بسم الله
 
EN

بازدیدها: 743

کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت بيست و سوم

  1391/4/25
خلاصه: کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت بيست و سوم

بخش هفتم:

تفاوتهاى زن و مرد(1)

تفاوتهاى زن و مرد.عجب حرف مزخرفى!معلوم مى شود هنوز هم با اينکه نيمه دوم قرن بيستم را طى مى کنيم،در گوشه و کنار افرادى پيدا مى شوند که طرزتفکر قرون وسطايى دارند و فکر کهنه و پوسيده تفاوت زن و مرد را دنبال مى کنند وخيال مى کنند زن و مرد با يکديگر تفاوت دارند،و لا بد مى خواهند مانند مردم قرون وسطى نتيجه بگيرند که زن جنس پست تر است،زن انسان کامل نيست،زن برزخ ميان حيوان و انسان است،زن لياقت و شايستگى اينکه در زندگى مستقل و آزادباشد ندارد و بايد تحت قيمومت و سرپرستى مرد زندگى کند،در صورتى که امروزديگر اين حرفها کهنه و پوسيده شده است.امروز معلوم شده همه اين حرفهاجعلياتى بوده که مردان به حکم زورگويى در دوره تسلط بر زن ساخته بودند;معلوم شده بر عکس است،زن جنس برتر و مرد جنس پست تر و ناقصتر است.
خير،آقا!در قرن بيستم و در پرتو پيشرفتهاى حيرت انگيز علوم،تفاوتهاى زن و مرد بيشتر روشن و مشخص شده است.جعل و افترا نيست،حقايق علمى و تجربى است.اما اين تفاوتها به هيچ وجه به اينکه مرد يا زن جنس برتر است و ديگرى جنس پايين تر و پست تر و ناقصتر مربوط نيست.قانون خلقت از اين تفاوتها منظورديگرى داشته است.قانون خلقت اين تفاوتها را براى اين به وجود آورده است که پيوند خانوادگى زن و مرد را محکمتر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بريزد.قانون خلقت اين تفاوتها را به اين منظور ايجاد کرده است که به ست خود،حقوق ووظايف خانوادگى را ميان زن و مرد تقسيم کند.قانون خلقت تفاوتهاى زن و مرد رابه منظورى شبيه منظور اختلافات ميان اعضاى يک بدن ايجاد کرده است.اگر قانون خلقت هر يک از چشم و گوش و پا و دست و ستون فقرات را در وضع مخصوصى قرار داده است،نه از آن جهت است که با دو چشم به آنها نگاه مى کرده و نظر تبعيض داشته و به يکى نسبت به ديگرى جفا روا داشته است.

تناسب است يا نقص و کمال؟

يکى از موضوعاتى که براى من موجب تعجب است اين است که بعضى اصراردارند که تفاوت زن و مرد را در استعدادهاى جسمى و روانى،به حساب ناقص بودن زن و کاملتر بودن مرد بگذارند;چنين وانمود مى کنند که قانون خلقت بنا به مصلحتى زن را ناقص آفريده است.
ناقص الخلقه بودن زن پيش از آن که در ميان ما مردم مشرق زمين مطرح باشد،در ميان مردم غرب مطرح بوده است.غربيان در طعن به زن و ناقص خواندن وى بيداد کرده اند.گاهى از زبان مذهب و کليسا گفته اند:«زن بايد از اينکه زن است شرمسار باشد».گاهى گفته اند:«زن همان موجودى است که گيسوان بلند دارد وعقل کوتاه »،«زن آخرين موجود وحشى است که مرد او را اهلى کرده است »،«زن برزخ ميان حيوان و انسان است »و امثال اينها.
از اين عجيب تر اينکه برخى از غربيان اخيرا با يک گردش صد و هشتاددرجه اى اکنون مى خواهند با هزار و يک دليل ثابت کنند که مرد موجود ناقص الخلقه و پست و زبون،و زن موجود کامل و برتر است.
اگر کتاب زن جنس برتر اشلى مونتاگو را-که در مجله زن روز منتشر مى شدخوانده باشيد، مى دانيد که اين مرد با چه زور زدن ها و مهمل بافى ها مى خواهد ثابت کند که زن از مرد کاملتر است.اين کتاب تا آنجا که مستقيما مطالعات پزشکى ياروانى يا آمار اجتماعى را عرضه مى دارد بسيار گرانبهاست،ولى آنجا که خودنويسنده شخصا به «استنتاج »مى پردازد و مى خواهد براى هدف خود-که همان عنوان کتاب است-نتيجه گيرى کند مهمل بافى را به نهايت مى رساند.چرا بايد يک روز زن را اينقدر پست و زبون و حقير بخوانند که روز ديگر مجبور شوند براى جبران مافات،همه آن نواقص و نقايص را از روى زن بردارند و روى مرد بگذارند؟ چه لزومى دارد که تفاوتهاى زن و مرد را به حساب ناقص بودن يکى و کاملتر بودن ديگرى بگذاريم که مجبور شويم گاهى طرف مرد را بگيريم و گاهى طرف زن را؟
اشلى مونتاگو از طرفى اصرار دارد زن را جنسا برتر از مرد معرفى کند و ازطرف ديگر امتيازات مرد را مولود عوامل تاريخى و اجتماعى بشمارد نه مولودعوامل طبيعى.
به هر حال،تفاوتهاى زن و مرد«تناسب »است نه نقص و کمال.قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها تناسب بيشترى ميان زن و مرد-که قطعا براى زندگى مشترک ساخته شده اند و مجرد زيستن انحراف از قانون خلقت است-به وجودآورد.اين مطلب از بيانات بعدى ضمن توضيح تفاوتها روشنتر مى شود.

نظريه افلاطون

اين مساله يک مساله تازه که در قرن ما مطرح شده باشد نيست;حداقل دو هزار و چهار صد سال سابقه دارد،زيرا اين مساله به همين صورت در کتاب جمهوريت افلاطون مطرح است.
افلاطون با کمال صراحت مدعى است که زنان و مردان داراى استعدادهاى مشابهى هستند و زنان مى توانند همان وظايفى را عهده دار شوند که مردان عهده دارمى شوند و از همان حقوقى بهره مند گردند که مردان بهره مند مى گردند.
هسته تمام افکار جديدى که در قرن بيستم در مورد زن پيدا شده و حتى آن قسمت از افکار که از نظر مردم قرن بيستم نيز افراطى و غير قابل قبول به نظرمى رسد،در افکار افلاطون پيدا مى شود و به همين جهت موجب اعجاب ناظران نسبت به اين مرد-که پدر فلسفه ناميده مى شود-گرديده است.افلاطون در رساله جمهوريت کتاب پنجم،حتى درباره اشتراکيت زن و فرزند،درباره اصلاح نژاد وبهبود نسل و محروم کردن بعضى از زنان و مردان از تناسل و اختصاص دادن تناسل به افرادى که از خصايص عاليترى برخوردارند،درباره تربيت فرزندان در خارج ازمحيط خانواده،درباره اختصاص دادن تناسل به سنين معينى از عمر زن و مرد که سنين قوت و جوشش نيروى حياتى آنها به شمار مى رود بحث کرده است.
افلاطون معتقد است همان طورى که به مردان تعليمات جنگى داده مى شود به زنان نيز بايد داده شود،همان طورى که مردان در مسابقات ورزشى شرکت مى کنندزنان نيز بايد شرکت کنند.
اما دو نکته در گفته افلاطون هست:يکى اينکه اعتراف مى کند که زنان از مردان چه در نيروهاى جسمى،چه در نيروهاى روحى و دماغى ناتوان ترند;يعنى تفاوت زن و مرد را از نظر«کمى »اعتراف دارد،هر چند مخالف تفاوت کيفى آنها از لحاظ استعدادهاست.افلاطون معتقد است استعدادهايى که در مردان و زنان وجود داردمثل يکديگر است;چيزى که هست زنان در هر رشته اى از رشته ها از مردان ناتوان ترند و اين جهت سبب نمى شود که هر يک از زن و مرد به کارى غير از کارديگرى اختصاص داشته باشند.
افلاطون روى همين جهت که زن را از مرد ضعيفتر مى داند،خدا را شکر مى کندکه مرد آفريده شده نه زن.مى گويد:«خدا را شکر مى کنم که يونانى زاييده شدم نه غير يونانى،آزاد به دنيا آمدم نه برده،مرد آفريده شدم نه زن ».
ديگر اينکه افلاطون آنچه در موضوع بهبود نسل،پرورش متساوى استعدادهاى زن و مرد، اشتراکيت زن و فرزند و غيره گرفته،همه مربوط است به طبقه حاکمه،يعنى فيلسوفان حاکم و حاکمان فيلسوف که وى آنها را منحصرا شايسته حکومت مى داند.چنانکه مى دانيم افلاطون در روش سياسى مخالف دموکراسى وطرفدار اريستوکراسى است.آنچه افلاطون در زمينه هاى بالا گفته مربوط است به طبقه اريستوکرات،و در غير طبقه اريستوکرات طور ديگرى نظر مى دهد.

افلاطون و ارسطو،رو در روى يکديگر

بعد از افلاطون،کسى که آراء و عقايدش در دنياى قديم در دست است،شاگردوى ارسطوست. ارسطو در کتاب سياست عقايد خويش را درباره تفاوت زن و مرداظهار داشته و با عقايد استاد خود افلاطون سخت مخالفت کرده است.ارسطو معتقداست که تفاوت زن و مرد تنها از جنبه «کمى »نيست،از جنبه کيفى نيز متفاوتند.اومى گويد:نوع استعدادهاى زن و مرد متفاوت است و وظايفى که قانون خلقت به عهده هر يک از آنها گذاشته و حقوقى که براى آنها خواسته، در قسمتهاى زيادى باهم تفاوت دارد.به عقيده ارسطو فضايل اخلاقى زن و مرد نيز در بسيارى از قسمتها متفاوت است:يک خلق و خوى مى تواند براى مرد فضيلت شمرده شود و براى زن فضيلت نباشد.بر عکس،يک خلق و خوى ديگر ممکن است براى زن فضيلت باشدو براى مرد فضيلت شمرده نشود.
نظريات ارسطو نظريات افلاطون را در دنياى قديم نسخ کرد.دانشمندانى که بعدها آمدند، نظريات ارسطو را بر نظريات افلاطون ترجيح دادند.

نظر دنياى امروز

اينها که گفته شد مربوط به دنياى قديم بود.اکنون بايد ببينيم دنياى جديد چه مى گويد. دنياى جديد تنها به حدس و تخمين متوسل نمى شود;سر و کارش بامشاهده و آزمايش است، با آمار و ارقام است،با مطالعات عينى است.در دنياى جديد در پرتو مطالعات عميق پزشکى، روانى و اجتماعى تفاوتهاى بيشتر وفراوانترى ميان زن و مرد کشف شده است که در دنياى قديم به هيچ وجه به آنهاپى نبرده بودند.
مردم دنياى قديم زن و مرد را که ارزيابى مى کردند،تنها از اين جهت بود که يکى درشت اندام تر است و ديگرى کوچکتر،يکى خشن تر است و ديگرى ظريفتر،يکى بلندتر است و ديگرى کوتاه تر،يکى کلفت آوازتر است و ديگرى نازک آوازتر،يکى پر پشم و موتر است و ديگرى صافتر.حداکثر که از اين حد تجاوز مى کردند،اين بود که تفاوت آنها را از لحاظ دوره بلوغ در نظر مى گرفتند و يا تفاوت آنها را ازلحاظ عقل و احساسات به حساب مى آوردند;مرد را مظهر عقل و زن را مظهر مهر وعاطفه مى خواندند.
اما امروز علاوه بر اينها قسمتهاى زياد ديگرى کشف شده است;معلوم شده است دنياى زن و مرد در بسيارى از قسمتها با هم متفاوت است.
ما مجموع تفاوتهاى زن و مرد را تا آنجا که از نوشته هاى اهل تحقيق به دست آورده ايم،ذکر مى کنيم و سپس به فلسفه اين تفاوتها و اينکه چقدر از اين تفاوتها ازطبيعت ناشى مى شود و چقدر از آنها مولود عوامل تاريخى و فرهنگى و اجتماعى است مى پردازيم.و البته قسمتى از اين تفاوتها را هر کس مى تواند با مختصر تجربه ومطالعه به دست آورد و قسمتى هم آنچنان واضح و بديهى است که قابل انکار نيست.





نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان