بسم الله
 
EN

بازدیدها: 913

نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت اول

  1390/12/19
خلاصه: نقدي بر مقاله‎ي زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام-قسمت اول نوشته‎ي حاضر، نقدي بر مقاله‎ي «زن، حقوق و مکان اجتماعي او در اسلام» است و قصد دارد ديدگاه‏هاي «انسان نبودن زن»، «برتري ارزشي مرد بر زن» و «برتري ايماني مرد بر زن» را - که به ناحق به اسلام نسبت داده شده است - بررسي نمايد. در خلال اين بررسي‏ها روشن مي‎شود که مقاله مذکور، علاوه بر نگاه غرض آلود، به سبب عدم احاطه‎ي علمي به مباحث ديني به ويژه مباني روش‏شناختي اسلام، در دام برداشت‏هايي غلط از آيات و روايات و گاه تدليس و رعايت نکردن امانت علمي، گرفتار شده است. وي، اغلب بر روايات مخالف قرآن و يا از حيث سندي غير صحيح، اعتماد کرده است و بي‏توجه به محکمات، مقيدات و مخصصات آيات و روايات و غافل از ظرافت‏هاي ادبي زبان عربي، دست به استنباط از آن‏ها زده است. همچنين در بسياري از موارد، به جاي رجوع به قرآن و سنت، انديشه‏هاي عصري و قشري بعضي از عالمان غير متمسک به اهل بيت پيامبر – که يکي از دو ثقل نجات‏بخش از گمراهي‏اند – را مبنا قرار داده است.
مقدمه
تحقيق راجع به دين همانند ساير عرصه‏هاي دانش به‏طور معمول از مقداري خطا، کج فهمي و کوته‏نگري حتي از سوي عالمان مشهور، خالي نبوده و ميزاني از اين قصورها و تقصيرها به‏ويژه از سوي دين‏پژوهان متأثر از انديشه‏ها و گرايش‏هاي شخصي، قشري و عصري، ناگزير بوده است؛ اما غفلت و يا تخلف ناآگاهان و يا غرض‏ورزان از اصول روش‏شناختي، چيزي است که اين لغزش‏ها را از اندازه فزون مي‎سازد. اصول روش‏شناختي که پايبندي به آن احتمال لغزش را کم مي‎کند، برخي عام بوده و به عرصه‎ي تحقيقي ويژه‏اي اختصاص ندارد؛ مانند: بي‏طرفي در مقام داوري علمي و يا استناد به داده‏ها و شواهد علمي متقن؛ در عين حال هر عرصه‏اي از دانش – از جمله عرصه‎ي ديني - داراي اصول اختصاصي نيز هست.
برخي از اصول روش‏شناختي مختص به عرصه‎ي دين عبارت است از تفسير آيات متشابه بر اساس آيات محکم، اتخاذ نکردن عمومات، اطلاقات و منسوخات آيات و روايات بدون توجه به مخصص‏ها، قيود و ناسخ‏ها‎ي آن‏ها، اعتماد نکردن به روايات بدون سند قابل اعتماد و طرد روايات مخالف با قرآن حتي اگر از حيث سند‎ي صحيح باشند.
در نوشتار مورد نقد، بي‏توجه به قواعد روش‏شناختي، تلاش شده است تا تنها با ضميمه کردن بعضي داده‏ها، به هر زحمتي به اسلام اتهام زن‏ستيزي زده شود.
در نوشته‎ي حاضر تلاش مي‎کنيم ضمن بحث از بعضي موضوعات اساسي مورد شبهه در مقاله‎ي ذکر شده، نمونه‏هاي متعددي از خطاهاي روش‏شناختي نويسنده را برجسته کنيم. شبهات مطرح شده هرچند به صورت پراکنده و بدون نظم و نسق کافي است، ولي مي‎توان آن‏ها را در قالب موضوعات ذيل تدوين کرد:
الف) انسانيت زن
ب) زن در پيشگاه خدا (ارزش واقعي زن)
ج) مرتبه‎ي ايماني، معنوي و اخروي زن
د) زن و موضوع اصلاح‏پذيري
ذ) زن و موضوع عفاف
از ميان اين محورها، دو مورد اخير را در بخش دوم پي خواهيم گرفت.

اشکالات روش‏شناختي
بعضي از اشکالات روش‏شناختي مقاله‎ي مورد اشاره از اين قرار است:
1. استناد به روايات غير قابل اعتماد: بر خلاف قرآن کريم که به اجماع مسلمانان بي هيچ زيادت و نقصاني کلام خداست، رواياتي که به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) نسبت داده مي‎شود نه تنها از جعل و دروغ‏پردازي‏هاي عمدي از سوي افراد مغرض و يا ناآگاه در امان نبوده، بلکه به سبب عوامل مختلفي از جمله منع از تدوين احاديث به مدت حدود يک قرن و نيز محدويت تحميلي بر اهل بيت(ع) که حافظان اصلي احاديث پيامبر بوده‏اند، از اشتباهات غير عمدي نيز خالي نبوده است. بر اساس روايات متواتر، پيامبر اعظم و اهل بيت، وجود چنين مشکلي را تذکر داده‏اند؛ به‏عنوان نمونه، پيامبر(ص) فرمود:
«دروغ پردازي بر من بسيار است و به‏زودي افزايش مي‎يابد؛ پس هر کس به عمد دروغي را به من نسبت دهد، جايگاه او دوزخ باشد؛ پس هرگاه حديث به شما رسيد، آن‏را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنيد، سپس آنچه را موافق کتاب خدا و سنت من بود، تمسک به آن جوييد و به آنچه مخالف کتاب خدا و سنت من بود تمسک نجوييد.»[1]
همچنين امام صادق(ع) فرمود:
«حديثي را به ما نسبت ندهيد و نپذيريد مگر آن که موافق قرآن و سنت باشد و يا همراه آن شاهدي را از احاديث پيشين ما بيابيد؛ زيرا که مغيرة بن سعيد - که خداوند او را لعنت کند - در کتاب‏هاي اصحاب پدر من، احاديثي را وارد کرد که پدرم آن‏ها را نگفته است.»[2]
با توجه به وجود چنبن مشکلي در احاديث، معيارهايي براي تشخيص حديث صحيح از غير صحيح قرار داده شده است. يکي از اين معيارها، در ارتباط با سند حديث است که رجال و راويان حديث – که به طور زنجيره‏وار حديث را از پيامبر يا اهل بيت نقل کرده اند – همه بايد هم از حيث راست‏گويي و امانت‏داري و هم از جهت حفظ و ضبطِ درست و بدون فراموشي و اشتباه، افرادي قابل اعتماد باشند. معيار ديگر در ارتباط با متن و محتواي حديث است که يکي از اصول بنيادين آن که در روايات متواتر به آن اشاره شده، مخالفت نداشتن با قرآن است.[3] پس اگر حديثي حتي سند صحيحي داشته باشد، ولي مخالف قرآن باشد، قابل اعتماد نيست؛ زيرا به‏طور حتم اشتباهي در نقل حديث و يا اسم رجال حديث و مانند آن رخ داده است.
متأسفانه در مقاله‎ي نامبرده در موارد متعدد به رواياتي استناد شده که از حيث سند، غير قابل اعتماد است و يا با آيات قرآن تضاد دارد.
2. اعتماد بي قيد و شرط به صحيح بخاري و مسلم: از نظر عمده‎ي علماي اهل سنت (مکتب صحابه)، احاديث صحيح مسلم و بخاري مورد اعتماد است؛ ولي ديدگاه عالمان شيعه (مکتب اهل بيت) در اين باره متفاوت است؛ زيرا در اين دو کتاب اگرچه احاديث صحيح زيادي هست، لکن روايات مخالف با قرآن و سنت قطعي و نيز احاديث داراي سند ضعيف، تقطيع شده، موهن و مخالف عقل نيز در آن‏ها فراوان يافت مي‏شود.[4] در مقاله‏ي مورد بحث، نويسنده با مسلم پنداشتن آن‏ کتاب‏ها، عمده‎ي مستندات حديثي‏اش را از اين دو کتاب آورده و حتي در عمل، اين دو را بر قرآن ترجيح داده است به‏گونه‏اي که فقط در 6 مورد به‏طور مستقيم به قرآن استناد کرده است؛ ولي در 10 مورد، صحيح بخاري و مسلم مستقيماً مورد استناد قرار گرفته است.
3. محور قرار دادن اقوال و ديدگاه‏ها: دين همچون طبيعت، متعلق شناخت و کشف قرار مي‎گيرد. آراء و نظرات انديشمندان و نويسندگان درباره‎ي دين هرچند در صورت تخصص کافي و پايبندي و توانايي آن‏ها در به‏کارگيري اصول روش‏شناختي فهم دين مطمئن‏ترين راه دست‏يابي غير متخصصان، به آموزه‏هاي ديني است؛ ولي اين نظريات به‏ويژه در امور غير قطعي منسوب به دين، از احتمال خطا به دور نيست و به‏طور لزوم منعکس کننده‎ي موضع دين نخواهد بود؛ بنابراين در مقام بحث و تحقيق (و نه در مقام تقليد) خود اين آراء ارزش ذاتي ندارد و بايد مستندات و استدلال‏هاي آن ارزيابي شود.
متأسفانه در مقاله‎ي مورد اشاره تمرکز اصلي روي آراء و نظريات است، آن هم نظرات نويسندگان دست چندم و يا انديشمنداني – به طور عمده از اهل سنت - که تحت تأثير فرهنگ زن‏ستيزِ دوران جاهلي و روايات جعلي مطابق آن قرار دارند.
4. برداشت‏هاي سطحي: در نوشته‎ي مذکور اغلب از آيه و روايت و يا فرازي از آن‏ها بي‏توجه به ساير آيات و روايات و فرازهاي ديگر و غافل از قواعد زبان و لغت عربي و ظرافت‏هاي آن و بدون توجه به شواهد و قرائن لفظي و غير لفظي، برداشت‏هاي نادرست مي‎شود؛ به‏عنوان نمونه، نويسنده راجع به کلمه‎ي «عورة» که در زبان عربي داراي معاني و استعمال‏هاي متفاوت است، با مراجعه به فرهنگ لغت زبان فارسي، برداشتي غلط و موهن از روايات ارائه مي‎دهد.




نويسنده: سيد احمد هاشمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان