بسم الله
 
EN

بازدیدها: 776

تأملي در تغيير «معناي زندگي » براي خانواده ايراني

  1391/3/10
خلاصه: اگر نجنبيم هم افزايش طلاق و هم افزايش زندگي مجردي را خواهيم داشت. الان زندگي مجردي دارد در شهر هاي بزرگ رشد م يکند و آمار آن حدود 30 درصد است! دختر و پسرهايي که خانه مجردي دارند و يا اصلاً نم يخواهند ازدواج کنند زياد شده اند.
خبرگزاري بين المللي زنان (وفا) : اگر نجنبيم هم افزايش طلاق و هم افزايش زندگي مجردي را خواهيم داشت. الان زندگي مجردي دارد در شهر هاي بزرگ رشد م يکند و آمار آن حدود 30 درصد است! دختر و پسرهايي که خانه مجردي دارند و يا اصلاً نم يخواهند ازدواج کنند زياد شده اند.

ريشه خانواده در «معناي زندگي» است


مشکل اينجاست که ما کلاً نگا همان به بحث خانواده يا موضوعات فکري ديگر جزير هاي است.

مثلاً رسانه هاي ما اصلاً به خود مقوله تفکر انقلاب اسلامي وارد نشده اند تا چه رسد به مصاديق آن مثل خانواده از نگاه انقلاب اسلامي. اين مسأله در موضوعات فکري ديگر هم هست. مثل بحث آزادي.

شايد در يک کتاب يا مقاله در مورد اينکه آزادي از ديدگاه اسلام چيست بحث کرديم، ولي اين به عنوان يک فرهنگ عمومي درنيامده. مثلا مي خواهيم اثبات کنيم اسلام به زنان آزادي داده، از آن طرف هم مي خواهيم بگو ييم آزادي اي که فمينيستها مي گويند آزادي درستي نيست. 

اما خود اين آزادي که الان سر آن داريم بحث مي کنيم براي مردم خوب جا نيفتاده است كه يعني چه؟

مفهومي در جامعه شناسي فرهنگي داريم تحت عنوان «معناي زندگي » که البته با «سبک زندگي» متفاوت است. نه سبک زندگي ما خيلي اسلامي است، نه معناي زندگي اسلامي و انقلابي را توانستيم تببين کنيم. ما وقتي اي نها را نتوانيم درست کنيم، هر قدر هم که براي خانواده برنامه ريزي کنيم به جايي نمي رسيم.

ريشه خانواده در معناي زندگي است. مقام معظم رهبري بعضي اوقات مي روند سراغ واژ ه ها و واژه سازي مي کنند. مثلا به جاي دموکراسي مي گويند مردم سالاري ديني. يا به جاي توسعه مي گويند پيشرفت. 


ما يک سري مفاهيم بنيادين در مباحث اجتماعي داريم که بايد از اساس نگاه جديدي به آنها بشود. ما مي گوييم يک اسلام ناب داريم، يک اسلام آمر يكايي. با اين نگاه يک اسلام حقيقي بيشتر نيست و بقيه فقط اسم اسلام را يدک مي کشند. مشکل اين است که ما نتوانستيم اين را خوب تبيين کنيم. آنقدر تبيين نکرديم که در فرهنگ عمومي شده يک مدلي هم عرض بقيه مدلها.

چون تصوري از سبک زندگي ديني نداريم، درزندگي خانوادگي هم نتوانستيم نگاه اسلامي رامنتقل کنيم. قبل از سبک زندگي هم يک چيزيداريم به عنوان معناي زندگي. اگر در جامعه افرادرا طوري پرورش داديم که کمال خود را در شهرت و ثروت ديدند، اين جامعه را از بين برده ايم. ما درفيلم هايمان سبک زندگي اي که نشان مي دهيم اين است. نشان مي دهيم افراد فقير هستند، ولي در خانهآنها مبل هست. پول ندارد بچه اش را فلان مدرسه بفرستد، ولي حتماً مبل دارد. کاري به خانواده نداريم.

افراد را در تبليغات صدا و سيما داريم هل مي دهيم به سمت اينکه مثلاً شما مي توانيد يک شبه پولدارشويد. کمکم داريد افراد را به اين عادت مي دهيد که قانع نباشند. وقتي کمال انسا نها را در شهرت، ثروت و قدرت اجتماعي تصويرکرديم، زندگي برايشان زماني معنا دارد که ثروت داشته باشند يا مشهورباشند. لذا زن و مرد هر دو تلاش ميکنند که ثروت بيشتر و شهرت بيشتري داشته باشند.

بايد از خانواده الگوي صحيح ارائه بدهيم، ولي قبل از اين که الگوي صحيح بدهيم بايد نگاهمان جامع باشد. معناي صحيح زندگي و هدف صحيح زندگي رانشان بدهيم. وقتي افراد فهميدند بايد به چه سمتي حرکت کنند، سعي مي کنند شيو ه ها را متناسب با آن هدف انتخاب کنند. به مخاطب نشان مي دهيم زماني زندگ ياش معنا دارد که مشهور شود. خانمي که فطرتاً مي خواهد به خانواده اش برسد نگاه مي کندمي بيند زندگي مي تواند زماني معنا داشته باشد که حتماً در بيرون خانه باشد، حتماً بايد شاغل باشد ، حتماً بايد ثروت شخصي داشته باشد.

بخشي نگري به دين

اگر جمهوري اسلا مي بخواهد در موضوع خانواده پيشرفت داشته باشد، اين پيش نمي رود مگر اينکه جاهاي ديگر را هم درست کند. اين يک نظام است و همه چيز آن به هم ربط دارد. با "تؤمنون ببعض وتکفرون ببعض " پيش نمي رود. وقتي قسمتي از دين را بگيري و قسمتي از آن را رها کني، اين خسارت دنيا و آخرت مي آورد. يعني جزئي نگري و بخشي نگري در سيستم ديني وجود ندارد. ما در صدا وسيما ميآ ييم بخشهاي معارفي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان