بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,716

حق طلبي زنان در شعر معاصر

  1390/12/6
خلاصه: حق طلبي زنان در شعر معاصر
مدت ها پيش برطبق عادت ، درخلوت خويش متني نگاشته بودم که موضوع آن پيرامون نقش زنان در شعر اجتماعي معاصر ايران بود . نه علاقه اي ، نه دليلي براي انتشار آن در خود نمي ديدم و آن دست نوشته نيز در کنار ساير اوراقِ ساعاتِ سکوت ، در گوشه اي آرميده بودند تا زماني که اتفاقي تلخ مرا مصمّم نمود تا به انتشار آن اقدام نمايم .


روزي براي تدريس درس حقوق تجارت در دانشگاه آزاد اسلامي حضور داشتم . کلاس درس تمام شده بود و در حال خروج از کلاس بودم که صداي بحث دو دانشجو در انتهاي راهرو توجه مرا جلب نمود. نمي دانم بحث آنان از چه زماني و به چه دليلي آغاز شده بود، اما جملاتي که مي شنيدم بسيار عجيب و تاثير گذار بودند .


- دانشجوي پسر، با حالتي پرخاشگرانه و عصبي به دانشجوي دختر مي گفت : شما زن ها در حيطه ادبيات ، هيچ حرفي براي گفتن نداريد! حتي يک شاعرِ زنِ موفّق در ايران وجود ندارد !!
- درپاسخ او دانشجوي دختر با حالتي منفعل و مستاصل مي گفت : پس پروين اعتصامي و فروغ فرخزاد چه کساني هستند ؟!


- پاسخ دانشجوي مونث ،طرف مقابل را قانع ننمود و آن فرد مذکر مطالبي را بر زبان جاري ساخت که به هيچ وجه تمايلي براي تکرار شان ندارم .
بسيار دلگير شدم اما سکوت را ترجيح دادم زيرا خود را مجاز براي ورود به حريم خصوصي وبحث دوجانبه¬ي آنان نمي¬ديدم .


درهنگام خروج از دانشکده ،مرتب با خود مي¬انديشيدم که چه کسي مسئوول اين حجم عظيم از ناآگاهي و جهل است .
قطعاً در پاسخ به اين سوال ، نخستين متهمي که به ذهن مي¬رسيد ، آن دانشجوي مذکر بود و يا در حالتي وسيع تر ، آن دانشجوي مونث که از پاسخ کامل تر و محکم تر عاجز مانده بود .


اما باگذشت اندک زماني و با آرام شدن و دور شدن از هيجان منبعث از شنيدن آن بحث و جدل ، دامنه¬ي متهمين وسيع تر شد . سيستم آموزشي کشور ، برخي استادان ادبيات در مدارس دوران راهنمايي و دبيرستان و حتي شخص خود را به دليل سکوت بي مورد درآن هنگام ، به جمع متهمين افزودم .


درهمان زمان تصميم گرفتم تا با قدري تغيير دردست نوشته هايم ، از برخي سايت هاي حقوقي تقاضا نمايم تا آنان را منتشر نمايند . عميقاً اميدوارم اين مطالب به بهانه¬ي بي ارتباطي ادبيات و حقوق از انتشار باز نمانند زيرا به جرأت مي¬توان گفت ادبيات و حقوق نزديک ترين رشته ها در ميان رشته هاي علوم انساني به يکديگر بوده و تصور جدايي يا حتي دوري اين دو رشته از يکديگر محال است .


از سوي ديگر با قاطعيت مي¬توان بيان کرد که بخش عظيمي از جامعه¬ي ايران از نقش پررنگ و غيرقابل انکار شعراي زن در تاريخ ادبي اين سرزمين نا آگاه و يا درخوش بينانه ترين حالت ، کم-آگاهند و اين خود مسئوليت وب سايتها و وبلاگهاي حقوقي را در آگاهي رساني و رفع تبعيض صد چندان مي کند.
يادآوري اين موضوع لازم و واجب است که بدانيم از قرن چهارم تا چهاردهم هجري، به صورت مستمر ، ما با شعراي بزرگ و موفق زن مواجه بوده و هستيم .


جداي از حضور نقش آفرين شعراي زن درتمام اعصار، قرن حاضر براي زنان ،قرني بي بديل بوده وحتي شايد بتوان با غرور و افتخار ادعا نمود که در تاريخ ادبي کشورمان ، قرن حاضر ، قرن زنان شاعر است . هر فرد اهل مطالعه اي که اندک سوادي در ادبيات داشته باشد به راحتي مي¬تواند حداقل از 10 شاعر بزرگ و موفق زن در قرن حاضر يادکند .


اما جاي بسي تعجب است که چرا برخي از دانش آموزان و دانشجويان ما از وجود اين سرمايه ها و مفاخر فرهنگي و ادبي در کشور مادري خود، تا اين اندازه بي اطلاع اند .
با توجه به کمبود مجال ، قطعاً‌ نمي¬توان به تمام شعراي بزرگ زن در اعصار مختلف تاريخي اشاره نمود . بنابراين ابتدا به صورت گلچين و فهرست وار به بيش از 20 بانوي شاعر ايراني اشاره مي¬شود و پس از آن وارد بحث اصلي مقاله ي حاضر مي¬شويم .



1- رابعه قُزداري يا همان رابعه بنت کعب (شاعر سده چهارم هجري)
2- مهستي گنجوي (شاعر اواخر سده پنجم و اوايل سده ششم هجري)
3- جهان ملک خاتون (شاعر سده هشتم هجري)
4- مهري هروي (شاعر سده نهم هجري)
5- رَشحِه بيگُم (شاعر دوران قاجار )
6- عالم التاج قائم¬مقامي ( شاعر اواخر دوران قاجار و اوايل دوران پهلوي )
7- زندخت شيرازي (شاعر اواخر دوران قاجار و اوايل دوران پهلوي )
8- پروين اعتصامي (شاعر اواخر دوران قاجار و اوايل دوران پهلوي )
9- فَخر عُظمي اَرغون (شاعر اواخر دوران قاجار و اوايل دوران پهلوي )
10- سيمين بهبهاني ( شاعر معاصر)
11- ترانه خلعتبري ( شاعر معاصر)
12- ژاله اصفهاني ( شاعر معاصر)
13- فروغ فرخزاد ( شاعر معاصر)
14- پوران فرخزاد ( شاعر معاصر)
15- پروين دولت آبادي ( شاعر معاصر)
16- شاداب وجدي ( شاعر معاصر)
17- شهربانو باوند ( شاعر معاصر)
18- لعبت والا ( شاعر معاصر)
19- ميمنت ميرصادقي ( شاعر معاصر)
20- توران شهرياري ( شاعر معاصر)
21- سپيده کاشاني ( شاعر معاصر)
22- رباب تمدن ( شاعر معاصر)
23- طاهره صفار زاده ( شاعر معاصر)
24- بتول اديب سلطاني (شاعر معاصر)
و


با عنايت به برخي محدوديت ها و با اعتراف به نقصان دانش ادبي خويش و با يادآوري اين نکته که ، شهرت برخي از شعراي بزرگ فوق، جهاني بوده و معرّف همگان مي¬باشند ، دراين قسمت تنها به بررسي موارد محدودي از اشعار حق¬طلبانه و اجتماعي 3 بانوي شاعر پرداخته مي¬شود. بانو عالم التاج قائم مقامي ، بانو فَخرعُظمي اَرغون ، بانو ژاله اصفهاني.



1- بانو عالم التاج قائم مقامي
اين بانوي فرهيخته از اقوام ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني، صدر اعظم مشهور دوران محمد شاه قاجار بود . از اين رو در خانواده اي اصيل و فرهنگ دوست پرورش يافت. ايشان درحدود سالهاي 1259 تا 1322 خورشيدي زيستند و با تخلص "ژاله" در عالم ادبيات و شعر درخشيدند. در دوران معاصر به جرأت مي¬توان عالم التاج قائم مقامي را نخستين شاعر زني دانست که با زباني صريح ، از دردهاي زنان جامعه¬ي خود پرده برداشت و بسياري از سنت هاي زن ستيز جامعه¬ي عقب افتاده¬ي آن زمان را به باد انتقاد گرفت .


با نگاهي ¬به اشعار او به راحتي مي توان به اين نکته پي برد که اصلي ترين دغدغه هاي اين بانوي فرهيخته، رفع تبعيض از زنان ، عدالت جويي و مبارزه با سنّت هاي غلط موجود در جامعه بوده است. جالب اينجـاست که بدانيـم چنــد سال پيش از فراگيــر شدن تب مشروطه خواهي و عدالت طلبي در جامعه ي روشنفکري آن زمان ، اين بانوي آزاد انديش در اشعار خود به روشني و وضوح با تبعيضات و بي عدالتي ها به مبارزه برخواسته بود .
دراين بخش ، به دليل محدوديت حجم مقاله ، تنها به دو نمونه از اشعار ايشان مي¬پردازيم :



گفـت وگو از زيـستن کردم ولـي

فـــرق دارد زيستــن با زيستــن


جانِ خواهر، اخـتلافي بس بزرگ

بود و هست از زيــستن تا زيستن


مر زنان را بهـر عشـرت هاي مرد

هيــچ حقـي نيــــست الاّ زيستن


سگ صفت با زشت و زيبا ساختن

گربـــه وش با پيـر و برنـا ساختن


زيستــن با قيــد ها ، با شرط ها

قصه کوته ، با دو صد (( ها)) زيستن



همان طورکه ملاحظه شد در عصر تاريک قاجار، اين زنِ آزاده بر مي¬خيزد و اين چنين به بي عدالتي ها و معادلات نادرست موجود در جامعه¬ي آن زمان مي¬تازد و خواهران و هم جنسان خود را به تفکر وا مي¬دارد .
درجايي ديگر با شهامت و جسارت به پديده ي قتل هاي ناموسي حمله مي¬کند .

همان طورکه مي¬دانيم درحدود يک صد سال پيش در جامعه¬ي ايران، به دليل بي سوادي گسترده ، معضلاتي چون قتل هاي ناموسي بسيار گسترده تر و چشم گير تر از زمان حال بود و اگرچه درآن زمان اين موضوع به صورت قانوني مکتوب وجود نداشت ، اما در عرف و در ميان مردم شيوع بسيار گسترده اي داشت. از اين رو شاعر شجاع ما در اين باره مي گويد :


مرد اگر مجنون شود از شور عشق زن رواست

زانکه او مرد است وکارش برتر از چون و چراست


ليک اگر اندک هــوايي در سـر زن راه يافت

قتل او شرعـاً‌ هم ار جايـز نشد ، عرفـــاً‌ رواست



گمان مي¬کنم اشاره به همين مختصر ، براي نشان دادن عظمت اين بانوي فرهيخته کافي باشد و اميد است که ديگران درخصوص او بيشتر و بهتر بنگارند .


2- بانو فَخرعُظمي اَرغون
به راستي جاي شگفتي است که چرا تاکنون تحقيقي جامع وکامل، درقالب يک کتاب مستقل ، درخصوص اين اَبَر بانوي ايراني به عمل نيامده است !


اين بانوي فرزانه و دانشمند ، درعصري که اکثريت قريب به اتفاق زنان ايران به دليل برخي قيود ، قادر نبودند به تنهايي شرق به غرب شهر خود را طي کنند ، ازطرف خانواده¬ي آزاد انديش خود براي تحصيلات عاليه به سوئيس فرستاده شدند .يعني در اواخر عصر قاجار ! در سوئيس پس از آموختن زبان فرانسه به تهران بازگشتند و با ورود به مدرسه¬ي عالي آمريکاييان درتهران، با زبان و ادبيات انگليسي نيز آشنا شدند . عشق به علم آموزي موجب شد تا پس از آن به فراگيري زبان عربي ، فقه و برخي علوم اسلامي نيز بپردازند .


درکنار اين علوم از هنر نيز غافل نماندند و در نواختن تار به درجه استادي رسيدند . ايشان درطول عمر پربارخويش ،يعني در فاصله سالهاي 1277 تا 1345 خورشيدي، درنقش هاي گوناگوني چون شاعر، سخنران ، مترجم ، نويسنده و مبارزِ اجتماعي به روشنگري پرداخته و قطعاً ‌درعصر خود جزو پيشروترين زنان ايران ، بلکه سراسرخاورميانه بودند .


اين بانوي فاضل و آزاده نيز از خود اشعاري اجتماعي و حق طلبانه به يادگارگذاشته اند که¬ نگارنده درحد سواد اندک خويش به مختصري از آنان اشاره مي¬نمايد .


متأسفانه همان طور که مي¬دانيم در روزگاري نه چندان دور، درجامعه¬ي ما مرسوم بود که زنان را با القاب زشتي چون (ضعيفه) ياد¬کنند . پاسخي¬که اين بانوي حکيم به اين رسم ارتجاعي ميدهد ، بسيار زيرکانه و دندان شکن است. ايشان در شعري مي¬فرمايند :


صبا ز قول من اين نکته را بپرس از مرد

چرا ضعيفه در اين مملکت نام من باشد



اگر ضعيفه منم ، از چه رو به عهده¬ي من

وظيـفه¬ي پـرورش مـــرد پيلتــن باشد

و درجايي ديگر براي مبارزه با جهل و بي سوادي که ريشه¬ي تمام مصيبت هاست، زنان جامعه¬ي آن زمان ايران را اينگونه به علم آموزي تشويق مي نمايند :

جمال زن ، نه همين زلف پرشکـن باشد

نـــه عارض چوگــل و غنچــه ي دهــن باشد


بکــوش اي زن و برتن زعلـــم ، جامه بپـوش

خوش آن زمان که چنين جامه ات به تن باشد

به چشم "فخري" ،دانش ز بس که شيرين است

هميشـه درطلبش همچــــو کــوهکــن باشد


قطعاً‌ شجاعت و جسارت اَبَر زناني چون بانو فَخرعُظمي اَرغون ، نه تنها در رفع تبعيض عليه زنان موثر بوده ، بلکه در مقياسي وسيع تر، در بسط و گسترش عدالت خواهي در سراسر جامعه نيز اثرگذار بوده است .
3- بانو ژاله اصفهاني
دکتر ژاله اصفهاني در سال 1300 خورشيدي در اصفهان متولد شد و84 سال پس از آن در لندن و در غربت درگذشت و درطول اين مدت از او بيش از 10 دفتر شعر منتشرشده است و به دليل مضمون اشعارش ، درميان اهل شعر و ادب به (شاعر اميد) شهرت يافته است .چراکه اميد به آينده اي بهتر و تلاش وکوشش براي ساختن فردايي نيکوتر ، در اکثر اشعار او ديده ميشود .
با توجّه به اين که ايشان از دانشگاه مسکو در رشته ادبيات فارسي به درجه¬ي دکترا نايل آمده بودند ، پژوهش هاي بسيار ارزنده اي نيز دراين رشته از خود برجاي گذاشته اند که به دليل بي ارتباطي پژوهش¬هاي مذکور با عنوان مقاله¬ي حاضر، به آنان پرداخته نمي¬شود ، اما به دو نمونه¬ي مختصر از اشعار اين شاعر مي¬پردازيم .
در ديوان اشعار اين شاعر بزرگ، شعري وجود دارد با عنوان (( بگو اي رود )) .دراين شعر زيبا، شاعر با صدايي رسا به کشتار انسان ها درگوشه گوشه¬ي جهان مي¬تازد و آن را محکوم مي¬کند. در بخش پاياني اين شعر چنين آمده است :

بگو اي رود توفاني
بگو اي شاهدِ صدها نسلِ انساني
دراين دنيا
گناهي هست شرم آور تر از کشتار انسان ها ؟


دربخش ديگري از ديوان اشعار او ، شعري عميق و زيبا ديده مي شود تحت عنوان (( نيشخند )) . با وجود اينکه شعر مذکور سالها پيش سروده شده است ، اما کاملاً ‌با زمان حال و تحولات جهان عرب همخواني دارد . دراين شعر پرمحـتوا، شاعـر، ديکتاتـورها را به باد انتـقاد مي گيرد و آنان را افرادي بي منطق معرفي مي¬نمايد . با توجه به اينکه در مدت زماني کمتر از يکسال شاهد سقوط چهار ديکتاتور به ترتيب در تونس ، مصر ، ليبي و يمن بوده ايم ،يادآوري بخش کوچکي از اين شعر جالب توجه است.


اگر خودکامگان
بد و خوب خود را مي¬ديدند
درطلوع خويش
غروب خود را مي¬ديدند


و در ادامه اين شعر ، شاعر با پرداختن به گفتگويي ميان ماري آنتوانت و لويي ، يعني آخرين ملکه و پادشاه فرانسه ، کم خردي و جهل آنان را به تصوير مي کشد و با حالتي طنزگونه ، آنان را به سخره مي گيرد .
در پايان اين مقاله تمايل دارم تا به بخشي از کنوانسيون حقوق کودک که مرتبط با بحث حاضر بوده و دولت جمهوري اسلامي ايران نيز بدان پيوسته است ،اشاره نمايم :
ماده 29 اين کنوانسيون براي آموزش و پرورش درکشورهاي جهان 5 هدف ¬را مشخص نموده و
مي¬گويد آموزش و پرورش زماني موثر و مفيد است که به اين اهداف دست يابد .در بند 4 از ماده 29 اين کنوانسيون چنين آمده است :
کشورهاي عضو، اتفاق نظر دارند که آموزش افراد زير 18سال بايد در راستاي اهداف زير باشد :
آماده سازي کودک براي يک زندگي مسئولانه در جامعه اي آزاد و با روحيه¬ي تفاهم ، صلح ، مدارا ، مساوات بين زن ومرد ، دوستي ميان همه مردمان ، گروه هاي قومي ، ملي و مذهبي و افرادي که منشاء بومي دارند.
اميد است تا از اين پس در کتب درسي کودکان ما ، در مقاطع دبستان ، راهنمايي و دبيرستان ، بيش از پيش به نقش زنان درعرصه هاي گوناگون اجتماعي پرداخته شود تا ديگر شاهد بي اطلاعي و عدم آگاهي نسبت به نقش پررنگ زنان درعرصه هاي فرهنگي و اجتماعي ، در ميان برخي از جوانان نباشيم.




نويسنده:سوده حامدتوسلي-وکيل پايه يک دادگستري و عضو هيئت علمي دانشگاه
دي 1390 خورشيدي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان