بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,047

تاريخچه حجاب در اسلام-قسمت اول

  1390/12/1
خلاصه: تاريخچه حجاب در اسلام-قسمت اول حجاب به معناى پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم از احکام ضرورى دين اسلام است. در اديان الهى ديگر از جمله آئين زرتشت، يهود و مسيحيت نيز اين حکم با تفاوتهايى وجود دارد. در سرزمينى که اسلام در آن ظهور کرد زنان با صورتى گشاده و گريبانى چاک در معابر آمد و شد مى کردند. برخى نويسندگان چنين اظهار نظر کرده اند که پوشش اسلامى نتيجه تعامل فرهنگى بين اعراب و ايرانيان و روميان است و در نتيجه، اسلام نسبت به چگونگى حضور زن در برابر نامحرم قانونى خاص ندارد و آن چه امروز به صورت دستورى شرعى در آمده، مستندى شرعى ندارد. اين مقاله به تحقيق درباره صحت و سقم اين نظر مى پردازد.
مقدمه

صرف نظر از مباحثى چون ادله حجاب، محدوده حجاب اسلامى، فلسفه آن و مباحث ديگر، يکى از مباحث لازم در اين باره، بررسى پيشينه اين حکم است; به اين معنا که آيا اسلام خود قانون و دستور خاصى براى پوشش زنان در برابر مردان نامحرم ارائه داده است يا نه، رسم موجود بين بانوان مسلمان ريشه اى ديرينه دارد؟ ضرورت طرح اين بحث از آن جا ناشى مى شود که برخى مدعى شده اند: «ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام شد»2 و معتقدند که «حجاب رايج ميان مسلمانان عادتى است که از ايرانيان، پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت کرد». برخى ديگر نيز گفته اند: «حجاب از ملل غير مسلمان روم و ايران به جهان اسلام وارد شده است».3 اين مقاله در صدد کشف اثبات اين مسئله است.

مفهوم شناسى

قبل از ورود به بحث لازم است معناى واژه حجاب و مقصود از حجاب بيان شود.

مفهوم لغوى حجاب

به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدى و به معناى در پرده قرار دادن به کار مى رود. ابن دريد مى گويد: «حجبت الشىء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس فى السحاب اذا تستترت فيه.4 حجاب، پوششى است که روى شىء را فرا مى گيرد و حجاب يعنى پرده...، زمانى که خورشيد در ابر فرو مى رود عرب مى گويد: احتجبت الشمس فى السحاب». فيومى اين واژه را چنين توضيح مى دهد:

حجب فعلى متعدى است و به معناى مانع شدن به کار مى رود. به پرده، حجاب مى گويند، زيرا مانع از ديدن است، و به دربان، حاجب گفته مى شود، زيرا وى مانع از ورود افراد است. اين واژه در اصل بر موانع جسمانى اطلاق مى گردد، ولى برخى مواقع به موانع معنوى نيز حجاب گفته مى شود.5

از گفتار اهل لغت مى توان نتيجه گرفت که در زبان عرب، حجاب به پوششى گفته مى شود که مانع از ديدن شيئى پوشانده شده مى شود. شهيد مطهرى نتيجه تحقيقات لغوى خود را درباره اين واژه، چنين بيان مى کند:

کلمه حجاب هم به معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب، بيشتر استعمالش به معنى پرده است. اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد که پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست; آن پوشش حجاب ناميده مى شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.6

اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناى لغوى به کار رفته و معناى خاصى پيدا نکرده است.7 شهيد مطهرى مى فرمايد:

در قرآن کريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مى کند: «حتى توارت بالحجاب» يعنى تا آن وقتى که خورشيد در پشت پرده مخفى شد. تعبير حجاب با همين معنا در آيه 51 سوره شورى و نيز در آيه 53 سوره احزاب به کار برده شده است... . در دستورى که امير المومنين(عليه السلام) به مالک اشتر نوشته است مى فرمايد: «فلا تطولن احتجابک عن رعيتک» يعنى در ميان مردم باش کمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان کن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.8

مفهوم اصطلاحى حجاب

حجاب در علومى چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصى دارد9اما در مسئله مورد بحث اين نوشتار که مسئله اى فقهى است داراى معناى خاصى نيست. اين واژه در فقه در معناى لغوى خود که همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به کار رفته و معناى جديدى براى آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناى اصطلاحى خاصى پيدا کرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهرى در اين باره مى فرمايد:

استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدى است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه ستر که به معنى پوشش است به کار مى رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة10 و چه در کتاب النکاح11 که متعرض اين مطلب شده اند کلمه ستر را به کار برده اند نه کلمه حجاب را. بهتر اين بود که اين کلمه عوض نمى شد و ما هميشه همان کلمه پوشش را به کار مى برديم، زيرا چنان که گفتيم معنى شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده که عده زيادى گمان کنند که اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمايى نپردازد. آيات مربوطه همين معنى را ذکر مى کند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به کار نرفته است. آياتى که در اين باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذکر کرده است بدون آن که کلمه حجاب را به کار برده باشد. آيه اى که در آن کلمه حجاب به کار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.12

معناى اصطلاحى جديد اين واژه، عبارت است از پوششى که زن در برابر نامحرمان بايد استفاده کند و از جلوه گرى و خود نمايى بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناى اصطلاحى مورد نظر است، نه پرده نشينى زنان. ترديدى نيست که حجاب در اين اندازه يکى از احکام مشترک اديان ابراهيمى13 و از احکام ضرورى اسلام بوده و همه طوايف اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند.




نويسنده:اسدالله جمشيدى





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان