بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,086

بزه ديده شناسي و مشکل بزه ديدگيهاي گزارش نشده-قسمت اول

  1391/4/6
خلاصه: «بزه ديده»يا«مجني عليه»از ارکان مهم پديده مجرمانه است که متأسفانه تاکنون، موقعيت واقعي و تعيين کننده خود را در پژوهشهاي جرم شناسي نيافته است.صاحبنظران مسائل حقوق و جزا و جرم شناسي، بيشترين تلاش خود را معطوف عناصري چون جرم، مجرم و مجازات کرده‌اند و در نتيجه قرباني جرم که اغلب در وقوع جرم نقش مؤثري ايفا مي‌کند، از نظر دور مانده است. با ظهور بزه ديده شناسي در دهه‌هاي اخير، گامهاي بلندي در مطالعه علمي بزه ديدگان و شناسايي ويژگيها و عملکرد آنان در ارتکاب جرم برداشته شده است.گذشته از وجود مشکلاتي نظير فقدان منابع، جوان بودن تئوريها و وجود ابهام در حدود و ثغور موضوع، که پژوهش درباره هر دانش نوپايي را با دشواري مواجه مي‌سازد-تحقيقات و مطالعات بزه ديده شناسي، داراي تنگناها و مشکلات ويژه‌اي است که بدون غلبه بر آنها، ارزش و اعتبار تئوريهاي اين شاخه نوين جرم شناسي، خدشه دار مي‌شود.در اين مقاله، يکي از مشکلاتي که فرا روي بزه‌ديده شناسان قرار دارد، بررسي شده است. نگارندگان ضمن بررسي درصد بزه ديدگيهاي گزارش نشده در کشورهاي مختلف جهان، همين موضوع را در ايران در مورد يک جامعه آمار 1000 نفري، مطالعه و بررسي کرده و چنين نتيجه گرفته‌اند که متأسفانه در ايران نيز بيش از 60 درصد قربانيان جرائم، هرگز مراتب بزه ديدگي خود را گزارش نکرده‌اند.در بررسي علل عدم گزارش بزه‌ديدگيها، موضوعاتي از قبيل فقدان مدارک، بي‌اعتمادي به پليس، حفظ آبرو و شخصيت خود و وجود رابطه خانوادگي با مجرم، بيشترين درصد را به خود اختصاص داده‌اند.در پايان چنين نتيجه گيري شده است که برنامه‌ها و تدابير مسئولان سياست جنايي در امر مبارزه با بزهکاري، تا زماني که بر آمار واقعي بزه ديدگان مبتني نباشند، کارايي و ارزش واقعي خود را نخواهد يافت.لذا ضروري است مسئولان هر جامعه با جلب اعتماد بزه ديدگان و فراه آوردن تسهيلاتي در تشريفات دادرسي، درصد بزه‌ديدگيهاي گزارش نشده را که اغلب به انتقام خصوصي يا انزواي بزه ديده و به عبارت ديگر به بزهکاري يا بزه‌ديدگي جديدي منجر مي‌شود، تقليل دهند.

1.مقدمه


جامعه بشري از ابتداي شکل گيري خود، همواره با پديده‌هاي روبه‌رو بوده که گذشته از تهديد نظم عمومي و هنجارهاي حاکم، کرامت و شئون انساني را نيز با خطر مواجه ساخته است.در اين شرايط، ضرورت بقاي جامعه از يک سو و غريزه حب ذات و صيانت انسان از خود از سوي ديگر، واکنش وي را در برابر پديده‌هاي فوق برانگيخته است.مطالعه پيشينه انسان، از وجود واکنشهاي مختلف اجتماعي، حتي در جوامع بدوي و ايستا که فاقد قوانين مکتوب و مدون بوده‌اند[7]، حکايت مي‌کند و اين امر مؤيد آن است که تخلف و سرپيچي از آداب و رسوم جامعه، در کليه زمانها، تقبيح اجتماعي و بروز عکس العملهايي را به دنبال داشته است.

اين واکنشها، با وجود آنکه در برخي از ادوار تاريخ، از شدت و سنگيني خاصي برخوردار بوده و در مواردي از محدوده ظرفيت انسان و حتي حرمت او فراتر رفته است‌[4]، نه فقط در ريشه کن ساختن بزهکاري کارساز نبوده، بله بعضاً موجب افزايش آماري جنايي و تنوع و پيچيدگي بزهکاري گرديده است.ناکامي ونارسايي شيوه‌هاي واکنش اجتماعي در امر مبارزه با پديده مجرمانه، زمينه ظهور دانش جديدي را به ويژه درباره علل جرائم پديد آورده است.از موضوعاتي که به عنوان يک وضعيت ماقبل جنايي و مؤثر در ارتکاب جرم، توجه جرم شناسان را به خود معطوف کرده، شخص «بزه ديده»يا«قرباني جرم»است.اهميت اين عنصر به گونه‌اي است که در زماني نسبتاً کوتاه، زمينه ايجاد شاخه جديدي در جرم شناسي، به نام«جرم شناسي بزه ديده شناسي»را فراهم آورده است‌[3]. 
بزه ديده شناسي، شاخه نويني از جرم شناسي واکنش اجتماعي است که توجه پژوهشگران را به نقش بزه ديده در فرايند وقوع عمل مجرمانه، جلب مي‌کند.اين گرايش نسبتاً جوان جرم شناسي قادر است خلاءهاي موجود در سياست جنايي جوامع را تکيمل کرده، ميزان موفقيت واکنش اجتماعي در مقابل بزهکاري را افزايش دهد.پژوهش در مورد اين دانش نوپا، همانند هر دانش ديگر در آغاز با مشکلاتي مواجه است.لکن به نظر مي‌رسد پژوهشگراني که درباره بزه ديدگان به مطالعه مي‌پردزاند با مشکلاتي فراتر از مشکلات عمومي روبه‌رو هستند؛زيرا در بزه ديده شناسي، تنگناها و مشکلاتي نظير فقدان آمارهاي واقعي بزه ديدگي در جامعه، فرا روي محققان قرار دارد که اين مشکل علاوه بر آنکه کار آنها را دشوار مي‌سازد.اعتبار تئوريها و نظرهاي آنان را نيز مخدوش مي‌کند.فقدان آمارهاي واقعي، معلول عدم گزارش بزه ديده شناسي بررسي مي‌گردد و آنگاه به مشکل بزه ديدگيهاي گزارش نشده، به عنوان يکي از مهمترين مشکلاتي که فرا روي پژوهشگران اين شاخه جديد جرم شناسي قرار دارد، پرداخته خواهد شد.
بنابراين مطالب اين مقاله در دو قسمت ارائه مي‌شود:1)مفهوم بزه ديده شناسي، 2) بزه ديدگيهاي گزارش نشده و علل آن.

2.مفهوم بزه ديده شناسي‌[4]


در اولين سمپوزيوم بين المللي بزه ديده شناسي که در سال 1973در اورشليم برگزار گرديد.از بزه ديده شناسي به عنوان«مطالعه علمي قربانيان جرائم»ياد شد[1:].گاگليموگولته 1 بزه ديده شناسي را روش يا دانشي مي‌داند که هدفش مطالعه شخصيت، بيولوژي، روان شناسي، ويژگيهاي مميز اجتماعي و فرهنگي بزه ديده و بررسي روابط وي با جرم و مجرم و مشخص ساختن نقش او در ارتکاب جرم است‌[5].کالدرون نيز بزه ديده شناسي را روشي تلقي مي‌کند که ضمن مطالعه و بررسي قرباني جرم، در راستاي دستيابي به يک سياست متمرکز که بزه ديده محور آن است تلاش مي‌کند[5].مارک آنسل در کتاب دفاع اجتماعي ضمن بررسي تحولات نوين حقوق جزا، با اشاره به پيدايش بزه ديده شناسي مي‌نويسد:«يکي از ويژگيهاي تحولات جديد علوم جنايي اين است که پس از ملحوظ داشتن عمل مجرمانه و شخصيت مجرم، توجه خود را به زيان ديده از جرم معطوف مي‌نمايد.اين تحول موجب پيدايش علمي نوين به نام بزه ديده شناسي شده است که بزه ديده از جرم را همانند مجرم، مورد بررسي قرار مي‌دهد»[2].

سپارويک که در برگزاري و شناساندن پنجمين سمپوزيوم بين المللي بزه ديده شناسي در «زاگراب»نقش برجسته‌اي داشته است.بزه ديده شناسي را در مفهوم مضيق، مطالعه عيني-تجربي قربانيان مستقيم جرم مي‌داند[10].همچنين عزت فتاح که سهم مؤثري در تکامل بزه ديده شناسي دارد، در تعريف آن مي‌نويسد:

«بزه ديده شناسي عبارت است از شاخه نوين جرم شناسي که به مطالعه زيان ديده مستقيم جرم مي‌پردازد و مجموعه اطلاعات زيست شناختي، روان شناختي و جامعه شناختي و جرم شناختي مربوط به او را مشخص مي‌کند.اين گرايش همچنين مشخصات فرهنگي و اجتماعي بزه ديده و روابط او با مجرم و سهم وي را در ارتکاب جرم معين مي‌کند»[8].

شادروان استاد کي‌نيا در اين باره مي‌نويسد:«بزه ديده شناسي»يا«مجني شناسي»يا«شناخت مجني عليه»شاخه جديد است از جرم شناسي که به بررسي قرباني مستقيم جرم مي‌پردازد.بنابراين شناخت بزه ديده و آنچه به او مربوط مي‌شود، موضوع اين دانش نوين است.در اين دانش، شخصيت، صفات زيستي و رواني و اخلاقي، و خصوصيات اجتماعي و فرهنگي بزه ديده و سهم او در تکوين جرم و رابطه‌اش با مجرم، مورد بررسي قرار مي‌گيرد»[6].

همچنين دکتر محمد آشوري با اشاره به موضوع بزه ديده شناسي و قلمرو آن، امکان عيني تعيين مسئوليت بزهکار را منوط به ملاحظه روابط بزه ديده با بزهکار و شناخت سهم بزه ديده در وقوع جرم دانسته است‌[1].

با توجه به تعاريف فوق، مي‌توان بزه ديده شناسي را به عنوان گرايش نويني از جرم شناسي بدين نحو تعريف کرد:«مطالعه علمي ويژگيهاي زيستي، رواني و اجتماعي بزه ديده و بررسي نقش او در ارتکاب جرم و شناخت کليه مسائلي که به بزه ديده مربوط مي‌شود، ماننده راههاي پيشگيري از بزه ديدگي».

بدون ترديد، تا زماني که بزه ديده به عنوان يک عنصر مهم و تأثير گذار، مورد توجه مسئولان سياست جنايي قرار نگيرد، کليه تدابيري که اتخاذ مي‌شود، فاقد کارايي لازم بوده، به واسطه سطحي نگري، محکوم به شکست است.البته بزه ديده شناسي مي‌تواند در ابعاد مختلفي چون پيشگيري از بزه ديدگي، مايت از بزه ديده، کشف رقم سياه و نظاير آن تحولات مهمي ايجاد کند که بررسي اين تواناييها، نياز به تحقيقي مستقل دارد.بديهي است اين قابليتها، زماني فعليت مي‌يابد که مشکلات و موانع اين شاخه علمي، مرتفع شود.نظر به اينکه مهمترين مشکلي که فرا روي پژوهشگران بزه ديده شناسي قرار دارد، بزه ديدگيهاي گزارش نشده است، اينک به بررسي و تبيين علل آن مي‌پردازيم.


 (1). Gugliemo Gulotta .





نويسندگان:عبدالله توجهي-علي حسين نجفي ابرند آبادي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان