بسم الله
 
EN

بازدیدها: 655

اخلاق در قرآن-قسمت بيست و ششم

  1391/3/5
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت بيست و ششم

خلاصه و جمع بندي مکتبهاي سير و سلوک

از آنچه علماي سير و سلوک و رهروان اين راه (البته آنهايي که در طريق شريعت و مسير اسلام و اهل بيت گام برمي داشتند نه التقاطيهاي صوفي مآب) بر مي آيد و نمونه هائي از آنها در بالا آمد، اصول مشترک زير استفاده مي شود:
1- هدف اصلي لقاءالله و شهود ذات پاک پروردگار با چشم دل و حضور روحاني و معنوي در محضر اوست.
2- براي رسيدن به اين مقصد، نخستين گام توبه از همه گناهان و شستن رذائل اخلاقي و آراسته شدن به فضائل اخلاقي است.
3- در اين راه بايد آداب چهارگانه مشارطه و مراقبه و محاسبه و معاقبه را فراموش نکند؛ يعني، صبحگاهان با خود شرط کند که گرد گناه و خلاف رضاي حق نگردد و در تمام مدت روز مراقب نفس سرکش باشد و شامگاهان و هنگام خواب به محاسبه بنشيند و اگر خلافي از او سرزده بود خود را به وسيله ترک انواع لذائذ مجازات و عقوبت کند.
4- مبارزه با هواي نفس که بزرگترين سد اين راه است از واجب ترين واجبات مي باشد.
5- توجه به اذکار و اورادي که در شرع مقدس وارد شده همچون ذکر «لاحول ولاقوة الا بالله» و ذکر «لااله الا انت سبحانک اني کنت من الظالمين» و ذکر «الله» و «ياحي» و «يا قيوم» و امثال اين اذکار، سبب قوت بر پيمودن اين راه است.
6- توجه قلبي به حقيقت توحيد ذات و صفات و افعال خداوند و غرق شدن در صفات کمال و جمال او، توشه ديگري براي اين راه پرفراز و نشيب است.
7- شکستن بزرگترين بت و آن بت انانيت و توجه به خويشتن، از مهمترين شرائط وصول به مقصد است.
8- استفاده از وجود استاد و مربي که زير نظر او کار کند و همچون طبيب به درمان او بپردازد، گروهي شرط دانسته اند؛ و بعضي نيز روي آن تکيه خاصي ندارند هر چند متاسفانه توجه به استاد در مورد بسياري از اشخاص سبب شده که در دام شياطين خطرناکي که خود را به صورت فرشته نشان مي داده اند! بيفتند و دين و دنيا و ايمان و اخلاق آنها بر باد رود!
بعضي وظيفه ارشاد خلق و پيمودن راه انبيا و اوليا در هدايت مردم، و امر به معروف و نهي از منکر را به عنوان آخرين مرحله آورده اند در حالي که بسياري مطلقا سخني از اين مرحله بر زبان نرانده و سالک را به خودش واگذارده اند.
غرض از آوردن اين بحث در ضمن مباحث اخلاقي اين کتاب اين بود که:
اولا - عصاره اي از اين تفکرات که به هر حال با مباحث اخلاقي سرو کار دارد ارائه گردد و خوانندگان اين کتاب با بصيرت بيشتري در وادي تهذيب اخلاق گام بردارند.
و ثانيا - به تمام پويندگان اين راه هشدار دهيم که مرز ميان حق و باطل بسيار باريک است و چه بسا جوانان پاکدل که به اميد راه يافتن به سرچشمه آب بقا در اين وادي به راه افتاده اند ولي از طريق عقل و شرع منحرف شده و در وادي کفر و ضلالت سرگردان گشته و در چنگال گرگاني که به لباس شبان در آمده اند گرفتار شده و همه چيز خود را از دست داده اند.

فصل دهم: آيا در هر مرحله استاد و راهنما لازم است؟

بسياري از علماي سير و سلوک عقيده دارند که رهروان راه کمال و فضيلت و تقوا و اخلاق و قرب الي الله بايد زير نظر استادي کار کنند؛ همان گونه که در بحث گذشته از رساله سير و سلوک منسوب به محقق بحرالعلوم و رساله لب اللباب تقريرات مرحوم علامه طباطبايي نقل کرديم که فصل بيست و يکم وظائف سالک الي الله را کار کردن زير نظر مربي و استاد شمرده اند، اعم از استادان خاص الهي که پيشوايان معصومند و استادان عام که بزرگان پوينده اين راهند.
ولي آگاهان ذي فن هشدار مي دهند که رهروان راه تقوا و تهذيب نفس نبايد به آساني خود را به اين و آن بسپارند، و تا کسي را به قدر کافي آزمايش نکنند و از صلاحيت علمي و ديني آنها آگاه نگردند، خود را در اختيار آنان قرار ندهند، و حتي به ظاهر شدن کارهاي خارق العاده و خبر از اسرار پنهاني يا مربوط به آينده و حتي عبور از روي آب و آتش قناعت نکنند، چرا که صدور اين گونه اعمال از مرتاضان غير مهذب نيز امکان پذير است.
بعضي از آنان لزوم رجوع به استاد را فقط در ابتداي کار لازم دانسته اند، اما پس از پيمودن مراحل قابل ملاحظه اي ديگر همراهي آنها را لازم نمي دانند؛ ولي بهره گيري از استاد خاص يعني پيامبراکرم صلي الله عليه و آله و پيشوايان معصوم عليهم السلام در تمام مراحل لازم است.
به هر حال، گاه براي لزوم انتخاب استاد و ارشاد کننده طريق، از آيه «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون؛ از آگاهان بپرسيد اگر نمي دانيد! » (سوره انبياء، آيه 7) استدلال کرده اند که سخن از تعليم مي گويد نه از تربيت؛ ولي از آنجا که تربيت در بسياري از موارد متکي بر تعليم است، بي شک بايد در اين گونه موارد از آگاهان کمک گرفت، و اين معني با انتخاب يک فرد خاص براي نظارت بر اعمال و اخلاق او، تفاوت روشني دارد.
و گاه در اينجا از داستان موسي و خضر که در قرآن بطور مشروح آمده کمک گرفته مي شود، چرا که موسي با آن که پيامبر اولوالعزم بود، بي نياز از خضر نبود، و بخشي از راه را به کمک او پيمود؛ آنها مي گويند:
طي اين مرحله بي همرهي خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهي
ولي با دقت در داستان خضر و موسي: مي توان دريافت که شاگردي موسي عليه السلام نزد خضر، به فرمان الهي صورت گرفت و براي فراگيري علوم خاصي از اسرار حکمت خداوند در مورد حوادث مختلف اين جهان بود، و در واقع علم موسي عليه السلام علم ظاهر بود (و مربوط به دائره تکاليف) و علم خضر، علم باطن بود (و مربوط به دائره فوق تکليف) (1)و اين مساله با انتخاب يک استاد خصوصي در تمام مراحل تهذيب نفس و پيمودن راه تقوا، تفاوت دارد، هر چند اجمالا به اهميت کسب فضيلت از محضر استاد اشاره دارد.
و گاه در اينجا به مساله لقمان و فرزندش اشاره مي شود که اين استاد الهي، اخلاق فرزندش را زير نظر گرفت و در پيمودن راه کمال به او کمک کرد. (2)
علامه مجلسي در بحارالانوار در حديثي از امام علي بن الحسين عليه السلام نقل مي کند که فرمود: «هلک من ليس له حکيم يرشده؛ کسي که دانشمند و حکيمي او را ارشاد نکند، هلاک مي شود! » (3)
ولي از مجموع آنچه گفته شد اين امر استفاده نمي شود که در مباحث اخلاقي هميشه استاد خصوصي لازم است بطوري که اگر نباشد برنامه تربيت و پرورش اخلاق و تقوا و ادامه سير و سلوک مختل گردد، چه بسيارند کساني که با استفاده از آيات قرآن و روايات اسلامي و کلمات بزرگان در کتب اخلاقي و التزام عملي به آنها، اين راه را پيموده و به مقامات والايي رسيده اند، هر چند نمي توان انکار کرد که وجود استاد خصوصي و مدد گرفتن از انفاس قدسيه نيکان و پاکان وسيله خوبي براي نيل کمال و طي طريق در کوتاهترين مدت و حل مشکلات اخلاقي مي باشد.
در نهج البلاغه نيز آمده است: «ايها الناس استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متعظ؛ اي مردم چراغ دل را از شعله گفتار واعظي با عمل، روشن سازيد! » (4)
ولي متاسفانه در بسياري از اين موارد نتيجه معکوس حاصل شده است، و افرادي به عناوين مختلف، خود را به عنوان مربي اخلاق و استاد مقام ارشاد قلمداد کرده، در حالي که از رهزنان اين راه بوده اند و افراد پاکدل و حق طلب را به راه تصوف تا طرق انحرافي ديگر، و يا خداي نکرده به مفاسد اخلاقي ننگين کشانيده اند؛ به همين دليل، ما به تمام پويندگان اين راه هشدار مي دهيم که اگر مي خواهند استادي براي مسائل اخلاقي انتخاب کنند بسيار با احتياط گام بردارند و در اين انتخاب سختگير و دقيق باشند و هرگز به ظواهر عمل نکنند و به سوابق اشخاص، خوب بنگرند و با مشورت با آگاهان دست به چنين انتخابي بزنند تا به مقصود خود نائل گردند.
---------------------
پي نوشتها:
1- شرح بيشتر در اين باره را در تفسير نمونه، جلد 12، ذيل آيات 60 تا 82 سوره کهف مطالعه فرماييد.
2- براي توضيح بيشتر به تفسير سروه لقمان جلد17 تفسير نمونه مراجعه شود.
3- بحارالانوار، جلد 75، صفحه 159.
4- نهج البلاغه، خطبه 105.






نويسنده:ناصر مکارم شيرازي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان