بسم الله
 
EN

بازدیدها: 706

بررسي حقوق زنان در اسلام-قسمت سي و ششم

  1391/2/24
خلاصه: مقدمه مبانى حقوق زن در اسلام انسان شناسى ابعاد وجودى انسان بعد انسانى بُعدِ الهي حيطه حيات انسان ابعاد وجودي زن اشتراک زن و مرد در هويت انسانى استقلال زنان در تحصيل علم استقلال اقتصادى زنان استقلال اجتماعى، سياسى زنان پيشتاز در صحنه سياست زنان و حق نظارت عمومى بر حکومت سوده همدانى نمونه اى از زنان در اين عرصه تفاوت هاى ساختارى زن و مرد تفاوت طبيعى و ساختگى جايگاه و حقوق زن در قرآن حقوق زن در عصر نبوي فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگي مقام زن در جهان بيني اسلامي نگاهي به شخصيت و حقوق زن در اسلام و ساير ملل حقوق زنان نمونه هايي از برخورد ملتها با زن زن در نگاه پيروان اديان ديدگاه زن از منظر اسلام وضعيت نظام حقوق زن در غرب وضعيت نظام حقوق زن در اسلام اشتراکات زن و مرد مقايسه نظام حقوق زن در اسلام و غرب براساس نگرش سيستمي جانبداري فراتر روايات از حقوق زن آفرينش زن از نگاه قرآن مالکيت زنان در قرآن دامنه حقوق زن مقام انساني زن از نظر قران نقش زنان در توسعه حقوق زنان در قانون اساسي مروري بر پيشينه ي حقوق سياسي زنان در ايران ـ انقلاب مشروطيت دودمان پهلوي پهلوي اول پهلوي دوّم آزادي هاي سياسي بررسي حقوق و مسؤوليت‌هاي اجتماعي زنان در اسلام شخصيت حقوقي مستقل زنان اصول و اهداف جنبش اجتماعي زنان ( فمنيسم) در قرن حاضر دستاوردهاي مثبت جنبش اجتماعي زنان در جهان نتيجه گيري منابع و مآخذ
با وجود ديدگاه هاي  مخالف  حضور زنان  در عرصه ي  سياست ، حركت  منطقي  زنان  در راه  ورود به  قلمرو قانون گذاري  ادامه  يافت . بعد از رفراندوم  جمهوري  اسلامي  در فروردين  ماه  1358، مجلس  خبرگان  تشكيل  شد و قانون  اساسي  جمهوري  اسلامي  به  تصويب  رسيد: «اصل  62 ـ مجلس  شوراي  اسلامي  از نمايندگان  ملت  كه  به طور مستقيم  و با رأي  مخفي  انتخاب  مي شوند تشكيل  مي گردد. شرايط  انتخاب كنندگان ، انتخاب  شوندگان  و كيفيت  انتخابات  را قانون  معين  خواهد كرد.» 
از هر ديدگاهي  كه  به  موضوع  بنگريم  اين  يقين  حاصل  است  كه  در متن  قوانين انتخاباتي مجلس شوراي  اسلامي و آيين نامه هاي اجرايي نشأت گرفته از قانون  اساسي جمهوري اسلامي نيز كمترين نابرابري جنسيتي مشاهده  نمي شود. بنابراين  جمهوري  اسلامي  حق  رأي  دادن  و انتخاب  شدن  را براي  زنان  به  رسميت  شناخته  است  و از اين  حيث  زنان  را با مردان  تفاوتي  نيست. پذيرش  حق  رأي  و حق  نمايندگي  زنان  از سوي  همان  رجال  ديني  كه  پيش تر با آن  مخالفت  كرده  بودند، نقطه ي  عطفي  است  در تاريخ  تحولات  سياسي  ايران . با اين  وصف  حتي  بعد از آن  نيز، ورود به  عرصه ي  قانون گذاري  در انحصار افراد مؤنث  طرفدار حاكميت  وقت  و وابسته  به  كانونهاي  قدرت  حاكم  قرار گرفت.
با كنكاش  در بافت  فرهنگي  ايران  مي توان  به  اين  نتيجه  رسيد كه  تك  الگوها به  نيازهاي  وسيع  و گوناگون  زنان  ايران  در زمينه ي  مشاركت  كامل  سياسي  جواب  نمي دهند. بلكه  به  طور روزافزون  بر تفرقه  و نفاق  كه  از آن  به  تجزيه  فرهنگي  هم  تعبير مي شود مي افزايند. رژيم  شاه  الگوهاي  معيني  را با شاخصه هاي  معيني  مانند تجددگرايي ، حتي  در شكل  ظاهري  و سرسپردگي  به  حكومت  از صافي هاي  امنيتي  عبور مي داد و آنها را نامزد نمايندگي  ملت  اعلام  مي كرد. بنابراين  در شرايطي  كه  ورود به  پارلمان  مستلزم  عبور از صافي هاي  امنيتي  برپايه ي  تفتيش  عقايد است . حضور نمايندگان  مردم  در پارلمان  امري  محال  و دست  نيافتني  خواهد بود. در جوامعي  كه  تحت  اين  شرايط  نظام  قانون گذاري  را سامان  مي بخشند، فقط  تك  الگوها يعني  آحادي  از افراد جانبدار حكومت  فرصت  ورود به  پارلمان  را پيدا مي كنند و جاي  ديگران  در نهادهاي  قانون گذاري  همچنان  خالي  است .
بررسي حقوق و مسؤوليت‌هاي اجتماعي زنان در اسلام
در اسلام زن و مرد از حقوق مساوي اما غيرمشابه و يک‌نواخت برخوردارند. نقش مادري و تربيت فرزند از ارزش والايي برخوردار است ولي در عين حال هنوز زنان در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي، با رعايت موزاين شرعي و اخلاقي و تناسب شغلي مطلوب، بلکه احياناً واجب است و فقها و حقوقدانان ما نيز بايد با در نظر گرفتن عنصر زمان و مکان و با رعايت معيارها و اصول صحيح و ضابطه‌مند استنباط، در فهم متون ديني با استمداد از حقايق روز تلاش بيشتري نموده، راهکارهاي علمي‌تر و به روز، در جهت جلوگيري از ستم بر زنان و بدرفتاري با آنها و نيز در تضمين حقوق مشروع آنها ارائه کنند.
شخصيت حقوقي مستقل زنان
زن و مرد مسلمان هويتي مستقل را از گهواره تا گور حفظ مي‌کنند. اين شخصيت حقوقي از حق تجارت و مالکيت مستقل برخوردار است. ازدواج بر شخصيت حقوقي، حق مالکيت، حتي نام فرد تأثير نمي‌گذارد و چنان‌چه زن جرم مدني مرتکب شود، مجازاتش کم‌تر يا بيشتر از مجازات مرد نيست. همچنين اگر در مورد او خطايي صورت گيرد يا آزاري به وي رسد مانند مردان مستحق غرامت مي‌گردد.
بنابراين تقاضاي شخصيت حقوقي مستقل زنان از سوي فمينيسم مورد حمايت سنت‌هاي اسلامي قرار دارد.
اصول و اهداف جنبش اجتماعي زنان ( فمنيسم) در قرن حاضر
اصول کلي که مي توان از ميان نظرات و نوشته هاي فمنيست‌ها به دست آورد، حاوي مطالبي به شرح زير است:
1) اصالت دادن به انسانيت افراد بدون در نظر گرفتن جنسيت آنها
2) اعطاي استقلال مالي و عملي به زنان و رها کردن آنها از قيد وابستگي و نظارت مردان
3) مبارزه با عقيدة، ناقص بودن زنان در زمينه‌هاي مختلف
4) ارايه بينش جديد از علوم و مسايل جامعه براساس تفکر فمنيستي و زنانه
5) برابري زن و مرد در تئوري و عمل.
زنان فمنيست مي‌کوشند تا با اتکا به اين اصول، نظام پدرسالاري و حکومت مردانه را از بين برده، ديدگاه جديدي بر پايه تفکر زن مدارانه (در بعد فمنيسم تندرو) يا بي‌طرف (در ديدگاه‌هاي محافظه کارانه‌تر فمنيسم) ارائه دهند و دنياي نويني با ارزش‌ها و منافع عادلانه‌تر بنا نهند.
شعايري که زير بناي اين اصول را تشکيل مي‌دهند، عبارتند از
1) نفي تفکيک نقش بين زنان و مردان.
2) جلوگيري از خشونت هاي جنسي مردان عليه زنان .
3) جلوگيري روابط توليد مثلي از روابطي که فقط به منظور کسب لذات جنسي صورت مي‌گيرد.
4) مجاز دانستن زنان براي تصميم گيري دربارة جلوگيري از حاملگي و سقط جنين.
5) به رسميت شناختن خانواده هاي تک والديني و مادر مجرد.
6) دفاع از حقوق کودکان نامشروع و برابر دانستن آنان با کودکان مشروع.
7) آزاد بودن زنان براي برقراري روابط آزاد جنسي همانند مردان.
8) محق بودن زنان در برخورداري از هويتي مستقل از هويت شوهر و پدر.
9) ايجاد جهان دو جنسي و حذف صفات زنان.
تا پيش از ورود زنان به قلمرو علم و مجاز دانستن آنها براي تحصيل در سطوح عالي، درخواست زنان براي دستيابي به حقوق مساوي با مردان، فقط در ابعاد حقوق مدني و سياسي آن هم توسط زنان طبقه متوسط که از مناصب و کار خود محروم شده بودند. خلاصه مي‌شود و بعدها با فراهم شدن شرايط کار در کارخانه‌ها براي زنان ، حقوق اقتصادي نيز به اين حقوق اضافه شد، همزمان با ظهور فمنيسم در ادبيات و نفوذ زنان به عرصه هاي مختلف علمي، مباحث فمنيسم بعد علمي و نظري يافت و بتدريج شکل يک فلسفة سياسي را به خود گرفت. از اين رو به جاي ارايه خواست هاي حقوقي به چرايي وضعيت زنان و کشف اين نکته پرداخت که چرا نظام جهان، نظامي دو جنسي است نظامي که در آ‌ن مردان با برخورداري از قدرتي تام و تمام همواره زنان را تحت سلطه و سيطرة خود دارند.







پژوهشگر:حديثه بشين





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان