بسم الله
 
EN

بازدیدها: 730

جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت ششم

  1391/2/10
خلاصه: جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت ششم
قول کريم و کاربرد آن در حقوق خانواده

نمود ديگر عفاف در گفتار، نوع تکلم با پدر و مادر و کساني است که به لحاظ جايگاه حقوقي و تربيتي حقي به گردن انسان دارند که لازمه ايفاي آن حق، کرامت و سلامت در گفتار با آنهاست؛ لذا در کنار توصيه‌هاي لازم رفتاري مي‌فرمايد: «لا تقل لهما اف و لا تنهر هما و قل لهما قولا کريما» (إسراء، 23)؛‌ آنگاه که ايشان در عين قدرت سايه رحمت و شفقت بر سر تو افکندند و حال آنکه تو در ضعف بسر مي‌بردي، اکنون زمان آن است که تو بالهاي رحمت فعلي و قولي را بر آنان بگشايي. اين موضوع در گستره وظايف فرزندان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و در متون اسلامي جزء حقوق والدين محسوب مي‌گردد.

قول بليغ و قول لين و کاربرد آن در روابط اجتماعي

در عرصه رويارويي با فرهنگهاي غير الهي و چهره‌هاي نفاق و شرک، قرآن به دو نکته اساسي ارشاد مي‌کند:

1- نپذيرفتن فرهنگ، سلطه و نفوذ و باور نداشتن وعده‌ها و گفتارهاي ناصواب آنها. و حتي اعلام برائت از آنان که بناي عناد و عداوت دارند و عدم همرازي و دوستي و موالفت نزديک با آنان.

2- تبليغ و بيان حقايق و تلاش در راه به هدايت کشاندن و اصلاح نکات مذموم فکري و اعتقادي و عملي آنان با استفاده از بهترين روشهاي کلامي و رفتاري تا آنان سخن حق را بگيرند و بدنبال فطرت و انديشه، در صدد تحليل آن بر آيند. لذا اصل اوليه در اصلاح آنان دعوت و مسالمت است نه جنگ و خشونت. اينجاست که به حضرت موسي(ع) مي‌فرمايد: تو و برادرت مأموريد به سراغ فرعون برويد ليکن ابزار شما قول لين است: «فقولا قولا لينا لعله يتذکر أو يخشي»؛ اشاره به اينکه اولا اتمام حجت کنند. و ثانياً اگر قول لين باشد، از تأثير‌گذاري فراوان برخوردار است. ثالثاً نسبت به هدايت هيچ انساني مأيوس نشويد؛ زيرا همه از فطرت توحيدي برخوردارند، اگر چه ممکن است حجابهايي فرا روي آنان باشد. رابعاً مکتبي که حق است، منطقي بر اساس انديشه و حکمت دارد و نيازي به دشنام و کلمات سخيف ندارد.

اينجاست که رسالت سربازان عرصه علم و انديشه روشن، بيش از مبارزان جنگ بيروني است.

قرآن کريم درباره رويارويي با نفاق و منافقان مي‌فرمايد: «فأعرض عنهم و عظهم قل لهم في أنفسهم قولا بليغاً» (نساء 23)؛ اشاره به اينکه سخن تو بايستي از رسايي و بلاغت کافي برخوردار باشد و يا اينکه با وجهي نيکو و شايسته ايراد گردد.(راغب اصفهاني، مفردات راغب، ج 1، ص244) تا در دل ايشان اثر گذار باشد.

قول ميسور و گستره آن

در مواجهه با دريافت حق مستضعفان و محرومان و مقابله با انسانهاي اسرافگر با زباني قرين به نرمي و ملايمت سخن بگوي تا بواسطه تأثير کلام تو دست از اسراف بردارند و راه اعتدال را در پيش گيرند.

عفاف در زبان و خاستگاه حقوقي آن در نگاه ديني امام سجاد(ع) در رساله حقوق خود راجع به حق زبان و نوع استفاده از آن اينگونه مي‌فرمايد: «اما حق زبان اين است که با کرامت، آن را از گفتار زشت بازداشته و به گفتار خير و بر ادب سخن واداري و هر چه بيشتر آن را از بيهوده‌گويي بر حذر داري، مگر در مواردي که منفعت دين يا دنياي تو در آن است و عفت در زبان را در اموري که فايده‌اي ندارد و اثر سوء مي‌آفريند، حفظ کني؛ زيرا انسان از ضررش در امان نيست. زبان گواه بر عقل آدمي و پيرايه و زينت عقل است و زيبايي سيرت انسان در زبانش آشکار مي‌شود.

ناکارآمدي حقوق در سيستمهاي انسان مدار

آنچه که امروز به رغم گستره تبيين حقوق و توجه دادن به حق حيات ديگران، قابل بررسي و تحليل است، اين نکته اساسي و مغفول از ذهن بشري است. انسان تا زماني که خود را به لحاظ شناخت خويشتن انساني و حقوقي که خود برخود دارد، مورد توجه قرار ندهد، قطعا نمي‌تواند جايگاه خويش را در يک مجموعه حقوقي بيابد. به تعبير رساي قرآن کريم «قل ان الخاسرين الذين خسروا أنفسهم»؛ زيانکار واقعي کسي است که به حقيقت خويش آشنا نيست و نسبت به حقوق و وظايفي که لازمه حيات انساني اوست، غافل مانده و دريچه آيات أنفسي به روي او بسته گرديده است؛ چنين شخصي هرگز در برقراري ارتباط با محيط خود موفق نخواهد بود. زيرا کسي که خود را نشناخته و به تعبير رساتر جايگاه خودش هم برايش مشتبه است و خود مداري را به جاي انسان مداري پذيرفته، چگونه مي‌تواند درک صحيحي از حقوق ديگران و زندگي داشته باشد. و اين همان نقطه تفاوت در تبيين جايگاه شخصيت انسان از ديدگاه روانکاوي ديني و انسان‌شناسي بر مبناي اصول غير الهي است.

اينجاست که نوع نگارش حقوق از منظر مکاتب الهي با نوع نگارش قراردادهاي طبيعي و کنوانسيونهاي بين‌المللي کاملاً تفاوت دارد و فرآيند حقوق و رويکرد مورد انتظار آن نيز کاملاً متفاوت با نتايج بدست آمده از هياهوهاي ظاهري حقوقي است. اين امر حتي در نوع نگارش رساله حقوق سيدالساجدين زين‌العابدين(ع) به وضوح ديده مي‌شود؛ چنين موضوعاتي به لحاظ اهميت محوري آنان در طول فرايندي است که حضرتش تحقق آن را لازم مي‌دانند؛ لذا تمامي توصيه‌ها مبتني بر اصولي واقعي و ارزشهايي برخاسته از خود سازي و کمال‌گرايي انساني است.




نويسنده:عزت السادات ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان