بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,041

عوامل اجتماعي طلاق

  1391/3/12

از جمله عواملي که ممکن است روابط زناشويي را دچار اختلال سازد، عوامل اجتماعي است که به طور خلاصه عبارتند از:

1) تأثير شهر و روستا: آمار بسياري از کشورها و کشور خودمان ايران نشان مي دهد که طلاق در ميان شهر نشينان بيشتر از روستائيان است . ميزان طلاق مخصوصاً در نواحي صنعتي و کارگري، به علت گسيخته شدن پيوندها و سنت ها وحشتناک است و برعکس اختلاف زن و شوهر در ميان روستائيان پاکدل به ندرت منجر به طلاق مي شود .

2) مسکن: کمبود مسکن و بالا بودن اجاره بهاي آن، مشکلي براي جوانان درتشکيل کانون خانوادگي شده است . سبک معماري و زندگي در آپارتمان ها و تأثير آنها در زندگي خانوادگي از مسائل قابل بررسي است . زندگي در آپارتمان علاوه بر مشکلاتي که براي تفريح کودکان به همراه دارد، براي بزرگسالان نيز مشکلاتي در پي خواهد داشت. به جاي اينکه حسن روابط همجواري بين بزرگسالان ساکن يک آپارتمان ايجاد شود، تعارض و اختلاف و بگو مگوها، برخوردهاي نامطلوب و مداخلات نابجا در زندگي يکديگر، زد و خوردها و منازعات و سرانجام ازدياد طلاق را بايد انتظار داشت .

3) ناهماهنگي طبقاتي: متأسفانه در جوامع پيشرفته نيز هنوز اين انديشه حکمفرماست که زن و شوهر بايد از ميان هم طبقه يا هم گروه باشند. به عقيده ي ما اختلاف طبقاتي نمي تواند دليلي براي انحلال کانون خانوادگي باشد مگر آنکه اختلاف طبقاتي متضمن اختلاف شديد تربيتي باشد که در اين صورت بين خواسته ها و طرز انديشه هاي زن و شوهر توافقي نباشد .

4) دخالت هاي بي مورد ديگران: از عوامل مخاطره آميز که بنيان مقدس پيمان آسماني را متزلزل مي سازد ، دخالت هاي بي مورد و نارواي نزديکان مرد و زن در زندگي خانوادگي اين دو است که مسائلي تحت عناوين مادر شوهر و مادر زن و خواهر شوهر و امثال آن را به بارآورده و مي آورد. بر اثر اين گونه دخالت هاي بيجاست که هر روز مسائل جنايي تحت عناوين خودکشي، فرار، ضرب و جرح، قتل و. . . در ستون حوادث مطبوعات به چشم مي خورد .

5) دوستان ناباب: انتخاب دوستان و ايجاد ارتباط مستمر و رفت و آمد خانوادگي از مسائل حساس زندگي است. از اين رو مسامحه و مساهله در آن جايز نيست. دوستان اگر کج خو و کج رفتار و از الگوهاي ناباب و بدآموز باشند، کناره گيري و قطع ارتباط با آنان بهتر است.

6) ازدواج اجباري: در کنار مداخله ي ديگران بايد از مداخله ي پدر و مادر و تحميل اراده ي آنان در انتخاب همسر براي فرزندان خويش ، سخن به ميان آورد. اقدام مستبدانه و بيجاي بعضي از پدران، به دليل خود خواهي آنان است و در بعضي موارد ممکن است نيازهاي مادي و يا معاملات سياسي ، پدري را برآن داردکه فرزندخودرا مجبور به ازدواجي ناخواسته کند. اين گونه ازدواج ها، گاهي خودکشي، فرار، خيانت، جنايت و طلاق را در پي داشته است. خوشبختانه امروزه در اثر رشد اجتماعي از تعداد اين گونه ازدواج هاي بي معني کاسته شده است.

7) تعدد زوجات: تعدد زوجات در کشور ما متأسفانه در همه ي موارد بر پايه ي اصول اخلاقي و در مسير هدف هاي اسلامي نبوده است و در اغلب موارد بنابر تنوع طلبي و جبران ضعف جنسي و هوسراني مرد صورت گرفته است و کانون وحدت و صفاي خانوادگي را به صحنه ي جدال و نفاق بين زن و شوهر تبديل کرده که سرانجام منجر به وقوع طلاق بين آنان گرديده است .

8) الکليسم در خانواده : الکل پيوند زناشويي را سست و اغلب، آن را نابود مي سازد . خوي تند و خشونت باده پرست قلب همسرش را مي شکند و او را از خود منزجر مي سازد، از اينرو زن در خانه ي شوهر مِي گسار خود تأمين جاني ندارد و هرآن حيات خود را در معرض خطر تهاجم جنون شوهر مست خود احساس مي کند. مرداني که لب به نوشابه ي الکلي نمي زنند، نمي توانند ميگساري همسرانشان را تحمل کنند، يکي از علل پايين بودن ميزان طلاق در روستاهاي کشور خودمان را بي گمان مي توان در اثر مصون ماندن روستائيان ايران از شر شراب و آفت الکل دانست و برعکس امکان دارد که کثرت طلاق در تهران متناسب با حجم نوشابه هاي الکلي استعمال شده باشد .

9) اعتياد: تنها کانون خانوادگي براي معتادان همان فضاي ذهني اعتياد آنان است والّا معتادان را خانواده اي نيست، زيرا بنيان خانواده بر ارتباط صحيح و تفاهم و تعاون و محبت استوار است و معتادان در پاسداري چنين نهاد اجتماعي از آنچه بتوان تصور نمود، بسيارناتوان تر و ضعيف ترند. معتاد برده ي بي اختيار سم مورد اعتياد خويش است، همه چيز حتي شرافت و حيثيت انساني را در راه آن فدا مي سازد. چنين موجودي شايستگي عضويت کانون خانوادگي را از دست داده است .

10) قمار: قمار باز حاصل دسترنج خود را به جاي آنکه صرف بهبود و رفاه حال اعضاي خانواده ي خود بنمايد و نياز مادي آنان را برآورد، همه ي آن را در راه قمار مي بازد. قمار باز به جاي آنکه فضاي لطف و محبت و صفا و يکرنگي و خلوص را در خانه و در ميان اعضاي خانواده ي خود ايجاد نمايد، تمام اوقات فراغت خود را در قمار خانه و در ميان قماربازان گرگ صفت مي گذراند و به اين ترتيب به اساس خانواده خلل وارد مي آورد و همسر و فرزندان خود را از لطف و محبت خودش محروم مي سازد و ادامه ي زندگي زناشويي را غير ممکن مي گرداند .

11) رسيدن به ثروت ناگهاني: اين امر در اشخاص کم ظرفيت اثري شگرف دارد . بسياري از افراد، به محض رسيدن به ثروت فوراً تغييري عميق در جهات منفي در خلق و خوي آنان پديد مي آيد و ديگر خانواده ي خود را دلپذير نمي شناسند، دچار جنون ثروت مي گردند و شعله ي شوق به خانواده در درون آنان به خاموشي مي گرايد .

12) فقر و بيکاري: بيکاري، مادر تمام عيوب است. هم براي تهيدستان وهم براي ثروتمندان مضر است. در مورد دسته ي اول، فقر و بي چيزي و بينوائي را در بر دارد و در مورد دسته ي دوم نيز خطر کم نيست، زيرا ممکن است مرداني در اثر ثروت فوق العاده يا داشتن درآمدي ثابت، نيازي به کار نداشته باشند، در نتيجه به خانه نشيني روي آورند و عمري را به بطالت بگذرانند. اين گونه مردان بدخو و بهانه جو مي شوند و با مداخله ي بيجا و ايراد گيري هاي ناروا و سخنان گوشه دار و کنايه آميز، زندگي را بر همسرشان تلخ و غير قابل تحمل مي گردانند .






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان