بسم الله
 
EN

بازدیدها: 720

نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت چهارم(قسمت پاياني)

  1391/2/28
خلاصه: نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت چهارم(قسمت پاياني)
ج) آيه‎ي 21 سوره‎ي روم
خداوند در اين آيه مي‎فرمايد:
«از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد.»
نويسنده، برداشتي را از فخر رازي در ارتباط با آيه‎ي فوق مطرح مي‎کند که طبق آن زنان براي عبادت و تکليف خلق نشده‏اند؛ بلکه آن‏ها صرفاً براي ما خلق شده‏اند و نعمت براي ما هستند.
اين برداشت بر خلاف ظاهر اين آيه و نيز مجموعه آياتي است که تکاليف يکساني را بر مردان و زنان قرار داده است. چيزي که احتمالاً رازي را به چشم بستن از اين آيات روشن واداشته، بعضي احاديث مخالف قرأن از امثال مسلم و بخاري است که تحت تأثير فضاي زن‏ستيز دوره‎ي جاهليت و قبل از اسلام - که تا به امروز هم ادامه دارد - جعل شده و به پيامبر بزرگوار اسلام نسبت داده شده است. در رابطه با آيه مورد نظر توجه به چند نکته لازم است:
اولاً: واژه «ازواج» در آيه‎ي مذکور جمع زوج است و زوج به معناي جفت زن نيست؛ بلکه به هر يک از دو جفت، خواه زن باشد و يا مرد «زوج» گفته مي‎شود.[16] خطاب آيه نيز به خصوص مردان نيست؛ بلکه همه‎ي افراد بشر - از زن و مرد – مورد خطاب‏اند؛ بنابراين مقصود از عبارت «خلق لکم ازواجاً» اين نيست که «براي شما مردها زناني آفريد» تا نتيجه گرفته شود که صرفاً زن‏ها براي مردان خلق شده‏اند؛ بلکه مفاد آيه اين است که خداوند براي شما انسان‏ها (از زن و مرد) همسراني از جنس خودتان (از جنس بشر، نه موجودات ديگر) آفريد؛ يعني براي شما زن‏ها، مرداني را و براي شما مردها، زناني را براي همسريتان خلق کرد.[17]
ثانياً: بر فرض که از ظهور آيه دست برداريم و به غلط بپذيريم که آيه خطاب به مردان است و مقصود از «ازواج» زنان هستند، ولي بايد توجه داشت که محتواي آيه دلالت بر حصر ندارد و در آن از ادات حصر استفاده نشده است، تا خلقت زنان را منحصر در زوجيت آن‏ها براي مردان و آرامش يافتن مردان از طريق آنان قرار دهد.
اين آيه همانند آيه‎ي 72 سوره‎ي نحل است که مي‎فرمايد:
«خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد.»
اگر از اين آيه که فرموده «براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد» حصر فهميده شود و چنين استنباط شود که همسران صرفاً براي مردان – و نه براي هيچ هدف ديگري – خلق شده‏اند، در اين صورت، از دنباله‎ي آيه هم که فرموده «و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد» فهميده مي‎شود که فرزندان و نوه‏هاي انسان، تنها براي آن‏ها خلق شده‏اند و وجودشان، عبادت‏هايشان و...، همه فرعي و تبعي است. نتيجه اين برداشت غلط اين است که به جز افرادي که در زمان نزول اين آيات بوده‏اند، تمامي نسل آن‏ها فرعي و تبعي باشند.
ثالثاً: خداوند در حدود 30 آيه از آيات قرآن تصريح کرده است که قرآن براي هدايت «ناس»، يعني «عموم مردم» نازل شده است.[18] طبق اين آيات، قرآن پيام و ابلاغي براي «ناس» که مطلق زن و مرد را شامل مي‏شود نازل شده است و در نتيجه، هر آيه‏اي که در آن تکليفي ذکر شده، هر دو (زن و مرد) مخاطب آن هستند و به خلاف گفتار رازي، زنان و مردان به نحو يکساني در تکاليف مشترک هستند؛ مگر موارد معدودي که به وجود تکاليفي ويژه براي زنان و يا مردان تصريح شده باشد.
رابعاً: قرآن کريم به‏طور صريح هدف خلقت جن و انسان را - که هم زن و هم مرد را شامل مي‎شود – عبادت خداوند ذکر کرده است:
«جن و انس را خلق نکردم مگر براي اين‏که مرا عبادت کنند.»[19]
بنابراين زنان که کلمه‎ي «انس» شامل آن‏ها نيز مي‎شود همچون مردان براي عبادت آفريده شده‏اند.
خامساً: در چند آيه، زنان به نحو يکساني با مردان، به ايمان، عمل صالح و يا تکاليف اساسي و مهمي متصف شده‏اند؛ به‏عنوان نمونه در آيه‎ي 35 احزاب مي‎فرمايد:
«به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان باايمان و زنان باايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راست‏گو و زنان راست‏گو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏‏دار و زنان روزه‏‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا هستند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.»
 
نتيجه‏گيري
با بررسي روش‏مند آيات و روايات روشن مي‏شود که زن از حيث ماهيت انساني، متفاوت از مرد نيست و وجود او فرعي و در درجه دوم نيست؛ بلکه زن همانند مرد، انسان، مخاطب خداوند و شايسته پذيرش دستورات حيات‏بخش پروردگار است. از نظر دين، معيار ارزش و منزلت افراد، جايگاه‏هاي دنيوي و يا جنسيت آنان نيست؛ بلکه تقوا، ايمان، معرفت و تقرب به خداوند، درجه و ارزش افراد را تعيين مي‏کند و زن و يا مرد بودن کمترين دخالتي در اين مورد ندارد. زن و مرد از امکان برابري براي کسب مقامات معنوي و مراتب ايماني برخوردار هستند و زن بودن، دخالتي در نقصان اخلاقي و بي‏ايماني ندارد.

---------------------
 
فهرست منابع
قرآن
1)    راغب اصفهاني، حسين بن محمد؛ المفردات في غريب القرآن، دمشق، الدار الشاميه،1412ق.
2)    شيخ صدوق؛ علل الشرايع، قم، مکتبة الداوري، بي تا.
3)    شيخ صدوق؛ من لايحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسين، 1413ق.
4)    صادقي، محمد؛ تفسير الفرقان، قم، فرهنگ اسلامي، 1365ش.
5)    طباطبايي، محمدحسين؛ الميزان فى تفسير القرآن، قم، جامعه مدرسين، 1417ق.
6)    طبرسي، احمد علي؛ احتجاج طبرسي، مشهد مقدس، نشر مرتضي، 1403ق.
7)    العسقلاني، شهاب الدين ابي الفضل احمد ابن حجر؛ تهذيب التهذيب، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1412ق.
8)    فخر رازي، محمد بن عمر؛ التفسيرالکبير، دار التراث العربي، الطبعة الثانيه، بي تا.
9)    کشي، محمدبن عمر؛ رجال کشي، دانشگاه مشهد، 1348ش.
10)  مجلسي، محمدباقر؛ بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفا، 1404ق.
11)  معارف، مجيد؛ جوامع حديثي اهل سنت، تهران، سمت، 1383ش.
12)  نجمي، محمد صادق؛ سيري در صحيحين، مشهد مقدس، المهدي، بي تا.
--------------------------
[1]. احتجاج طبرسي، ج2، ص447-446.
[2]. رجال کشي، ص224.
[3]. بحار الانوار، ج2، ص225-245.
[4]. جوامع حديثي اهل سنت، ص95-116 و سيري در صحيحين، ص44-217.
[5]. من لايحضره الفقيه، ج3، ص379-380.
[6]. طه: آيه 55.
[7]. حجرات: آيه 13.
[8]. مجادله: آيه 11.
[9]. نساء: آيه 95.
[10] . براي اطلاع از حکمت دو برابر بودن ارث مرد از زن طبق روايات اهل بيت؛ ر.ک: علل الشرايع، ج2، ص570-571، حديث1-3.
[11]. التفسيرالکبير، ج5، ص207.
[12]. تهذيب التهذيب، ج2، ص231-233.
[13]. آل عمران: آيه 195.
[14]. نساء: آيه 124.
[15]. نحل: آيه 97.
[16]. المفردات في غريب القرآن، ص384.
[17]. تفسير الميزان، ج16، ص166 و تفسير الفرقان، ج23، ص134.
[18]. به عنوان نمونه: ابراهيم: آيات 1 و 52  و اعراف: آيه 158.
[19]. ذاريات: آيه 56.






نويسنده: سيد احمد هاشمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان