بسم الله
 
EN

بازدیدها: 871

سير تکويني فمنيسم در طول تاريخ-قسمت اول

  1391/4/30
خلاصه: سير تکويني فمنيسم در طول تاريخ-قسمت اول
خاستگاه فمينيسم را اوايل قرن نوزدهم و به ويژه پس از انقلاب کبير فرانسه دانسته اند. فمينيسم که از آن به عنوان جنبش اجتماعي زنان ياد مي شود، گفتماني مشتمل بر جنبش ها، نظريه ها و فلسفه هاي گوناگون است که هدف غايي آن به مبارزه طلبيدن نظم موجود و احقاق حقوق زنان براي يک زندگي بهتر است. در حقيقت شايد بتوان گفت آرمان فمينيست ها در طول مبارزه ي تاريخي خود، تبديل جهان به جاي بهتري براي زندگي زنان است. با اين حال متأثر از شرايط اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ديگر متغيرهاي اثربخش، تلاش فمينيست ها با فراز و فرودهاي بسياري همراه بوده است که اين موضوع را به خوبي مي توان در دغدغه ها و خواسته هاي اين گروه طي مقاطع مختلف مشاهده کرد.

فمينيست ها هر چند طي زمان هاي مختلف هدف خود را رفع تبعيض جنسيتي عليه زنان و دستيابي به حقوق برابر اعلام کرده اند، اما همان طور که پيش تر ذکر شد اين تلاش متناسب با شرايط زمانه در هر برهه بر روي موضوعي خاص متمرکز بوده است که اتفاقاً همين موضوع شاه بيت بحث ما را براي کنکاش در لايه هاي کمتر شناخته شده ي فمينيسم تشکيل خواهد داد. از همين رو در اين سلسله يادداشت ها ابتدا به صورت اجمالي شرحي از تاريخچه و دسته بندي هاي فمينيسم بيان شده و در فرصت هاي آتي به بررسي برخي از حادترين مسايل مورد توجه فمينيست ها خواهيم پرداخت.

فمينيسم در طول تاريخ با انگيزه ها و گرايش هاي مختلف ظاهر شده است، با اين حال در تقسيمات قراردادي اين پديده ي اجتماعي در پنج دسته (موج) کلي دسته بندي مي شود.

موج اول :


موج اول در سال 1830 شروع شد. مري وليتون کرافت با نوشتن کتاب "حقانيت حقوق زن" (1792) تأثير اصلي را بر اين موج گذاشت. پس از وي جان استوارت ميل با همکاري همسر اولش هري تيلور کتاب "انقياد زنان" (1869) را نوشت که تأثير مهم بعدي را بر اين موج گذاشت. نگارش اين کتاب در حالي صورت گرفت که زنان در دوره ويکتوريا، در اوج سرکوب به سر مي بردند. مي توان گفت اساساًٌ انديشه ي حقوق ليبرال کلاسيک، زمينه ي اصلي بروز اين موج به شمار مي رود؛ ديدگاهي که برخاسته از انديشه ي جان لاک بود. گسترش حقوق مدني و سياسي به ويژه اعطاي حق رأي به زنان، خواسته و هدف اصلي اين موج بود. البته در کنار اين موارد اهداف ديگري نيز دنبال مي شد که از جمله ي آن ها مي توان به دستيابي زنان به آموزش و کار، بهبود موقعيت زنان متأهل در قوانين، حق برابر با مردان براي طلاق و متارکه ي قانوني و مسايل پيرامون ويژگي هاي جنسي اشاره کرد.

موج دوم:


موج دوم فمينيسم از دهه ي 1960 آغاز شد. در حقيقت پس از آن که تحت تاثير موج اول، وضعيت زنان تا حدي بهبود يافت، برخي فمينيست ها بر آن شدند اهدافي فراتر از گسترش آموزش و پرورش، ورود زنان به بازار کار، قانوني شدن سقط جنين، پرداخت دستمزد برابر به زنان، برخورداري از حقوق مدني برابر و گسترش امکانات کنترل مواليد را دنبال کنند. هدف اصلي و مهم فمينيست ها در موج دوم "نجات زن" بود. به اعتقاد فمينيست هاي موج دوم، رهايي زنان از نابرابري ها کافي نبوده و بايد زنان را از دست مردان نجات داد. نقد ساختارهاي ايديولوژيک ريشه دار مانند "مردسالاري" و "قرارداد اجتماعي"، کليت ازدواج و تأکيد بر استقلال اقتصادي از جمله ويژگي هاي مهم اين گروه به شمار مي رفت. اين افراد معتقد بودند براي رهايي و نجات زن، بايد روحيات زنانه را از بين برد و در اين زمينه آنقدر افراط کردند که با تاکيد بر ظاهري مردانه در پوشش، موهاي کوتاه، کفش هاي بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت و چهره ي بدون آرايش همه ي تفاوت هاي جنسيتي در معرض نابودي قرار گرفت.

موج سوم:


موج سوم فمينيست ها از اوايل دهه ي 1990 شروع و به دليل آثار مخرب افراط فمينيست هاي موج دوم، در اين دوره سعي شد تا حدودي ديدگاه هاي فمينيستي تعديل شود. تحت همين شرايط بود که دولت هاي تاچر و ريگان ضمن مبارزه با ديدگاه هاي تندروها خواستار اعاده ي "ارزش هاي خانوادگي" از دست رفته شدند و مجموعاً فمينيسم در اوايل دهه 1990 يک فرآيند اعتدال را تجربه کرد. از همين رو بر خلاف موج دوم، فمينيست ها در اين برهه با نوعي آشتي با خويشتن خود و تاکيد بر ظاهر زنانه و رفتار ظريف، خواهان احياي نقش مادري و خانواده ي فرزند محور بودند.

موج چهارم (مدرن):


اين گرايش با اعتقاد به فرادست بودن زنان در مقابل مردان، خواهان حذف نظام مردسالاري رايج و جايگزيني نوعي قدرت زنانه به جاي آن است. تندروي هاي اين گروه گاهي تا جايي پيش مي رود که خواهان حذف مردان از کليه ي شيون اجتماعي شده اند.

موج پنجم (پست مدرن):


نسبي گرايي شاخصه ي اصلي پست مدرنيسم است. بر همين اساس اين گرايش تلاش براي ايجاد مکتب فمينيستي خاص را رد مي کند و معتقد است روش زنان براي درک خويش چندگانه و متفاوت است. در اين ديدگاه هر فرهنگي براي مسايل جامعه ي خود پاسخ هايي بومي دارد که بايد تنها در محدوده ي همان فرهنگ مورد ارزيابي قرار گيرد، لذا در شرايط و مناطق مختلف بايد راه هاي متفاوتي براي مقابله با پدرسالاري يافت. برخي از روشنفکران اين گروه بر حفظ ويژگي هاي زنانه تاکيد دارند و معتقدند زن نيازمند خانواده و برخورداري از نعمت فرزند است. پست مدرنيسم علت فرودستي زنان را وجود رفتارهايي مي داند که از بدو تولد ميان دختر و پسر تفاوت ايجاد مي کند. از اين رو، جامعه مطلوب جامعه اي دو جنسيتي است که تشابه حقوق زن و مرد در آن تأمين شده باشد.

علاوه بر پنج دسته بندي فوق، طي قرن بيستم شاهد ظهور گرايش هاي فمينيستي ديگري نيز بوده ايم که از مهم ترين آنها مي توان به فمينيسم ليبرال، فمينيسم راديکال، فمينيست سياه پوستان، فمينيسم آنارشيسم، اکوفمينيسم و نظاير آن اشاره داشت.








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان