بسم الله
 
EN

بازدیدها: 869

نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت سوم

  1391/2/11
خلاصه: نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت سوم
مرتبه‎ي ايماني و اخروي زن
نويسنده‎ي مورد نظر در ارتباط با ادعاي برتري ايماني مرد بر زن از ديدگاه اسلام، مباحث و شواهد مدوني را ارائه نداده است؛ ولي در مجموع مي‎توان شواهد ذيل را از بحث‏ او به دست آورد:
الف) آيه‎ي 11 سوره‎ي نساء
چنان‏که گذشت قول انديشمندان ارزش ذاتي ندارد و معيار اساسي در پي‏بردن به آموزه‏هاي اسلام، قرآن و سنت است؛ لکن نويسنده چنين القا مي‎کند که فخر رازي با استناد به آيه‎ي 11 سوره‎ي نساء و در تفسير آن، مرد را در خلقت، عقل و ايمان، کامل‏تر از زن معرفي مي‎کند. در نتيجه چنين توهم مي‎شود که آيه‎ي مورد اشاره حقيقتاً چنين مفهومي را در بر دارد.
لکن در آيه‏ي مورد اشاره چنين آمده است:
«اي مردم! خداوند شما را در [باره ميراث] اولادتان توصيه مى‏کند که براى هر پسر به اندازه سهم دو دختر باشد.»
اين آيه‎، تنها دو برابر بودن ارث مرد نسبت به زن را بيان مي‎کند و مطلبي که رازي در ذيل آن آورده ربطي به تفسير آيه ندارد و هيچ اشاره‏اي در آيه به آن نشده است؛ بلکه آن صرفاً احتمالي است که رازي درباره‎ي حکمت «دو برابر بودن ارث مرد نسبت به زن» مطرح کرده است؛ آن هم احتمالي که درست به نظر نمي‏رسد و مخالف حکمتي است که در روايات اهل بيت(ع) براي حکم مذکور بيان شده است.[10]
به‏علاوه، در عبارت رازي سخني از برتري مرد در «دين» وجود ندارد؛[11] ولي نويسنده آگاهانه يا ناآگاهانه، مفاد عبارت رازي که موقعيت برتر مرد در امکان به دست‏گيري منصب‏ها و جايگاهاي ديني مانند قضاوت و رهبري است، را به غلط، کامل‏تر بودن مرد در ايمان، ترجمه کرده است.
ب) ترک عبادت در ايام عادت
بر اساس حديثي از صحيح مسلم، برداشته شدن عبادت از زنان در دوران قاعدگي دليل بر نقص در دين آنان بيان شده است.
اين حديث اولاً از حيث سند داراي اشکال است؛ زيرا در ميان راويان آن "زيد بن اسلم" قرار دارد که بعضي از دانشمندان رجال‏شناس او را به تدليس و فريب‏کاري، تفسير به رأي و مشکل در حفظ حديث، متهم کرده‏اند.[12] ثانياً مهم‏تر از سند حديث، تعارض محتواي آن با مجموعه‏اي از مباني قرآني است. همان‏طور که گذشت، معيار برتري واقعي و ارجمندي در نزد خداوند تقواست و فرد باتقوا به ميزان اين اطاعت در نزد خدا داراي ارج و منزلت است. بر اساس اين مبناي قرآني، زنان با‏ايمان که در ايام عادت فرمان الهي به ترک نماز و روزه در اين ايام را اطاعت مي‎کنند، زناني باتقوا هستند و نه تنها به جهت اين کار تنقيص و مذمتي بر آن‏ها نيست، بلکه ارج و منزلتي در خور نزد پروردگار مي‎يابند. بنابراين، حديث مذکور که زنان را به سبب ترک عبادت در ايام عادت تنقيص مي‎کند، در تعارض با اين مبناي قرآني است و طبق روايات متواتر از پيامبر و اهل بيت، احاديث مخالف قرآن را نبايد پذيرفت.
همچنين خداوند در آياتي از قرآن وجود فرصت کاملاً برابر و بدون دخالت جنسيت را براي زنان و مردان در دست‏يابي به حيات طيبه، مغفرت و پاداش الهي و داخل شدن در بهشت بيان مي‎کند:
«من عمل هيچ عمل‏کننده‏اى از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم کرد؛ شما همنوع هستيد و از جنس يکديگر.»[13]
«کسى که چيزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى که ايمان داشته باشد، چنان کسانى داخل بهشت مى‏شوند و کمترين ستمى به آن‏ها نخواهد شد.»[14]
«هر کس کار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى که مؤمن است، او را به حياتى پاک زنده مى‏داريم و پاداش آن‏ها را به بهترين اعمالى که انجام مى‏دادند، خواهيم داد.»[15]
آيات فوق که کمترين تفاوتي را ميان زن و مرد در دست‏يابي به مقامات معنوي و پاداش‏هاي الهي بر نمي‏تابد و معياري جز ايمان و عمل صالح را براي آن معرفي نمي‏کند، شاهدي گويا بر اين است که جنسيت در کاهش يا افزايش اين فرصت‏ها و زيادي و يا کمي ايمان و دين که شرط دست‏يابي به مقامات و پاداش‏هاي مذکور است کمترين تأثيري ندارد؛ زيرا اگر جنسيت اندک دخالتي داشت و حداقل تفاوتي را ميان زن و مرد در درجه و مرتبه‎ي وصول به آن مقامات موجب مي‎شد، خداوند از فرصتي برابر در رسيدن به مقامات معنوي و پاداش‏ها سخن نمي‏گفت و اشاره‏اي به اين تفاوت مي‎کرد.
ج) آيه‎ي 21 سوره‎ي روم
خداوند در اين آيه مي‎فرمايد:
«از نشانه‏هاى او اينکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد.»
نويسنده، برداشتي را از فخر رازي در ارتباط با آيه‎ي فوق مطرح مي‎کند که طبق آن زنان براي عبادت و تکليف خلق نشده‏اند؛ بلکه آن‏ها صرفاً براي ما خلق شده‏اند و نعمت براي ما هستند.
اين برداشت بر خلاف ظاهر اين آيه و نيز مجموعه آياتي است که تکاليف يکساني را بر مردان و زنان قرار داده است. چيزي که احتمالاً رازي را به چشم بستن از اين آيات روشن واداشته، بعضي احاديث مخالف قرأن از امثال مسلم و بخاري است که تحت تأثير فضاي زن‏ستيز دوره‎ي جاهليت و قبل از اسلام - که تا به امروز هم ادامه دارد - جعل شده و به پيامبر بزرگوار اسلام نسبت داده شده است. در رابطه با آيه مورد نظر توجه به چند نکته لازم است:
اولاً: واژه «ازواج» در آيه‎ي مذکور جمع زوج است و زوج به معناي جفت زن نيست؛ بلکه به هر يک از دو جفت، خواه زن باشد و يا مرد «زوج» گفته مي‎شود.[16] خطاب آيه نيز به خصوص مردان نيست؛ بلکه همه‎ي افراد بشر - از زن و مرد – مورد خطاب‏اند؛ بنابراين مقصود از عبارت «خلق لکم ازواجاً» اين نيست که «براي شما مردها زناني آفريد» تا نتيجه گرفته شود که صرفاً زن‏ها براي مردان خلق شده‏اند؛ بلکه مفاد آيه اين است که خداوند براي شما انسان‏ها (از زن و مرد) همسراني از جنس خودتان (از جنس بشر، نه موجودات ديگر) آفريد؛ يعني براي شما زن‏ها، مرداني را و براي شما مردها، زناني را براي همسريتان خلق کرد.[17]
ثانياً: بر فرض که از ظهور آيه دست برداريم و به غلط بپذيريم که آيه خطاب به مردان است و مقصود از «ازواج» زنان هستند، ولي بايد توجه داشت که محتواي آيه دلالت بر حصر ندارد و در آن از ادات حصر استفاده نشده است، تا خلقت زنان را منحصر در زوجيت آن‏ها براي مردان و آرامش يافتن مردان از طريق آنان قرار دهد.
اين آيه همانند آيه‎ي 72 سوره‎ي نحل است که مي‎فرمايد:
«خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد.»
اگر از اين آيه که فرموده «براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد» حصر فهميده شود و چنين استنباط شود که همسران صرفاً براي مردان – و نه براي هيچ هدف ديگري – خلق شده‏اند، در اين صورت، از دنباله‎ي آيه هم که فرموده «و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد» فهميده مي‎شود که فرزندان و نوه‏هاي انسان، تنها براي آن‏ها خلق شده‏اند و وجودشان، عبادت‏هايشان و...، همه فرعي و تبعي است. نتيجه اين برداشت غلط اين است که به جز افرادي که در زمان نزول اين آيات بوده‏اند، تمامي نسل آن‏ها فرعي و تبعي باشند.





نويسنده: سيد احمد هاشمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان