بسم الله
 
EN

بازدیدها: 953

طرح دعواي ضرر و زيان ناشي از جرم در مرحله واخواهي

  1391/2/31
خلاصه: طرح دعواي ضرر و زيان ناشي از جرم در مرحله واخواهي

مقدمه:

ماده 11 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري، در مورد نحوه طرح دعواي خصوصي و ضرر و زيان ناشي از جرم مقرر مي دارد: پس از آن که متهم تحت تعقيب قرار گرفت، مدعي يا شاکي مي تواند اصل يا رونوشت تمامي دلايل و مدارک خود را جهت پيوست به پرونده به مرجع تعقيب تسليم کند و نيز مي تواند قبل از اعلام ختم دادرسي تسليم دادگاه نمايد .مطالبه ضرر و زيان مستلزم رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني مي باشد. در اين ماده، نکات و ملاحظات فراواني وجود دارد که بايستي مورد بحث و بررسي قرار گيرد و يکي از اين ملاحظات، امکان يا عدم امکان طرح دعواي ضرر و زيان ناشي از جرم در مرحله واخواهي مي باشد که بسيار مبتلا به دادگاه ها نيز مي باشد و رويه هاي مختلفي در اين زمينه اتخاذ 
مي گردد.
در مقاله حاضر سعي بر آن داريم پيرامون اين نکته مطالبي را ارايه نماييم و با توجه به سکوت قانونگذار، بر اساس قواعد حقوقي، احتمال قوي تر را برگزينيم . بنابراين ،احتمالات مختلفي که در اينجا به ذهن مي رسد را بررسي کرده و توجيه هر کدام را مي سنجيم:

1-عدم امکان:

اداره کل امور حقوقي قوه قضائيه در تاريخ 11/5/1380 به شماره 4231 چنين ارايه طريق کرده است طرح دعواي ضرر و زيان ناشي از جرم در مرحله واخواهي امکان ندارد. دلايلي که براي اين ديدگاه مي توان ارايه داد به شرح زير است:
1- ماده 11 فوق، مهلت طرح دعوا را قبل از اعلام ختم دادرسي دانسته است و ختم دادرسي در اينجا منصرف به ختم دادرسي در مرحله واخواهي نيز ختم دادرسي صورت مي گيرد، اما ختم دادرسي در اين مرحله مورد نظر نيست، بلکه ختم دادرسي براي يک مرتبه که صورت گرفت اين عنوان محقق شده است و ختم دادرسي در مراحل بعدي مورد نظر نمي باشد.
2- اگر استناد به اطلاق ختم دادرسي جايز باشد، پس بايد بتوان قبل از ختم دادرسي در مرحله تجديدنظر نيز دعواي ضرر و زيان را مطرح کرد؛ زيرا عنوان ختم دادرسي بر اين عمل قضايي هم صدق مي کند، در حالي که هيچ کس چنين تجويزي نمي کند . همچنين واخواهي يک نوع تجديدنظر واخواهي است و در مرحله تجديدنظر نمي توان به دعواي جديدي رسيدگي کرد، هر چند تابع دعواي ديگر باشد.
3- مرحله واخواهي فقط براي رسيدگي به دفاعيات محکوم عليه و مطالبي است که به علت عدم حضور در جلسه دادگاه امکان ارايه آن را پيدا نکرده است و براي شخص غايب راه ارايه دليل باز است؛ اما محکوم له از اين حق خود استفاده کرده و فقط مي تواند در پاسخ به مطالب محکوم عليه، مطالبي را ارايه دهد و به جز آن هيچ ادعا يا مطلب جديدي پذيرفته نمي شود.
4- طرح دعواي ضرر و زيان درضمن دعواي کيفري، برخلاف قواعد فقهي بوده و يک استثناست .بنابراين، بايد آن را به صورت محدود تفسير کرد و از گسترش دامنه آن خودداري نمود. در اينجا شک داريم که عبارت (قبل از ختم دادرسي) شامل ختم دادرسي در مرحله واخواهي نيز مي شود يا خير؟
تفسير محدود اقتضا مي کند که شامل اين مرحله نشود.
5- امکان واخواهي و رسيدگي مجدد به دعوا، تسهيلي است که براي محکوم عليه پيش بيني شده است و فلسفه مشروعيت واخواهي اقتضا مي کند حکمي که در مرحله واخواهي صادر مي شود محکوميت محکوم عليه را بيشتر نکند . پس اگر در اين مرحله علاوه بر محکوميت قبلي، حکم به پرداخت ضررو زيان نيز داده شود، حکمي شديدتر از واخواسته خواهد بود؛ در حالي که محکوم عليه واخواهي نکرده است تا حکم او تشديد گردد يا اضافه تر شود، بلکه ادعاي برائت يا شديد بودن مجازات را دارد.
6- ماده 11 قانون، عبارت مذکور پس از آنکه متهم تحت تعقيب قرار گرفت را به کار برده است و استفاده از واژه متهم نشان مي دهد که طرح دعواي خصوصي تا وقتي امکان دارد که واژه متهم بر شخص تحت تعقيب صدق نمايد . حال آنکه در مرحله و اخواهي، به شخص تحت تعقيب متهم گفته نمي شود، بلکه محکوم عليه نام دارد.
7- طرح دعواي خصوصي درضمن دعواي عمومي، حق و امتيازي براي شاکي است که مي تواند از اين حق استفاده کند و مي تواند از آن صرف نظر کرده و به دادگاه حقوقي مراجعه کند . پس وقتي که شاکي در مرحله قبل از صدور رأي غيابي از اين حق استفاده نکرد، در حالي که امکانش براي وي فراهم بود، عدم طرح دعوا، اماره اسقاط شد، قابل اعاده نخواهد بود.
8- ممنوعيت طرح دعواي خصوصي در مرحله واخواهي، ضرري براي شاکي همراه ندارد؛ زيرا راه طرح دعوا روي وي بسته نيست و او مي تواند از طريق دادگاه حقوقي، دعواي خود را تعقيب نمايد.

2- امکان طرح دعوا:

در مورد امکان دعواي خصوصي در مرحله واخواهي نيز توجيهاتي وجود دارد که در ادامه بيان مي شود:
1- رسيدگي واخواهي به معناي زايل کردن دادرسي قبل است . بنابراين، وقتي دادگاه وارد رسيدگي واخواهي مي شود تمامي آثار رسيدگي قبلي را زايل مي کند و ختم دادرسي قبلي نيز از جمله همين آثار است و زايل 
مي شود. بنابراين ختم دادرسي در مرحله واخواهي در حقيقت ختم دادرسي به معناي واقعي آن است که اصلاً صورت نگرفته باشد . پس قبل از آن مي توان دعواي ضرروزيان ناشي از جرم را مطرح کرد.
2- قياس مرحله تجديدنظر با مرحله واخواهي، قياس صحيحي نيست؛ زيرا در مرحله تجديدنظر نمي توان به دعوايي رسيدگي کرد که در مرحله بدوي به آن رسيدگي نشده است و علت عدم امکان طرح دعواي خصوصي در مرحله تجديدنظر شامل همين ممنوعيت است. اما مرحله واخواهي چنين محدوديتي ندارد؛ زيرا رسيدگي در اين مرحله يک رسيدگي عدولي است و تابع مقررات رسيدگي بدوي مي باشد و تجديدنظر به معناي خاص آن نيست) ماده241 قانون آيين دادرسي کيفري).
3- رسيدگي واخواهي ادامه رسيدگي قبلي است و مرحله جديدي نيست . بنابراين، در اين مرحله که همان مرحله بدوي است، مي توان دعواي ضرروزيان را مطرح کرد.
4- دلايلي که براي امکان طرح دعواي خصوصي در ضمن دعواي عمومي مطرح مي شود، اقتضا مي کند که اين دعوا را در مرحله واخواهي نيز مطرح کرد؛ زيرا گرچه واخواهي امتيازي براي شاکي است تا بتواند از سرعت دادرسي کيفري و ادله موجود در پرونده کيفري در تحصيل دليل و ... استفاده کند .
پس اگر شاکي را از طرح دعواي خصوصي در مرحله واخواهي محروم سازيم، بدين معناست که او را از مزاياي قانوني بي بهره ساخته ايم. در حالي که چنين محروم کردني نياز به نص قانوني دارد و نص قانوني در اينجا وجود ندارد، بلکه عمومات قانوني اقتضا مي کند که طرح دعوا در مرحله واخواهي جايز باشد.
5- قياس واخواهي کيفري با واخواهي حقوقي، احتمال امکان طرح دعواي خصوصي در اين مرحله را تقويت مي کند؛ زيرا ماده (136 (قانون آيين دادرسي مدني، در اين خصوص مقرر مي دارد: محکوم عليه غيابي در صورتي که بخواهد جلب شخص ثالث را بنمايد بايد دادخواست جلب را با دادخواست اعتراض تواماً به دفتر دادگاه تسليم کند . معترض عليه نيز حق دارد در اولين جلسه رسيدگي به اعتراض، جهات و دلايل خود را اظهار کرده و ظرف سه روز دادخواست جلب ثالث را تقديم دادگاه نمايد.) همان گونه که ماده135 قانون آيين دادرسي مدني تصريح دارد، دادخواست جلب ثالث را در جلسه اول دادرسي مي توان مطرح کرد و جلسه اول به معناي خاص آن نيست؛ اما قانونگذار، تقديم دادخواست جلب ثالث را در اين مرحله تجويز کرده است. پس در واخواهي کيفري نيز بايد امکان طرح دعواي خصوصي باشد.
6- نظريه تفصيلي
نظريه ديگري ممکن است در اينجا مطرح شود و ميان دو حالت مختلف تفصيل دهد؛ بدين صورت که اگر دادگاه در مقام رسيدگي واخواهي، وقت رسيدگي تعيين کند و طرفين را دعوت نمايد، شاکي مي تواند دادخواست ضرو زيان را قبل از اعلام ختم دادرسي تقديم دادگاه کند؛ اما اگر بدون تعيين وقت رسيدگي باشد چنين حقي براي محکوم عليه نخواهد بود . توضيح مطلب اينکه ماده 218 قانون آيين دادرسي کيفري، نحوه رسيدگي به واخواهي را به دو صورت پيش بيني کرده است: دادگاه پس از رسيدن تقاضاي واخواهي بلافاصله وارد رسيدگي مي شود و دلايل و مدافعات محکوم عليه را بررسي و چنانچه مؤثر در رأي نباشد، رأي غيابي را تأييد مي نمايد و در صورتي که مؤثر در رأي تشخيص دهد و يا بررسي مدارک و مدافعات مستلزم تحقيق بيشتر باشد، با تعيين وقت رسيدگي، نخواهد بود. توجيهي که براي اين ديدگاه وجود دارد آن است که دادگاه هرگاه وارد رسيدگي ماهوي شود، کليه مقررات دادرسي بدوي در مورد رسيدگي او رعايت خواهد شد که از جمله اين مقررات امکان طرح دعواي خصوصي به تبع دعواي عمومي است. اما اگردادگاه وارد رسيدگي ماهوي نشود و دلايل و اخواه را قوي نيابد، نمي تواند براي رسيدگي به دعواي خصوصي وقت رسيدگي تعيين کند و موجبات اطاله دادرسي را فراهم سازد. هر چند محکوم له دادخواست ضرر و زيان داده باشد.

نتيجه:

از بررسي سه نظر فوق، دلايلي که براي آنها مي توان اقامه کرد چنين نتيجه گرفته مي شود که نظريه عدم امکان طرح دعواي خصوصي در ضمن دعواي عمومي در مرحله واخواهي، قوي تر از دو نظريه ديگر است و اين امتياز بايد به عنوان يک استثنا به صورت محدود مورد استفاده قرار گيرد.




نويسنده:دکتر عباس زراعت-استاد دانشگاه کاشان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان