بسم الله
 
EN

بازدیدها: 653

اخلاق در قرآن-قسمت بيست و هشتم

  1391/3/30
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت بيست و هشتم

2- نقش معاشران و دوستان

موضوع ديگري که تاثير عميق آن به تجربه ثابت شده و همه علماي اخلاق و تعليم و تربيت اتفاق نظر دارند، مساله معاشرت و دوستي است. غالبا دوستان و معاشران ناباب و آلوده سبب آلودگي افراد پاک شده اند؛ عکس آن نيز صادق است، زيرا بسياري از افراد پاک و قوي الاراده توانسته اند بعضي از معاشران ناباب را به پاکي و تقوا دعوت کنند. با اين اشاره به قرآن باز مي گرديم و اشاراتي را که قرآن به اين مساله دارد با هم مي شنويم:
1- ومن يعش عن ذکر الرحمن نقيض له شيطانا فهو له قرين - وانهم ليصدونهم عن السبيل ويحسبون انهم مهتدون - حتي اذا جاءنا قال ياليت بيني وبينک بعد المشرقين فبئس القرين. (1)
2- قال قائل منهم اني کان لي قرين - يقول اءنک لمن المصدقين - اءذامتنا وکنا ترابا وعظاما اءنالمدينون - قال هل انتم مطلعون - فاطلع فراه في سواء الجحيم - قال تالله ان کدت لتردين - ولولا نعمة ربي لکنت من المحضرين. (2)
3- ويوم يع-ض الظالم علي يديه ي-قول يال-يتني ات-خذت مع الرسول سبيلا - يا ويلتي ليتني لم اتخذ فلانا خليلا - لقد اضلني عن الذکر بعد اذجآءني وکان الشيطان للانسان خذولا. (3)
ترجمه:
1- و هر کس از ياد خدا روي گردان شود شيطان را به سراغ او مي فرستيم پس همواره قرين اوست - و آنها [ شياطين] اين گروه را از ياد خدا باز مي دارند در حالي که گمان مي کنند هدايت يافتگان حقيقي آنها هستند! - تا زماني که (در قيامت) نزد ما حاضر شود مي گويد: اي کاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشيني بودي!
2- کسي از آنها مي گويد: «من همنشيني داشتم - که پيوسته مي گفت آيا (به راستي) تو اين سخن را باور کرده اي - که وقتي ما مرديم و به خاک و استخوان مبدل شديم، (بار ديگر) زنده مي شويم و جزا داده خواهيم شد؟! - (سپس) مي گويد آيا شما مي توانيد از او خبري بگيريد؟ - اينجاست که نگاهي مي کند، ناگهان او را در ميان دوزخ مي بيند - مي گويد: به خدا سوگند نزديک بود مرا (نيز) به هلاکت بکشاني! - و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نيز از احضار شدگان (در دوزخ) بودم!
3- و (به خاطر آور) روزي را که ستمکار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان مي گزد و مي گويد: «اي کاش با رسول (خدا) راهي برگزيده بودم! - اي واي بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم! - او مرا از ياد آوري (حق) گمراه ساخت بعد از آن که (ياد حق) به سراغ من آمده بود! » و شيطان هميشه خوار کننده انسان بوده است!
تفسير و جمع بندي
نخستين آيات که در بالا آمد گرچه درباره همنشيني شيطان با غافلان از ياد خداست، ولي تاثير همنشين بد در اخلاقيات و در سرنوشت هر انساني روشن مي سازد.
نخست مي فرمايد: «هر کس از ياد خدا روي گردان شود شيطان را بر او مسلط مي سازيم که همواره قرين و همنشين او باشد! (ومن يعش عن ذکر الرحمن نقيض له شيطانا فهو له قرين) (4)
سپس نقش اين قرين سوء (همنشين بد) را چنين بيان مي کند که آنها، يعني شياطين، راه هدايت و حرکت به سوي خداوند را به روي آنها مي بندد و آنها را از رسيدن به اين هدف مقدس باز مي دارد و غم انگيزتر، اين که در عين گمراهي گمان مي کنند که هدايت يافته اند! (وانهم ليصدونهم عن السبيل ويحسبون انهم مهتدون) !
سپس به نتيجه آن پرداخته و مي گويد: روز قيامت که همه در محضر الهي حاضر مي شوند و پرده ها کنار مي رود و حقايق فاش مي شود، اين انسان گمراه خطاب به دوست اغواگر شيطانش کرده، مي گويد اي کاش فاصله ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود، چه همنشين بدي هستي! (حتي اذا جاءنا قال ياليت بيني وبينک بعدالمشرقين فبئس القرين)
از اين تعبيرات بخوبي استفاده مي شود که همنشين بد مي تواند انسان را بکلي از راه خدا منحرف سازد؛ پايه هاي اخلاق را بر روي او ويران کند و واقعيتها را چنان دگرگون نشان دهد که انسان در عين گمراهي خود را در زمره هدايت يافتگان ببيند؛ و به يقين در چنين حالي امکان هدايت و بازگشت به صراط مستقيم غير ممکن است؛ و زماني بيدار مي شود و به هوش مي آيد که راه برگشت بکلي بسته شده؛ حتي از تعبير آيه استفاده مي شود که اين همنشينان بد در آن زندگي ابدي نيز با او هستند و چه دردآور است که انسان کسي را که مايه بدبختي او شده هميشه در برابر خود ببيند و به او گفته شود بيهوده آرزوي جدا شدن از او را مکن شما با هم سرنوشت مشترکي داريد! (ولن ينفعکم اليوم اذ ظلمتم انکم في العذاب مشترکون) . (5)
شبيه آيات فوق، آيه 25 سوره فصلت مي باشد که مي گويد: «وقيضنا لهم قرنآء فزينوا لهم ما بين ايديهم وما خلفهم وحق عليهم القول في امم قدخلت من قبلهم من الجن والانس انهم کانوا خاسرين؛ ما براي آنها همنشيناني (زشت سيرت) قرار داديم که زشتيها را از پيش رو و پشت سر آنها در نظرشان جلوه دادند؛ و فرمان الهي درباره آنان تحقق يافت و به سرنوشت اقوام گمراهي از جن و انس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند؛ آنها مسلما زيانکار بودند! »
در بخش دوم از اين آيات، از کساني سخن مي گويد که همنشين بدي داشتند که پيوسته در گمراهي آنها مي کوشيدند ولي آنها به لطف و رحمت الهي و با تلاش و کوشش توانسته اند خود را از چنگال وسوسه آنها رهائي بخشند در حالي که تا لب پرتگاه پيش رفته بودند؛ در اينجا نيز سخن از تاثير فوق العاده همنشين بد در شکل گيري عقائد و اخلاق انسان است ولي در عين حال چنان نيست که انسان مجبور باشد و نتواند با تلاش و کوشش، خويشتن را نجات دهد؛ مي فرمايد: در روز قيامت بعضي از بهشتيان به بعضي ديگر مي گويد من در دنيا همنشيني داشتم که پيوسته به من مي گفت آيا به راستي تو اين سخن را باور کرده اي که وقتي ما مرديم و خاک شديم و استخوان پوسيده شديم، بار ديگر زنده مي شويم و به جزاي اعمال خود مي رسيم (ولي من به فضل الهي تسليم وسوسه هاي او نشدم و در ايمان خود ثابت قدم ماندم! )
(فاقبل بعضهم علي بعض يتسآءلون - قال قائل منهم اني کان لي قرين - يقول ءانک لمن المصدقين - ءاذامتنا وکنا ترابا وعظاما ءانالمدينون) (6)
در اين هنگام او به فکر همنشين نااهل قديمي خود مي افتد و به جستجو برمي خيزد و از همان اوج بهشت نگاهي به سوي دوزخ مي افکند و ناگهان او را در وسط جهنم مي بيند (فاطلع فراه في سوآء الحجيم)
به او مي گويد به خدا سوگند نزديک بود مرا نيز به هلاکت بکشاني و همچون خودت بدبخت کني و اگر لطف الهي و نعمت پروردگارم شامل حال من نبود من نيز امروز در آتش دوزخ احضار مي شدم (قال تالله ان کدت لتردين ولولا نعمت ربي لکنت من المحضرين) .
مجموع اين آيات بخوبي نشان مي دهد که همنشين بد، انسان را تا لب پرتگاه دوزخ مي برد و اگر ايمان قوي و تقوا و لطف پروردگار نباشد در آن پرتگاه سقوط مي کند!
در سومين بخش از آيات مورد بحث، سخن از تاسف و تاثر عميق ستمگران در قيامت است که از انتخاب دوستان ناباب تاسف مي خورند؛ چرا که عامل اصلي بدبختي خود را در رفاقت با آنان مي بينند؛ مي فرمايد: و (به خاطر آور) روزي را که ظالم دست خويش را از (شدت حسرت) به دندان مي گزد و مي گويد: اي کاش (با رسول خدا) راهي برگزيده بودم! اي واي بر من! کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم! او مرا از يادآوري (حق) گمراه ساخت بعد از آن که (ياد حق) به سراغ من آمده بود! و شيطان هميشه خوار کننده انسان بوده است! (ويوم يعض الظالم علي يديه يقول ياليتني اتخذت مع الرسول سبيلا - يا ويلتي ليتني لم اتخذ فلانا خليلا - لقد اضلني عن الذکر بعد اذجآءني وکان الشيطان للانسان خذولا)
به اين ترتيب، ستمگران در قيامت، نخست از ترک رابطه با پيامبر شديدا اظهار تاسف مي کنند، و سپس از ايجاد رابطه با افراد آلوده و فاسد؛ و بعد با صراحت، عامل اصلي گمراهي خود را همين دوستان منحرف و آلوده معرفي مي کنند! و حتي تاثير آنها را بالاتر از تاثير پيامهاي الهي (البته در بيمار دلان) مي شمرند؛ و از تعبير آخرين آيه، استفاده مي شود که دوستان بد جزء لشکر شيطانند؛ و يا به تعبير ديگر، از شياطين انس محسوب مي شوند.
قابل توجه اين که، در اين آيات تاسف اين گروه را با جمله «يعض الظالم علي يديه؛ ظالم هر دو دست خود را به دندان در آن روز مي گزد» بيان فرموده؛ و اين آخرين مرحله تاسف است؛ و اين در موارد ضعيفتر، انسان انگشت خود را به دندان مي گيرد و در مرحله بالاتر، پشت دست را به دندان مي گزد و در مراحل شديد هر دو دست خود را يکي بعد از ديگري به دندان مي گزد؛ و در حقيقت اين يک نوع انتقام گيري از خويشتن است که چرا کوتاهي کردم و با دست خود وسائل بدبختي خويش را فراهم کردم!
آنچه از آيات فوق و بعضي از آيات ديگر قرآن بخوبي استفاده مي شود اين است که دوستان و معاشران و همنشينان در سعادت و شقاوت انسان تاثير فوق العاده اي دارند؛ نه تنها اخلاق و رفتار افراد را تحت تاثير قرار مي دهند، که در شکل گيري عقائد آنها مؤثرند؛ اينجاست که يک استاد اخلاق بايد همواره با دقت تمام افراد تحت تربيت خود را از اين نظر مورد توجه قرار دهد؛ مخصوصا در عصر و زمان ما که نشر وسائل فساد از طريق دوستان ناباب به صورت وحشتناکي در آمده و يکي از سرچشمه هاي اصلي انواع انحرافات را تشکيل مي دهد.
-------------
پي نوشتها:
1- سوره زخرف، آيات 36 و37 و 38 .
2- سوره صافات، آيات 51 تا57 .
3- سوره فرقان، آيات 27 و 28 و29.
4- براي نقيض از ماده قيض معاني مختلفي نقل کرده اند؛ بعضي آن را به معني تسبيب و بعضي به معني تقدير و برکندن وبعضي مانند راغب به معني مسلط ساختن مي دانند چرا که قيض به معني پوست سفيدي است که روي تخم مرغ را گرفته (و آن را احاطه کرده است) .
5- سوره زخرف، آيه 39 .
6- سوره صافات، آيات 50 تا53 .




نويسنده:ناصر مکارم شيرازي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان