بسم الله
 
EN

بازدیدها: 781

جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت پنجم

  1391/1/17
خلاصه: جايگاه عفاف در قوانين و حقوق اجتماعي-قسمت پنجم
اراده جمعي و نقش آن در سرنوشت اجتماعي

اراده ذات اقدس کردگار بر اين است که مظهر و جانشين او در روي زمين، مريد و مختار باشد. او به سبب داده‌هايي چون عقل، اراده، وجدان، فطرت توحيدي و… مأمور به انجام مسؤوليتهاي فردي و اجتماعي و موظف به وظايفي گرديده است؛ لذا در گستره روابط اجتماعي، انسانها نسبت به سرنوشت جمعي خود مسؤولند. از نظر حقوقي هر کدام حقوق و وظايفي متقابل دارند. اينجاست که ريشه عفاف اجتماعي شکل مي‌گيرد و بر اساس افکار و اهداف، زمينه‌هاي صلاح و فلاح يا تباهي و هلاکت اجتماعي رقم مي‌خورد. هر چه سازه‌هاي تقوا و عفت در درون يک نظام قويتر باشد، سلامت و سعادت اجتماعي ملتش حتمي‌تر است. لذا قرآن کريم مي‌فرمايد: «ان لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم» (رعد، 11)؛ مادامي که ملتي خود در صدد فلاح و تغيير روشهاي مذموم به رويکردهاي مطلوب بر نيايند، خداوند سرنوشت آنان را تغيير نخواهد داد. پيامبر اکرم (ص)در کلامي اينگونه فرمودند که اگر در جامعه‌اي امر به معروف و نهي از منکر متوقف شود، اشرار بر آن مسلط مي‌گردند و دعاي اخيار مستجاب نمي‌شود. اين مطلب کراراً در کتب روايي و فقهي ما آمده است.

عفاف در گفتار و تعاملات کلامي

در تبيين اين مسأله قرآن کريم دو روش دارد که در هر دو روش، بيان اعتذال و گزيدن حد وسط است:

کيفيت برقراري روابط کلامي و ارشاد به نحو سخن گفتن.

بيان موارد تحريم يا مذموم و عوارضي که از اين گونه گفتارها پديد مي‌آيد.

در گفتار درماني از نوع اول، مسأله مخاطب شناسي از منظر آيات بسيار مهم است. در نحوه سخن گفتن نيز قرآن بهترين نوع برقراري رابطه گفتاري را تبيين مي‌نمايد و در عرصه فرهنگ و جايگاه مخاطب، روشها و قالبهاي متعدد را متناسب با همان جايگاه عرضه مي‌دارد.

اقسام قالبهاي کلامي در قرآن کريم

قول معروف 2- قول ميسور 3- قول بليغ 4- قول سديد 5- قول حسن 6- قول لين 7- قول کريم

قول معروف و مخاطب آن

مصاديق قول معروف در نوع سخن گفتن با نامحرمان است؛ لذا يکي از مصاديق آن در نحوه خواستگاري و سخن گفتن با زنان نامحرم قبل از ازدواج است که مي‌فرمايد: «لا جناح عليکم فيما عرضتم من خطبه النساء… و لکن لا تواعدوهن سراً الا ان تقولوا قولاً معروفاً» (بقره، 234)؛ ايرادي بر شما نيست نسبت به خواستگاري زنان منوط به اموري که از مهمات آن اين است که وعده پنهاني با آنان برقرار نسازيد و نوع ارتباط کلامي شما از دايره معروف خارج نشود.

معروف در کلام علامه طباطبايي: مفسر بزرگ در تفسير کلمه «معروف» مي‌فرمايد: «معروف همان چيزي است که متضمن هدايت عقل، حکم شرع، فضيلت و محاسن خلق نيکو و منشهاي حسنه در آداب است و چون اسلام شريعتي است که بر اساس فطرت و بناي خلقت است، پس معروف نزد قانونگذار چيزي است که مردم آن را مي‌شناسند (و نيکو مي‌دانند)، مادامي که آنان مسير فطرت را مي‌روند و از اعتدال در خلقت فاصله نگرفته‌اند.» (الميزان، ج 2، ص 243)
نکته قابل توجه آن است که در سوره احزاب نسبت به حقوق گفتاري در خطاب به انسانها مي‌فرمايد: «و لا تؤتوا السفهاء أموالکم التي جعل الله قياماً و أرزقوهم فيها و أکسوهم و قولوا لهم قولا معروفاً» (نساء، 4). در اين آيه به رغم اينکه مي‌فرمايد در دادن مال به سفيه امساک نماييد و در گستره اداره محجورين حکم سفيه را به لحاظ تصرفات مالي او بيان مي‌کند، نسبت به روابط غير مالي و گفتاري روي سخن معروف تأکيد مي‌نمايد و در برخورد کلامي با انسانهاي مستضعف فکري و عقلي مي‌فرمايد: «قولوا لهم قولا معروفا»؛ يعني سخن شما دقيقاً منطبق با روش عقلا و به دور از هر نوع حقارت و تضعيف روحيه و شخصيت آنان باشد. اين نکته در حقوق بشر اسلامي بسيار قابل توجه است که قشر قدرتمند و صاحب نفوذ جامعه بايستي رعايت حقوق مالي و حقوق انساني افراد ضعيف را بنمايند. در تأييد اين نکته در بحث تقسيم ترکه و ارث هم نسبت به حضور بعضي نزديکان (يتامي و مساکين و افراد نيازمند) مي‌فرمايد: «فأرزقوهم منه و قولوا لهم قولا معروفا»؛ از آن مال مقسوم، بهره‌اي هم به آنان دهيد و با آنان با ملايمت و معروف سخن گوييد.

قول سديد و جايگاه آن

در معناي سديد، مفردات راغب مي‌گويد «سُدِ» و «سدِ» به معناي ديوار و مانعي که اولي ساختگي و دومي طبيعي است و «سداد» بمعناي استقامت و پايداري است.(راغب اصفهاني، مفردات راغب، ج 2، ص 285)ّ

قاموس قرآن در معناي «قول سديد» مي‌گويد: «يعني قول صواب و محکم که باطل را در آن راهي نيست» (قرشي، قاموس قرآن، ج3، ص 246) قرآن کريم در يک دعوت همگاني براي سوق جامعه به سوي پايداري و صلاح مي‌فرمايد: «يا أيها الذين آمنوا إتقوا الله و قولوا قولا سديداً يصلح لکم أعمالکم و يغفرلکم ذنوبکم» (احزاب، 70)؛ اي اهل ايمان تقواي الهي پيشه کنيد و قول و کلام شما از ثبات و استحکام و صلاحيت برخوردار باشد که اين عمل جامعه را به اصلاح مي‌کشاند و موجب غفران گناهان مي‌گردد. همچنين در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد «فليتقوا الله و ليقولوا قولا سديداً» (نساء، 9).

در هر دو آيه، يکي از مراتب بالاي تقواي اجتماعي را در سخن متقن و صواب مي‌شمارد؛ زيرا بسياري از فتن اجتماعي و آفتها به سبب گفتارهاي ناصواب و بي‌مبنايي است که به خاطر عدم ثبات و حقانيت آن ايجاد مي‌گردد؛ لذا بالاترين گناهان و آفتها، آفت زبان و زيباترين سخن، قول سداد معرفي گرديده است. مولا اميرالمومنين(ع) مي‌فرمايد: «أحسن القول السداد» (آمدي،غرر الحکم، ج 1، ص 515). و اينگونه کلام نه تنها موجب سعادت و صلاح جامعه است، بلکه هر چه کلام از پاکي و خلوص و صفا برخيزد، ثبات و تأثير آن بيشتر است؛ لذا قرآن کريم در تمثيلي مي‌فرمايد: «کلمه طيبه کشجره طيبه اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي أکلها کل حين باذن ربها» (ابراهيم، 23)؛ يعني کلام پاک و برخاسته از ارزشها مانند درختي با برکت و پاکيزه است که ريشه‌اي ثابت و ميوه‌هايي ارزشمند و والا ببار مي‌آورد و طراوتي هميشگي دارد و تأثير آن فرامکاني و زماني است.





نويسنده:عزت السادات ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان