بسم الله
 
EN

بازدیدها: 654

رقص آتش-قسمت يازدهم

  1391/3/5
خلاصه: رقص آتش (تأملات يک وکيل دادگستري)
اولين انتخابات کانون وکلا بعد از انقلاب در سال هفتاد وشش انجام  و کانون داراي هيئت مديره شد. از آن سال به بعد هر دوسال يکبار انتخابات انجام مي شود.قبل از لايحه استقلال . وکلا سي ودو نفر را انتخاب و وزير دادگستري هجده نفر از آنان را به عنوان هيئت مديره تعيين مي کرد.بعد ازتصويب لايحه استقلال همان هجده نفر توسط وکلا انتخاب مي شوند.سال هفتاد و شش ا نتخابات در محل کاخ دادگستري انجام شد. با اينکه کار آموز بودم ونمي توانستم راي دهم رفتم وشاهد انتخابات بودم.از سال هفتاد وهشت انتخابات در محل کانون انجام مي شود که از آن تاريخ به بعد بصورت فعال درتمامي انتخابات مشارکت داشته ام،اين مشارکت يا بصورت سخنراني بوده يا همکاري با گروههاي صنفي(در آن زمان گروه هاي:پشتيبان قانون، جامعه مستقل،انجمن آزاد وموقع انتخابات، محق )،يا نوشتن اعلاميه انتخاباتي ويا نوشتن پيشنهادات اصلاحي.

يکي از نوشته هايم در همان اوان کار آموزي لزوم تغيير ساختار کانون وکلا بود که دو موقعيت را در لزوم تغييرات مورد توجه قرار داده بودم يکي هيئت مديره و ديگري کميسيون کار آموزي  ومعتقدم ا گر اين دو موقعيت متحول شود کانون وکلا جايگاه بسيار بهتري را در اجتماع بدست خواهد آورد.وفکر مي کنم هيئت مديره مغز کانون وکميسيون کار آموزي قلب کانون است.

 در خصوص هيئت مديره دقت کردم ديدم که نامزدهاي ورود به هيئت مديره توسط گروه هاي صنفي پيشنهاد وتوسط وکلا انتخاب مي شوند.گروه هاي صنفي هم توسط تعداد مشخص ومحدودي از وکلا اداره مي شود که البته داراي هواداراني هستند .ما حصل اينکه هيئت مديره توسط تعداد محدودي از وکلا پيشنهاد و انتخاب مي شود ! به صورت غريزي بهترين راه براي تاثير گذاري به انتخابات را همسوئي باتمام گروه ها دانستم.درحاليکه گروه ها باهم رقابت داشتند من در تمام جلسات انتخاباتي شرکت مي کردم وبنا به ضرورت پشت تريبون مي رفتم ونقطه نظرات خودم را مي گفتم.وبه عينه آثار آن را مي ديدم .از همان اول شخصا ليست انتخاباتي تهيه ومنتشر مي کردم. اوايل بعضي از گروه ها پيشنهاد عضويت در گروه خود را مي دادند.ولي چون داراي نقطه نظرات مخصوص خود بودم واز طرفي نوع رقابت ها را نمي پسنديدم شيوه ام اين بود با تمام گروهها رابطه خوب وهمکاري متقابل داشته باشم. باصطلاح سعيم اين بود فرا جناحي عمل کنم. تصور مي کنم انتخابات سياسي در مملکت هم همين روند را طي مي کند واصولا در سراسر دنيا همين روند حاکم است.                                                            

 سخن گفتن وآئين سخنراني را دانستن در موفقيت انسان بسيار موثر است يک سياستمدار اگر سخن گفتن را نداند امکان ندارد بتواند حتي گام اول را در سياست بردارد. زماني فکر مي کردم اگر پيامبران سخن گفتن نمي دانستند درانجام رسالتشان نا کام مي ماندند.اولين کتابي که در زمينه  سخنراني خوانده بودم کتاب آئين سخنوري نوشته محمد علي فروغي (ذکاءالملک) در سال پنجاه وشش بود.بعدها پاي سخنراني بسياري از سخنرانان مي نشستم وبا دقت به نوع سخنراني آنان دقت مي کردم که چه عامل يا عواملي موجب جذب مخاطب نسبت به سخنران مي شود. البته سخنراني هاي انتخاباتي معمولا پر شور است.وهر سخن گفتني شيوه خاص خودش را دارد.ديدن دوره هاي سخنراني وتمرين نمودن در خلوت براي يک وکيل که مي خواهد از موکل خود در دادگاه دفاع کند اساس کار است چه بسا دادگا هي جنجالي برگزار مي شود و وکيل بايد در مقابل جمعي سخن بگويد .اينجا وکيل ديگر متعلق به خودش نيست بلکه به نمايندگي از طرف جامعه وکالت سخن مي گويد.او دارد از حقوق فردي انسان ها دفاع مي کند هر گونه لکنت زبان واسترس از ارزش و تاثير سخنراني مي کاهد.

حضور در جلسات صنفي و پشت تريبون رفتن فرصتي است که وکيل جوان سخنراني خود را اصلاح کند در حضور همکاران اشتباه کردن بهتر است از اينکه وکيل در جلوي ديگران شرمنده سخنراني خود شود وکلا از قديم الايام به سخنرانيهاي پر شور وتاثير گذار معروف و مشهور بوده اند .

 اولين سخنراني قابل قبولم را در انتخابات هفتاد و هشت درسالن همکف هتل لاله به دعوت انجمن آزاد ايراد کردم در اين سخنراني ده دقيقه به من وقت داده شد.صد ها  وکيل دادگستري قدر (ائتلاف گروهاي صنفي بود)، اساتيد دانشگاه، قضات، وکلاي جوان وهمدوره اي وبعضي از مسئولين مملکتي، روحاني وغير روحاني حضور داشتند وبه عنوان نماينده وکلاي جوان پشت تريبون رفتم. دوست وهمکار ومرشدم  جناب دکترتفضلي هم که خود بياني بسيار غرا و استاد قلم وسخن بود در رديف اول نشسته بود وبه دقت تمام زواياي سخنرانيم را تماشا و گوش  مي کرد.طريقه درست ايستادن در پشت تريبون(در حالت ايستاده دو دست بايد درلبه دو طرف تريبون قرار گيرد)  مطلب جديد گفتن.لرزش در سخن نداشتن .اعتماد به نفس داشتن.شيوا سخن گفتن.صدا را متناسب کلام بلند وآهسته کردن.در نظر داشتن اينکه سخنراني يک سخنراني انتخاباتي است. وقت را رعايت کردن ودر وقت کم منظور را رساندن.متناسب شرايط روز سخن گفتن وبسياري از ريزه کاريهاي ديگر.

جامعه وکالت هميشه دستخوش هجوم بوده است آنزمان موضوع همکاران فعلي ما مشاورين قوه قضائيه و ماده صدو هشتاد وهفت موضوع داغ روز بود. ووکلاي صاحب قلم اعتراض ونقطه نظرات خود را به مرکز پژوهش هاي مجلس مي فرستادند. (که مطلبي از من هم توسط استاد ارجمند وهمکار فرهيخته جناب کشاورز به آن مرکز ارسال شده بود) .معمولا عادت دارم بعد از ذکر مطلب براي ماندگاري موضوع درذهن شنونده و رساندن منظور خود حکايتي را بگويم. حکايتي که در آن سخنراني گفتم اين بود:شخصي مورد ظلم واقع شد وزورش به ظالم نميرسيد به حکيم فرزا نه اي مراجعه کرد وگفت از اين ظلم دارم مي سوزم کاري بکن که اين جگر من خنک شود.حکيم گفت:آيا ميخواهي کاري کنم که ظالم آواره وطن شود؟شخص گفت: نه احساس ميکنم که راحت نميشوم.حکيم گفت: ميخواهي خانه اش را به روي سرش خراب کنم تا خودش واهل وعيالش نابود شوند ؟شخص گفت نه باز هم راحت نميشوم.هر چه حکيم گفت شخص قبول نکرد.در نهايت حکيم دست در جيب بغل خود کرد وقلمي در آورد وبه اوداد وگفت: وسيله اي به تو ميدهم که تا قيام قيامت بتواني هر چه ظالم است بکوبي! ! ! واضافه کردم همکاران قلم در دست شماست! ! ! جمله معروف مقام وکالت از مقام ولايت بالاتر است را به استناد آيه کريمه قرآن مجيد(حسبنا الله نعم الوکيل. نعم المولي ونعم النصير ) واينکه ولي براي صغير است ووکيل براي رشيد است را در آن جلسه گفتم.وگفتم اگر معلمي شغل انبيا ست وکالت شغل خداست! ! !

پس از سخنراني دکتر تفضلي به سمتم آمدو با شادي بغلم کرد وبوسيد وگفت سخنرانيت درجه يک بوداز آن به بعد اعتماد به نفسم در سخنراني بيشتر شد.

آتش است اين بانک ناي ونيست باد                      هر که اين آتش ندارد نيست باد





نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان