بسم الله
 
EN

بازدیدها: 612

کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت نوزدهم

  1391/3/2
خلاصه: کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت نوزدهم

تمثيل قرآن

اسلام دينى است پيشرو و پيش برنده.قرآن کريم براى اينکه مسلمانان را متوجه کند که همواره بايد در پرتو اسلام در حال رشد و نمو و تکامل باشند،مثلى مى آورد. مى گويد:مثل پيروان محمد مثل دانه اى است که در زمين کاشته شود.آن دانه ابتدا به صورت برگ نازکى از زمين مى دمد،سپس خود را نيرومند مى سازد،سپس روى ساقه خويش مى ايستد.آنچنان با سرعت و قوت اين مراحل را طى مى کند که کشاورزان رابه شگفت مى آورد.
اين مثلى است از جامعه اى که منظور قرآن است،نمودارى است از آنچه آرزوى قرآن است. قرآن اجتماعى را پى ريزى مى کند که دائما در حال رشد و توسعه وانبساط و گسترش باشد.
ويل دورانت مى گويد:هيچ دينى مانند اسلام پيروان خويش را به نيرومندى دعوت نکرده است.تاريخ صدر اسلام نشان داد که اسلام چقدر براى اينکه اجتماعى را از نو بسازد و پيش ببرد تواناست.
اسلام،هم با جمود مخالف است و هم با جهالت.خطرى که متوجه اسلام است،هم از ناحيه اين دسته است و هم از ناحيه آن دسته.جمودها و خشک مغزى ها و علاقه نشان دادن به هر شعار قديمى-و حال آنکه ربطى به دين مقدس اسلام ندارد-بهانه به دست مردم جاهل مى دهد که اسلام را مخالف تجدد به معنى واقعى بشمارند.و ازطرف ديگر،تقليدها و مدپرستى ها و غرب زدگى ها و اعتقاد به اينکه سعادت مردم مشرق زمين در اين است که جسما و روحا و ظاهرا و باطنا فرنگى بشوند،تمام عادات و آداب و سنن آنها را بپذيرند،قوانين مدنى و اجتماعى خود را کورکورانه باقوانين آنها تطبيق دهند،بهانه اى به دست جامدها داده که به هر وضع جديدى با چشم بدبينى بنگرند و آن را خطرى براى دين و استقلال و شخصيت اجتماعى ملتشان به شمار آورند.
در اين ميان آن که بايد غرامت اشتباه هر دو دسته را بپردازد اسلام است.
جمود جامدها به جاهلها ميدان تاخت و تاز مى دهد و جهالت جاهلها جامدها را درعقايد خشکشان متصلب تر مى کند.
عجبا!اين جاهلان متمدن نما گمان مى کنند زمان «معصوم »است.مگر تغييرات زمان جز به دست بشر به دست کس ديگر ساخته مى شود؟از کى و از چه تاريخى بشرعصمت از خطا پيدا کرده است،تا تغييرات زمان از خطا و اشتباه معصوم بماند؟
بشر همان طورى که تحت تاثير تمايلات علمى،اخلاقى،ذوقى،مذهبى قرار داردو هر زمان ابتکار تازه اى در طريق صلاح بشريت مى کند،تحت تاثير تمايلات خودپرستى،جاه طلبى، هوسرانى،پولدوستى،استثمارگرى هم هست.بشر همان طورى که موفق به کشفهاى تازه و پيدا کردن راههاى بهتر و وسايل بهتر مى شود،احيانادچار خطا و اشتباه هم مى شود.اما جاهل خود باخته اين حرفها را نمى فهمد;تکيه کلامش اين است که دنيا امروز چنين است، دنيا امروز چنان است.
عجيب تر اينکه اينها اصول زندگى را از روى کفش،کلاه و لباسشان قياس مى گيرند:چون کفش و کلاه،نو و کهنه دارد و در زمانى که نو است و تازه از قالب درآمده قيمت دارد و بايد خريد و پوشيد و همينکه کهنه شد بايد آن را دور انداخت،پس همه حقايق عالم از اين قبيل است.از نظر اين جاهلان،خوب و بد مفهومى جز نوو کهنه ندارد.از نظر اينها فئوداليسم(يعنى اينکه يک زورمند به ناحق نام مالک روى خود بگذارد و سر جاى خود بنشيند و صدها دست و بازو کار کنند که دهان آن يکى بجنبد)به اين دليل بد است که ديگر کهنه شده است،دنياى امروز نمى پسندد،دوره اش گذشته و از«مد»افتاده است;اما روز اولى که پيدا شد و تازه از قالب در آمده و به بازارجهان عرضه شده بود،خوب بود.
از نظر اينها استثمار زن بد است،چون دنياى امروز ديگر نمى پسندد و زير بار آن نمى رود.اما ديروز که به زن ارث نمى دادند،حق مالکيت برايش قائل نبودند،اراده وعقيده اش را محترم نمى شمردند،خوب بود چون نو بود و تازه به بازار آمده بود.
از نظر اين گونه افراد چون عصر عصر فضاست و ديگر نمى توان هواپيما را گذاشت و الاغ سوارى کرد،برق را گذاشت و چراغ نفتى روشن کرد،کارخانه هاى عظيم ريسندگى را گذاشت و با چرخ دستى نخريسى کرد،ماشينهاى غول پيکر چاپ راگذاشت و دستنويسى کرد،همين طور نمى شود،در مجالس رقص شرکت نکرد،به «مايو»پارتى و«آشپزخونه »پارتى نرفت،عربده مستانه نکشيد،پوکر نزد،مد بالاى زانو نپوشيد زيرا همه اينها پديده قرن مى باشند و اگر نکنند به عصر الاغ سوارى برگشته اند.
کلمه «پديده قرن »چه افراد بسيارى را بدبخت و چه خانواده هاى بى شمارى رامتلاشى نموده است.
مى گويند عصر علم است،قرن اتم است،زمان قمر مصنوعى است،دوره موشک فضاپيماست. بسيار خوب،ما هم خدا را شکر مى کنيم که در اين عصر و زمان و در اين قرن و عهد زندگى مى کنيم و آرزو مى کنيم که هر چه بيشتر و بهتر از مزاياى علوم وصنايع استفاده کنيم.اما آيا در اين عصر همه سرچشمه ها جز سرچشمه علم خشک شده است؟تمام پديده هاى اين قرن محصول پيشرفتهاى علمى است؟آيا علم چنين ادعايى دارد که طبيعت شخص عالم را صد در صد رام و مطيع و انسانى بکند؟
علم درباره شخص عالم چنين ادعايى ندارد تا چه رسد به آنجا که گروهى عالم ودانشمند با کمال صفا و خلوص نيت به کشف و جستجو مى پردازند و گروههايى جاه طلب،هوسران،پول پرست،حاصل زحمات علمى آنها را در راه مقاصد پليدخودشان استخدام مى کنند.ناله علم همواره از اينکه مورد سوء استفاده طبيعت سرکش بشر قرار مى گيرد بلند است.گرفتارى و بدبختى قرن ما همين است.
علم در ناحيه فيزيک پيش مى رود و قوانين نور را کشف مى کند.گروهى سودجو همين را وسيله تهيه فيلمهاى خانمان برانداز قرار مى دهند.علم شيمى جلو مى رود وخواص ترکيبات اشياء را به دست مى آورد.آنگاه افرادى به فکر استفاده مى افتند وبلايى براى جان بشر به نام «هروئين »مى سازند.علم تا درون اتم راه مى يابد و نيروى شگفت انگيز اتم را مهار مى کند اما پيش از آن که کوچکترين استفاده اى در راه مصالح بشر بشود،جاه طلبان دنيا از آن بمب اتمى مى سازند و بر سر مردم بيگناه مى ريزند.
وقتى به افتخار انيشتاين،دانشمند بزرگ قرن بيستم،جشنى بپا کردند،خود وى پشت تريبون رفت و گفت:شما براى کسى جشن مى گيريد که دانش او سبب ساختن بمب اتم شده است؟!
انيشتاين نيروى دانش خود را به خاطر بمب به کار نينداخت;جاه طلبى گروهى ديگر از دانش او اينچنين استفاده کرد.
هروئين و بمب اتمى و فيلمهاى چنين و چنان را فقط به دليل اينکه «پديده قرن » مى باشند نمى توان موجه دانست.اگر کاملترين بمبها را با آخرين نوع بمب افکنها به وسيله زبده ترين تحصيل کرده ها بر سر مردم بيگناه بريزند،از وحشيانه بودن اين کارذره اى نمى کاهد.

اسلام و تجدد زندگى(3)

دليل عمده کسانى که مى گويند در حقوق خانوادگى بايد از سيستمهاى غربى پيروى کنيم اين است که وضع زمان تغيير کرده و مقتضيات قرن بيستم اينچنين اقتضامى کند.از اين رو اگر ما نظر خود را درباره اين مساله روشن نکنيم بحثهاى ديگر ماناقص خواهد بود.
اگر بنا بشود تحقيق کافى و مشبعى در اين مساله صورت گيرد،اين سلسله مقالات گنجايش آن را ندارد زيرا مسائل زيادى بايد طرح و بحث شود که بعضى فلسفى وبعضى فقهى و بعضى ديگر اخلاقى و اجتماعى است.اميدوارم در رساله اى که در نظردارم در موضوع «اسلام و مقتضيات زمان »بنگارم و يادداشتهايش آماده است،همه آنها را بررسى و در اختيار علاقه مندان بگذارم.فعلا کافى است که دو مطلب روشن شود:
يکى اينکه هماهنگى با تغييرات زمان به اين سادگى نيست که مدعيان بى خبرپنداشته و ورد زبان ساخته اند.در زمان،هم پيشروى وجود دارد و هم انحراف;بايد باپيشرفت زمان پيش رفت و با انحراف زمان مبارزه کرد.براى تشخيص ايندو ازيکديگر بايد ديد پديده ها و جريانهاى نوى که در زمان رخ مى دهد از چه منابعى سرچشمه مى گيرد و به سوى چه جهتى جريان دارد;بايد ديد از کدام تمايل از تمايلات وجود آدميان و از کدام قشر از قشرهاى اجتماع سرچشمه گرفته است؟ازتمايلات عالى و انسانى انسانها يا از تمايلات پست و حيوانى آنها؟آيا علما ودانشمندان و تحقيقات بى غرضانه آنها منشا به وجود آمدن اين جريان است ياهوسرانى و جاه طلبى و پول پرستى قشرهاى فاسد اجتماع؟اين مطلب در دو مقاله پيش روشن شد.






نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان