بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,040

نظام حقوق زن در اسلام-قسمت اول

  1391/3/5
خلاصه: نظام حقوق زن در اسلام-گزيده اي از مجموعه آثار شهيد مطهري(جلد19)-قسمت اول

مقدمه

مقتضيات عصر ما ايجاب مي کند که بسياري از مسائل مجددامورد ارزيابي قرار گيرد و به ارزيابيهاي گذشته بسنده نشود. «نظام حقوق و تکاليف خانوادگي» از جمله اين سلسله مسائل است.
در اين عصر، به عللي که بعدا به آنها اشاره خواهم کرد، چنين فرض شده که مساله اساسي در اين زمينه «آزادي» زن و «تساوي حقوق» او با مرد است، همه مسائل ديگر فرع اين دو مساله است.
ولي از نظر ما اساسي ترين مساله در مورد «نظام حقوق خانوادگي» - و لا اقل در رديف مسائل اساسي - اين است که آيا نظام خانوادگي نظامي است مستقل از ساير نظامات اجتماعي، و منطق ومعيار ويژه اي دارد جدا از منطقها و معيارهايي که در ساير تاسيسات اجتماعي به کار مي رود يا هيچ گونه تفاوتي ميان اين واحد اجتماعي باساير واحدها نيست، بر اين واحد همان منطق و همان فلسفه و همان معيارها حاکم است که بر ساير واحدها و مؤسسات اجتماعي؟
ريشه اين ترديد، «دو جنسي» بودن دو رکن اصلي اين واحد از يک طرف و توالي نسلي والدين و فرزندان از جانب ديگر است. دستگاه آفرينش، اعضاي اين واحد را در وضعهاي «نامشابه» و ناهمساني و باکيفيات و چگونگيهاي مختلفي قرار داده است. اجتماع خانوادگي اجتماعي است «طبيعي - قراردادي» يعني حد متوسطي است ميان يک اجتماع غريزي (مانند اجتماع زنبور عسل و موريانه که همه حدود وحقوق و مقررات از جانب طبيعت معين شده و امکان سرپيچي نيست) و يک اجتماع قراردادي (مانند اجتماع مدني انسانها که کمتر جنبه طبيعي و غريزي دارد) .
چنانکه مي دانيم قدماي فلاسفه، فلسفه زندگي خانوادگي را بخش مستقلي از «حکمت عملي» مي شمردند و معتقد به منطق و معيارجداگانه اي براي اين بخش از حيات انساني بودند. افلاطون در رساله جمهوريت و ارسطو در کتاب سياست و بو علي در کتاب الشفاء با چنين ديدي و از اين زاويه به موضوع نگريسته اند.
در مورد حقوق زن در اجتماع نيز طبعا چنين ترديد و پرسشي هست که آيا حقوق طبيعي و انساني زن و مرد همانند و متشابه است ياناهمانند و نامتشابه؟ يعني آيا خلقت و طبيعت که يک سلسله حقوق به انسانها ارزاني داشته است، آن حقوق را دو جنسي آفريده است يايک جنسي؟ آيا «ذکوريت» و «انوثيت» در حقوق و تکاليف اجتماعي راه يافته است يا از نظر طبيعت و در منطق تکوين و آفرينش، حقوق يک جنسي است؟
در دنياي غرب، از قرن هفدهم به بعد، پا به پاي نهضتهاي علمي وفلسفي، نهضتي در زمينه مسائل اجتماعي و به نام «حقوق بشر» صورت گرفت. نويسندگان و متفکران قرن هفدهم و هجدهم افکارخويش را درباره حقوق طبيعي و فطري و غير قابل سلب بشر باپشتکار قابل تحسيني در ميان مردم پخش کردند. ژان ژاک روسو وولتر و منتسکيو از اين گروه نويسندگان و متفکرانند. اين گروه حق عظيمي بر جامعه بشريت دارند. شايد بتوان ادعا کرد که حق اينها برجامعه بشريت از حق مکتشفان و مخترعان بزرگ کمتر نيست.

اصل اساسي مورد توجه اين گروه اين نکته بود که انسان بالفطره وبه فرمان خلقت و طبيعت، واجد يک سلسله حقوق و آزاديهاست. اين حقوق و آزاديها را هيچ فرد يا گروه به هيچ عنوان و با هيچ نام نمي توانند از فرد يا قومي سلب کنند، حتي خود صاحب حق نيزنمي تواند به ميل و اراده خود، آنها را به غير منتقل نمايد و خود را ازاينها عريان و منسلخ سازد، و همه مردم اعم از حاکم و محکوم، سفيد وسياه، ثروتمند و مستمند در اين حقوق و آزاديها با يکديگر «متساوي» و برابرند.
اين نهضت فکري و اجتماعي ثمرات خود را ظاهر ساخت، اولين بار در انگلستان و سپس در آمريکا و بعد در فرانسه به صورت انقلابها وتغيير نظامها و امضاي اعلاميه ها بروز و ظهور نمود و به تدريج به نقاطديگر سرايت کرد.
در قرن نوزدهم افکار تازه اي در زمينه حقوق انسانها در مسائل اقتصادي و اجتماعي و سياسي پيدا شد و تحولات ديگري رخ داد که منتهي به ظهور سوسياليزم و لزوم تخصيص منافع به طبقات زحمتکش و انتقال حکومت از طبقه سرمايه دار به مدافعان طبقه کارگر گرديد.
تا اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، آنچه درباره حقوق انسانها گفتگو شده و يا عملا اقدامي صورت گرفته، مربوط است به حقوق ملتها در برابر دولتها و يا حقوق طبقه کارگر و زحمتکش در برابرطبقه کارفرما و ارباب. در قرن بيستم مساله «حقوق زن» در برابر «حقوق مرد» مطرح شد و براي اولين بار در اعلاميه جهاني حقوق بشر - که پس از جنگ جهاني دوم در سال 1948 ميلادي از طرف سازمان ملل متحد منتشر گشت - تساوي حقوق زن و مرد صريحا اعلام شد.
در همه نهضتهاي اجتماعي غرب از قرن هفدهم تا قرن حاضر، محور اصلي دو چيز بود: «آزادي» و «تساوي» ، و نظر به اينکه نهضت حقوق زن در غرب دنباله ساير نهضتها بود و بعلاوه تاريخ حقوق زن دراروپا از نظر آزاديها و برابريها فوق العاده مرارتبار بود، در اين مورد نيزجز درباره «آزادي» و «تساوي» سخن نرفت.

پيشگامان اين نهضت، آزادي زن و تساوي حقوق او را با مردمکمل و متمم نهضت حقوق بشر - که از قرن هفدهم عنوان شده بوددانستند و مدعي شدند که بدون تامين آزادي زن و تساوي حقوق او بامرد سخن از آزادي و حقوق بشر بي معني است، و بعلاوه همه مشکلات خانوادگي ناشي از عدم آزادي زن و عدم تساوي حقوق او با مرد است و با تامين اين جهت، مشکلات خانوادگي يکجا حل مي شود.
در اين نهضت، آنچه ما آن را «مساله اساسي در نظام حقوق خانوادگي» خوانديم، يعني اينکه آيا اين نظام بالطبع نظام مستقلي است و منطق و معياري دارد جدا از منطق و معيار ساير مؤسسات اجتماعي يا نه، به فراموشي سپرده شد. آنچه اذهان را به خود معطوف ساخته بودهمان تعميم اصل آزادي و اصل تساوي در مورد زنان نسبت به مردان بود. به عبارت ديگر، در مورد حقوق زن نيز تنها موضوع بحث، «حقوق طبيعي و فطري و غير قابل سلب بشر» بود و بس. همه سخنها در اطراف اين يک مطلب دور زد که زن با مرد در انسانيت شريک است و يک انسان تمام عيار است، پس بايد از حقوق فطري و غير قابل سلب بشرمانند مرد و برابر با او برخوردار باشد.
در برخي از فصول اين کتاب درباره «منابع حقوق طبيعي» بحث نسبتا کافي شده است. در آنجا ثابت کرده ايم که اساس و مبناي حقوق طبيعي و فطري، خود طبيعت است؛ يعني اگر انسان از حقوق خاصي برخوردار است که اسب و گوسفند و مرغ و ماهي از آنها بي بهره اند، ريشه اش طبيعت و خلقت و آفرينش است، و اگر انسانها همه در حقوق طبيعي مساوي هستند و همه بايد «آزاد» زيست کنند فرماني است که در متن خلقت صادر شده است، دليلي غير از آن ندارد، دانشمندان طرفدار تساوي و آزادي به عنوان حقوق فطري انسانها نيز دليلي جزاين نداشتند. طبعا در مساله اساسي نظام خانوادگي نيز مرجع وماخذي جز طبيعت نيست.
اکنون بايد ببينيم چرا مساله اي که ما آن را مساله اساسي در نظام حقوق خانوادگي ناميديم، مورد توجه واقع نشد. آيا در پرتو علوم امروز معلوم شد که تفاوت و اختلاف زن و مرد يک تفاوت ساده عضوي است و در اساس ساختمان جسمي و روحي آنها و حقوقي که به آنها تعلق مي گيرد و مسؤوليتهايي که بايد بر عهده بگيرند تاثيري ندارد، و بدين جهت در فلسفه هاي اجتماعي امروز حسابي جداگانه براي آن باز نشد؟
اتفاقا قضيه بر عکس است؛ در پرتو اکتشافات و پيشرفتهاي علمي زيستي و رواني، تفاوتهاي دو جنس روشنتر و مستدلتر گشت و ما دربرخي از فصول اين کتاب با استناد به تحقيقات يست شناسان وفيزيولوژيستها و روانشناسان در اين باره بحث کرده ايم. با همه اينهامساله اساسي به فراموشي سپرده شد و اين مايه شگفتي است.
منشا اين بي توجهي شايد اين است که اين نهضت خيلي عجولانه صورت گرفت. لذا اين نهضت در عين اينکه يک سلسله بدبختيها را اززن گرفت، بدبختيها و بيچارگيهاي ديگري براي او و براي جامعه بشريت به ارمغان آورد. بعدا در فصول اين کتاب خواهيم ديد که زن غربي تا اوايل قرن بيستم از ساده ترين و پيش پا افتاده ترين حقوق محروم بوده است و تنها در اوايل قرن بيستم بود که مردم مغرب زمين به فکر جبران مافات افتادند و چون اين نهضت دنباله نهضتهاي ديگر درزمينه «تساوي» و «آزادي» بود همه معجزه ها را از معني اين دو کلمه خواستند غافل از اينکه تساوي و آزادي مربوط است به رابطه بشرها بايکديگر از آن جهت که بشرند و به قول طلاب «تساوي و آزادي حق انسان بما هو انسان است» ؛ زن از آن جهت که انسان است مانند هرانسان ديگر آزاد آفريده شده است و از حقوقي مساوي بهره مند است، ولي زن انساني است با چگونگيهاي خاص و مرد انساني است باچگونگيهاي ديگر. زن و مرد در انسانيت «برابرند» ولي دو گونه انسانندبا دو گونه خصلتها و دو گونه روانشناسي، و اين اختلاف ناشي از عوامل جغرافيايي و يا تاريخي و اجتماعي نيست بلکه طرح آن در متن آفرينش ريخته شده. طبيعت از اين دو گونگي ها هدف داشته است وهر گونه عملي بر ضد طبيعت و فطرت عوارض نامطلوبي به بار مي آورد. ما همان طور که آزادي و برابري انسانها - و از آن جمله زن ومرد - را از طبيعت الهام گرفته ايم، درس «يک گونگي» يا «دو گونگي» حقوق زن و مرد را و همچنين اينکه اجتماع خانوادگي يک اجتماع لا اقل نيمه طبيعي است يا نه، بايد از طبيعت الهام بگيريم. اين مساله لااقل قابل طرح هست که آيا دو جنسي شدن حيوانات - و از آن جمله انسان - يک امر تصادفي و اتفاقي است يا جزء طرح خلقت است؟ و آياتفاوت دو جنس صرفا يک تفاوت سطحي ساده عضوي است و يا به قول آلکسيس کارل در هر سلول از سلولهاي انسان نشاني از جنسيت او هست؟ آيا در منطق و زبان فطرت، هر يک از زن و مرد رسالتي مخصوص به خود دارند يا نه؟ آيا حقوق يک جنسي است يا دو جنسي؟ آيا اخلاق و تربيت دو جنسي است يا يک جنسي؟ مجازاتها چطور؟ وهمچنين مسؤوليتها و رسالتها؟
در اين نهضت به اين نکته توجه نشد که مسائل ديگري هم غير ازتساوي و آزادي هست. تساوي و آزادي شرط لازم اند نه شرط کافي. تساوي حقوق يک مطلب است و تشابه حقوق مطلب ديگر، برابري حقوق زن و مرد از نظر ارزشهاي مادي و معنوي يک چيز است وهمانندي و همشکلي و همساني چيز ديگر. در اين نهضت عمدا يا سهوا «تساوي» به جاي «تشابه» به کار رفت و «برابري» با «همانندي» يکي شمرده شد، «کيفيت» تحت الشعاع «کميت» قرار گرفت، «انسان» بودن زن موجب فراموشي «زن» بودن وي گرديد.
حقيقت اين است که اين بي توجهي را نمي توان تنها به حساب يک غفلت فلسفي ناشي از شتابزدگي گذاشت؛ عوامل ديگري نيز در کار بودکه مي خواست از عنوان «آزادي» و «تساوي» زن استفاده کند.
يکي از آن عوامل اين بود که مطامع سرمايه داران در اين جريان بي دخالت نبود. کارخانه داران براي اينکه زن را از خانه به کارخانه بکشند و از نيروي اقتصادي او بهره کشي کنند، حقوق زن، استقلال اقتصادي زن، آزادي زن، تساوي حقوق زن با مرد را عنوان کردند و آنهابودند که توانستند به اين خواسته ها رسميت قانوني بدهند.

ويل دورانت در فصل نهم از کتاب لذات فلسفه پس از نقل برخي نظريات تحقير آميز نسبت به زن از ارسطو و نيچه و شوپنهاور و برخي کتب مقدس يهود و اشاره به اينکه در انقلاب فرانسه با آنکه سخن ازآزادي زن هم بود اما عملا هيچ تغييري رخ نداد، مي گويد: «تا حدودسال 1900 زن به سختي داراي حقي بود که مرد ناگزير باشد از روي قانون آن را محترم بدارد» . آنگاه درباره علل تغيير وضع زن در قرن بيستم بحث مي کند، مي گويد: «آزادي زن از عوارض انقلاب صنعتي است» . سپس به سخن خود چنين ادامه مي دهد:
«. . . زنان کارگران ارزانتري بودند و کارفرمايان آنان را بر مردان سرکش سنگين قيمت ترجيح مي دادند. يک قرن پيش در انگلستان کار پيدا کردن بر مردان دشوار گشت اما اعلانها از آنان مي خواست که زنان و کودکان خود را به کارخانه ها بفرستند. . . نخستين قدم براي آزادي مادران بزرگ ماقانون 1882 بود. به موجب اين قانون، زنان بريتانياي کبير از امتيازبي سابقه اي برخوردار مي شدند و آن اينکه پولي را که به دست مي آوردندحق داشتند که براي خود نگه دارند. (1)اين قانون اخلاقي عالي مسيحي راکارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان انگلستان را به کارخانه ها بکشانند. از آن سال تا به امسال سودجويي مقاومت ناپذيري آنان را از بندگي و جان کندن در خانه رهانيده، گرفتار جان کندن در مغازه و کارخانه کرده است. . .» (2)





نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان