بسم الله
 
EN

بازدیدها: 882

مطالعه تطبيقي حقوق بشر-قسمت دوم(قسمت پاياني)

  1391/2/28
خلاصه: مطالعه تطبيقي حقوق بشر-قسمت دوم(قسمت پاياني)

دو - حقوق زن


نگرش اسلام به زن، با نگرش مکتب الحادي به وي بسي متفاوت است.مکاتب غير الهي گاهي زن را به جامعه عرضه مي کنند تا از اين رهگذر، به خاک و زمين دست يابند.اما دين، زن را آزاد مي گذارد تا با عاطفه خويش، به انسان ها درس مهر بياموزد و آنها را رشد دهد.هنگامي که نگرش ها تا اين اندازه متفاوتند، پيداست که حقوق زن نيز از نگاه اين دو، شرح و تفسيري متمايز دارد.

در انديشه اسلامي، زن موعظه پذيرتر از مرد است و در راه دل، توفيقمندانه تر از مرد گام مي گذارد و از اين جهت زودتر به مقصد مي رسد.زن در مناجات و اشک ريختن و آه برآوردن، دلي آزموده تر و چشمي آماده تر دارد.و مي دانيد که راه دل زودتر از راه عقل به منزل منتهي مي شود.مگر نه اين است که سلاح انسان در «جهاد اکبر» ، اشک و آه و سوز دل است (؟): «سلاحه البکاء» [سلاح او گريه است.] به همين دليل، چشمداشت اسلام از زن اين است که مادر شود و با بهره گيري از آن آزمودگي و آمادگي، انسان بسازد. بيان زيباي امير المؤمنين ( عليه السلام) راهنماي همين حقيقت است:

«المراة ريحانة و ليست بقهرمانة » (8)

[زن گلي خوشبوست و نه قهرماني زورمند.]

البته بايد حيطه ها را از يکديگر بازشناخت.در اموري که نيازمند نيرو و درشت اندامي اند، مرد پيروزتر است، اما براي در نورديدن راه دل و عشق ورزيدن و تربيت کردن، زن شايسته تر و موفق تر است.از اينرو گفته شد چشمداشت اسلام از زن اين است که مادر شود و انسان بسازد.اگر چه اسلام هم از آزادي زن و حقوق ويژه او سخن گفته است، اما بسي تفاوت است ميان واژه ها و مصطلحات مشترک که هر يک باردار معنايي جداگانه اند.نهايت راه زن غربي اين است که همسري خوب باشد، و پيداست که چه مايه تفاوت است ميان يک همسر خوب و يک مادر شايسته.آزادي زن غربي، در بهترين شکل، به تساوي او با مرد در حقوق مادي مي انجامد، اما زن مسلمان در طي راه تکامل، دستمايه هايي دارد که او را بر مرد هم برتري مي بخشد.به همين سبب، زن شايسته در مکتب الهي الگوي همه انسان هاي صالح است و نه فقط زنان صالح.قرآن کريم در ستايش از همسر «فرعون » ، او را نمونه همه مؤمنان، خواه مرد و خواه زن، مي شمارد:

ضرب الله مثلا للذين آمنوا امراة فرعون (9)

[خداوند همسر فرعون را نمونه همه مؤمنان برشمرد.]

همانگونه که در بخش يکم از فصل چهارم گفته شد، آنچه در انسان اصالت دارد جان اوست.از اينرو مايه سنجش ميان دو انسان، امکان رشد روحي است.با توضيحي که گذشت، اگر هم در تفکر اسلامي، تفاوتي ميان زن و مرد باشد، در کشاکش اين تفاوت، برتري از آن زن است.شايد پرسيده شود که اگر چنين است، چرا در برخي از امور اقتصادي برتري از آن مرد است، مثلا چرا در دريافت «ديه » و «قصاص » ، زن بهره اي کم تر دارد؟ پاسخ آن است که اينگونه امور در حيطه جسم و پيکره انسانند و نه روح و جان او. در ارزش گذاري، بايد بهره هاي روح را در نظر گرفت.آيا در مثل، بزرگي اندام مي تواند معيار برتري يک جاندار باشد؟ «ديه » و مانند آن، گاه براي حيوان نيز پرداخت مي شوند.آيا اين، نشانگر آن است که در تراز ارزشمندي، آن حيوان جايگاهي ويژه دارد؟ در فرهنگ اسلامي، اينگونه تفاوت ها که به جسم مربوطند، هرگز سبب برتري يا فروتري انسان به شمار نمي آيند.لذا ديه مرد باتقوا و بي تقوا يکسان است و ديه مرد تقي و مرد اتقي همسان مي باشد، با اين که قرآن کريم صريحا مرد اتقي را گرامي تر معرفي کرده است.

سه - آموزش ديني به کودک


در بخشي از «اعلاميه جهاني حقوق بشر» آمده است که هيچ کس مجاز نيست اعتقاد خود را به کودک بباوراند و او را بر دين و راهي که خود برگزيده، پرورش دهد.بر اين مبنا، بايد کودک را آزاد نهاد تا خود، پس از يافتن بلوغ فکري، راه خويش را برگزيند و آزادانه به ديني گرايش پيدا کند.خاستگاه اين تعليم همان پندار الحادي است که: همه افراد در آغاز از لحاظ فرهنگ و اندوخته هاي اعتقادي يکسان و برابرند و هر کس در رهگذر تجربه و دانش خود، به راهي مي گرود.

اينک بايد ديد آيا در ديدگاه اسلامي نيز چنين است.آيا جان کودک صفحه اي است نانگاشته که هيچ نقشي بر آن رقم نخورده است و از هر باوري تهي است؟ در تفکر اسلامي، اندوخته ها و دريافت هاي انسان بر دو گونه اند.آن دسته که به تجربه و دانش مادي بشر مربوطند، اندک اندک در رهگذر عمر انسان فرا دست مي آيند.اما باورها و اعتقادهاي ديني و مکتبي از همان آغاز با سرشت هر انساني همراهند.در بخش هاي ششگانه فصل پنجم اشاره کرديم که انسان داراي فطرتي خداخواه است که به يک سان، در نهاد هر فرد به وديعه نهاده شده است.قرآن کريم، از اين آفرينش شکوهمند فطري چنين تعبير مي کند:

و نفس و ما سويها (10)

[سوگند به جان و آنچه آن را هموار و راست ساخت.]

اينک بايد از خود پرسيد که همواري و راستي جان و دل از چيست و چگونه است.آيا روح انسان داراي اعضايي است تا به سبب کمال يافتن آنها، کمال يابد؟ بي ترديد، همواري روح همان است که به دنبال آيه مزبور مورد تصريح قرار گرفته است:

فالهمها فجورها و تقويها (11)

[سپس زشت کاري و پرهيزگاري را به آن الهام بخشيد.]

پس هيچ انساني با جان تهي از باور و انديشه الهي زاده نمي شود.از اينرو مربيان کودک وظيفه دارند که وديعه ايمان او را پاس دارند و اگر چنين نکنند، حقوق او را رعايت نکرده اند.ريشه اين گونه خطاها در انديشه حقوقي غرب، در اين است که غربيان همه چيز، و از جمله قوانين حقوقي، را در خدمت اهداف خود مي خواهند و در پي آنند که به بهانه آزادي فکري، مربيان الهي را از انجام وظايف تربيتي خود بازدارند و آنگاه با پيشرفته ترين ابزارهاي تبليغي و فرهنگي، خود به شکار رمه مانده از شبان بپردازند.
-----------------
پي نوشت ها:
1- نساء، 5
2- نساء، 2; و مشابه آن در: نساء 10
3- صف، 11- 10
4- توبه، 24
5- نور، 33
6- حديد، 7
7- توبه، 111
8- نهج البلاغه، نامه 31، ص 120، بند 118
9- تحريم، 11
10- شمس، 7
11- شمس، 8





نويسنده:عبدالله جوادي آملي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان