بسم الله
 
EN

بازدیدها: 854

مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت دهم

  1391/2/19
خلاصه: مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت دهم

ضرروت معرفت نسبت به «متعه»

آنچه از متون تاريخي و روايي برمي آيد، اين است که به رغم جواز و اباحه و بعضاً تاکيدي که بر استحباب آن مي باشد، به سبب وجود زمينه سوء استفاده برخي از افراد، و جهالت و غفلت بعضي ديگر نسبت به اين حکم خاص که تبعات و عوارضي را همواره به همراه داشته، مشاهده مي شود که اين موضوع با بصيرت و انديشمندي خاصي از سوي ائمه معصومين مطرح گرديده است.

لذا دم زدن از رواياتي که فقط تأکيد بر آن نموده، بدون جمع عرفي و دلالي بين همه متون و بي توجهي به عام و خاص و مطلق و مقيد بودن و اجتهادي پويا و کارا، يا عدم تبيين جايگاه و شرايط خاص آن که از سوي ائمه معصومين (ع) به وضوح روشن گرديده، نه تنها گره اي را نمي گشايد؛ بلکه ما را دچار مشکلاتي مي کند که مي بينيم از سوي بزرگان دين هشدار نسبت به آنها کراراً مطرح شده است.

لذا بدون پشتوانه معرفتي و زمينه هاي فرهنگي مناسب و داشتن جايگاه قانوني خاص و يا بي توجه به زمان و مکان و مصاديق و ارزيابي مواضع دقيق نفي و اثبات آن در متون اسلامي، دامن زدن به چنين حکمي اشتباهي بزرگ است.

اميرالمومنين علي (ع) در يک دستور العمل کلي به کميل مي فرمايد: «ما من حرکة الا و انت محتاج فيها الي معرفة» يعني حرکت بدون بصيرت در موضوعات متعدد منع گرديده که اولاً حکم «متعه» از اين دستور العمل کلي خارج نيست، ثانياً نفس اين موضوع و چگونگي طرح آن و لزوم معرفت نسبت به جايگاه آن براي مرد و زن در متون روايي صراحتاً آمده است.

مثلاً در بياني از امام هشتم (ع) اين گونه آمده: «المتعة لاتحل الا لمن عرفها و هي حرام علي من جهلها» متعه حلال نيست مگر بر کسي که شناخت دقيق نسبت به آن دارد و حرام است بر کسي که جاهل به ] احکام و شرايط[ آن است.

در کلام ديگري از محمد بن عيص آمده که از امام صادق (ع) سوال کردم از متعه، امام (ع) فرمود: «نعم اذا کانت عارفة، قلنا: فان لم تکن عارفة. قال فاعرض عليها.. ..» که در اين روايت امام (ع) اهميت دانش زن را نسبت به اين موضوع تبيين مي فرمايد و توجه به اين مسأله که اگر زن آگاهانه اين امر را پذيرفت، او ديگر نسبت به اين امر و عواقب آن مغبون به شمار نمي آيد.

لذا در روايت ديگر وقتي از امام صادق(ع) از متعه سوال مي شود مي فرمايد: «ان امرها شديد فاتقوا الابکار» مي فرمايد: «همانا امر متعه امر دشواري است پس از متعه با دختر باکره بپرهيز. اين روايت نه تنها مبين دقت تام ائمه معصومين نسبت به عواقب اين موضوع مي باشد، بلکه هشداريست به مردان که به خاطر تسهيل امر خود با حيثيت يک دختر مسلمان بازي نکنند و امر متعه را کوچک نشمارند و موجب غبن و تضرر او نشوند.

دستة ديگري از روايات است که توجه مردان را در نهي از اولاد به سبب «متعه» بيان مي نمايد. مثلاً امام صادق(ع) روايتي را از پدر گراميش و سپس از رسولخدا(ص) بيان مي نمايد که پيامبر(ص) فرمود: «ان الله اخذ ميثاق علي ساير المومنين ان لاتعلق منه فرج من متعه» خداوند متعال پيمان گرفت بر ساير اهل ايمان که هرگز رحم زني از او به جهت متعه تعلقي پيدا نکند و بارور نگردد. و در ادامه آن مي فرمايد:« اين امتحان سختي است که به سبب آن ايمان مومن از کفرش در تعلق رحم و باروري همسر متعه اي پديدار مي گردد. سپس امام(ع) فرمود: « و قال رسول الله (ص) ولد المتعه حرام» که اين حرمت همان شدت در کراهت و منع از اين نوع باروري است. چون شريعت توجه تامي به حفظ حيثيت زن و مرد مسلمان دارد، لذا اميرالمؤمنين مي فرمايد:« اتقوا مواضع التهمة» از جمله مواضع تهمت موضع متعه است که در روايات بدان اشاره شده است.

لذا توجه به جامعيت روايات در تعريف حدود و ثغور «متعه»، اهميت معرفت و شناخت دقيق نسبت به آن روشن مي سازد. بر اين اساس صرف طرح آن، به عنوان يک راهکار نه تنها ثواب و صواب نيست، که نوعي خيانت به فرد و جامعه است.

چنانچه بعضي از بزرگان مانند حر عاملي در باب مکروهات متعه اموري را بيان مي کند که از آن جمله اين است که: «کراهية التمتع ان کان ذلک يسبب فتنة او فساد النساء او شنعة » و « التمتع بامراة مع الاستغناء عنها» و يا «کراهية السؤال عن المراة المتمتع بها ابتدائاً و استدامةً » اگر متعه موجب فتنه يا فساد زنان يا آبرو ريزي و فضاحت گردد، اين عمل مکروه است. يا اگر او داراي همسر است و نيازي به متعه ندارد که در بسياري از روايات منع شده مرد متزوّج سراغ متعه رود و ديگر کراهت سؤال از زن براي استمتاع چه ابتدائاً و چه استدامتاً؛ مضاعف بر اينکه خروج از اعتدال و بي توجهي به تمامي ابعاد يک حکم، در قوانين اسلامي شديداً منع گرديده و نگرشهاي يک بعدي است که عمدتاً عامل انحراف يا انحطاط يا جمود و يا تعصب مي شود.

آيا متعه براي دختران است؟

رويکرد ديگري که امروز در بعضي از مطبوعات و کتب، يا گفتمان ها با آن مواجهيم، ترويج راهکار متعه براي برقراري ارتباط مشروع جنسي بين دختران و پسران در محافل اجتماعي و دانشگاهي است. که اين موضوع هم متأسفانه با عدم شناخت و بصيرت لازم از آن مطرح مي شود. و عمدتاً تبعات ناخوشايند و عوارضي را در پي دارد که در متون روايي بطور جدي نسبت به آن هشدار داده شده است. ليکن در طرح موضوع مورد اغماض يا بي توجهي عامدانه و جاهلانه قرار مي گيرد. پس اهميت اين امر ضرورت بحث را در اين مورد دو چندان مي کند و ما براي روشني آن به دو مطلب اساسي در اينجا مي پردازيم.

ديدگاه بعضي از فقهاء و نخبگان عرصه فقه چون محقق حلّي، صاحب جواهر که با تحليل و ارزيابي دقيق متون روايي شکل گرفته است.

بررسي روايات در اين زمينه و توجه خاص ائمه (ع) نسبت به حفظ حيثيت و سرنوشت دختر و نهي و احتراز از عواقبي که به سبب «متعه» دامنگير دختر و خانواده او مي گردد. و رعايت استعفاف و پوشيده داشتن و اباي از علني کردن اين حکم در منظر و مرآي عام. و پرهيز از آنچه که موجب فتنه يا آبرو ريزي و فساد زنان مي شود.

ديدگاه فقهاء در متعه دختران

عبارت شرايع اين گونه است « ويکره ان يمتنع ببکر فان فعل فلا يقتصها» اشاره به اينکه با دختر باکره مکروه است متعه صورت پذيرد. و اگر هم متعه نمود سعي کند که موجبات مشکل و عار و عيب براي او نشود. و مرحوم صاحب جواهر در شرح اين مطلب و تصريح در اين کراهت به بيان ادله و رواياتي متعدد مي پردازد که حامل نهي از متعه دختر باکره است. که ادله در بحث روايي مي آيد. ايشان در جمع بين ادله مبتني بر عمومات و جواز از طرفي و ادله نهي از متعه دختر باکره، حکم بر کراهت آن مي نمايد.

يکي از بزرگان معاصر در ذيل ادله اي که مبتني بر نهي از متعه باکره است اينگونه مي فرمايد:« علت کراهت تمتع براي باکره ها ممکن است اموري از اين قبيل باشد:

1 – عيب براي خانوادة او بواسطة از بين رفتن بکارت و ننگ و عار براي دختر بواسطة تهمت هاي مردم.

2 – دختر باکره ممکن است فريب خدعة مرد را بخورد و براحتي به خواستة او تن در دهد. و يا مصلحت واقعي خود را مورد توجه قرار ندهد.

3 - ممکن است اين استمناع موجب شود که مردان ديگر امتناع از پذيرش همسري دائمي او را نمايند.




نويسنده:عزت السادات ميرخاني






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان