بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,160

مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت هشتم

  1391/1/2
خلاصه: مرزشناسي در ازدواج موقت-قسمت هشتم
ارزيابي متعه در متون اسلامي
در مقاله پيشين مطالبي چند را در باب ازدواج دائم و موقت، مشترکات و مختصات آن دو، جايگاه ازدواج موقت در قانون مدني و پيشينه تاريخي ازدواج هاي غير رسمي در بين بعضي از اقوام و ملل و در دنياي غرب را مورد ارزيابي قرار داديم. در اين گفتار ادامه آن را در ابوابي چون: متعه و اقسام آن در قرآن کريم، حليت آن در زمان رسولخدا (ص) و نحوه تحريمش در دوران خليفه دوم، آشنايي، ورود بيشتر به روايات در اين باب، دقت در متون فقهي در اين زمينه، علت طرح استحباب آن از سوي بزرگان دين، دليل تحريم آن بر افراد جاهل نسبت به موضوع و حکم آن و ارزيابي نظر بعضي از انديشمندان علوم اسلامي را مورد توجه و تحليل قرار مي دهيم.

متعه در قرآن کريم
تدبير و غور در آيات قرآن کريم ما را به اين نتيجه مي رساند: لفظ متعه که عمدتاً در اصطلاح عرفي بر ازدواج موقت اطلاق شده، در لغت معاني متفاوتي دارد، که از مشتقات اين کلمه در قرآن کريم اين تعدد به خوبي دريافت مي شود. لذا گاه به معناي منفعت و زينت زندگي دنيا آمده مانند: «متاع الحياة الدنيا»

گاه به معناي زاد و توشه وارد شده مانند «متاعاً لکم و للسيارة»

گاه بهره مندي از تمامي مواهب زندگي آمده مانند: «و امم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب اليم»

گاه به معناي نفقه آمده «و للمطلقات متاع بالمعروف حقاً علي المتقين»

و در بعضي از موارد به معناي عطا و بخشش آمده «فمتعوهن و سرّحوهنّ سراحاً جميلا»

غير از اين معاني لغوي ما در قرآن کريم سه اصطلاح خاص در باب «متعه» داريم که به اعتبار اضافات آن و مناسبت حکم و موضوع هر کدام در جاي خاصي به کار مي روند.

متعه حج
اولين متعه، متعه حج مي باشد، که در اين باب مي فرمايد:« فمن تمتع بالعمرة الي الحج فما استيسر من الهدي» بدين معنا که هرکس عمره را به اتمام و حج را آغاز مي کند آنچه از قرباني براي او ميسر است، ذبح کند. و وجه تسميه «متعه حج» از آن جهت است که پس از عمره تمتع که قبل از حج تمتع است، حاجي از احرام خارج و محرمات احرام بر او حلال مي شود و تمامي محذورات احرام از او برداشته و در اين فاصله تمتعات بر او مباح مي گردد و اين همان چيزي است که «عمر» آن را کريه مي شمارد و در اجتهادش به همراه متعه زنان آن را بر مي دارد.

مرحوم علامه اميني در اين باب مي فرمايد: «دليل اينکه عمر از اين متعه نهي کرد، اين بود که او قبيح و مستهجن مي دانست، مردم در حالتي به حج روي بياورند که آب غسل به واسطه مجامعت با همسرانشان از سر و رويشان مي چکد، بعد از آنکه عمره تمتع به جا آورده اند».

سپس مرحوم علامه اميني در نقد اين کلام اين گونه مي فرمايد: «اما (بايد توجه داشت که) خداوند سبحان بصيرتر است از خليفه دوم و همچنين پيامبرش (ص)، زماني که اين حکم را براي مردم تشريح نمود و متعه حج را براي ابد تا روز قيامت مباح نمود که] حلال محمد حلال الي يوم القيامه و حرامه حرام الي يوم القيامه[ و ظاهر کتاب و سنت دلالت بر اين امر دارد و اين فعل خليفه دوم جز استحسان مخصوص به او دليل ديگري ندارد».

و حال آنکه شريعت اسلام که بناي احکام را بر سهولت نهاده، چنين نهيي را قرار نداده و دليل آن هم اين است که اصلاً عمل مذکور از مجراي حلال و ازدواج مشروع نه تنها گناه و لغو تعريف نشده است، بلکه از جهت حفظ فرد و جامعه از مفاسد، خود منشاء مصلحت و طهارت اجتماعي است و مي توان گفت: ثوابي هم که در روايات بر آن مترتب شده به جهت حفظ پاکدامني و مصالح فردي و اجتماعي است.

مضاف بر اينکه ما در ساير عبادات هم مثل صوم مي بينيم از جهت برداشتن تکلف از بندگانش مي فرمايد: «احلّ لکم ليلة الصّيام الرّفث الي نساءکم هنَّ لباس لکم و انتم لباس لهنَّ علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم…» اشاره به اينکه حلال گرديد بر شما در هر شبانگاه ماه صيام، که با همسرانتان خلوت نمائيد و در بيان دليل با زباني همراه با حکمت و گويا و قرين با لطافتي شيوا فلسفه حکم را بيان مي دارد، که زن و مرد نسبت به يکديگر مسئوليت صيانت و حفاظت را به عهده دارند و با «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» اين رسالت را در تمامي ابعاد بر عهده زوجين مي گذارد و در دليل دوم اين آيه مي فرمايد: « زيرا اگر غير از اين باشد، شما راه خيانت به خويشتن را در پيش مي گيريد» و اين قرائت نوين عمر از حکم خدا حاصلش اين مي شود که بگوئيم: حجاج از اول ماه ذي الحجه يا قبل از آن که وارد مکه مي شوند و قصد حج را دارند تا پايان ذي الحجه يا اواخر آن که اعمال حج به انتها مي رسد. از همسران خود فاصله گيرند و در محذوري واقع شوند که حتي ممکن است اعمال حج آنان را هم تحت الشعاع قرار دهد و موجب مشقت براي بعضي از آنان شود. او مي گفت: «ايها الناس ثلاث کنّ علي عهد رسول الله و انا أنّهي عنهنَّ و احرمهنَّ و اُعاقِب عليهنّ متعة الحج و متعة النساء و حي علي خير العمل». اي مردم سه چيز در زمان رسولخدا (ص) ]حلال [ بود که من شما را از آن نهي و حرام مي نمايم آن سه چيز را و اگر کسي مرتکب شود، عقوبت مي گردد و آن سه: متعه حج و متعه زنان و گفتن «حي علي خير العمل» در اذان است.

جاي تأمل است کسي که دم از نوگرايي و منورالفکري مي زد و احکام رسولخدا(ص) را مختص زمان حضرتش مي دانست چگونه از مردم مي خواست که به اين سنت براي ابد عمل کنند؟! و جاي تعجب بيشتر آنکه چنين شخصيتي که خود پا از گليم خويش بسيار درازتر نموده بود و مخالف شريعت حکم مي داد، به مردم مي گفت: اگر شما بخواهيد بر خلاف حکم من عمل کنيد، مورد تنبيه و عقوبت قرار مي گيريد.

و اين روش تمامي کساني است که مدعي هستند خوب مي فهمند و خيري را در آينه عقل خويش مي بينند که ديگران فاقد آن هستند و گهگاه کارشان به جايي مي رسد که متعرض کلام خدا و معصوميت رسولخدا (ص) مي شوند و از آنها هم جلوتر مي افتند لذا کلام وحي را به تأويل مي برند و گستره ورود خويش را به عرصه دين و بعضاً براي رسيدن به مقاصد و اهداف دنيوي خويش تا به جايي مي کشانند، که اجازه قرائت نوين و يا در صدد توجيه معرفت دين برآيند؛ تا شاهدي بر «يحرفون الکلم عن مواضعه» باشند. خط بطلاني بر آيات صريح قرآن مي کشند «و ما ينطق عن الهوي» را ناديده مي انگارند و کار به جايي مي رسد که کلام انسان کامل و رسول حق را به هجو و هذيان محکوم مي نمايند. و حال آنکه قرآن کريم اين نوع از توسعه و ترويج دين را دليلي بر عدم توانايي فکري و ضيق بودن دل و در تنگنا ماندن انسان معرفي مي نمايد و لذا مي فرمايد آنان که از مشرب وحي کناره گرفتند و از راسخون در علم دوري گزيدند و آنان که «في قلوبهم زيغ» است چيزي را دنبال مي کنند که حاصلي جز افتادن در فتنه و شبهات نيست لذا در صدد تاويل دين برمي آيند و حال آنکه « و ما يعلم تاويله الا الله و الراسخون في العلم».





نويسنده:عزت السادات ميرخاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان