بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,052

جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت هشتم

  1391/3/4
خلاصه: جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت هشتم

عفاف در گفتار و تعاملات کلامي 

در تبيين اين مسأله قرآن کريم دو روش دارد که در هر دو روش، بيان اعتذال و گزيدن حد وسط است:
کيفيت برقراري روابط کلامي و ارشاد به نحو سخن گفتن.
بيان موارد تحريم يا مذموم و عوارضي که از اين گونه گفتارها پديد مي‌آيد.
در گفتار درماني از نوع اول، مسأله مخاطب شناسي از منظر آيات بسيار مهم است. در نحوه سخن گفتن نيز قرآن بهترين نوع برقراري رابطه گفتاري را تبيين مي‌نمايد و در عرصه فرهنگ و جايگاه مخاطب، روشها و قالبهاي متعدد را متناسب با همان جايگاه عرضه مي‌دارد.

اقسام قالبهاي کلامي در قرآن کريم

1-قول معروف 2- قول ميسور 3- قول بليغ 4- قول سديد 5- قول حسن 6- قول لين 7- قول کريم

قول معروف و مخاطب آن 

مصاديق قول معروف در نوع سخن گفتن با نامحرمان است؛ لذا يکي از مصاديق آن در نحوه خواستگاري و سخن گفتن با زنان نامحرم قبل از ازدواج است که مي‌فرمايد: «لا جناح عليکم فيما عرضتم من خطبه النساء… و لکن لا تواعدوهن سراً الا ان تقولوا قولاً معروفاً» (بقره، 234)؛ ايرادي بر شما نيست نسبت به خواستگاري زنان منوط به اموري که از مهمات آن اين است که وعده پنهاني با آنان برقرار نسازيد و نوع ارتباط کلامي شما از دايره معروف خارج نشود.
معروف در کلام علامه طباطبايي: مفسر بزرگ در تفسير کلمه «معروف» مي‌فرمايد: «معروف همان چيزي است که متضمن هدايت عقل، حکم شرع، فضيلت و محاسن خلق نيکو و منشهاي حسنه در آداب است و چون اسلام شريعتي است که بر اساس فطرت و بناي خلقت است، پس معروف نزد قانونگذار چيزي است که مردم آن را مي‌شناسند (و نيکو مي‌دانند)، مادامي که آنان مسير فطرت را مي‌روند و از اعتدال در خلقت فاصله نگرفته‌اند.» (الميزان، ج 2، ص 243
نکته قابل توجه آن است که در سوره احزاب نسبت به حقوق گفتاري در خطاب به انسانها مي‌فرمايد: «و لا تؤتوا السفهاء أموالکم التي جعل الله قياماً و أرزقوهم فيها و أکسوهم و قولوا لهم قولا معروفاً» (نساء، 4). در اين آيه به رغم اينکه مي‌فرمايد در دادن مال به سفيه امساک نماييد و در گستره اداره محجورين حکم سفيه را به لحاظ تصرفات مالي او بيان مي‌کند، نسبت به روابط غير مالي و گفتاري روي سخن معروف تأکيد مي‌نمايد و در برخورد کلامي با انسانهاي مستضعف فکري و عقلي مي‌فرمايد: «قولوا لهم قولا معروفا»؛ يعني سخن شما دقيقاً منطبق با روش عقلا و به دور از هر نوع حقارت و تضعيف روحيه و شخصيت آنان باشد. اين نکته در حقوق بشر اسلامي بسيار قابل توجه است که قشر قدرتمند و صاحب نفوذ جامعه بايستي رعايت حقوق مالي و حقوق انساني افراد ضعيف را بنمايند. در تأييد اين نکته در بحث تقسيم ترکه و ارث هم نسبت به حضور بعضي نزديکان (يتامي و مساکين و افراد نيازمند) مي‌فرمايد: «فأرزقوهم منه و قولوا لهم قولا معروفا»؛ از آن مال مقسوم، بهره‌اي هم به آنان دهيد و با آنان با ملايمت و معروف سخن گوييد. 

قول سديد و جايگاه آن 

در معناي سديد، مفردات راغب مي‌گويد «سُدِ» و «سدِ» به معناي ديوار و مانعي که اولي ساختگي و دومي طبيعي است و «سداد» بمعناي استقامت و پايداري است.(راغب اصفهاني، مفردات راغب، ج 2، ص 285)ّ
قاموس قرآن در معناي «قول سديد» مي‌گويد: «يعني قول صواب و محکم که باطل را در آن راهي نيست» (قرشي، قاموس قرآن، ج3، ص 246) قرآن کريم در يک دعوت همگاني براي سوق جامعه به سوي پايداري و صلاح مي‌فرمايد: «يا أيها الذين آمنوا إتقوا الله و قولوا قولا سديداً يصلح لکم أعمالکم و يغفرلکم ذنوبکم» (احزاب، 70)؛ اي اهل ايمان تقواي الهي پيشه کنيد و قول و کلام شما از ثبات و استحکام و صلاحيت برخوردار باشد که اين عمل جامعه را به اصلاح مي‌کشاند و موجب غفران گناهان مي‌گردد. همچنين در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد «فليتقوا الله و ليقولوا قولا سديداً» (نساء، 9).
در هر دو آيه، يکي از مراتب بالاي تقواي اجتماعي را در سخن متقن و صواب مي‌شمارد؛ زيرا بسياري از فتن اجتماعي و آفتها به سبب گفتارهاي ناصواب و بي‌مبنايي است که به خاطر عدم ثبات و حقانيت آن ايجاد مي‌گردد؛ لذا بالاترين گناهان و آفتها، آفت زبان و زيباترين سخن، قول سداد معرفي گرديده است. مولا اميرالمومنين(ع) مي‌فرمايد: «أحسن القول السداد» (آمدي، غرر الحکم، ج 1، ص 515). و اينگونه کلام نه تنها موجب سعادت و صلاح جامعه است، بلکه هر چه کلام از پاکي و خلوص و صفا برخيزد، ثبات و تأثير آن بيشتر است؛ لذا قرآن کريم در تمثيلي مي‌فرمايد: «کلمه طيبه کشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي أکلها کل حين باذن ربها» (ابراهيم، 23)؛ يعني کلام پاک و برخاسته از ارزشها مانند درختي با برکت و پاکيزه است که ريشه‌اي ثابت و ميوه‌هايي ارزشمند و والا ببار مي‌آورد و طراوتي هميشگي دارد و تأثير آن فرامکاني و زماني است.

قول کريم و کاربرد آن در حقوق خانواده

نمود ديگر عفاف در گفتار، نوع تکلم با پدر و مادر و کساني است که به لحاظ جايگاه حقوقي و تربيتي حقي به گردن انسان دارند که لازمه ايفاي آن حق، کرامت و سلامت در گفتار با آنهاست؛ لذا در کنار توصيه‌هاي لازم رفتاري مي‌فرمايد: «لا تقل لهما اف و لا تنهر هما و قل لهما قولا کريما» (إسراء، 23)؛‌ آنگاه که ايشان در عين قدرت سايه رحمت و شفقت بر سر تو افکندند و حال آنکه تو در ضعف بسر مي‌بردي، اکنون زمان آن است که تو بالهاي رحمت فعلي و قولي را بر آنان بگشايي. اين موضوع در گستره وظايف فرزندان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و در متون اسلامي جزء حقوق والدين محسوب مي‌گردد. 
قول بليغ و قول لين و کاربرد آن در روابط اجتماعي
در عرصه رويارويي با فرهنگهاي غير الهي و چهره‌هاي نفاق و شرک، قرآن به دو نکته اساسي ارشاد مي‌کند: 
1- نپذيرفتن فرهنگ، سلطه و نفوذ و باور نداشتن وعده‌ها و گفتارهاي ناصواب آنها. و حتي اعلام برائت از آنان که بناي عناد و عداوت دارند و عدم همرازي و دوستي و موالفت نزديک با آنان.
2- تبليغ و بيان حقايق و تلاش در راه به هدايت کشاندن و اصلاح نکات مذموم فکري و اعتقادي و عملي آنان با استفاده از بهترين روشهاي کلامي و رفتاري تا آنان سخن حق را بگيرند و بدنبال فطرت و انديشه، در صدد تحليل آن بر آيند. لذا اصل اوليه در اصلاح آنان دعوت و مسالمت است نه جنگ و خشونت. اينجاست که به حضرت موسي(ع) مي‌فرمايد: تو و برادرت مأموريد به سراغ فرعون برويد ليکن ابزار شما قول لين است: «فقولا قولا لينا لعله يتذکر أو يخشي»؛ اشاره به اينکه اولا اتمام حجت کنند. و ثانياً اگر قول لين باشد، از تأثير‌گذاري فراوان برخوردار است. ثالثاً نسبت به هدايت هيچ انساني مأيوس نشويد؛ زيرا همه از فطرت توحيدي برخوردارند، اگر چه ممکن است حجابهايي فرا روي آنان باشد. رابعاً مکتبي که حق است، منطقي بر اساس انديشه و حکمت دارد و نيازي به دشنام و کلمات سخيف ندارد.
اينجاست که رسالت سربازان عرصه علم و انديشه روشن، بيش از مبارزان جنگ بيروني است.
قرآن کريم درباره رويارويي با نفاق و منافقان مي‌فرمايد: «فأعرض عنهم و عظهم قل لهم في أنفسهم قولا بليغاً» (نساء 23)؛ اشاره به اينکه سخن تو بايستي از رسايي و بلاغت کافي برخوردار باشد و يا اينکه با وجهي نيکو و شايسته ايراد گردد.(راغب اصفهاني، مفردات راغب، ج 1، ص244) تا در دل ايشان اثر گذار باشد.

قول ميسور و گستره آن 

در مواجهه با دريافت حق مستضعفان و محرومان و مقابله با انسانهاي اسرافگر با زباني قرين به نرمي و ملايمت سخن بگوي تا بواسطه تأثير کلام تو دست از اسراف بردارند و راه اعتدال را در پيش گيرند.
عفاف در زبان و خاستگاه حقوقي آن در نگاه ديني امام سجاد(ع) در رساله حقوق خود راجع به حق زبان و نوع استفاده از آن اينگونه مي‌فرمايد: «اما حق زبان اين است که با کرامت، آن را از گفتار زشت بازداشته و به گفتار خير و بر ادب سخن واداري و هر چه بيشتر آن را از بيهوده‌گويي بر حذر داري، مگر در مواردي که منفعت دين يا دنياي تو در آن است و عفت در زبان را در اموري که فايده‌اي ندارد و اثر سوء مي‌آفريند، حفظ کني؛ زيرا انسان از ضررش در امان نيست. زبان گواه بر عقل آدمي و پيرايه و زينت عقل است و زيبايي سيرت انسان در زبانش آشکار مي‌شود.






نويسنده:عزت السادات ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان