بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,028

تاريخچه حجاب در اسلام-قسمت سوم

  1391/1/4
خلاصه: تاريخچه حجاب در اسلام-قسمت سوم
شواهد روايى

شواهد روايى متعددى نيز گوياى اين نکته اند که حجاب در زمان رسول خدا واجب شد و آن جناب با کسانى که خود را با وضعيت جديد وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده مى کردند برخورد مى کرد و تذکر مى داد.

در رواياتى از سوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) محدوده حجاب بيان شده است. به عنوان نمونه در روايتى آمده است که نمايان ساختن تمام بدن براى زوج رواست و سر و گردن را مى توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم بايد از چهار پوشش استفاده کرد: پيراهن (درع)، روسرى (خمار)، پوششى وسيع تر از روسرى که بر روى سينه مى افتد31 (جلباب) و چادر (ازار)32.

شيخ صدوق به سند خود از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى کنند که آن حضرت فرمود:

روا نيست زنى که به دوران عادت ماهانه بلوغ رسيده موى جلوى سر و گيسوان خود را آشکار کند.33

در روايت ديگرىآمده است که براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) چند قواره پارچه آوردند. پيامبر قواره اى را به يکى از ياران خود داد و به او فرمود که اين را دو قسمت کن: قسمتى را براى خود جامه کن وقسمت ديگر آن را به همسرت بده تا براى خود روسرى کند. بعد به وى فرمود: به همسرت بگو براى اين پارچه آسترى فراهم کند تا بدن وى از زير آن نمايان نباشد.34

هم چنين در روايتى آمده است که پيامبر(صلى الله عليه وآله) با جابر بن عبدالله انصارى به خانه فاطمه((عليها السلام)) رفتند. پيامبر اجازه ورود خواست و فرمود من و کسى که همراه من است وارد شويم. فاطمه فرمود: روسرى بر سر ندارم پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: قسمت اضافه روپوش خود را بر سر خود بگير و بعد پيامبر(صلى الله عليه وآله) و جابر بر حضرت زهرا وارد شدند.35

برخى روايات نشان مى دهد زنانى که خود را با وضع جديد تطبيق نداده بودند مورد اعتراض قرار مى گرفتند. عايشه مى گويد: دختر عبدالله بن طفيل که برادر مادرى من بود در حالى که زينت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پيامبر(صلى الله عليه وآله)نيز وارد شد و هنگامى که او را ديد از او روى برگرداند. عايشه گفت يا رسول الله اين دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پيامبر فرمود: هنگامى که زن به دوران عادت ماهانه رسيد بر او جايز نيست که جز روى خود موضع ديگرى را نمايان کند.36

در گزارش ديگرى نيز عايشه مى گويد که اسماء دختر ابى بکر در حالى که پوششى نازک بر تن داشت بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)وارد شد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)از وى روى گرداند و به وى فرمود: اى اسماء! وقتى زن به سنى رسيد که عادت ماهانه براى او اتفاق مى افتد جايز نيست که جز صورت و دست وى تا قدرى بالاى مچ در معرض ديد ديگران قرار گيرد.37

قبل از غزوه طائف دو نفر که عموم مردم «غير اولى الاربه; مردى که از زن بى نياز است.» به حساب مى آوردند جمال و وضع ظاهرى زنى از اهالى طائف را تعريف مى کردند که چنين و چنان است. پيامبر(صلى الله عليه وآله)سخن ايشان را شنيد و درباره اين دو نفر فرمود: مى بينم که شما دو نفر به زنان تمايل داريد (غير أولى الأربه نمى باشيد) آن گاه دستور داد آن دو را به محلى به نام «عرايا» تبعيد کردند.38 اين قضيه حاکى از آن است که قبل از فتح طائف که در شوال سال هشتم هجرى اتفاق افتاد39 مسئله حجاب و رعايت حريم زنان مطرح بوده است.

اين روايات اگر چه از نظر سند و دلالت نيازمند بررسى است، اما روى هم رفته حاکى از اين موضوع است که حجاب قبل از آن که بين مسلمانان و ايرانيان يا روميان ارتباطى بر قرار شود، تشريع شده و پشتوانه اى دينى داشته است و چنين نبود که پس از تعامل با ديگر ملل، بين مسلمانان پيدا شده باشد.

زمان بر قرارى ارتباط ميان اسلام و ايران و روم

سر آغاز ارتباط ايرانيان و روميان با اسلام به زمانى باز مى گردد که رسول خدا ـ عليه آلاف التحية و الثناء ـ تصميم گرفت دعوت خويش را گسترش داده و ايران و روم و ملل ديگر را به اسلام دعوت نمايد. بر اساس گزارش هاى تاريخى، پيامبر ـ عليه آلاف التحية و الثناء ـ در سال ششم هجرى براى حاکمان ايران و روم نامه نگارى و دعوت خويش را از ايشان آغاز کرد. البته اين مرحله، ارتباطى برقرار نشد و ارتباط ايرانيان با مسلمانان تا زمان خليفه دوم در همين حد باقى ماند و در دوره حکومت خليفه دوم که مسلمانان ايران را فتح کردند ارتباط تنگاتنگى ميان آن ها به وجود آمد و زمينه تأثير گذارى ها و تعامل فرهنگى فراهم شد. ارتباط ميان روميان و مسلمانان نيز به همين دوران باز مى گردد.

با مقايسه اى سطحى ميان تاريخ نزول آيات حجاب و تشريع حجاب در اسلام و زمان پيدايش ارتباط ميان مسلمانان عرب و ديگر ملل، نادرستى پندار تسرّى حجاب از ساير ملل به اسلام عيان مى گردد.

شواهدى متعارض

به رغم آن چه گفته شد با گزارشهايى روبه رو مى شويم که حاکى از آن است که مردان نا محرم با زنانى برخورد نموده و آن ها را شناخته اند. به عنوان نمونه، سبيعه دختر حرث که همسر سعد پسر خوله از قبيله بنى عامر بود و در جنگ بدر حضور داشت مى گويد: شوهرم در سال حجة الوداع از دنيا رفت و من حامله بودم و بعد از مدت کوتاهى از فوت او وضع حمل کردم و پس از پشت سر گذاشتن دوران نقاهت، خود را آرايش کردم. مردى به نام ابوالسنابل پسر بعکک از قبيله بنى عبدالدار بر من وارد شد و وقتى مرا در آن حال ديد به من ايراد گرفت که چرا آرايش کردى؟ مى خواهى ازدواج کنى! به خدا قسم تو تا چهار ماه و ده روز نبايد چنين کنى! سبيعه مى گويد: با شنيدن اين سخنان خود را جمع کردم و شب هنگام خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله)رسيدم و مسئله را از او سؤال کردم. او به من چنين دستور داد: با وضع حمل، دوران عده تمام شده و اگر بخواهى مى توانى ازدواج کنى.40

اين نقل به روشنى دلالت مى کند که در سال آخر عمر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)و بنا بر شواهدى که گفته شد بعد از گذشت حدود دو سال از زمان وجوب حجاب، زنى مسلمان در برابر نامحرم به گونه اى حاضر شده که مرد نامحرم وى را شناخته است. آيا اين گزارش ها با وجوب حجاب در آن دوره منافاتى ندارد؟ اين گزارش ها با توجه به آن چه در اين نوشتار استنباط شده چگونه قابل جمع است؟

اگر فرض را بر صحت اين گزارش ها قرار دهيم و تعارضى بين اين گزارش ها و شواهد داخلى آن وجود نداشته باشد41 به چند صورت مى توان بين اين گزارش ها و وجوب حجاب در آن زمان جمع کرد:

1. بر فرض صحت نقل ها وقتى انسان گزارشى را به صورت هاى گوناگون و با زياده و نقصان مشاهده مى کند، چگونه مى توان به جزئيات مطرح در اين گزارش ها بها داد و بر آن استناد کرد و در نتيجه با مطالبى قطعى يا دست کم مطالبى که از در صد قطعيت بالايى برخوردار است معارض دانست؟ اين نکته با توجه به آن چه در تاريخ حديث به اثبات رسيده که اهل سنت دست کم در سده اول هجرى از ثبت و ضبط احاديث اجتناب کردند بسيار موجه است و شايد به همين دليل است که در فقه روايات نبوى چندان کاربردى ندارد. شعرانى درباره رواياتى که به طور گوناگون نقل شده است معتقدند: آن چه از اين روايات در اين موارد مى تواند مورد استناد قرار گيرد چکيده سخن است که مردم به طور معمول قادر بر حفظ و ضبط آن هستند و خصوصيات الفاظ و کلمات به دليل مختلف بودن قابل استناد نيستند.42 ايشان در جاى ديگر مى فرمايد: شيوه معاصران ما در تمسک به ويژگى هاى الفاظى که روايت مى شود و جزئيات آن و ادعاى ظن اطمينانى با استناد به اين امور قابل اعتماد نيست.43

2. از صحت اين گزارش ها مشروط بر اين که ثابت شود که مربوط به بعد از وجوب حجاب است، مى توان نتيجه گرفت در آن زمان صورت زن ها باز بوده و بنابراين، دستور پوشش شامل صورت نمى شود. چنان که برخى از حديث «خثعميه»44 چنين استنباط کرده اند.45 شايد بتوان گفت اين استنباط، منوط به اين است که پاى بندى فردى که اين رفتار از وى مشاهده و گزارش شده به دستورهاى شرع مقدس اثبات گردد.

در پاسخ به اين سؤال که آيا در اين موارد سکوت معصوم تقرير رفتار وى حساب نمى شود، بايد گفت ممکن است اعتراض معصوم نقل نشده باشد.




نويسنده:اسدالله جمشيدى





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان