بسم الله
 
EN

بازدیدها: 884

آسيب شناسي وکالت-قسمت اول

  1391/5/9
خلاصه: آسيب شناسي وکالت-قسمت اول-نشتري به زخم کهنه
آن چه در علم بيش مي آيد
دانش ذات خويش مي بايد (اوحدي)

پست زير به دنبال ريشه يابي چالش هاي فراروي وکيل و وکالت، از منظري به موضوع مي نگرد که به نوعي همان نسخه عالمانه شاه مردان حضرت علي "عليه السلام" که به نقل از ايشان در مقدمه اسفار ملاصدرا آمده است:  "رَحِم اللهُ أمْرَءً عَرَفَ مِنْ اَيْنَ وَ في اَيْنَ و اِلَي اَيْنَ ". اينکه عيب را تنها متوجه ديگران ندانيم و کوتاهي هاي خود را هم ببينيم. خود سازي ... دغدغه مشترک همه ي اخلاقيون .... و در اين وانفساي ظلم به وکالت، چاره ساز. زيرا در عين پسنديدگي، نفس حرف ها، شاذ و به منزله سخن نخست است.:

عبدالعظيم قريب گرگاني در فرائد الادب (بنياد موقوفات دکتر محمود افشاري يزدي، 1387 ، 24) گويد: دو رفيق به راهي مي رفتند يکي خود بين و نادان و ديگري متواضع و دانا. رفيق خود بين همه راه، عيب ديگران گفتي و بدگويي از اين و آن نمودي. رفيق دانشمند پيوسته تحمل مي کرد و چيزي نمي گفت. عاقبت از سخنان بيهوده وي به جان آمده بر آشفت و گفت اي مرد خودپسند چند عيب ديگران کني و بد مردمان گويي؟ چرا عيب کسان بر کف دست گرفته و عيب هاي خود را زير بغل نهفته؟ زينهار اين خوي نکوهيده فرو گذار و سر به گريبان فرو بر و عيب خود بشمار که هنر خود گفتن و عيب کسان جستن، صفت دونان و فرومايگان است نه عادت جوانمردان. خردمندان گفته اند: دانشمند کسي است که از عيب مردمان چشم پوشد و در اصلاح عيب هاي خود کوشد.
ديده ز عيـــب ديگـــران کــن فراز                     صورت خود بين و در او عيب ساز

در همه چيزي هنــر و عيب هست                  عيب مبين تـــــا هنر آري به دست

بي گمان اگر قديم ها مي گفتند که "کرم از خود درخت است" حرف گزاف نگفته اند ما بايد بپذيريم که اگر به ما (جماعت وکيلان و نهاد سپند وکالت) جفا شده، تنها ديگران تقصيرکار نيستند، و خود هم کوتاهي ها داشته ايم. و به نوعي جفاگريم، پس بي گمان کارها تنها زماني به روال مي شود که ما نيز در اصلاح کارمان بينديشيم و عيب ها و نقصان هايمان را دريابيم و برطرف سازيم. و در يک کلام، عارف شويم :
عارف چو به خود رسيد بيند همه را ( 1 )

قبلاً از گزش و تلخي زهر اين نوشتار پوزش مي خواهم ولي علت آن سخن راندن از سر درد و نشتر زدن به خود از روي نياز و دلسوزي و بقصد معالجه است .

درآمد:


همواره به ديگران به حق يا نابجا تاخته ايم و آنان را درست يا غلط متهم به عدم رعايت شأن و حرفه وکالت نموده ايم . اينکه چرا شاکله يک جريان  يا روح حاکم بر جامعه سر ناسازگاري يا بي مهري با يک انجمن و نهاد مدني مستقل را دارد و يا حداقل درصدد تبليغ ، دفاع و تأمين حقوق و ترويج فرهنگ استفاده از آن بر نمي آيد و در سياست هاي رسانه اي بخوبي از آن ياد نميشود و پيدا و پنهان سرکوبش مي کنند ، مي رانند ، ذهنيت منفي مي سازند ، از اعمال ناروا و خلاف اخلاق برخي اعضاء قاعده کلي براي تکفير همگان ساخته و ذهن و روج جامعه را بي اعتماد و سست و محتاط مي کنند، و دهها و صدها درد لاعلاج ديگر بسيار گفته و شنيده ايم . اما و هزار اما ... 

آسيب شناسي نهاد وکالت


1 ) ـ حوزه تصميم گيري و مديريت

ــ ضعف و نقص تمهيد و تدبير در برنامه ريزي

الف ) اعتلا و تعالي وکالت
سئوال اين است: خود ما براي اعتلا و تعالي شأن وکالت و ارتقاء سطح علمي ـ اخلاقي وکالت و وکلاء چه کرده ايم؟ در اين سالهاي مديدي که گذشت، و فرصتهاي بسيار که از کف رفت، کانونها براي بالابردن و بالاکشيدن وکيلي که از هر سوي گزيده شده و ميشود، چه کرده اند؟ حال که از بيرون اميد ياري نمي رود ، در درون براي اينکه از هم فرو نپاشيم و مقاوم گرديم ، چه انديشيده ايم ؟ به چه ابزاري مجهز شده ايم ؟ فن ، علم يا هنر دفاع را چگونه آموخته ايم ؟ درست است قسمت زيادي از همت و انرژي کانونها مصروف شده که تنها بتوانند سر را بالاي آب نگه دارند تا نفس بکشند و بمانند . ريش? اين درخت کهنسال را درون آب نگه دارند تا اميد به ميوه دادن آن از بين نرود. اما آيا اين کافي است ؟

قابل ترديد و انکار نيست که براي برانگيختن احترام و اعزاز جامعه به طور عام و دستگاه قضا و دادگستريها به نحو خاص به نهاد وکالت و شخص وکيل، نحوه مديريت و اداره اين نهاد و شخصيت و رفتار وکيل نقش اساسي دارد. در زمينه ارتقاي فرهنگ و اخلاق وکالت از يک سو و افزايش سطح دانش و بينش وکلا از سوي ديگر و تجهيز وکيل به اين دو بال چه کرده ايم ؟ آيا نمي توان با منابعي که در اختيار کانونها و صندوق تعاون است ، در اين راستا برنامه ريزي کرد؟ 
آيا نمي توان به طور مثال هر ساله عده اي از وکلاي مستعد و منتخب را براي تحصيل دربهترين دانشکده هاي حقوق دنيا در سطح دکتري حقوق يا شرکت در کارگاهها و دوره هاي تخصصي علمي و آموزشي ، آشنائي با ابزارهاي نوين دفاع و انواع دادرسي ها اعزام و بورس نمود ؟ آيا نمي توان حقوق زنده را از ميان موازين قضائي ، نظرات مشورتي ، آراي شعب ديوان ، مشروح مذاکرات حقوقي کميسيونها و شعب ديوانعالي و ... در قالب کميته هاي علمي به کرسي بحث و نظر و تعليم کشاند؟ آيا وکيل را بعد از دادن پروانه وکالت به حال خود رها نکرده ايم که از هر مرجع و به هر نحو به دفاع از حقوق جامعه بپردازد؟ چه برنامه، تدبير و انديشه اي در حق وي داشته ايم ؟ 
براي معرفي توانائيهاي وي به اجتماع و نشاندنش بر جايگاه حقيقي خود چه کرده ايم؟ آيا توانسته ايم مکانيزمي تعريف کنيم که وکيل با استفاده از تجارب ، استعداد و توانائيش در رشته هاي خاص قبول وکالت کرده ، توانائي و مهارت خويش را به جامعه ارزاني داشته و تحسين همگان را برانگيزد؟ آيا براي ساماندهي آشفته بازار وکالت که اعاشه را براي اهل فضل و فضيلت دشوار ساخته و براي کساني که نقش مار مي کشند و عوام را به امور واهي مي فريبند، نام و نان به ارمغان آورده ، برنامه و تدبيري انديشيده ايم؟ آيا همه اين امور به خود ما بازنمي گردد؟ و آيا غير طبيعي است اگر وکيل در چنين حالتي دچار اشتباهات فاحش در امر دفاع و احقاق حقوق شده و دادرسان را به تعجب يا خداي ناکرده تمسخر انگيزد؟ براستي چه کرده ايم ؟ وکيل را چگونه مي سنجيم؟ ارتقا يا تنزل رتبه مي دهيم ؟ 
ظاهراً منتظر مي مانيم که در اين خلأ، وکيل خواسته يا ناخواسته مرتکب خبط يا تخلفي شده و در دادسرا و دادگاه انتظامي مورد تعقيب واقع شود و آنگاه داغ  و ننگ رسوائي و بدنامي  را بر پشت و پهلوي او براي هميشه نقش کنيم؟ و وي بيمناک از قبول پرونده هاي ديگر يا مواجه شدن با مخاطرات مشابه براي هميشه بايد چوب? دارش را بر پشتش حمل کند؟




نويسنده:رضا مقصودي -وکيل دادگستري و مدير سايت حقوقي راه مقصـود






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان