بسم الله
 
EN

بازدیدها: 798

نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت دوم

  1391/1/18
خلاصه: نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت دوم
انسانيت زن از ديدگاه اسلام
مقاله‏ي «زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام» با نقل عبارتي از يک کتاب، چنين القا مي‎کند که اسلام زن را به‏عنوان انسان نمي‏شناسد. چنين نگاهي نه تنها هيچ مستند قرآني و روايي ندارد، بلکه شواهد کافي بر خلاف آن وجود دارد. به‏عنوان نمونه در قرآن کريم، فراوان از خطاب «ناس» و «انسان» استفاده شده و در هيج يک از موارد قرينه‏اي بر اين که مراد از آن تعابير خصوص مردان باشد، وجود ندارد.
علاوه بر آن، آيه‎ي 21 سوره‎ي روم بر همساني زن و مرد در انسانيت دلالت دارد. در اين آيه خداوند خطاب به انسان‏ها مي‎فرمايد:
«و از نشانه‏هاى او اينکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد.»
تعبير «از جنس خودتان» به روشني دلالت دارد که زن و مرد هر دو انسان هستند؛ زيرا اگر يکي انسان باشد و ديگري غير انسان، ديگر تعبير «همسراني از جنس خودتان » صادق نبود.
نويسنده‎ طبق روايتي از بخاري – که بيان کننده‎ي خلقت حضرت حوا از دنده‎ي چپ حضرت آدم(ع) است – خلقت زن را از ديدگاه اسلام، بلکه همه‎ي اديان ابراهيمي خلقتي ثانوي و انسانيتي درجه دومي معرفي مي‎کند.
درباره‎ي خلقت حوا روايات مختلفي وجود دارد؛ در بعضي از آن‏ها به‏طور صريح خلقت حوا از دنده‎ي چپ آدم تکذيب شده است.[5] با قطع نظر از سند روايات دلالت کننده بر خلقت حوا از دنده‎ي چپ آدم، و وجود رواياتي معارض با آن، بايد توجه داشت که اولاً روايات مذکور بيان کننده‎ي خلقت حوا از آدم است، نه خلقت مطلق زنان از مردان، آن‏گونه که نويسنده‏ي مذکور به شکلي مغالطه‏آميز آن را القا مي‎کند؛ ثانياً خلقت حوا از آدم و به عبارتي، ماده‎ي اوليه بودن آدم براي خلقت حوا، مستلزم فرعي و تبعي بودن حوا و پايين‏تر بودن مرتبه‎ي وجودي و انساني او از آدم نيست؛ زيرا چه بسا موجودات از ماده‎ي اوليه‏شان متکامل‏تر باشند؛ به‏عنوان نمونه، در قرآن کريم، خداوند خطاب به انسان‏ها مي‎فرمايد: « ما شما را از آن [زمين] آفريديم.»؛[6] حال آيا خلق شدن انسان از زمين و خاک دليل بر فرعي و تبعي بودن انسان نسبت به آن است، و يا بر عکس، انسان به مراتب متکامل‏تر از آن است؟

ارزش زن در پيشگاه خدا
نويسنده با تمسک به آيه‎ي 228 بقره و 34 نساء و برداشت‏هاي بعضي انديشمندان متأثر از کتب بخاري و مسلم، به صورت ضمني، برتري ارزشي مرد از زن در پيشگاه خداوند را به اسلام نسبت مي‎دهد.
در اينجا ما برتري ارزشي مرد را بررسي مي‎کنيم:
با مطالعه‎ي جامعه، انواع فراواني از تفاوت و نابرابري را مي‎توان مشاهده کرد؛ به‏عنوان نمونه، افراد از حيث جنسيت، سن، نژاد، قوميت، زبان و... متفاوتند؛ همان‏گونه که از جهت ويژگي‏هاي شخصي طبيعي و يا اکتسابي ناهمسانند. افراد بشري داراي ميزاني از نابرابري در توانايي‏هاي جسمي، زيبايي، قدرت فکري، دانش، اعتماد به نفس و... هستند و همين‏طور برخورداري‏هاي آنان از مزاياي اجتماعي (منزلت، قدرت، دارايي و ثروت ) نابرابر است و در رتبه‏بندي‏هاي اجتماعي متفاوتي قرار دارند.
قرآن کريم در آيات متعدد ضمن بيان تفاوت‏ها و نابرابري‏ها که در مناسبات اجتماعي و زندگي دنيايي به وفور قابل مشاهده است، آن‏ها را معيار برتري حقيقي انسان‏ها نمي‏داند و در عوض، تقواي الهي، ايمان، علم، و تقرب به خداوند را معيار برتري حقيقي و ثابت معرفي مي‎کند؛ از جمله:
«اي مردم! ما شما را از مذکر و مؤنث آفريديم، و ملت‏ها و قبيله‏هايي قرار داديم تا يک‏ديگر را بشناسيد؛ همانا ارجمندترين شما در نزد خدا پرهيزکارترين شماست.»[7]
«خداوند کسانى را که ايمان آورده‏اند و کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظيمى مى‏بخشد.»[8]
«افراد باايمانى که بدون بيمارى و ناراحتى، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانى که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، يکسان نيستند! خداوند، مجاهدانى را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [ترک‏کنندگان جهاد] برترى مهمى بخشيده است.»[9]
با توجه به آنچه گذشت ملاک برتري در نزد خدا به اموري مثل علم، ايمان، پرهيزگاري و تلاش در راه تقرب به خدا است و تفاوت‏هاي موجود در مناسبات اجتماعي و زندگي دنيوي در برتري حقيقي دخالتي ندارد. بنابراين در صورتي مي‎توان ديدگاه برتري مرد در پيشگاه خدا را به اسلام نسبت داد که در منابع ديني شواهدي بر نقصان زن در برخورداري از معيارهاي مذکور وجود داشته باشد؛ ولي چنان‏که در مباحث بعدي روشن خواهد شد، نه تنها چنين شواهدي وجود ندارد، بلکه شواهد گويايي بر نبود هيچ‏ تفاوتي در آن معيارها ميان زن و مرد وجود دارد.





نويسنده: سيد احمد هاشمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان