بسم الله
 
EN

بازدیدها: 766

خاطرات واقعي يک حقوقدان(13)جناب آقاي عالي ترين مقام!

  1391/3/26
خلاصه: خاطرات واقعي يک حقوقدان---جناب آقاي عالي ترين مقام!
قضاوت سرشار از خاطرات شيرين و تلخ است، اما افسوس که هميشه فرصت نگارش آن ميسر نيست و زماني که فرصت آن فراهم مي شود، امکان کسب آن ممکن نمي باشد و اين دور همچنان ادامه دارد.
يکي از خاطرات فوق-که به جهاتي مجبور به نگارش آن شدم- را بشرح آتي نقل مي کنم.
در ارديبهشت ماه سال جاري، پرونده «خيانت در امانت نسبت به سه فقره چک» به شعبه ارجاع شد که شاکي آن ايراني مقيم آمريکا بود. ايشان به اقتضاي  فرهنگ برخورد با قاضي ...
در محل اقامت خود، براي ورود به اتاق و خروج از آن ضمن در زدن-که متأسفانه بعضاً در کشور ما و حتي در پايتخت از سوي افرادي ناديه انگاشته مي شود و اگر هم در مي زنند بدون کسب اجازه وارد مي شود- با صداي بلند مي گفت: جناب آقاي عالي ترين مقام، اجازه مي فرماييد! تا اجازه صادر نمي شد، وارد نمي گرديد.
جالب‌ اين که نامبرده حتي حين تحقيقات در پرسش به پاسخ هاي مطروحه نيز هيچگاه لفظ قاضي يا آقاي قاضي را به تنهايي بکار نمي برد. در فکر بودم که چگونه ديگر مراجعين ما، قضات را به نام آنان صدا مي کنند. حتي شاهد آن بودم که برخي با عنوان جناب سرهنگ، آقاي دکتر و... صدا مي کنند.
بخاطر دارم که استاد ارجمند جناب آقاي «دکتر آقايي نيا-استاد حقوق جزا و جرم شناسي و مدرس دانشگاه» که جهت آموزش ضمن خدمت قضات در دادسراي عمومي و انقلاب ناحيه چهار تهران خدمتشان بودم، مي فرمودند که در برخي کشورها از جمله انگلستان قضات را «عالي جناب» خطاب مي کنند، ولي چرا نبايد در ايران اين احترام به خاطر شأن عاليه جايگاه قضاء در اسلام حفظ شود؟
مقاله اي با عنوان «شأن قاضي و نزول شأن آن» در ذهن دارم که اگر شرايط فراهم شود، نسبت به نگارش و انتشار آن اقدام خواهد شد.
و اما مراجعه کننده‌ي ويژه ما، چون در خصوص چک هاي وي، دعوي مطالبه وجه در دادگاه حقوقي در يکي از مجتمع هاي قضايي تهران اقامه شده بود، تقاضاي صدور گواهي طرح دعوي کيفري خيانت در امانت نمود که مطابق قانون صادر و تحويل ايشان شد. و پرونده امر جهت بررسي در اختيار قرار گرفت و  سپس با اخذ توضيحات و تحقيق از ايشان مشخص شد که بايد در خصوص جرم موضع شکايت ايشان، به جهت وقوع رکن مادي آن در يکي از شهرستان‌هاي کشور، قرار عدم صلاحيت صادر شود، که اقدام شد اما نامبرده ناراحت شد که چرا در اين شعبه رسيدگي نمي شود که شفاهاً توضيحات لازم داده شد و خوشبختانه قانع گرديد.
در روز آتي که به کيفيت پيش گفته، به شعبه مراجعه داشت، عنوان نمود که جناب آقاي عالي ترين مقام! گواهي شما را نزد قاضي دادگاه حقوقي بردم، اما با برخورد بسيار نامناسب گفت برو آقا، اين گواهي چيست که آوردي، پول طرف را بپردازد؟؟؟!!! فردي که در روز اول مراجعه به شعبه همراه ايشان بود، اين بار  هم حاضر و مراتب را تصديق مي کرد.
شاکي مؤدب ما، اين بار براي خروج از شعبه، ديگر مانند گذشته با عنوان جناب آقاي عالي ترين مقام، خارج نشد و...،
آيا رفتار منفي ايشان تنها يک علت مي توانست داشته باشد و آن برخورد آنچناني همکار فوق ما.
خطاب من به همکاران عزير است، گرچه کار قضاء و ميزان پرونده هاي ارجاعي به شعب تابع استاندارد تعريف شده‌اي نيست و آمار گرايي در نظام قضايي ايران -که از گذشته وجود داشته و خواهد داشت- عدم رعايت نزاکت رفتاري از سوي برخي مراجعين و فشار رواني رسيدگي به حجم بالاي پرونده ها در طول يک ماه و .....موجب فرسايش اعصاب و خستگي فراوان است، اما آيا بهتر نيست که الگوي رفتاري بدآموزي ديگران نباشيم.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان