بسم الله
 
EN

بازدیدها: 987

آيين دادرسي مدني-قسمت دوم

  1391/5/2
خلاصه: آيين دادرسي مدني-قسمت دوم

باب دوم - وکالت در دعاوي 

ماده 31 - هر يک از متداعيين مي توانند براي خود حداکثر تا دو نفر وکيل انتخاب و معرفي نمايند . 
ماده 32 - وزارتخانه ها ، موسسات دولتي و وابسته به دولت ، شرکتهاي دولتي ، نهادهاي انقلاب اسلامي و موسسات عمومي غيردولتي ، شهرداريها و بانکها مي توانند علاوه بر استفاده از وکلاي دادگستري براي طرح هر گونه دعوا يا دفاع و تعقيب دعاوي مربوط از اداره حقوقي خود يا کارمندان رسمي خود با داشتن يکي از شرايط زير به عنوان نماينده حقوقي استفاده نمايند : 
1 - دارا بودن ليسانس در رشته حقوق با دوسال سابقه کارآموزي در فاتر حقوقي دستگاههاي مربوط. 
2 - دو سال سابقه کار قضايي يا وکالت به شرط عدم محروميت از اشتغال به مشاغل قضاوت يا وکالت . 
تشخيص احراز شرايط يادشده به عهده بالاترين مقام اجرايي سازمان يا قائم مقام قانوني وي خواهد بود. 
ارائه معرفي نامه نمايندگي حقوقي به مراجع قضايي الزامي است . 
ماده 33 - وکلاي متداعيين بايد داراي شرايطي باشند که به موجب قوانين راجع به وکالت در دادگاهها براي آنان مقرر گرديده است . 
ماده 34 - وکالت ممکن است به موجب سند رسمي يا غير رسمي باشد. در صورت اخير ، در مورد وکالت نامه هاي تنظيمي در ايران ، وکيل مي تواند ذيل وکالت نامه تاييد کند که وکالت نامه را موکل شخصا در حضور او امضا يا مهر کرده يا انگشت زده است . 
در صورتي که وکالت درخارج از ايران داده شده باشد بايد به گواهي يکي از مامورين سياسي يا کنسولي جمهوري اسلامي ايران برسد . مرجع گواهي وکالت نامه اشخاص مقيم در کشورهاي فاقد مامور سياسي يا کنسولي ايران به موجب آئين نامه اي خواهد بود که توسط وزارت دادگستري با همکاري وزارت امور خارجه ، ظرف مدت سه ماه تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه خواهد رسيد . اگر وکالت در جلسه دادرسي داده شود ، مراتب در صورتجلسه قيد و به امضاي موکل مي رسد و چنانچه موکل در زندان باشد ، رئيس زندان يا معاون وي بايد امضا يا اثر انگشت او را تصديق نمايند. 
تبصره - در صورتي که موکل امضا ، مهر يا اثر انگشت خود را انکار نمايد ، دادگاه به اين موضوع نيز رسيدگي خواهد نمود. 
ماده 35 - وکالت در دادگاهها شامل تمام اختيارات راجع به امر دادرسي است جز آنچه را که موکل استثناء کرده يا توکيل در آن خلاف شرع باشد ، ليکن در امور زير بايد اختيارات وکيل در وکالت نامه تصريح شود : 
1 - وکالت راجع به اعتراض به راي ، تجديد نظر ، فرجام خواهي و اعاده دادرسي 
2 - وکالت در مصالحه و سازش 
3 - وکالت در ادعاي جعل يا انکار و ترديد نسبت به سند طرف و استرداد سند . 
4 - وکالت در تعيين جاعل 
5 - وکالت در ارجاع دعوا به داوري و تعيين داور . 
6 - وکالت در توکيل 
7 - وکالت در تعيين مصدق و کارشناس 
8 - وکالت در دعواي خسارت 
9 - وکالت در استرداد دادخواست يا دعوا 
10 - وکالت در جلب شخص ثالث و دفاع از دعواي ثالث 
11 - وکالت در ورود شخص ثالث و دفاع در قبال آن . 
12 - وکالت در دعواي متقابل و دفاع در قبال آن 
13 - وکالت در ادعاي اعسار 
14 - وکالت در قبول يا رد سوگند 
تبصره 1 - اشاره به شماره هاي يادشده در اين ماده بدون ذکر موضوع آن ، تصريح محسوب نمي شود . 
تبصره 2 - سوگند ، شهادت ، اقرار ، لعان و ايلاء قابل توکيل نمي باشد . 
ماده 36 - وکيل در دادرسي ، در صورتي حق در خواست صدور برگ اجرايي و تعقيب عمليات آن و اخذ محکوم به ووجوه ايداعي به نام موکل را خواهد داشت که در وکالت نامه تصريح شده باشد . 
ماده 37 - اگر موکل وکيل خود را عزل نمايد ، مراتب را بايد به دادگاه ووکيل معزول اطلاع دهد. 
عزل وکيل مانع از جريان دادرسي نخواهد بود. اظهار شفاهي عزل وکيل بايد در صورت جلسه قيد و به امضاي موکل برسد . 
ماده 38 - تا زماني که عزل وکيل به اطلاع او نرسيده است اقدامات وي در حدود وکالت ، همچنين ابلاغهايي که از طرف دادگاه به وکيل مي شود موثر در حق موکل خواهد بود ، ولي پس از اطلاع دادگاه از عزل وکيل ، ديگر او را در امور راجع به دادرسي ، وکيل نخواهد شناخت . 
ماده 39 - در صورتي که وکيل استعفاي خود را به دادگاه اطلاع دهد ، دادگاه به موکل اخطار مي کند که شخصا يا توسط وکيل جديد ، دادرسي را تعقيب نمايد و دادرسي تا مراجعه موکل يا معرفي وکيل جديد ، حداکثر به مدت يک ماه متوقف مي گردد. 
وکيلي که دادخواست تقديم کرده در صورت استعفاء ، مکلف است آن را به اطلاع موکل خود برساند و پس از آن موضوع استعفاي وکيل و اخطار رفع نقص توسط دادگاه به موکل ابلاغ مي شود ، رفع نقص به عهده موکل است . 
ماده 40 - در صورت فوت وکيل يا استعفا يا عزل يا ممنوع شدن يا تعليق از وکالت يا بازداشت وي چنانچه اخذ توضيحي لازم نباشد ، دادرسي به تاخير نمي افتد و در صورت نياز به توضيح ، دادگاه مراتب را در صورت مجلس قيد مي کند و با ذکر موارد توضيح به موکل اطلاع مي دهد که شخصا يا توسط وکيل جديد در موعد مقرر براي اداي توضيح حاضر شود. 
ماده 41 - وکلاء مکلفند در هنگام محاکمه حضور داشته باشند مگر اين که داراي عذر موجهي باشند . جهات زير عذر موجه محسوب مي شود : 
1 - فوت يکي از بستگان نسبي يا سبييتا درجه اول از طبقه دوم . 
2 - ابتلاء به مرضي که مانع از حرکت بوده يا حرکت ، مضر تشخيص داده ميشود . 
3 - حوادث قهري از قبيل سيل و زلزله که مانع از حضور در دادگاه باشد . 
4 - وقايع خارج از اختيار وکيل که مانع از حضور وي در دادگاه شود . 
وکيل معذور موظف است عذر خود به طور کتبي با دلايل آن براي جلسه محاکمه به دادگاه ارسال دارد. دادگاه در صورتي به آن ترتيب اثر مي دهد که عذر او را موجه بداند ، در غير اينصورت جريان محاکمه را ادامه داده و مراتب را به مرجع صلاحيتدار براي تعقيب انتظامي وکيل اطلاع خواهد داد. در صورتي که جلسه دادگاه به علت عذر وکيل تجديد شود ، دادگاه بايد علت آن ووقت رسيدگي بعدي دادگاه به موکل اطلاع دهد. در اين صورت ، جلسه بعدي دادگاه به علت عدم حضور وکيل ، تجديد نخواهد شد . 
ماده 42 - در صورتي که وکيل همزمان در دو يا چند دادگاه دعوت شود و جمع بين آنها ممکن نباشد در دادگاهي که حضور او برابر قانون آيين دادرسي کيفري يا ساير قوانين الزامي باشد ، حاضر شود و به دادگاههاي ديگر لايحه بفرستد و يا در صورت داشتن حق تو.کيل ، وکيل ديگري معرفي نمايد 
ماده 43 - عزل يا استعفاء وکيل يا تعييين وکيل جديد بايد در زماني انجام شود که موجب تجديد جلسه دادگاه نگردد ، در غير اينصورت دادگاه به اين علت جلسه را تجديد خواهد کرد . 
ماده 44 - در صورتي که يکي از اصحاب دعوا در دادرسي دو نفر و کيل معرفي کرده و به هيچ يک از آنها به طور منفرد حق اقدام نداده باشد ، ارسال لايحه توسط هر دو يا حضور يکي از آنان با وصول لايحه از وکيل ديگر براي رسيدگي دادگاه کافي است و در صورت عدم وصول لايحه از وکيل غايب ، دادگاه بدون توجه به اظهارات وکيل حاضر ، رسيدگي را ادامه خواهد داد . چنانچه هر دو وکيل يا يکي از آنان عذر موجهي براي عدم حضور اعلام نموده باشد ، در صورت ضرورت ، جلسه دادرسي تجديد و علت تجديد جلسه ووقت رسيدگي به موکل نيز اطلاع داده ميشود . در اين صورات جلسه بعدي دادگاه به علت عدم حضور وکيل تجديد نخواهد شد . 
ماده 45 - وکيلي که در وکالت نامه حق اقدام يا حق تعيين وکيل مجاز در دادگاه تجديد نظر و ديوان عالي کشور را داشته باشد ، هرگاه پس از صدور راي يا در موقع ابلاغ ان استعفاء و از رويت راي امتناع نمايد ، بايد دادگاه راي را به موکل ابلاغ نمايد در اين صورت ابتداي مدت تجديد نظر و فرجام ، روز ابلاغ به وکيل يادشده محسوب است مگر اين که موکل ثابت نمايد از استعفاء وکيل بي اطلاع بوده در اين صورت ابتداي مدت از روز اطلاع وي محسوب خواهد شد و چنانچه از جهت اقدام وکيل ضرر و زياني به موکل وارد شود ، وکيل مسئول مي باشد . در خصوص اين ماده ، دادخواست تجديد نظر و فرجام وکيل مستعفي قبول مي شود و مدير دفتر دادگاه مکلف است به طور کتبي به موکل اخطار نمايد که شخصا اقدام کرده يا وکيل جديد معرفي کند و يا اگر دادخواست ناقص باشد ، نقص آن را بر طرف نمايد . 
ماده 46 - ابلاغ دادنامه به وکيلي که حق دادرسي در دادگاه بالاتر را ندارد يا براي وکالت در آن دادگاه مجاز نباشد و وکيل در توکيل نيز نباشد ، معتبر نخواهد بود . 
ماده 47 - اگر وکيل بعد از ابلاغ راي و قبل از انقضاي مهلت تجديد نظر و فرجام خواهي فوت کند يا ممنوع از وکالت شود يا به واسطه قوه قهريه قادر به انجام وظيفه وکالت نباشد ، ابتداي مهلت اعتراض از تاريخ ابلاغ به موکل محسوب خواهد شد . 
تبصره - در مواردي که طرح دعوا يا دفاع به وسيله وکيل جريان يافته و وکيل يادشده حق وکالت در مرحله بالاتر را دارد کليه آراي صادره بايد به او ابلاغ شود و مبداء مهلتهاي و مواعد از تاريخ ابلاغ به وکيل محسوب مي گردد.








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان