد.اگر خدمات صادقانه داشته باشيد پاسخ مثبت است والا خير. من خودم، هم راضي هستم و هم نيستم.راضي ام که عمري صادقانه کار کردم و به نحوي که وقتي از آخرين شعبه محل خدمت خود در نبرد تهران عبور مي کنم، تمام ساکنين آنجا که عمدتا بازاري هستند، به من چنان احترام مي گذارند که خودم شرمنده مي شوم، لذا بازنشستگي افتخار است. راضي نيستم چون در سال بدي بازنشيته شدم که اولاً در آن سال به ازاي هر سال خدمت تنها 15 روز حقوق و مزايا به ما دادند و هه يک ماه و همچنين اين که در آن زمان مانند امروز مقررات بازنشستگي بدرستي اعمال نمي شد، خود را زيان ديده مي دانم و ناراضي ام.

اما در پاسخ پرسش دوم شما، از نظر اداره متبوع، پاسخ منفي است، گرچه در احکام بازنشستگي اعلام خرسندي مي کند، زيرا افرادي که جايگزين نسل گذشته مي شوند، کارايي بازنشستگان را ندارند. يعني همان مثل معروف که «دود از کنده بلند مي شود». مثلاً ماها در طول روز محاسبات را با ذهن انجام مي داديم، اشتباهي نداشتيم، با ارباب رجوع هم با تکريم برخورد داشتيم و.....ولي نسل امروزي با رايانه کار مي کند؛ هم پر اشتباه است و هم پرخاشگر و عصبي و...خودم حاضرم با از نظر امور بانکي فوق ليسانس امروزي رقابت کنم.

پسرم نصيحتي به تمام کارمندان و از جمله شما دارم: يادتان باشد که شما نيز روزي از آن سوي ميز به اين طرف مي آيد، پس با مردم مدارا کنيد تا در مواجهه با آنان مانند من سربلند باشيد و مفتخر نه نادم و...

بيائيد قدر بازنشستگان مان را به پاس سال ها خدمت، ارج نهيم و رافع مشکلات آنان باشيم نه رادع آنان.




نويسنده:عليرضا مرادي-بازپرس دادسراي عمومي و انقلاب تهران





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان