بسم الله
 
EN

بازدیدها: 860

نظام حقوق زن در اسلام-قسمت دوم

  1391/3/16
خلاصه: نظام حقوق زن در اسلام-گزيده اي از مجموعه آثار شهيد مطهري(جلد19)-قسمت دوم

تکامل ماشينيسم و رشد روز افزون توليد به ميزان بيش از حد نياز واقعي انسانها و ضرورت تحميل بر مصرف کننده با هزاران افسون ونيرنگ و فوريت استخدام همه وسايل سمعي و بصري و فکري واحساسي و ذوقي و هنري و شهواني براي تبديل انسانها به صورت عامل بي اراده مصرف، بار ديگر ايجاب کرد که سرمايه داري از وجودزن بهره کشي کند اما نه از نيروي بدني و قدرت کار زن به صورت يک کارگر ساده و شريک با مرد در توليد، بلکه از نيروي جاذبه و زيبايي اوو از گرو گذاشتن شرافت و حيثيتش و از قدرت افسونگري او درتسخير انديشه ها و اراده ها و مسخ آنها و در تحميل مصرف بر مصرف کننده، و بديهي است که همه اينها به حساب آزادي او و تساوي اش بامرد گذاشته شد.
سياست نيز از استخدام اين عامل غافل نماند؛ ماجراهايش رامرتب در جرايد و مجلات مي خوانيد. در همه اينها از وجود زن بهره کشي شد و زن وسيله اي براي اجراي مقاصد مرد قرار گرفت اما درزير سرپوش آزادي و تساوي.
بديهي است که جوان قرن بيستم هم از اين فرصت گرانبها غفلت نکرد؛ براي اينکه از زير بار تعهدات سنتي نسبت به زن شانه خالي کندو ارزان و رايگان او را شکار کند و به چنگ آورد، از همه بيشتر بربيچارگي زن و تبعيضهاي ناروا نسبت به او اشک تمساح ريخت، تاآنجا که به خاطر اينکه در اين جهاد مقدس! بهتر شرکت کند ازدواج خود را تا حدود چهل سالگي به تاخير انداخت و احيانا براي هميشه «مجرد» ! ماند! ! !
شک نيست که قرن ما يک سلسله بدبختيها از زن گرفت، ولي سخن در اين است که يک سلسله بدبختيهاي ديگر براي او ارمغان آورد، چرا؟ آيا زن محکوم است به يکي از اين دو سختي و جبرا بايديکي را انتخاب کند؟ يا هيچ مانعي ندارد که هم بدبختيهاي قديم خود راطرد کند و هم بدبختيهاي جديد را؟
حقيقت اين است که هيچ جبري وجود ندارد. بدبختيهاي قديم غالبا معلول اين جهت بود که انسان بودن زن به فراموشي سپرده شده بود و بدبختيهاي جديد از آن است که عمدا يا سهوا زن بودن زن و موقع طبيعي و فطري اش، رسالتش، مدارش، تقاضاهاي غريزي اش، استعدادهاي ويژه اش به فراموشي سپرده شده است.
عجب اين است که هنگامي که از اختلافات فطري و طبيعي زن ومرد سخن مي رود، گروهي آن را به عنوان نقص زن و کمال مرد وبالاخره چيزي که موجب يک سلسله برخورداريها براي مرد و يک سلسله محروميتها براي زن است تلقي مي کنند، غافل از اينکه نقص وکمال مطرح نيست؛ دستگاه آفرينش نخواسته يکي را کامل و ديگري راناقص، يکي را برخوردار و ديگري را محروم و مغبون بيافريند.
اين گروه پس از اين تلقي منطقي و حکيمانه! مي گويند بسيارخوب، حالا که در طبيعت چنين ظلمي بر زن شده و ضعيف و ناقص آفريده شده، آيا ما هم بايد مزيد بر علت شويم و ظلمي بر ظلم بيفزاييم؟ آيا اگر وضع طبيعي زن را به فراموشي بسپاريم انساني تر عمل نکرده ايم؟
اتفاقا قضيه بر عکس است؛ عدم توجه به وضع طبيعي و فطري زن بيشتر موجب پايمال شدن حقوق او مي گردد. اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگويد تو يکي و من يکي، کارها، مسؤوليتها، بهره ها، پاداشها، کيفرها همه بايد متشابه و همشکل باشد، در کارهاي سخت و سنگين بايد با من شريک باشي، به فراخور نيروي کارت مزد بگيري، توقع احترام و حمايت از من نداشته باشي، تمام هزينه زندگي ات را خودت بر عهده بگيري، در هزينه فرزندان با من شرکت کني، در مقابل خطرهاخودت از خودت دفاع کني، به همان اندازه که من براي تو خرج مي کنم تو بايد براي من خرج کني و. . . در اين وقت است که کلاه زن سخت پس معرکه است زيرا زن بالطبع نيروي کار و توليدش از مرد کمتر است واستهلاک ثروتش بيشتر. بعلاوه بيماري ماهانه، ناراحتي ايام بارداري، سختيهاي وضع حمل و حضانت کودک شيرخوار، زن را در وضعي قرارمي دهد که به حمايت مرد و تعهداتي کمتر و حقوقي بيشتر نيازمنداست. اختصاص به انسان ندارد؛ همه جانداراني که به صورت «زوج» زندگي مي کنند چنين اند؛ در همه اين نوع جانداران، جنس نر به حکم غريزه به حمايت جنس ماده بر مي خيزد.
در نظر گرفتن وضع طبيعي و فطري هر يک از زن و مرد با توجه به تساوي آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها، زن را در وضع بسيار مناسبي قرار مي دهد که نه شخصش کوبيده شود و نه شخصيتش.
براي اينکه اندکي آگاهي بيابيم که به فراموشي سپردن موقعيت فطري و طبيعي هر يک از زن و مرد و تنها تکيه بر آزادي و تساوي کردن به کجا منتهي مي شود، بهتر است ببينيم آنان که پيش از ما در اين راه افتاده اند و به پايان راه رسيده اند چه مي گويند و چه مي نويسند.
در مجله خواندنيها شماره 79 از سال 34 مورخه 4 تير ماه 53مقاله اي از مهنامه شهرباني تحت عنوان «سرگذشتهايي از زنان کارگردر جامعه آمريکا» نقل کرده است. اين مقاله ترجمه اي است از مجله کورونت.
اين مقاله مفصل و خواندني است. ابتدا درد دل خانمي را نقل مي کند که چگونه به عنوان تساوي زن و مرد، رعايتهايي که سابقا اززنان کارگر مي شد که مثلا وزنه هاي بيش از 25 پوندي را بلند نکنند، در حالي که براي مردان چنين محدوديتي وجود نداشت، ديگر امروزوجود ندارد. او مي گويد: حالا شرايط کار در کارخانه جنرال موتورزايالت اوهايو يا به عبارت بهتر همان جايي که قريب 2500 زن در حال زجر کشيدن هستند تغيير يافته است. . . خانم مذکور همچنين خود را درحال نگه داشتن يک ماشين بخار بسيار قوي يا پاک کردن يک تنورفلزي 25 پوندي که چند لحظه قبل مرد قوي هيکلي آن را بر جاي گذاشته مي بيند و با خود مي گويد: سر تا پا کوفته و مجروح شدم. اومي گويد: در هر دقيقه بايد يک دسته 25 تا 50 اينچي را که بالغ بر 35پوند وزن دارد به قلابها آويزان کنم، هميشه دستهايم متورم و دردآلوداست.
اين مقاله سپس درد دلها و تشويش و اضطرابهاي خانم ديگري را بازگو مي کند که شوهرش يک ملوان نيروي دريايي است و اخيرا درياسالار تصميم گرفته است تعدادي زن را در کشتي مردان به کاربگمارد. مي نويسد: در اين ميان نيروي دريايي يک کشتي را با 40 زن و480 ملوان مرد به ماموريت فرستاد. اما وقتي اين کشتي پس از اولين سفر دريايي «مختلط» خود به بندر بازگشت، ترس و وحشت همسران ملوانها مورد تاييد قرار گرفت، زيرا به زودي معلوم شد که نه تنهاداستانهاي عشقي زيادي در کشتي اتفاق افتاده، بلکه اغلب زنان به جاي يک نفر با چند نفر آميزش جنسي داشته اند.
مي نويسد: در ايالت فلوريدا، نگراني بعد از آزادي گريبانگير زنان «بيوه» گرديده است زيرا يکي از قضات اين ايالت به نام «توماس تستا»
اخيرا قانوني را که براي زنان بيوه تا 500 دلار بخشودگي مالياتي درنظر گرفته بود غير قانوني اعلام کرده است و اظهار مي دارد که اين قانون تبعيضي عليه مردان به شمار مي رود.
آنگاه اضافه مي کند: خانم مک دانيل در دستهايش احساس سوزش مي کند، خانم استون (آن که شوهرش ملوان بود) دچار تشويش و اضطراب گرديده است، زنان بيوه ايالت فلوريدا جريمه نقدي شده اندو سايرين هم هر يک به سهم خود طعم آزادي را خواهند چشيد. براي خيلي ها اين سؤال پيش آمده است که آيا خانمها بيش از اين چيزي که کسب کرده اند، از دست نداده اند؟ حالا ديگر بحث بي فايده است زيرااين بازي شروع شده و تماشاچيان، تازه موفق به پيدا کردن صندليهاي خود شده اند. امسال قرار است بيست و هفتمين ماده اصلاحي قانون اساسي کشور آمريکا تصويب شود و به موجب آن کليه برتريهاي ناشي از جنسيت غير قانوني اعلام گردد. . . و بدين ترتيب اظهارات رسکوباوند استاد دانشکده حقوق هاروارد که آزادي زنان را مبدا نتايج تاسف آور مقام قانوني زن در کشور آمريکا مي خواند، تحقق خواهدپذيرفت. . .





نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان