بسم الله
 
EN

بازدیدها: 701

جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت هفتم

  1391/2/25
خلاصه: جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت هفتم

مقابله با مفاسد اجتماعي در فرهنگ وحي

فرهنگ وحي در جهت تحقق اين ساختار، وظايف انسانها را ترسيم مي‌کند و در خطابات خود در قالب امر و نهي و انذار و تبشير، حدود و جايگاه و مسؤوليت انسانها را بطور کامل بيان مي‌نمايد؛ در سوره نور آيه 19 مي‌فرمايد: «ان الذين يحبون أن تشيع الفاحشه في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنيا و الآخره»؛ آنان که همت خويش را مصروف به توسعه فساد و فحشا در جامعه اسلامي مي‌کنند، براي آنان عقوبتي دردناک است.
اين آيه کريمه بر اين تصريح مي‌ورزد که: آنان که نه تنها به عفاف اجتماعي عشق نمي‌ورزند، بلکه علاقه و ميل قلبي آنان بر ترويج فساد و بي‌عفتي است، مستوجب عقابي دردناک در دنيا و آخرت هستند. حال با توجه به گستره رحمت پروردگار نسبت به بندگان و توصيه به شفقت و مهرباني با انسانهاي ديگر بخصوص خواهران و برادران ايماني، دليل اين انذار و عقوبت سخت چيست؟
شايد با توجه به اهداف و مصالحي که در جعل احکام و تبيين آن در متون اسلامي است بتوان به بعضي از علل و انگيزه‌هاي شريعت در اين زمينه پي برد؛ از آن جمله:
الف) نفس نيت زشت، ناپسند و قبيح است اگر چه عملي نشود؛ زيرا افعال بر اساس انگيزه‌هاي قلبي شکل مي‌گيرد. در فرهنگ اسلامي گاه فرد به خاطر نيت بد و زشت يا نيت زيبا و خير مورد عقاب يا ثواب قرار مي‌گيرد. 
ب) عرصه طبيعت، فطرتاً زيبا و خوشايند آفريده شده و بناي زندگي انسان بر زيبا آفريني است؛ چون «ليبلوکم أيکم أحسن عملا» هدف زندگي اوست، بنابراين زشت‌آفريني مخالف فطرت هستي و مقابل هدف زندگي بشر است.
ج (ترويج فساد، ناديده انگاري زحمات و تلاش مصلحان در روي زمين است؛ لذا قرآن کريم مي‌فرمايد: «و لا تفسدوا في الارض بعد اصلاحها» (اعراف، 56).
د) ‌طبق حقوق اجتماعي هيچ انساني نمي‌تواند در ارتباط اجتماعي خود ثبات، صلاح و طهارت جامعه را دچار مخاطره کند و اين به منزله تزريق بيماري در قلب جامعه است و تأمين سلامت روان جامعه مانند تأمين سلامت ظاهري آن واجب و لازم است.
هـ) ترويج مفاسد با مسؤوليت پذيري انسان منافات دارد. او مسؤول ترويج اصلاح، خير و زيبايي است؛ مضاف بر اينکه حيطه آزادي عمل او در جامعه، به ميزاني است که موجبات ضرر ديگران را فراهم نسازد.
و) آثاري که زشتي و منکرات در جامعه بر جا مي‌گذارد و مسير اجتماعي ملتي را به سوي سقوط در مهلکه مي‌کشاند، اقتضا دارد که از زشت آفريني انسانهاي شرور ممانعت گردد. 

مسؤوليت خواص در عفاف اجتماعي 

در نظام اجتماعي اسلام، مسؤوليت سياستگذاران و صاحب منصبان و اربابان نفوذ بيش از ساير اقشار است؛ لذا قرآن کريم مي‌فرمايد: «فلولاکان من القرون من قبلکم أولوا بقيه ينهون عن الفساد» (هود، 116). چرا در ميان اقوام و ملل گذشته، صاحبان نفوذ اقدام به نهي از فساد و زشتي و منکرات نکردند، تا جامعه از حرکت به سوي زشتي باز ايستد و به سوي تعالي و رشد حرکت کند؟ اين بدان معناست که از ديدگاه تربيت اسلامي، شيوه سياستگذاري خواص دقيقاً در نوع اتخاذ راه زندگي عوام تأثير گذار است؛ بنابراين خواص هم در سوق حرکتهاي اجتماعي به سوي فلاح و رستگاري، نقش تعيين کننده دارند و هم به سير قهقرايي و نزولي سرعت مي‌بخشند. اينجاست که در آيه ديگر مي‌فرمايد: «اذا أردنا أن يهلک قريه أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فدمرناها تدميرا» (اسراء، 16)؛ وقتي هلاکت قومي قطعي مي‌گردد و اراده حق بر نابودي آن تعلق مي‌گيرد، مترفان – که عمدتاً از چهره‌هاي شناخته شده هستند – دچار فسق و انحراف مي‌شوند و جهت حرکت جامعه را به سوي زشتي‌ها مي‌کشانند. يعني ميان ايجاد زمينه‌هاي فجور، فسق و هلاکت جامعه رابطه‌اي علي و معلولي وجود دارد؛ مضاف بر اينکه گروهي خاص در اين گونه موارد در سرعت بخشيدن به اين امر نقش تأثير گذار دارند.

اراده جمعي و نقش آن در سرنوشت اجتماعي

اراده ذات اقدس کردگار بر اين است که مظهر و جانشين او در روي زمين، مريد و مختار باشد. او به سبب داده‌هايي چون عقل، اراده، وجدان، فطرت توحيدي و… مأمور به انجام مسؤوليتهاي فردي و اجتماعي و موظف به وظايفي گرديده است؛ لذا در گستره روابط اجتماعي، انسانها نسبت به سرنوشت جمعي خود مسؤولند. از نظر حقوقي هر کدام حقوق و وظايفي متقابل دارند. اينجاست که ريشه عفاف اجتماعي شکل مي‌گيرد و بر اساس افکار و اهداف، زمينه‌هاي صلاح و فلاح يا تباهي و هلاکت اجتماعي رقم مي‌خورد. هر چه سازه‌هاي تقوا و عفت در درون يک نظام قويتر باشد، سلامت و سعادت اجتماعي ملتش حتمي‌تر است. لذا قرآن کريم مي‌فرمايد: «ان لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم» (رعد، 11)؛ مادامي که ملتي خود در صدد فلاح و تغيير روشهاي مذموم به رويکردهاي مطلوب بر نيايند، خداوند سرنوشت آنان را تغيير نخواهد داد. پيامبر اکرم rدر کلامي اينگونه فرمودند که اگر در جامعه‌اي امر به معروف و نهي از منکر متوقف شود، اشرار بر آن مسلط مي‌گردند و دعاي اخيار مستجاب نمي‌شود. اين مطلب کراراً در کتب روايي و فقهي ما آمده است.






نويسنده:عزت السادات ميرخاني






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان