بسم الله
 
EN

بازدیدها: 657

اخلاق در قرآن-قسمت بيست و پنجم

  1391/2/30
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت بيست و پنجم

3- روش ديگر

در رساله «لقاءالله» عالم و محقق بزرگوار، آقاي مصطفوي، برنامه ديگري براي اين سير و سلوک الهي ذکر شده است.
در اين رساله که رساله جامع و پربار و متکي به آيات و اخبار است، نخست اشاره به آيات مربوط به لقاءالله مي کند و بعد از آن که اين لقاء و ملاقات را به معني ملاقات معنوي و روحاني تفسير مي نمايد، در شرح آن مي افزايد که براي رسيدن به سر منزل مقصود بايد انسان حدود برانگيخته شده از جهان ماده و حد زمان و مکان و حتي حدود ذاتي که در همه ممکنات موجود است درهم بشکند و غرق و فناي عالم لاهوت گردد و به لقاي پروردگار نائل آيد و مخاطب «يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربک راضية مرضية فادخلي في عبادي وادخلي جنتي؛ تو اي روح آرام يافته! به سوي پروردگارت بازگرد در حالي که هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است، سپس در سلک بندگانم در آي و در بهشتم وارد شو! » (1)
سپس براي رسيدن به اين سرمنزل بزرگ و بي مانند طي پنج مرحله را پيشنهاد مي کند:
مرحله اول: تکميل و تقويت اعتقادات و توجه خاص به اصول دين.
مرحله دوم: توبه و بازگشت به اعمال صالح و پرهيز از گناهان و انجام واجبات است.
مرحله سوم: مهيا و آماده شدن براي پاکسازي نفس از رذائل و آراستن آن با فضائل اخلاق است.
مرحله چهارم: محو انانيت و حصول فنا در برابر عظمت حق است.
در اين مرحله که تعلق زندگي مادي برطرف شده و تعلقات به اموال و اولاد و لذات، مشتهيات مادي و خيالي تغيير کرده و به تعلق روحاني و معنوي مبدل شده، تنها چيزي که باقي مانده تعلق به نفس خويش است و اين تعلق به اندازه اي ريشه دار و محکم است که گوئي از شدت ظهور خفا پيدا کرده است؛ ولي يک نکته باقي است و آن اين که سالک در تمام اين مراحل مقصودش رسيدن به لقاي او، به پروردگار، بوده؛ يعني، در واقع و در باطن هر کاري کرده براي خود کرده است.
به تعبير ديگر، او مي خواسته به مقامات والا نائل گردد و از مقربين درگاه خدا باشد و به کمالات روحاني و معنوي برسد؛ پس در همه جا سخن از خود او بوده نه از هدف، به دليل اين که هرگاه به چنين مقامي واصل مي شد نهايت سرور و خوشحالي پيدا مي کرد ولي اگر ديگري براي او اين مقامات پيدا مي شد حداقل تا اين حد خوشحال نبود. اينجا است که بايد من و توجه به خود بر طرف گردد و محبوب و مورد علاقه سالک جلوه و ظهور خدا باشد نه مقيد به خود او؛ به تعبير آشکارتر، «من» بايد حذف شود و اين حجاب که بزرگترين مانع و سد راه حق و آخرين حجاب سالک براي وصول به لقاءالله است، بر طرف گردد.
براي از ميان بردن اين حجاب چندين راه است:
1- راه توجه قلبي به خداوند و توحيد ذاتي و صفاتي و افعالي و از اين طريق مي فهمد که غير او در برابر او هيچ و پوچ است.
2- تفکر و استدلال براي مبارزه با انانيت و حجاب نفس، به اين معني که خدا را وجودي نامحدود و ازلي و ابدي وحي مطلق مي بيند و خود را وجودي از هر نظر محدود و در منتهاي عجز و ضعف و فقر و سراپا نياز که يک لحظه بي وجود او نمي تواند باقي بماند.
3- معالجه با اضداد و آن اين که در هر مورد بجاي «من» توجه به خدا و بندگان صالح خداوند باشد و خود را در حضور دائم در پيشگاه حق ببيند.
مرحله پنجم: در اين مرحله سالک به صورت يک انسان ملکوتي در آمده و داخل در جبروت مي شود!
منظور از ورود در مرحله جبروت آن است که انسان به خاطر کمال صفا و خلوص و محو در نور الهي، نفوذ و سلطه پيدا مي کند و براي فعاليت و انجام وظائف الهي و ارشاد خلق و امر به معروف و نهي از منکر از روي معرفت کامل قدم برمي دارد.
به تعبير ديگر، تا حد زيادي از فکر خود فارغ گشته و به تمام مسائل و وظائف و احکام و آداب شرع و سير و سلوک اطلاع پيدا کرده و در مقام تشخيص درد و درمان، همچون طبيبي حاذق و ماهر گشته است. (2)
نکته قابل توجه اين که ايشان در همه جا از آيات و روايات اسلامي به عنوان گواه و شاهد مطالب خويش استفاده کرده اند.

----------
1- سوره فجر، آيه 27 تا 30.
2- براي توضيح بيشتر به کتاب «لقاءالله» تاليف علامه بزرگوار آقاي مصطفوي مراجعه فرمائيد.





نويسنده:ناصر مکارم شيرازي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان