بسم الله
 
EN

بازدیدها: 975

حقوق غير مالي زن درخانواده- قسمت اول

  1391/4/30
خلاصه: ارزش خانواده بيش از هر چيز بر پايه مودت و دوستي بين اعضاي آن، بخصوص زن و شوهر استوار است و اگر اين جريان بر اساس دوستي و تفاهم و بر كنار از خودخواهي‌ها ادامه يابد...
ارزش خانواده بيش از هر چيز بر پايه مودت و دوستي بين اعضاي آن، بخصوص زن و شوهر استوار است و اگر اين جريان بر اساس دوستي و تفاهم و بر كنار از خودخواهي‌ها ادامه يابد، به آرامش و سكون در كنار يكديگر و در نهايت به كمال انساني مورد نظر خواهد رسيد. در ميان مكاتب حقوقي، دين مبين اسلام، نظام معاشرتي ويژه‌اي در روابط مردان و زنان در دو حوزه اجتماع و نهاد خانواده تشريع كرده است كه از سويي بر مباني انسان شناختي قرآن و اسلام استوار است و از ديگر سو، ناظر به اهداف و چشم‌اندازهايي است كه اسلام براي اصيل‌ترين و بنيادي‌ترين نهاد اجتماعي يعني خانواده ترسيم مي‌كند. از همين رو تعبير «لتسكنوا اليها» در آيه 21 سوره روم اشاره به اين واقعيت دارد كه آرامش، مقام و موقعيتي است كه انسان در پهنه هستي بايد بدان دست يابد و از ديدگاه قرآن وظيفه خانواده زمينه‌سازي براي همين هدف است، چه براي زن و شوهر و چه براي فرزندان. زيرا الفت زن و شوهر و تعامل آن دو با نيروي عشق و محبت و در مسير كمال، سنگ بناي شخصيت روحي و رواني فرزندان را مي‌نهد كه اگر سالم باشد رحمت به بار مي‌آورد. بر اساس اين انديشه خاستگاه انسانهاي دغدغه‌مند از نگاه قرآن اين است كه مي‌گويند:
«… ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين اماما» (فرقان، 74) «خدايا ما را از جانب همسران و فرزندانمان نور چشمي بخش و ما را رهبر پرهيزگاران گردان». در واقع اين آيه بر اهميت خانواده و پيشاهنگي آن در تشكيل جامعه نمونه انساني اشاره دارد، چنانكه پيوندهاي سالم و درخشان را آرمان پرهيزكاران معرفي مي‌كند. به رغم دلالت‌هاي روشن قرآن راجع به جايگاه حقوق غير مالي زن، متأسفانه در برخي جوامع اسلامي، زن در خانواده يا در جامعه مورد ستم قرار دارد و گاهي از جهت برخورداري از امنيت و حيثيت در جايگاه متعادل خود نيست. البته اين بدان معنا نيست كه زن در كشورهاي اروپايي از وضع بهتري برخوردار و از موقعيت شايسته انساني بهر‌ه‌مند است، بلكه در آنجا نيز زن مورد ستم است اما به شكلي ديگر.
واقعيت اين است كه زن در طول تاريخ نه از سوي دشمنان، بدخواهان و مهاجمان شرق و غرب، بلكه گاه ازسوي نزديكترين عضو خانواده خود مورد بي‌مهري قرار گرفته و بدليل موقعيتهاي اجتماعي، خانوادگي، فرهنگي، شرايط و امكانات و گاه عدم اطلاع از حقوق خود ناگزير بي‌مهري‌ها را بر جان هموار ساخته است.
 

 قرآن و گوهر انسان بدور از جنسيت

 
قرآن آنگاه كه از گوهر انسان و حقيقت و رسالت او بدور از جنسيت مادي سخن به ميان مي‌آورد، مي‌فرمايد: «و لقد كرمنا بني آدم…» (اسراء، 70) از مقام انسان و برتري او بر بسياري از آفريده‌ها سخن مي‌گويد و آنگاه كه از روح خود در او دميد «نفخ فيه من روحه» (سجده، 9) و اگر به خاطر آفرينش انسان به خود تبريك مي‌گويد و آن را در فرهنگ ديانت، براي هميشه به ثبت مي‌رساند كه «فتبارك الله احسن الخالقين» (مومنون، 14) در همه اين موارد ازحقيقت والاي انساني سخن مي‌گويد كه تفاوت و تمايزي در حقيقت و ماهيت زن و مرد نيست. آنگاه مي‌فرمايد: «ان اكرمكم عندالله اتقيكم» (حجرات، 13) و يا مي‌فرمايد: «و من عمل صالحاً من ذكر او انثي و هو مومن فاولئك يدخلون الجنه يرزقون فيها بغير حساب» (مومن،40) اشاره دارد به اينكه پاداش اخروي و مقام قرب الهي به جنسيت مربوط نيست، بلكه به ايمان و عمل صالح مرتبط است خواه مؤمن عامل ، مرد باشد، خواه زن.
بر اين اساس، ديدگاه قرآن كريم به جايگاه حقيقي زنان همان نگاه حقيقت‌گراي او به انسان و جايگاه رفيع و مسؤوليت آفرين اوست.
اما تفاوتهاي حقوقي برخاسته از طبيعت جنسيتي است كه در عالم تكوين بعضي از وظايف به عهده زن و بعضي بر عهده مرد است و بواسطه اين تفاوتهاي تكويني تفاوت‌هاي حقوقي به وجود آمده است؛ ليكن لازمه تفاوت، تبعيض و بي‌عدالتي نيست و قوانين اسلامي كاملا اين قضيه را به اثبات مي‌رساند كه بسياري از تفاوتها بواسطه حمايتهاي مالي، امنيتي و حيثيتي از زن مسلمان است.
 

عدالت در نظام تكوين و تشريع

 
 انكار نمي‌توان كرد كه در مظاهر هستي از جمله وجود و زندگي انسان تفاوتهايي مشهود، طبيعي و جبري وجود دارد. ولي همواره تأكيد شده است كه تفاوتهاي صوري و تقدم و تأخرهاي طبيعي، هرگز نشانگر منزلت و محبوبيت، و تعيين كننده ميزان آن نزد خداوند نيست، بلكه منزلت‌ها و محبوبيتهاي اكتسابي، همواره در پرتو انتخابهاي آگاهانه و اختياري انسان به دست مي‌آيد. وجود اين تفاوتهاي طبيعي هر چند ناگزير به بخشي از توانمندي‌ها و امتيازهاي ظاهري كشيده مي‌شود، اما خداوند از طريق عوامل تكويني (مانند محبت‌ها، جاذبه‌ها، الفت‌ها) و عوامل تشريعي (مانند احكامي كه انسانها را به عدل و انصاف و مهرورزي و پرهيز از ستم‌فرا‌خوانده است) به تعديل اين تفاوتها و برقرار ساختن عدالت پرداخته است.
اصول تكويني خداوند در زندگي انسان كه بشر را به عدل و درستي و محبت و عقلانيت و ملاطفت و انصاف فرا مي‌خواند، فطرت و سرشت آدمي است كه انسان، اهل انس، الفت، ادراك، محبت و معرفت آفريده شده است.
اصول تشريعي خداوند، در آيات بسياري از قرآن مشهود است كه به مناسبت‌هاي مختلف در آنها هر گونه ظلم به انسانها از ساحت قدس الهي دور شمرده شده است:
«و ما الله يريد ظلماً للعباد» (غافر، 31) «و خدا هيچ ظلمي براي بندگان نمي‌خواهد.»
«ان الله لا يظلم الناس شيئاً و لكن الناس انفسهم يظلمون (يونس، 44) «خدا به مردم هيچ ستمي نمي‌كند، اما اين مردم هستند كه بر خود ستم مي‌كنند.»
اين آيات و دهها آيه ديگر نشاندهنده آن است كه خداوند خود از هر گونه ظلمي مبراست و از انسانها مي‌خواهد كه ظلم را زشت شمرده ستم نكنند و ظلم نپذيرند. اين از امتيازات انديشه ديني اماميه است كه عدل الهي را دومين اصل از اصول اعتقادي خود دانسته و از ميان همه صفات الهي پس از اقرار به يگانگي خداوند، اين صفت را محوري‌ترين و ريشه‌اي‌ترين صفات خداوند شمرده و بر آن تأكيد ورزيده است.
اكنون چگونه مي‌توان عدل الهي را در نظام تكوين و احكام و قوانين شريعت معقتد بود و پذيرفت، ولي عملاً در برابر زنان و احكام آنان و حقوق ايشان در جامعه ديني بي‌تفاوت بود و هر گونه برداشت و تحليل از آيات و روايات را بدون سنجش با ملاك عدل و رحمت الهي و اسلامي پذيرفت و مسلم شمرد.
اعتقاد به اصل عدالت و رحمت الهي همواره اقتضا دارد كه اهل ديانت و تقوا بر حجاب، عفاف و پاكدامني زنان تأكيد داشته به پاسداري از حريم خانواده همت ورزند، بر رعايت عدل و انصاف در قبال زنان و رعايت حقوق انساني و اجتماعي آنها با تمسك به پيامبر رحمت و امامان معصوم كه سراسر زندگي آنان حكايت از لطف به انسانها (بويژه كساني كه در معرض ستم قرار داشته‌اند) اصرار ورزند و قبل از ملل غرب برابر معيارهاي ديني و قرآني با تأسيس سازمانهاي دفاع از حقوق زنان به احياي حقوق همه انسانها از جمله زنان اهميت داده سازمانهاي اجتماعي را در آن جهت پي‌ريزي كنند. البته اين بدان معنا نيست كه آنچه در غرب تحت عنوان دفاع از حقوق زن عنوان مي‌شود، يكسره انساني و مورد قبول اسلام و مطابق با مصالح خانواده و زنان است، بلكه آنچه آنها تدبير كرده‌اند، بر اساس فهم و نياز و فرهنگ خود آنان است.
 

جايگاه حسن معاشرت در روابط خانواده

 
همانطور كه قبلاً اشاره شد از ديدگاه اسلام، هر يك از زن و شوهر در برابر يكديگر از حقوق متقابل و ويژه‌اي برخوردارند و تكاليفي دارند كه از آن جمله حسن معاشرت مي‌باشد و اين تكليف با صراحت كامل در آيه 19سوره نساء اينچنين بيان شده است:
عاشروهن بالمعروف «با زنان به شايستگي رفتار كنيد».
امر به اين موضوع خاستگاه اصولي دارد و اصل «مودت و رحمت» و «تشاور و تراضي» و ساير اصول از اين قبيل، مباني اين حكم مي‌باشد. لازمه فهم صحيح اين اصول رفتاري قرآني كه در واقع يك نظام اخلاقي را در خود جا داده است تأمل در چند نكته است:
الف : انسان از ماده «انس» قوام زندگي اجتماعيش بر اساس روابط با ديگران و شيوه‌هاي انس‌گيري است؛ چنانكه براي تحقق بخشيدن به تكامل خويش به ارتباط با ديگران نيازمند است. حال كيفيت اين تعامل چگونه است؟ معاشرت چيست و معروف كدامست؟ كه براي تبيين مطلب «الف» توجيه مورد «ب» لازم است.
ب : معاشرت از باب مفاعله و از مفاهيم اجتماعي دو سويه مي‌باشد لذا اين آيه تعيين كننده رفتار متقابل زن و شوهر است و مردان و زنان از اين زاويه كه هر دو بايد طبق معروف رفتار كنند همسان و برابرند.
همانطور كه صاحب تفسير المنار، در اين باره مي‌گويد:
«در مفهوم معاشرت، مشاركت و برابري نهفته است؛‌يعني مردان با زنان بر اساس متعارف رفتار كنند و زنان نيز مي‌بايد با مردان بر پايه معروف معاشرت داشته باشند (رشيد رضا، بي‌تا، ج 4، ص 456)
واژه معروف كه مكرراً در قرآن آمده است و 19 مورد آن به موضوع معاشرت مردان با زنان در محيط خانواده پرداخته، معنايي ژرف‌تر و گسترده‌تر از قانونمندي و عدل‌گرايي دارد و چنانكه شامل حق قانوني و عادلانه مي‌شود، كارهاي ارزشي، اخلاقي و انساني را نيز در بر مي‌گيرد؛ يعني رفتاري افزون بر حق و عدل كه نوعي نيكوكاري و شايسته‌ارزشهاي متعالي انساني است. به تعبير ديگر از تكليف‌هاي واجب گامي فراتر نهادن و به مستحبات نيز عمل كردن است.



نويسنده: زهرا توسلي


قسمت بعدي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان