بسم الله
 
EN

بازدیدها: 821

نظام حقوق زن در اسلام-قسمت چهارم

  1391/4/18
خلاصه: نظام حقوق زن در اسلام-گزيده اي از مجموعه آثار شهيد مطهري(جلد19)-قسمت چهارم

قسمت قبلي

پيشگفتار

خوشوقتم که مجله زن روز درخواست مرا راجع به بحث درباره پيشنهادهاي چهل گانه آن مجله براي تغيير مواد قانون مدني ايران در مسائل مربوط به امورخانوادگي پذيرفت و در شماره پيش آمادگي خود را براي درج اين سلسله مقالات ضمن نشر نامه اينجانب اعلام کرد.

من اين فرصت را مغتنم مي شمارم که به اين وسيله گوشه اي از فلسفه اجتماعي اسلام را با جوانان در ميان مي گذارم. اميدوارم بتوانم ذهن آنها را درباره مسائل مربوط به روابط خانوادگي از نظر اسلام روشن کنم.

همان طوري که در نامه خودم متذکر شدم، من نمي خواهم از قانون مدني دفاع کنم و آن را کامل و جامع و صد در صد منطبق با قوانين اسلامي و موازين صحيح اجتماعي معرفي کنم؛ شايد خود من هم ايرادهايي به آن داشته باشم؛ و هم نمي خواهم روشي را که در ميان اکثريت مردم ما معمول بوده صحيح و منطبق با عدالت بدانم. بر عکس، من هم به وضوح بي نظميها و نابسامانيهايي در روابط خانوادگي مشاهده مي کنم و معتقدم بايد اصلاحات اساسي در اين زمينه به عمل آيد.

اما بر خلاف کساني نظير نويسندگان کتاب انتقاد بر قوانين اساسي و مدني ايران وکتاب پيمان مقدس يا ميثاق ازدواج مردان ايراني را صد در صد تبرئه نمي کنم و آنها را بي تقصير معرفي نمي نمايم و تمام گناهان را به گردن قانون مدني نمي اندازم و گناه قانون مدني را تبعيت از فقه اسلام نمي دانم و يگانه راه اصلاح را تغيير مواد قانون مدني نمي شناسم. من آن عده از قوانين اسلامي را که مربوط به حقوق زوجين و روابط آنها بايکديگر يا فرزندان يا افراد خارج است و روي آنها انگشت گذاشته شده و پيشنهادبراي تغيير آنها داده شده است، يک يک در اين سلسله مقالات مطرح مي کنم و ثابت مي کنم که اين قوانين با ملاحظات دقيق رواني و طبيعي و اجتماعي همراه است وحيثيت و شرافت انساني زن و مرد متساويا در آنها ملحوظ شده است و در صورت عمل و حسن اجرا بهترين ضامن حسن روابط خانوادگي است.

از خوانندگان محترم اجازه مي خواهم پيش از ورود در مسائل مورد نظر چندنکته را با آنها در ميان بگذارم:

مشکل جهاني روابط خانوادگي

1. مشکل روابط خانوادگي در عصر ما نه آنچنان سهل و ساده است که بتوان باپر کردن کوپن از طرف پسران و دختران يا تشکيل سمينارهايي از نوع سمينارهايي که ديديم و شنيديم که در چه سطح فکري است، آن را حل کرد و نه مخصوص کشور ومملکت ماست و نه ديگران آن را حل کرده اند و يا مدعي حل واقعي آن هستند.

ويل دورانت فيلسوف و نويسنده معروف تاريخ تمدن مي گويد:

«اگر فرض کنيم در سال 2000 مسيحي هستيم و بخواهيم بدانيم که بزرگترين حادثه ربع اول قرن بيستم چه بوده است، متوجه خواهيم شد که اين حادثه جنگ ويا انقلاب روسيه نبوده است بلکه همانا دگرگوني وضع زنان بوده است. تاريخ چنين تغيير تکان دهنده اي در مدتي به اين کوتاهي کمتر ديده است و خانه مقدس که پايه نظم اجتماعي ما بود، شيوه زناشويي که مانع شهوتراني و ناپايداري وضع انسان بود، قانون اخلاقي پيچيده اي که ما را از توحش به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود، همه آشکارا در اين انتقال پر آشوبي که همه رسوم و اشکال زندگي و تفکر ما رافرا گرفته است گرفتار گشته اند» .

اکنون نيز که ما در ربع سوم قرن بيستم بسر مي بريم، ناله متفکران غربي از بهم خوردن نظم خانوادگي و سست شدن پايه ازدواج، از شانه خالي کردن جوانان از قبول مسؤوليت ازدواج، از منفور شدن مادري، از کاهش علاقه پدر و مادر و بالاخص علاقه مادر نسبت به فرزندان، از ابتذال زن دنياي امروز و جانشين شدن هوسهاي سطحي به جاي عشق، از افزايش دائم التزايد طلاق، از زيادي سرسام آور فرزندان نامشروع، از نادر الوجود شدن وحدت و صميميت ميان زوجين، بيش از پيش به گوش مي رسد.

مستقل باشيم يا از غرب تقليد کنيم؟

موجب تاسف است که گروهي از بي خبران مي پندارند مسائل مربوط به روابطخانوادگي نظير مسائل مربوط به راهنمايي، تاکسيراني، اتوبوسراني، لوله کشي و برق سالهاست که در ميان اروپاييان به نحو احسن حل شده و اين ما هستيم که عرضه ولياقت نداشته ايم و بايد هر چه زودتر از آنها تقليد و پيروي کنيم.

اين، پندار محض است. آنها از ما در اين مسائل بيچاره تر و گرفتارتر و فريادفرزانگانشان بلندتر است. از مسائل مربوط به درس و تحصيل زن که بگذريم، درساير مسائل خيلي از ما گرفتارترند و از سعادت خانوادگي کمتري برخوردارمي باشند.

جبر تاريخ

بعضي ديگر تصور ديگري دارند؛ تصور مي کنند که سستي نظم خانوادگي و راه يافتن فساد در آن، معلول آزادي زن است و آزادي زن نتيجه قهري زندگي صنعتي وپيشرفت علم و تمدن است؛ جبر تاريخ است و چاره اي نيست از اينکه به اين فساد وبي نظمي تن دهيم و از آن سعادت خانوادگي که در قديم بود براي هميشه چشم بپوشيم.

اگر اينچنين فکر کنيم، بسيار سطحي و ناشيانه فکر کرده ايم. قبول دارم که زندگي صنعتي خواه ناخواه بر روي روابط خانوادگي اثر گذاشته و مي گذارد ولي عامل عمده از هم گسيختگي نظم خانوادگي در اروپا دو چيز ديگر است:

يکي رسوم و عادات و قوانين ظالمانه و جاهلانه اي که قبل از اين قرن در ميان آنها درباره زن جاري و حاکم بوده است، تا آنجا که زن براي اولين بار در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در اروپا داراي حق مالکيت شد.

ديگر اينکه کساني که به فکر اصلاح اوضاع و احوال زنان افتادند از همان راهي رفتند که بعضي از مدعيان روشنفکري امروز ما مي روند و مواد پيشنهادي چهل گانه يکي از مظاهر آن است؛ خواستند ابروي زن بيچاره را اصلاح کنند، چشمش را کورکردند.

بيش از آن که زندگي صنعتي مسؤول اين آشفتگي و بي نظمي باشد، آن قوانين قديم متقدمان اروپا و اصلاحات جديد متجددانشان مسؤول است. لهذا براي ما مردم مسلمان مشرق زمين هيچ ضرورت اجتناب ناپذيري نيست که از هر راهي که آنهارفته اند برويم و در هر منجلابي که آنها فرو رفته اند فرو رويم. ما بايد به زندگي غربي، هوشيارانه بنگريم. ضمن استفاده و اقتباس علوم و صنايع و تکنيک و پاره اي مقررات اجتماعي قابل تحسين و تقليد آنها بايد از اخذ و تقليد رسوم و عادات و قوانيني که براي خود آنها هزاران بدبختي به وجود آورده است - که تغيير قوانين مدني ايران وروابط خانوادگي و تطبيق آن با قوانين اروپايي يکي از آنهاست - پرهيز نماييم.




نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان